تبليغاتX
خبرنامه تشکل دانشجویان اصلاح طلب

 

 

 

 

 


آرشیو ماهانه
 

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

 

 


 
   گاف بزرگ وزارت کشور؛ در 24میلیون رای مردم هیچ رای باطله ای وجود نداشت!

 

 
 

 برای ورود به سایت میر حسین موسوی روی تصویر احمدی نژاد کلیک کنید !

این مطلب پیش از انتخابات منتشر شده بود :

 آمادگی اطلاعاتی و امنیتی وزارت کشور برای تغییر آرای مردم

 

استان تهران - خرداد نو- ستاد انتخابات کشور در خیابان فاطمی ، طبقه زیر زمین ساختمان آجری وزارت کشور

 قرار دارد، یک پله مانده به آخر این زیر زمین مجلل اما زندان گونه، 2 راهرو یکی به سمت راست (راهرو غربی منتهی به ستاد انتخابات کشور) و دیگری به سمت چپ ( راهرو شرقی) قرار دارد که ابتدای این راهرو شرقی آبدارخانه است . این مسیر منتهی شده به آسانسور مخصوص وزیر ، معاونین و میهمانان ویژه . دقیقا 25 متر آنطرف تر، سمت راست نمازخانه ای کوچک با گنجایش 40 الی 50 نفر است که با پارچه ای ضخیم، بخش آقایان را از خانم ها جدا کرده است.

هم چنین بغل نمازخانه، اتاق دوم مونیتورینگ کل ستاد انتخابات و روبروی آن رستوران آقایان با دو ردیف میز و صندلی در امتداد هم قرار دارد که قادر است هم زمان به 30 نفر سرویس دهد، 20 متر جلوتر نیز سلف سرویس ویژه خانم ها با 15 صندلی و یک میز غذاخوری بزرگ قرار دارد.

سرتاسر این راهرو به همراه جایگاه هایی که نام برده شد در اردیبهشت ماه 88 تعمیر و رنگ کاری شد .در همین راهرو 50 متری با عرض ده متر دوربین مداربسته دیجیتالی به همراه شنود پیشرفته در اواخر اردیبهشت ماه 88 کار گذاشته شد . در آبدارخانه و نمازخانه ستاد انتخابات، دوربین های بسیار پیشرفته همراه با شنود به ابعاد یک سانتیمتر و یا کمتر در جاهایی همرنگ با سقف که چشم متخصصان حرفه ای نیز به سختی قادر به تشخیص آن است ( در اواخر اردیبهشت 88) کار گذاشتند.

اما در بخش ورودی راهرو غربی منتهی به ستاد انتخابات کشور، دو آسانسور برای ایاب و ذهاب کارکنان وجود دارد و چند متر آنطرف تر " اتاق ویژه اطلاعات و آمار" یا به تعبییری درست تر " اتاق تجمیع برای تغییر آراء ملت " به ابعاد 100 متر مربع، پارتیشن بندی شده قرار دارد که درون آن 5 الی 7 نیروی متخصص جوان با میانگین سنی 25 سال بدون هویت، به جای مدیران و کارشناسان رایانه و آمار با سابقه وزارتخانه که سالیان درازی بود مسئولیت آمار آن بخش را عهده دار بودند، جایگزین شدند . رییس این نیروهای ناشناخته، بر عهده مردی میانسال ظاهرا " ساده، اما متخصص در امور برنامه ریزی رایانه ای به نام سید حسن میر دامادی است که مورد توجه ویژه و فوق العاده وزیر کشور قرار گرفته است. اگر این نام مستعار نباشد( نامبرده از مدیران انفورماتیک وزارت اطلاعات است که در انتخابات قبلی نیز حضور داشت) بقیه افراد، تقریبا 3 ماه است که به وزارت کشور آمده اند. اما نه تنها هیچ کدام از کارشناسان ستاد انتخابات کشور آنان را نمی شناسند، بلکه اوراق شناسایی در سیستم اداری وزارت کشور نیز ندارند، اما شواهد نشان می دهد، آنان فوق العاده متخصص به برنامه های سخت افزاری و نرم افزاری هستند. این جوانان نو رسیده جویای پست، منزلت و ثروت، همچون نیاکان خود هکرهای قوی هستند که نفوذ به درون اتاق بسیار حساس، با قفل های رمزی و حسی همراه با دوربین های پیشرفته و آژیرهای اعلام خطر، همان قدر مشکل است که قصد داشته باشی به افکار شان برای گرفتن اطلاعات رجوع کنی؟ این متخصصان جوان کم حرف، گوشه گیر و حرفه ای ، قصد دارند سرنوشت چهار سال آینده کشور را در این اتاق رقم زنند.

اطلاعات دریافتی حاکی از آن است که این نخبگان جوان مشغول بازی با آراء فرضی و بازخوانی لحظه ای مطالب رایانه های کارشناسان ستاد انتخابات و بعضا برنامه ریزی برای قطع یا کند کردن سرعت اینترنت، هک یا کند کردن ارسال داده های برخی از پایگاه های S.M.S سرور و پیامدهی، تلفن های موبایل و همچنین برخی از سایت های انتخاباتی به کمک عوامل وزارت ارتباطات و اطلاعات هستند، تا در پایان شب 22 خرداد ماه 88 آمارهای انتخاباتی از قبل مهیا شده را که از واقعیت به دور، اما به لحاظ فنی ایراد کمی بر آن وارد است، اعلام نمایند که این عمل ماکیا ولی با قواعد آماری و ریاضی در جداولی در حال تنظیم است، تا در شامگاه 23 خرداد ماه سال 88، تیتر صفحه آول برخی روزنامه ها که همواره از امدادهای غیبی با خبرند، شود.

اما در بخش غربی ، یا دالان اصلی ستاد انتخابات کشور، دوربین های فوق مدرن، لحظه به لحظه از کارشناسان و اصولا هر جنبنده ای که وارد ستاد انتخابات می شود، فیلم و عکس تهیه می کند . برای ورود باید دارای کارت مخصوص و یا از طریق بازرسی با دفتر مدیر کل ستاد انتخابات، هماهنگ شوید و لا غیر. در زمان ورود به ستاد انتخابات، اتاق های پارتیشن بندی شده شیشه ای را مشاهده می کنید که یادگار انتخابات آزاد و شفاف سال 84 دولت اصلاحات است، هر چند که وزیر میلیاردی دولت محرومان ، با اولین حضور در ستاد انتخابات سعی کرد این فضای شفاف را تبدیل به کدر و بلوکی کند، اما در تصمیم دیگری، این چنین بیان شد که میتوان با کار گذاشتن دوربین های مداربسته پیشرفته، همچون زندان های مدرن غربی، اوضاع را بهتر کنترل نمود.

