تبليغاتX
خبرنامه تشکل دانشجویان اصلاح طلب

 

 

 

 

 


آرشیو ماهانه
 

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

 

 


 
   بیانیه تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب قزوین درباره دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری

 

 
 

تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین با صدور بیانیه ای دیدگاه های خود را نسبت به انتخابات آتی ریاست جمهوری بیان کرد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

اینکه همه چیز «به روال همیشگی» پیش می رود، خود همان فاجعه است.
والتر بنیامین

 

مقدمه:

 

نزدیک به سه ماه است که از رقابت های انتخاباتی می گذرد و طی این مدت کاندیداهای حاضر در صحنه دیر یا زود وارد این بزرگترین تورنومنت سیاسی کشور شدند و به اعلام برنامه ها و مواضع خویش پرداختند.

 

اینکه بازه ی زمانی رقابت های انتخاباتی تا خود انتخابات کمتر از ۳ ماه است،خود به اندازه ی کافی نمایانگر عدم توسعه ی سیاسی این مملکت است.این در حالی است که در بسیاری از کشورهای هم تراز ایران،کاندیداهای احتمالی احراز پُست ریاست جمهوری دست کم از یک سال قبل از برگزاری انتخابات حضور خویش را اعلام می کنند و خود را در معرض قضاوت مردم قرار می دهند.به این ترتیب مردم این امکان را می یابند که با وجود فرازو نشیب های سیاسی و اجتماعی  و اقتصادی در عرض یکسال مشاهده کنند که کاندیداهای حاضر در صحنه تا چه اندازه برسر وعده ها و شعارهای انتخاباتی خود می مانند و پس از آن است که با دیدی روشنی و آگاهانه دست به انتخاب می زنند.

 

این نکته از آن رو گفته شد که دانسته شود فرایند انتخابات سیاسی در ایران اساسا از هیچ منطقی پیروی نمی کند.از یک سو این احساس در کاندیداها هست که آحاد ملت ناگزیر از انتخاب ایشان اند، چراکه اراده ی ۶ نفر در شورای نگهبان بر این استوار گردیده که ایشان [کاندیداهای تأیید صلاحیت شده] تنها آلترناتیو وضع موجود واقع شوند؛به عبارتی باید گفت طنز تلخ ماجرا اینجاست که کلیت نظام برای بقا و اصلاح خویش متوسل به خواست ملت نمی شود بل از راه حل های موجود آنهایی را که خود می پسندد برمی گزیند و پیش روی مردم قرار می دهد و به ایشان می قبولاند که در فرایندی دموکراتیک انتخاب می کنند.چنین است که در دیگر سوی میدان انتخاب کنندگان(که ما باشیم)طنز گونه قدم در عرصه ای می گذاریم که از قضا تنها نقشی که بر عهده ی مان نیست همان انتخاب کردن است.

 

در چنین ساختار بیمار و معیوبی است که سوءاستفاده گران و پوپولیست ها آشکارا شعور ملت را تا سر حد یک جانور در نظر می گیرند و با تعارف پیاز و سیب زمینی با چهره ای گشاده و خندان غیر مستقیم و بل مستقیما اعلام می کنند که مردم در نظرشان جز مشتی برگه ی رأی ارزشی ندارند. بی تفاوتی صدا و سیما و رسانه های ملی به این لحظه ی سرنوشت  ساز آن هم در شرایطی که کمتر از یک ماه دیگر به برگزاری انتخابات مانده گویای حقایقی است که به نوعی بازتابنده مواضع کلیات حاکمیت نظام هم است.

 

نگاهی به مواضع صدا و سیما به عنوان بلندگوی حاکمیت سیاسی در ایران بیانگراین واقعیت است که سیاست توصیه شده درباره انتخابات طی سالیان گذشته همواره مبتنی بر شرکت حداکثری و تقویت گفتمان مشروعیت بخشی به بدنه ی نظام بوده است. حال چه شده است که اینک ارکان نظام هیچ تلاش در خوری برای ایجاد شور انتخاباتی در جهت شرکت حداکثری در انتخابات نمی کنند.

 

با تمامی این تفاسیر تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب طی این مدت ۳ماهه کوشید با دعوت از کاندیداهای حاضر در صحنه و طرفدارانشان و نیز با آگاهی رسانی مستمر، فضای کنونی را تا جای ممکن برای افکار دانشگاهیان عینی و ملموس سازد.همان طور که در بیاینه های پیشین به اعلام برخی از مواضع خود در ارتباط با انتخابات پیش رو پرداختیم و اعلام کردیم با رصد کردن معادلات سیاسی در جریان، سعی خواهیم کرد با به کنار نهادن هرگونه پیش فرض به اعلام موضع بپردازیم،اینک تلاش می کنیم تا با ارائه ی استدلالی بر پایه ی منطق به تشریح موضع خویش در ارتباط با انتخابات پیش رو بپردازیم.

 

چرا «نه» به تحریم؟

 

آیا این واقعیت که مخالفت با سیستم قادر نیست خود را به شکل یک بدیل واقع گرا یا حداقل یک برنامه ی آرمان شهری با معنی نشان دهد بل تنها شکل یک طغیان بی معنی را به خود می گیرد، قوی ترین گواه بر وضع دشواری نیست که در آن قرار گرفته ایم؟ اگرچه چهار سال پیش بسیاری از سیاسیون و روشنفکران نگران فاشیسم بودند و تنها راه بقا را رأی دادن به هاشمی تصور می کردند و به محض شکست همه چیز را از دست یافته دیدند، اما این جنبش های اجتماعی بودند که در طی این چهار سال سیاه ثابت کردند که می توان فارغ از هر قدرت سیاسی یی زنده ماند و با مبارزه برای تغییر رو در روی فاشیسم ایستاد.

 

با این وجود ناگزیر از پذیرش این حقیقتیم که علی رغم سر برآوردن جنبش هایی نظیر زنان، کارگران، معلمان و دانشجویان تمامی آنها سال های پر مشقت و پر از سرکوبی را از سر گذراندند که حتی ایشان را تا مرز اضمحلال هم پیش بُرد. وقایع چهار سال گذشته و سیاست های سرکوبگرانه ی دولت و گسترش فساد و فقر در این دوران اگرچه با مقاومت تحسین برانگیز نیروهای جامعه مدنی رو به رو شد اما این حقیقت را آشکار کرد که ادامه ی روند کنونی،مرگ احتمالی اندک نهادهای مدنی و خاموشی نسبی جنبش های اجتماعی را به همراه خواهد داشت. سرکوب های صورت گرفته در طی این سالها و میزان واکنش جنبش های مدنی به این سرکوب ها گویای این مدعاست که وضعیت این نیروهای مترقی شکننده تر و اسف بار تر از آن است که حتی بتوان نام جنبش را بر آنها نهاد. اگر در ماجرای قتل های زنجیره ای آشکارا به قلع و قمع نویسندگان و دگر اندیشان پرداختند اینک با به پیش گذاشتن یک