سمت راست این سالن تمیز و شیک ، دو اتاق 30متری " تو در تو" متعلق به هیات بازرسی انتخابات کشور است که رئیس آن را نیز وزیر کشور منصوب کرده است . این یادآور تسلسل در برخی دیگر از مراکز قدرت است که همدیگر را در دنیای شطرنج سیاست پوشش می دهند. بعد از آن اتاق 20 متر مربعی، بخش حقوقی است که به جز دو کارشناس خموش و ساکن در آن کسی نیست، چون رئیس ستاد انتخابات کشور اصولا نیازی به اجرای قانون ندارد، این اتاق نیز صرفا برای دکوراسیون دوربین های تلویزیونی و خبرنگاران رسانه های جمعی، که تا کنون مشاهده نشده اند ، گذاشته اند. به راستی کجایند این ارکان چهارم دمکراسی؟ در روبروی بخش بازرسی، اتاق 60 متری " گروه های استانی" است که شنیده شده از 12 کارشناس آن، بیش از نیمی از خویشان مقامات اجرایی و نظارتی هستند. اینان نیز از چند ماه قبل وارد وزارت کشور شدند، اما بلافاصله مقدمات استخدامی آنان فراهم شد، بر خلاف تقاضای مدام صدها کارشناس خبره و توانمندی که سالیان درازی است در وزارت کشور به صورت پروژه ای مشغول کارند و هیچ امنیت شغلی ندارند.
جنب اتاق حقوقی، 20 متری ، حراست با سه کارشناس قرار دارد که بعضا معاون انسانی مدیر کل( از نیرو های وزارت اطلاعات)،حالات روحی و روانی کارشناسان ستاد انتخابات را از نزدیک وارسی می کنند.

اما در انتخابات قبلی ، کار اصلی اتاق حراست، حفاظت از ستاد انتخابات و مونیتورینگ بود، ولی اکنون کار مونیتورینگ ستاد انتخابات به درون اتاق وزیر در طبقه 19 و اتاق بغل نمازخانه ستاد منتقل شده است. اما مهمترین اقدام اتاق حراست ستاد انتخابات، برگزاری کلاس های حفاظتی و مراقبتی با مدرسی از وزارت اطلاعات بود که برخی دروس امنیتی و حفاظتی را برای همه کارشناسان ستاد انتخابات به مدت بیش از دو هفته به صورت فشرده در سالن 60 نفری وزارت ، بعضا به صورت فیلم برگزار کردند. این مدرس وزارت اطلاعات همواره تاکید می کرد که با هیچ خبر نگار یا حتی کارشناسی در حوزه های ستاد انتخابات مراوده کلامی نداشته باشید! تلفن های خود را همواره در ستاد انتخابات خاموش نگه دارید! هیچ مطلب انتخاباتی در منزل یا پیش فرزندان یا حتی خانم تان مطرح نکنید!.. وی آن قدر وسواس در کارشناسان ستاد انتخابات ایجاد کرد که فکر می کردی دوست صمیمیت هم شاید جاسوسی موساد، سیا یا کا گ ب باشد.

به هر حال ، مدار اصلی همه دوربین های ستاد انتخابات کشور که قبلا در کنترل اتاق حراست قرار داشت، اکنون در چند بخش یاد شده قرار دارد.

روبروی دفتر حراست، دفتر و بایگانی نامه ها و مکاتبات فوق سری و محرمانه ستاد انتخابات کشور قرار دارد که بعضا برخی مکاتبات به هیچ عنوان از طریق سیستم اداری ارسال نمی شود. به هر حال ارسال این نامه ها هم چون خود تفکر آقایان سنتی است.

در این اتاق تقریبا 40 متری 8 خانم نوجوان و جوان محجبه و کاملا محتاط ، از فامیل های هیات نظارت و اجرایی هستند که اکنون مهمترین رسالتشان اطاعت محض و اجرای منویات مدیران هیئت نظارت و اجرایی است، تا آزاد اندیشی و آزادگی و صیانت از آراء مردم.


اتاق بغل دفتر رئیس ستاد انتخابات ، اتاق پشتیبانی است که همواره انواع تنقلات، بستنی ها و اولین میوه های نوبر شامل: پرتغال، سیب و موز و انگور با انواع مارک های خارجی، چندین نوبت برای خواص، یک نوبت هم در عصر برای کارکنان ستاد می آورند، تا این دم آخر ، شاهد عدالت محوری ارزشی باشند.

چسبیده به اتاق پشتیبانی ، اتاق روابط عمومی یا به اصطلاحی واضح تر " روابط بی عموم" قرار دارد که این اتاق نیز همواره سرد و بی مزاج است، بر خلاف انتخابات نهمین دوره ریاست جمهوری که مسئولین وقت وزارت کشور سرتا سر ستاد انتخابات را به جولانگاه رسانه های جمعی داخلی و خارجی رفت و آمد های روسای احزاب شخصیت های راست و چپ و نمایندگان مجلس تبدیل کرده بودند و عملا شفافیت و کلام رهبر فقید :" میزان رای ملت است" را با قرار دادن مونیتورینگ آراء در وسط ستاد انتخابات معنا بخشیده بودند، اما این بار در دولت به اصطلاح عدالت محور و ارزشی ، شاهد فضایی سلولی، بی روح و کسل کننده در ستاد انتخابات کشور هستیم. شاید آقایان معنای عدالت و ارزش را با فریب و دروغ جا به جا کرده اند؟

اکنون مدیران ستاد انتخابات به همراه دیگر مدیران به اصطلاح ارزشی ، مشغول رتق و فتق امور سری هستند تا بنا بر افشاگری اطلاعیه ای ، احمدی نژاد را از درب پشتی به مردم قالب کنند، اما روبروی این دفتر غیر پاسخگو، اتاق مستطیلی شکل دیگری از کارشناسان امنیتی ستاد انتخابات قرار دارد که معمولا این اتاق ، سر ظهر برای صرف ناهار و عصرها برای تناول میوه شلوغ می شود!! اما از آنجا که روسای امنیتی و کارشناسان آن معمولا " از ورود به حوزه های سیاسی منع شده اند، بنابراین اطلاعاتی در زمینه انتخابات ندارند!!
اما باید توجه داشت که سرتاسر ستاد انتخابات کشور، اکنون به حوزه امنیتی تبدیل شده است و برای همه کارشناسان ستاد انتخابات ، دقیقا محرز است که اعمال روسا اجرایی و نظارتی ستاد انتخابات کشور که پی در پی ، تذکر سکوت و خاموشی را به کارکنان وزارت کشور سر می دهند، دقیقا بر خلاف بیانات مقام معظم رهبری است که : " پایه نظام همین انتخابات است...مردم سالاری دینی با شکست، حضور و اراده مردم در انتخابات شکل می گیرد.. انتخابات سرمایه گذاری عظیم ملت ایران است همچون سرمایه گذاری در بانک ".

در چنین اوضاع و احوالی که همه امکانات ملی، رسانه ای ، مالی و دیگر مواردی که نام برده شد، برای پیروزی جریان حاکم، مهیا شده و شرایط به شدت غیر منصفانه و جهت دار است، پیشنهاد می شود، ناظرانی از کمیته صیانت از آراء ملت که گفته شده نمایندگان شان در پای صندوق های رای نیز حضور دارند به همراه نمایندگانی از مسئولین بازرسی بیت رهبری و سازمان بازرسی کل کشور با حضور در ستاد انتابات کشور بر حسن اجرای دقیق و قانونمند انتخابات و مهم تر از آن بر " تجمیع آراء مردم" نظارت جدی به عمل آورند.

مطلب دوم :

گاف بزرگ وزارت کشور؛ در 24میلیون رای مردم هیچ رای باطله ای وجود نداشت  

بنا به این گزارش، مجموع تعداد آرای اعلام شده برای چهار نامزد انتخاباتی در آمار اعلام شده توسط وزارت کشور دقیقا با مجموع آرا برابر است و این مسئله به این معنا است که باطله در صندوق های شمارش شده وجود نداشته

وزارت کشور و تعدادی از افرادی که در زیرزمین این وزارتخانه نشسته و آراء احمدی نژاد را به جای مردم می نویسند یک گاف بزرگ دادند.

به گزارش خبرنگار سلام، کامران دانشجو که از نیمه شب به این سو و زمانی که هنوز مردم در صف های طویل رای گیری بودند به مردم آراء را اعلام می کرد تا زمان مخابره این خبر(4:30صبح روز شنبه) تعداد کل آراء صندوق ها را اعلام نمود اما تا زمانی که 24میلیون رای را هم خواند و رئیس جمهور شان را نیز به مردم تحمیل کردند هیچ نشانی از آراء باطله نبود.

بنا به این گزارش،  مجموع تعداد آرای اعلام شده برای چهار نامزد انتخاباتی در آمار اعلام شده توسط وزارت کشور دقیقا با مجموع آرا برابر است و این مسئله به این معنا است که  باطله در صندوق های شمارش شده وجود نداشته یا در مجموع آرا محاسبه نشده است.

 


 

لینک مطلب | شنبه 23 خرداد1388 ساعت 15:38 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   lما پیروزیم...

 

 
 

این ما بودیم و هستیم، پیروز و بی‌شمار؛ مصمم بودیم و با اراده، با فریادهای مرگ بر دیکتاتور که ایران را به لرزده در آوردیم. ما پیروزیم،؛ چه برنده‌ی این انتخابات باشیم، چه در آن رای نیاوریم. چه احمدی‌نژاد دروغ‌گو دوباره سایه‌ی دروغ‌اش را بر ایران بگسترد، چه کسانی که با احساسات و موج‌سواری پیش آمده‌اند.
در هر صورتی ما پیروز انتخاباتیم؛ این ما هستیم. منسجم، مصمم، با مطالبات جسورانه و بدون چشم بند. این ما بودیم و هستیم، به دور از هیاهوی سبز. ما که پس از سه دهه شعار "حجاب اختیاری" را در سطح شهر تهران فریاد کردیم. ازحقوق زنان، دانشجویان، کارگران، معلمان، اقوام و اقلیت ها گفتیم و فریاد "مرگ بر دیکتاتور" ما، تهران را به لرزه درآورد.
بازی انتخابات را بردیم؛ زیرا مطالبات جامعه را در همه جا حتا در خیابان‌ها فریاد کردیم. ما بی شمار بودیم. مهم برای ما انتخابات نبود، چرا که می دانستیم و می‌دانیم هر که بر روی کار آید باز هم باید در مقابل چرخه‌ی قدرت بایستیم و باز هم باید خواسته‌های‌مان را فریاد بزنیم، اما این بار با کسی فریادهای‌مان را زدیم که از درون حکومت آمده بود و هم‌صدا با ما شده بود.
مهدی کروبی که حقوق زنان و دانش جویان و کارگران و معلمان و بهاییان و... را همراه ما فریاد زد و همراه ما ایستاد. ما پیروز این انتخاباتیم چرا که ثبات داشتیم و رای‌مان از اعتقاد‌ها و خواسته‌های‌مان برخاسته بود. رای ما از جنس ترس نبوده و نیست. نه از احمدی‌نژاد می‌ترسیم نه از هیچ یک از هزاران دیکتاتوری که این‌روزها ایران را درنوردیده‌اند. رای ما از جنس شجاعت است و به این رای می‌بالیم.

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 21 خرداد1388 ساعت 20:0 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   یکصد امضا از طرف فرزاد کمانگر به کمپين یک میلیون امضا

 

 
   

نامه‌ای ديگر از فرزاد كمانگر می‌رسد.

1 گويی هر از گاهی با نگاشتن اين نامه‌ها از كنج زندان می‌خواهد به يادمان بياورد اسارت خويش و مسئوليت ما را. كه او در بند است و چنان خروشان و ما آزاديم و چنين خموش. نامه اين‌بار روايت‌گر عشقی‌ست كهنه اما زنده كه يادش طی تمامی اين سی ماه که از زندانی شدنش می‌گذرد التيام بخش روزها و شب‌های غمناك از تنهايی و دردناك از شكنجه‌ی فرزاد بوده در بندی خانه‌‌های گوهردشت و اوين و سنندج و كرمانشاه.

فرزاد نامه‌اش را با ياد هم‌بازی دوران كودكی‌اش كه بعدها در قامت معشوق رخ می‌نمايد آغاز می‌‌كند. شب هنگام در گرمای تابستان همراه با او در كوچه‌ پس كوچه‌های شهر پرسه می‌زند و به اميد اولين سپيده مشترك با هم بودن‌شان روزی هزار بار با خود تكرار می‌كند "دوشيزه دوشين، بانو شدنت مبارك"

 2و در پايان به پاس تحمل هزاران سال رنج و نابرابری‌های زن بودن. به پاس هزاران خاطره و رویای ناتمام. با یک امضاء به کمپین برابری خواهی زنان می‌پيوندد. یک امضاء به پاس زن بودن و زن ماندن او و ديگر زنان سرزمينش. ديوارهای بلند و قطور زندان نيز نتوانست مانع از گسترش گفتمان برابری خواهی زنان شود. آوازه‌ی كارزار تغییر برای برابری از بند زنان اوين گذشت و به بند مردان گوهردشت هم رسيد. تا آن‌جا كه در دل فرزاد محكوم به اعدام نيز اميد آفريد و دلش را هوايی كرد. آری "نازنين؛ هم‌بازی تو این روزها، دلش بدجوری هوایی شده". اين‌جا كه می‌رسم گير می‌كنم. می‌خواهم رد شوم اما نمی‌توانم. چند بار تكرارش می‌كنم. "نازنين؛ هم‌بازی تو این روزها، دلش بدجوری هوایی شده". با بغض می‌گذرم تا با خواندن ادامه‌ی متن در كوچه‌های خلوت خاطرات فرزاد عشق بازی‌های پنهانی و كودكانه‌شان پيش از آن‌كه قانون نانوشته‌ی طبيعت بخواهد بر هم نامحرم‌شان كند را در اولین نگاه و آخرین اشک به نظاره بنشينم.

 3حس اين‌كه كاك فرزاد هم‌راهم است از اين پس در کمپین یک میلیون امضاء و شانه به شانه‌اش می‌دهم در اين كارزار بر شور و انرژی‌ام می‌افزايد. مدت‌ها بود با هدف جمع آوری امضاء از خانه بيرون نزده بودم. به همان تك و توك امضاء گرفتن‌ها در تاكسی و اتوبوس بدعادت شده بودم. چند باری قرار شد با تعدادی از دوستان كمپينی برای جمع آوری امضاء به صورت گروهی اقدام كنيم اما جور نشد. بار ديگر به چند نفر از دوستان پيشنهاد می‌دهم. تنها سه نفر قبول می‌كنند كه در برنامه‌ی جمع آوری امضاء به صورت گروهی در يك مكان عمومی شركت كنند. شب قبل هم آن نفر ديگر پشيمان می‌شود. می‌مانيم من و بهاره. دل‌سرد می‌شوم. جمع آوری امضای گروهی ‌با دو نفر!

 اما اين‌بار بهاره است كه اميد می‌دهد و با قاطعيت می‌گويد: می‌رويم. فكرش را هم نمی‌كردم من تنبل اين ساعت صبح از خواب بيدار شوم. چه روز خوبی. چه هوای خوبی. بهار كُردی در منطقه‌ی ما آغاز شده. مقصد يكی از تفرج‌گاه‌های اطراف شهر است. بيانيه و دفترچه و خودكار را دستمان می‌گيريم و از اولين نفری كه می‌بينيم شروع می‌كنيم. دقيقاً همان مورد اول با برخورد سردش بدجور ضدحال می‌زند. به فاصله‌ی چند قدم اما دومين نفر با امضای بياينه انرژی مثبت می‌دهد. يكی با بی‌حوصلگی رویش را ازمان بر می‌گرداند، اما آن ديگری با اشتياق به حرف‌های‌مان گوش می‌دهد. آن خانواده با مِن و مِن كردن و بهانه آوردن عذرمان را می‌خواهند، ولی اين خانواده خيلی تحويل‌مان می‌گيرند. اصرار می‌كنند روی ‌زيراندازشان بنشينيم. برای‌مان ميوه پوست می‌‌كنند و آرزوی موفقيت دارند. يكی امضاء می‌كند. هنوز چند قدم دور نشده‌ايم كه صدای‌مان می‌زند. شوهرم هم می‌خواهد امضاء كند. يكی ديگر امضاء می‌كند. كمی ‌كه دور می‌شويم شوهرش نزدمان می‌آيد. خانمم می‌خواهد امضايش را خط بزند! آن خانم مرتب به بهاره می‌گويد آفرين به اين اراده و اين آقا خطاب به من تكرار می‌كند: آخه لامصب تو كه مردی چرا؟!

موقع برگشت امضاها را می‌شماريم. صد عدد. پيشنهادم را با بهاره مطرح می‌كنم. با خوشحالی می‌‌پذيرد. خودكار را از كيفش بيرون می‌آورد و آن‌جا كه بايد نام خودمان را به عنوان جمع آوری كننده امضاها درج كنيم می‌نويسد «فرزاد كمانگر». من و بهاره اين صد امضاء را تقديم كرديم به فرزاد كمانگر و از طرف او به كمپين يك ميليون امضاء با اميد به برابری و آزادی برای زنان و فرزاد. راستی يكی از همين روزها بايد سری بزنم به خانه‌ی كاك فرزاد، خدمت دايه خانمش و آن برگه‌ی كمپين را كه دفعه‌ی پيش در خانه‌شان جا گذاشتم تا امضايش كنند پس بگيرم. كاش برگه پر نشده باشد. يك جا برای ‌امضای دستی فرزاد در همان برگه بايد خالی بماند. پ

منبع: کمپین یک میلیون امضا

 


 

لینک مطلب | جمعه 21 فروردین1388 ساعت 18:32 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   از پنهان سازی اتمی تا پنهان سازی خبری

 

 
 

برپایی نمایشی جشن های هسته ای که البته به گفته رییس جمهور به دلیل تقارن با ماه صفر امکان برگزاری ‏شادمانی های خیابانی را از مردم گرفته است، ‌یکبار دیگر تعجب ناظران را در مورد تبلیغات رسانه ای جمهوری ‏اسلامی برانگیخت. ‏

 بر خلاف ادعاهای شگفت انگیز مسئولان که گزارش البرادعی را در بوق و کرنا کرده و دم از پیروزی ملی ‏می‌زنند، باید گفت گزارش اخیر رییس آژانس انرژی اتمی مانند گزارش‌های پیشین او که بنا به درخواست شورای ‏امنیت سازمان ملل متحد تهیه شده است، حاوی شرحی از اقداماتی است که او در مدت چند ماهه گذشته پس از ‏صدور قطعنامه دوم شورای امنیت علیه ایران در رابطه با پرونده فعالیتهای اتمی ایران انجام داده است و البته ‏پاسخ هایی که ایران به سوالات مطرح شده داده و نداده است. ‏

 اما یکی از ابعاد تبلیغاتی که مسئولان پرونده هسته ای سعی می کنند روی آن مانور دهند این است که گزارش ‏البرادعی پایان بخش ماجرا و ختم قضیه است و بر این اساس تاکید می کنند که از این پس هر گونه اقدام شورای ‏امنیت از جمله صدور قطعنامه تحریم سوم فاقد اعتبار و مشروعیت خواهد بود.‏

 ‏ چنین استدلالی از بنیان دچار دروغگویی و تحریف واقعیت است، چرا که اصولا گزارش البرادعی پاسخی به ‏درخواست شورای امنیت مذکور در قطعنامه دوم تحریم است، ‌که طی آن این شورا اقدامات بعدی خود در رابطه با ‏ایران را منوط به همین گزارش آقای البرادعی ساخته است. مهمترین مساله ای که در قطعنامه های شورای امنیت ‏بر آن تاکید شده است و در اظهار نظرهای سیاسی نیز به ایران منتقل شده است مساله تعلیق غنی سازی است، ‏بخش عمده ای از هدف شورای امنیت برای معطوف ساختن نظر خود به گزارش البرادعی هم دستیابی به نظری ‏کارشناسی شده و دارای اعتبار جهانی در همین مورد است و چنانکه همگان می دانند در گزارش به زعم آقایان ‏افتخار آمیز البرادعی هیچ اشاره ای به برآورده شدن این خواست شورای امنیت از ایران نشده است، پس به سادگی ‏می توان دریافت که برخلاف نظر مردان هسته ای ایران از این پس شورای امنیت دست خود را برای اقدامات ‏تنبیهی بعدی در برابر کشوری که از درخواست این نهاد بین المللی امتناع کرده است بسیار بازتر خواهد بود. ‏

 از سوی دیگر گویا مردان دیپلماسی ایران این مساله بدیهی حقوق و روابط بین الملل را از یاد برده و یا نادیده ‏انگاشته اند که شورای امنیت یک مرجع سیاسی است و نه یک مرجع حقوقی. به عبارت صحیح تر شورای امنیت ‏نهادی با ماهیت سیاسی است که تصمیمات آن واجد بالاترین اعتبار حقوقی در صحنه بین المللی است. در چنین ‏نهادی سازوکارهای تصمیم گیری و نیز منابع تصمیم ساز را کاملا مصالح و منافع سیاسی شکل می دهد اما همین ‏نهاد سیاسی به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران تنها مرجع شناخته شده حقوق بین الملل است که تصمیمات آن دارای ‏ضمانت اجرایی بوده و در زمره منابع حقوق بین المللی قرار می گیرد. ‏

 با این همه پی بردن به چرایی این پنهان سازی خبری و به نوعی انحراف افکارعمومی از واقعیت‌های پیرامون به ‏نظر کار چندان دشواری نیست. ‏

 این روزها مشت دولت نهم در پی گیری سیاست تهاجمی و ایجاد طوفان‌های خبری برای ناظران کاملا باز شده ‏است، سیاستی که صاحبان آن بدون توجه به توان و حد قدرت خود در صحنه منازعات بین المللی و منافع ملی ‏همچنان آن را ادامه داده و روز به روز به عمق انزوای ایران در تعاملات جهانی افزوده و منافع عینی مملکت را ‏بر باد می‌دهند. ‏

 در عین حال این بار اما باید تحلیلی دیگر را نیز بر ماجرای تبدیل کردن گزارش تکراری البرادعی به جشن ملی ‏هسته ای افزود. در شرایط فعلی که تنور انتخابات با کرامت بیش از ۱۰۰۰ نفره شورای نگهبان در تایید ‏صلاحیت‌ها هم گرم نشده و حتی اصلاح طلبان میانه رو و کند رو نیز با اکراه فراوان قصد مشارکت در آن را ‏دارند، به نظر می رسد نگرانی‌‌ها در مورد میزان مشارکت مردمی در انتخابات به حدی افزایش یافته است که ‏صاحب منصبان را نیز به فکر چاره‌جویی انداخته است. از این رو به نظر می رسد دم زدن از جشن ملی هسته ای ‏و پخش سرود‌های ملی از رادیو و تلویزیون و تلاش برای تزریق احساسات ملی به مردمی که در زیر فشارهای ‏طاقت فرسای اقتصادی در نبردی سهمگین برای رفع ساده ترین نیازهای روزمره شان قرار دارند، تلاشی ساده ‏اندیشانه برای ایجاد یک شور انتخاباتی کاذب است. که البته انتخابات پیش رو را بسیار ملیح و نمکین ساخته است.

 

حسن اسدی زیدآبادی/خبرنامه امیرکبیر

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 6 اسفند1386 ساعت 13:20 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   دور زدن دستور امام با BMW هشتاد میلیونی!

 

 
 
اظهارات صریح ،سید حسن خمینی ، نوه امام (ره)، درباره مداخله نظامیان در انتخابات و نیز آفت هایی که انقلاب را در شرایط کنونی تهدید می کند ، به حدی برای " برخی" گروه های سیاسی تلخ و ناخوشایند بود که برای منکوب کردن این چهره سیاسی و مذهبی ، لحظه ای درنگ نکردند و آتش توپخانه های تبلیغی خود را این بار به سوی "جماران" نشانه رفتند تا ماجرا را در نطفه خاموش کنند.
 
 

سید حسن ، درباره دخال عناصر نظامی در انتخابات چنین گفته بود: «به نظر بنده، تنبه امام به اینکه نظامی‌ها نباید در سیاست دخالت بکنند، یکی از این دغدغه‌ها و مسائل است. چون که تفاوت عنصر نظامی و سیاسی تنها در این است که نظامی تفنگ دارد. یکی از بزرگترین معیارهایی که می‌توان گفت، جامعه از راه امام خارج شده است یا نه؟! «حضور نظامیان در عرصه سیاست» است. کسانی که مدعی هستند که به امام (ره) وفادارند، باید نسبت به دستور صریح امام (ه) با تمام وجود حساسیت نشان دهند. همانطور، در زمانی که فردی مدعی شود، ولایت از آن فقیه نیست، همه باید بگویند، در اندیشه امام هست و نسبت به این موضع حساسیت نشان دهند، باید در برابر «ورود نظامیان به عرصه سیاست» هم حساسیت داشته باشند. اگر اینگونه نباشد یا دروغ می‌گویند و یا دچار تناقض هستند. لذا به نظر می‌رسد، انگیزه الهی به دنبال طرد نفسانیات است و نفسانیات هم در طرد ثروت‌طلبی و قدرت‌طلبی خلاصه می‌شود. گاهی فردی 6 صبح تا 12 شب کار می‌کند، اما این فعالیت‌‌ها برای خداوند نیست و همین که این مساله سر زبان‌ها باشد، برایش شیرین است. یا فردی ساده‌زیست است، اما هیچ‌گاه از قدرت دست برندارد و ... .»

دقت در این اظهارات و تطابق آن با انچه از آثار کتبی و شفاهی حضرت امام (ره) برجای مانده ، از جمله وصیت نامه ایشان، نشان می دهد که نوه امام راحل (ره) ، صرفاً دیدگاه های رهبر فقید انقلاب را بازگو کرده است .

با این حال ، کسانی که در ادعای تبعیت از راه امام (ره) گوش فلک را کر نموده اند ، در مقابل تبیین دیدگاه های ایشان ، برآشفته اند و حمله به نوه امام(ره) را در دستور کار قرار داده اند و برای آشفته کردن صحنه و گم شدن اصل سخنان وی ، از تهمت گویی هم پرهیز نکرده اند ؛ از جمله یک سایت منتسب به اصولگرایان ، در واکنش به اظهارات سید حسن خمینی ، اظهارات وی را ، ادای دین او به اصلاح طلبانی دانست که در دوران ریاست جمهوری خاتمی ، برایش یک خودروی BMW خریده اند؛ این سایت برای باور پذیر کردن خبرش ، حتی قیمت BMW کذایی را نیز 80 میلیون تومان عنوان کرد تا مخاطب ، در اینکه نوه امام(ره) از راه امام(ره) عدول کرده و پا در وادی دنیاگرایی گذارده شک نکند .

البته این خبر ، با تکذیب صریح و سریع دفتر سیدحسن خمینی مواجه و اعلام شد که وی در طول عمر خود ، هرگز چنین خودرویی نداشته است .

البته ما در این مقال ، قصد دفاع از ایشان را نداریم چه سیدحسن ،  امکان دفاع از خویش را دارد ؛ لذا به ذکر دو نکته زیر اکتفا می کنیم که عاقلان را اشارتی کافیست:

1) اگر کسی یک خودروی دولتی یا یک بنای عمومی را به آتش بکشد ، همه او را سرزنش خواهند کرد که چرا سرمایه های ملی را تخریب می کند ، به علاوه ، مجازات سنگینی هم در انتظار او خواهد بود .

متاسفانه ، در بینش کوته نظرانه برخی افراد ، سرمایه های عمومی ، فقط به اموال مادی منحصر می شود و کسی که به نحوی از انحاء ،  پذیرش ولو نسبی در جامعه دارد ، به عنوان یک سرمایه محسوب نمی شود ؛ دقیقاً به همین دلیل است که تخریب چهره ها ، به راحتی آب خوردن صورت می گیرد و کمتر کسی به این اندیشه می کند که ارزش آنچه تخریب می شود، از یک خودرو یا یک بنا بسیار بیشتر است و اساساً قابل مقایسه نیست .
 با این حال تخریبگر یک موتورسیکلت دولتی ، حتی ممکن است به زندان هم برود ولی کسانی که هاشمی و خاتمی و احمدی نژاد و حسن خمینی و دیگران را تخریب می کنند ، ای بسا از سوی هم نفعان خود ، تشویق هم می شوند ولو اینکه این تشویق از منابع عمومی تامین شود!

البته همه افراد قابل نقد هستند و در این میان تفاوتی بین آنها نیست و جایگاه هایی مثل انتساب به امام(ره) امان نامه گریز از نقد محسوب نمی شود ولی فاصله نقد و تخریب نیز بر جماعت عقل اندیش ، پوشیده نیست .
به راستی ساختن خبر کذب که فلانی BMW هشتاد میلیونی از دولت قبلی گرفته است ، نقد است یا تخریب و توحش سیاسی؟!
اگر سید حسن ، این خودرو را از بیت المال بناحق دریافت کرده است  ، پس چرا آقایان همان موقع اعتراض و افشاگری نکردند تا آنکه سید حسن کلامی گفت که خوشایندشان نبود؟!

2) فارغ از ماجرای تخریب ، که آفت جامعه سیاسی امروزین ما شده است ،  به سخنان سید حسن برمی گردیم و به واکنش مخالفان وی : فرض کنیم که سید حسن ، همان آدم بدی است که خبرسازان در صدد ترسیمش هستند، حال همین شخص ، صرفاً سخنان امام (ره) را بازگو کرده است و لذا سوال اینجاست که آیا آنان که بر آشفته اند ، با مواضع امام راحل (ره) نیز سر مخالفت دارند و چون نمی توانند این مخالفت را علنی بیان کنند ، سراغ نوه ایشان آمده اند تا از رهگذر منکوب کردن او ، سخن صریح امام (ره) را مبنی بر منع مداخله نظامیان در انتخابات را ولو با آن BMW کذایی دور بزنند و در گرد و خاکی که به پا کرده اند ، به غبار فراموشی بسپارندش؟!

ای کاش اینان ، دستکم به اندازه اپوزیسیون بی بنیاد خارج نشین ،شجاعت داشتند که حرف دل خود یعنی عدول از آموزه های بنیانگذار جمهموری اسلامی ایران را بر زبان بیاورند و برای ارتزاق و کسب مناصب دنیوی ، این قدر " امام ، امام " نکنند! (فتأمل)


 

سید ضیاءالدین احتشام

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 28 بهمن1386 ساعت 22:55 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   نطق ناتمام مهندس بازرگان پیرامون انتخابات آزاد در مجلس

 

 
 

راجع انتخابات مجلس آینده می خواهم صحبت کنم. نهضت آزادی اولین گروهی خواهد بود که با مقابله با استبداد و رجعت طاغوت خواهد پرداخت. اما آرمان مشترک، یعنی مثلث مقدس آزادی ملت، استقلال مملکت، استقلال جمهوری اسلامی با دو اصل مقدس دیگر، یعنی حاکمیت ملی و اجرای قانون اساسی، مخمسی تشکیل می دهند که پنج ضلع آن وابستگی ملازم متقابل با هم داشته، حیات و قوامشان در گروی انتخابات آزاد می باشد.

 

اگر ما مجلس آزاد مستقلی نداشته باشیم که متعلق و منبعث از تمام ملت باشد، دیر یا زود جمهوری اسلامی مانند سلف خود مشروطیت سلطنتی با حفظ صورت و عنوان، تبدیل به نوعی استبداد و نظام طاغوتی متکی به استیلای خارجی خواهد شد. همیشه و همه جای دنیا استبداد از روزی شروع شده است که یک شاه، یک خاندان، یک طبقه و حتی یک مکتب خواسته است ولو با حسن نیت و به قصد خدمت، خود را یگانه مالک، یگانه مسئول و یگانه مامور بر سایرین تصور و بر جامعه تحمیل نموده، وقعی به رضایت و رای مردم ننهد. در حالیکه مجلس های شورای واقعی و آزادی های اجتماعی، آخرین و بلکه یگانه سنگرهای استقلال کشورها و ضامن بقاء و سعادت ملت ها هستند.

 

شما نمایندگان محترم و کسانی که زمام امور، فعلاً در اختیارشان است، دو راه در پیش دارید: اجرای انتخابات در شرایط و جو حاضر، انجام انتخابات واقعاً آزاد و ملی بر طبق قانون اساسی

 

بدیهی است که در شرایط حاکم و محیطی که روزنامه ها و رسانه های گروهی، راهپیمایی ها و اجتماعات، محاکم و منابر، نهاد ها و جمعه ها حالت انحصاری یک طرفه داشته، مخالفین و معترضین و غیر موافقین، محروم از روزنامه و اجتماعات و سخنرانی های عمومی باشند و در صورت نامزد انتخابات شدن، نگران از حملات و خطرات شدید، خصوصاً در شهرستان ها باشند، با چنین احوال و اشکالات، هیچ انتخاباتی را هیچ آدم منطقی منصف، انتخابات آزاد نخواهد گفت.

 

عکس العمل طبیعی و معنی دار مردم اگر به حال خود گزارده شوند، تعلل و تقلیل مشارکت است، بنابراین از پشت این تریبون اعلام می نمایم که انتخابات خالی از آزادی و نظارت ملی و مجلس حاصل از آن فاقد کمترین اثر برای اهداف فوق و عاری از اعتبار و ارزش از نظر شرعی و قانونی و حقوقی بوده، هر اکثریتی که آورده شود و هر ادعایی که از استقلال و تایید مردم بنمایند، مردود و باطل است.

 

انتخابات واقعاً آزاد این است که اسماً و رسماً به دور از تبعیض و تظاهر و از هم اکنون که چند ماه به زمان انتخابات مانده است، اعلام و اجرای آزادی گردیده، اجازه نطق و نوشتن و گرد آمدن، آن طور که قانون اساسی و قانون مطبوعات مقرر داشته است به موافق و مخالف داده شود؛ همه افراد ملت در اظهار عقیده و انتقاد و اعتراض در انتخابات نمایندگان خود آزاد باشند و از تهمت و تهدید… (در این لحظه نطق پیش از دستور مهندس بازرگان به دلیل اعتراض شدید و شعارهای مرگ بر بازرگان نمایندگان و سکوت رضایت آمیز هاشمی رفسنجانی رییس وقت مجلس نا تمام می ماند)

 


 

لینک مطلب | شنبه 13 بهمن1386 ساعت 20:57 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   تاریخ به قضاوت خواهد نشست!

 

 
 

سالهای نخستین پس از انقلاب بود. دولتمردان سابق در دولت موقت، پس از ترک خودخواسته قوه مجریه، این بار عزم قوه مقننه کرده بودند. مهندس بازرگان و تنی چند از یارانش در دولت موقت، توانستند در آن جو چپ زده، رای اعتماد ملت را دریافت کرده و وارد پارلمان شوند و اقلیتی را در مجلس تشکیل دهند. آنها در شرایطی وارد کارزار رقابت انتخاباتی شده بودند که از جانب اکثر احزاب و گروه ها، به شکل های گوناگون مورد حمله و گاه دشنام واقع می شدند، که آنها لیبرال منش بودند و انقلابیون دو آتشه را با لیبرالیسم صلح طلب و مسالمت جو عداوتی است تاریخی. اگر انقلابی از شور می گوید، لیبرال از شعور دم می زند. اگر انقلابی از اعدام انقلابی می گوید، لیبرال از محاکمه منصفانه. اگر انقلابی دنیا را سیاه و سفید می بیند، لیبرال ترجیح می دهد که طیفی از رنگ ها را ببیند… باری، سخن کوتاه کنم که غرض چیز دیگریست.

 

تاریخ را که ورق بزنیم به آن روزی می رسیم که مهندس بازرگان، بنا به حق قانونی خود به عنوان نماینده ملت، پشت تریبون رفت و نطق پیش از دستور خود را آغاز کرد. نطقی که از سر درد بود و دلسوزی. او نودولتان انقلابی را اخطار می داد و هشدار که این ره که می روید به ترکستان است و با اعمالتان جوانان را از اسلام رویگردان می کنید، که او سخت مسلمان بود و البته پیش از آن خود را ایرانی می دانست. سخنرانی او هنوز به نیمه نرسیده بود که بانگ مرگ بر بازرگان عده ای از نمایندگان در صحن مجلس طنین انداز شد. که در این بین صدای یک نفر بیش از همه به گوش می رسید. هادی غفاری و آن لنگه کفش معروفش که بر سر و صورت مهندس معین فر و سایر یاران بازرگان در مجلس فرود آمد که اگر آنها نبودند فقط خدا می داند خشم انقلابی این مرد و دوستان غیورش چه بر سر آن پیرمرد می آورد.

 

بازرگان در برابر این قانون شکنی علنی و گستاخانه با نگاهی معنادار به رئیس مجلس و با زبان بی زبانی از وی تقاضای کمک می کرد. اما گویی آقای رئیس چندان از این واقعه دل آزرده نشده بود و سکوتش بر حرکات غفاری ها، حرفها داشت در دل. او هاشمی رفسنجانی بود که البته این روزها به او هاشمی می گویند طرفدارانش.

 

سالها گذشت تا موعد انتخابات مجلس هفتم فرا رسید و فقهای شورای نگهبان، آن کردند که دیدیم. آنها حتی نواب مجلس را هم از دم تیغ رد صلاحیت گذراندند. اما در این گیر و دار که نمایندگان مجلس ششم از فرصت نطق پیش از دستور خود برای اعتراض به این روند استفاده می کردند، حجت الاسلام علیخانی- از نمایندگان مجلس - که صلاحیتش تایید شده بود، رد صلاحیت شده ها را به شدیدترین وجه سرزنش می کرد و مسبب آن وضعیت را خودشان می دانست که حرمت ها را نگه نداشتند و از خطوط قرمز نظام عبور کردند و چنین و چنان. او که خود را اصلاح طلب می دانست و می داند، گوی سبقت را از کیهان و کیهانیان در توهین به اصلاح طلبان خشمگین ربوده بود و در کنار مهدی کروبی، دل در گرو شرکت در انتخابات فرمایشی بسته بود.

 

شیخ اصلاحات هم که چند هفته پیش، دوستان اصلاح طلبش را بی رحمانه نواخت به امید تفقدی از جانب صاحبان قدرت. اما طنز ماجرا اینجاست. امروز، روزیست که هادی غفاری هم صابون بی صلاحیتی به تنش می خورد و نیز حجت الاسلام علیخانی و هم حزبی های شیخ اصلاحات. آنها نیز امروز غیر خودی اند. امروز روزیست که هاشمی ها شکایت را به جای دادسرا به خدا می برند، نه از این جهت که قانون نمی دانند که خوب می دانند. آنها در آن سو گوش شنوایی نمی بینند. جالب تر اینکه، هاشمی که ستون انقلاب می نامیدندش، یاران خود را زیرکانه از کاندیدا شدن بر حذر می دارد.

 

درست که جلال و جبروت گذشته را ندارد، اما با هوش تر از آن است که در کنار نام نزدیکانش، مهر عدم صلاحیت ببیند. او می دانست که این نورسیده ها چه خواهند کرد. می گویند مومنان باید در ایمان بر یکدیگر سبقت بگیرند؛ گویی دولت نهم و شورای نگهبان قلع و قمع رقبایشان را ملاک ایمان خود قلمداد می کنند و در این امر انقلابی بر هم سبقت می گیرند. اگر شورای نگهبان نمایندگان را رد صلاحیت می کرد، اکنون دولت مهرورز به وزرا هم رحم نمی کند.

 

اینها که گفته شد ذکر مصیبت نبود بهر گریستن، که واقعیاتی است موجود در آسمان تیره سیاست ایران. و اما بعد. گروهی را رسم بر این است که با هر نغمه نا کوکی که نوازنده می نوازد، رقصیدن آغاز کنند. البته در آغاز کمی نق می زنند، ولی بهر حال می رقصند و خوب هم می رقصند. با این جماعت اساسا کاری نداریم که منفعت این گروه در همان خوشه چینی قدرت است. روی سخن با اصلاح طلبانی است که حداقل در زبان، خود را پیشرو می نامند و سخنانی زیبا می گویند از دموکراسی و حقوق بشر ( اینکه چقدر به آن ایمان دارند خود مطلبی دیگر است). اینها باید تکلیف خود را روشن کنند. باید بدانند که زعمای زورمدار حاکم، دیریست خرجشان را از آنها جدا کرده اند و راهی برای بازگشت به سریر قدرت برایشان متصور نیست. نمی گویم مردم را به نافرمانی مدنی دعوت کنند که مرد این میدانها نیستند و چنین پیشنهادهایی از آنان بر نمی آید. حداقل کاری که می توانند انجام دهند، درخواست نظارت بین المللی بر فرایند انتخابات در ایران است. اقدامی حداقلی، که نهضت آزادی پیشنهادش را مطرح کرد. اما چه مزورانه برخی از اصلاح طلبان، به منظور جلب نظر حاکمان و به طمع سهیم شدن در خوردن کیک قدرت، آنرا توهین به ملت قلمداد کردند. آنهایی که بیانیه هم در رد این پیشنهاد دادند و طرفی نبستند از این همه چاپلوسی.

 

اصلاح طلبان باید سریعتر تصمیم خود را بگیرند. درخواست نظارت بین المللی، کمترین کاریست که می توانند انجام دهند. تاریخ در آینده قضاوت خواهد کرد که چه کاری توهین به ملت است و چه کاری سبب سرافرازی آنها. شرکت در انتخاباتی که مجریان و ناظرانش به هیچ عنوان قابل اعتماد نیستند، چه معنایی دارد؟

 

احسان رمضانیان - خبرنامه امیرکبیر

 


 

لینک مطلب | شنبه 13 بهمن1386 ساعت 20:36 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   افتخار کن! هنوز گردنت بیرون لجن است

 

 
 

منظورم اهانت نیست، اصلا کلمه رذل برای من متاسفانه به دلایل بسیاری معنی اهانت آمیز خودش را از دست داده است. منظورم کوچک و حقیر و پست و فرومایه است، پیدا کردم، منظورم از رذل همین فرومایه بود. می دانی! گاهی می شود که چنان تحت فشار قرار می گیری، چنان از زمین و آسمان برایت می بارد، چنان گروه فراریان بی مهابا در گریز از بی رحمی مهاجمان وحشی، تو را که افتاده ای لگد می کوبند و لگد می کوبند و لگد می کوبند که له می شوی، خودت را جمع می کنی، گوشه ای می نشینی، با وحشت به همه نگاه می کنی، نفس نفس می زنی و حتی یک سایه هم می تواند درد را بدواند زیر پوستت.

 

 


تصاویر لگدکوب شدن کسانی که به نام اراذل( دقیقا جمع رذل) خوانده می شوند، نگاه کردم، خون های خشک شده توی صورت، رنگ های پریده، چشم های ترسیده، گونه ای که با پوتینی چسبیده به خاک، همه اینها وحشتی است که آدم ها را رذل می کند. می ترساند. بی رحم می کند. توی خانه می نشاند و یک مشت وحشی را به جان ملت می اندازد تا باز هم روی بدن افتادگان و له شدگان راه بروند. می گوید: چرا از اینها دفاع می کنی؟ اینها جزو اراذل اند، چنان می گویند، گوئی که همه چیز طبیعی است، انگار پلیس همه دنیا چنین برخوردی می کند و این حجم از خشونت همه جا جاری است. و چنان می گویند انگار با فیلسوف و پزشک و مهندس و استاد دانشگاه و درویش و روحانی و هنرمند و نویسنده چنین رذالتی نمی کنند.

می خوانی که توی زندان مجید توکلی دانشجو را ماموران حفظ امنیت چنان زده اند که زبانش تکلم نمی کند، می خوانی در زندان همدان به دختر جوان پزشکی ماموران اجرای عدالت تجاوز کرده اند و او را کشته اند، می خوانی و می شنوی که به دختر مسلمان چادری که طرفدار حقوق زنان است، نویسنده روزنامه ای دیگر اتهام می زند که عضو یک گروه کمونیست است و آرزوی مجازاتش را می کند. آقای منتقد برتر که جایزه اش را از دست رئیس جمهور طرفدار آزادی مطبوعات در آمریکا گرفته، در یک مقاله هزار کلمه ای به ۱۵ نفر آدم اتهام جاسوسی و وطن فروشی می زند. وحشتناک است، رذالت از در و دیوار می بارد. می بینی و می شنوی و می خوانی که درویشان را می زنند، حسینیه شان را می بندند، و لابد خدای را هم در پستوی خانه نهان باید کرد…

نمی دانم چرا این خدا دست از سرم برنمی دارد، هرچه از دستش فرار می کنم، باز هم ولم نمی کند، هی می گویم ببین به اسم تو چه می کنند؟ باز هم می آید و باز هم خودش را لوس می کند، مرتضی مطهری در مورد امام حسین توصیفی دارد که این توصیف مهم است، می گوید چیزی که حسین از آن دفاع کرد، شرافت بود. شرافت به معنی بزرگی نیست، به معنی بزرگواری است.

می دانی! چیزی که دارد له می شود بزرگواری آدمهاست. آدمهایی که جلوی چشم شان می بینند که مظلومی کشته شده و به قول مهاجرانی خواب شان هم آشفته نمی شود، آدمهایی که جلوی چشم شان می بینند کسی را بر دار آونگ می کنند و فقط راه شان را کج می کنند و می روند، دانشجویی که یک نظامی به زور در دانشگاهش سخنرانی می کند و او چاره ای جز سر خم کردن و سر خم کردن و سر خم کردن ندارد. روح آدمها را به لجن می کشند، آدمها را در سختی زندگی به کثافت تبدیل می کنند و بعد، تویی که خوب بودی، تویی که روح زیبایی داشتی، تویی که آزادی پرچم خانه ات بود، تویی که میهن ات را دوست داشتی، یا در سکوت، شاهد فرو رفتن خودت در لجن می شوی، یا وقتی کم کم به آن عادت کنی، حتی ممکن است که به آن افتخار هم بکنی. افتخار کن! می توانی بگویی دولت ایران از نظر تولید لجن به بالاترین حد جهانی دست یافت. افتخار کن! هنوز گردنت بیرون لجن است، می توانی در مورد خودت حرف بزنی. افتخار کن! ما اورانیوم را غنی می کنیم و روح و شخصیت آدمها را نابود می کنیم، شرافت انسانی را به لجن می کشیم، افتخار کن.

نوشته کیهان در مورد درخشان دیروز آشفته ام کرد، فکر نمی کردم آدم تا اینجا به لجن کشیده شود. امروز دیدم که خودش هم نامه ای برای کیهان نوشته است و از دولت خواسته است تعداد مجریان را زیاد کنند که مردم توی صف معطل نشوند. اگر روزی به من می گفتند هرگز فکر می کنی که فلانی تا این حد به ویرانی کشیده شود، اصلا برایم قابل تصور نبود. آدم بیش از آن که دچار نفرت بشود، به شرایطی فکر می کند که آدمها را به لجن می کشد، به خودت که می آیی می بینی آرام آرام به این بوی کثافت عادت کردی و بعد بتدریج که عادت کردی دوستش داری. در لجن غرق می شوی، تمام قد!

ابراهیم نبوی
دوشنبه ۵ آذر ۸۶

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 7 آذر1386 ساعت 22:41 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 




 

این خبرنامه زیر نظر مستقیم شورای مرکزی تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین اداره شده و اخبار مندرج در آن به هیچ وجه نشان دهنده نظر مستقیم این تشکل نخواهد بود و مسئولیت آن بر عهده منبع خبر می باشد. تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب نظرات و سیاست ها و خط و مشی های خود را تنها در قالب بیانیه و به طور رسمی اعلام می نماید. لازم به ذکر است این "وبلاگ" تنها وبلاگ این تشکل است و هر یک از وبلاگ های دیگر که به اسم این تشکل فعالیت می کنند ارتباطی با تشکل ندارند ./

 

 

 

Home Page
E-Mail
Exit



 

 

لوگو
 


 

جستجو در خبرنامه
 


 

 

 

Images and names of a number of political prisoners in Iran
تصاویر و نام تعدادی از زندانیان سیاسی در ایران


To view the names please place your mouse on the picture
برای دیدن نام اشخاص، نشانگر ماوس را بر روی عکس آنها نگه دارید

------------------------------------------------------------------------

Copyright © All Right Reserved
http://ikiut.blogfa.com
2007-2009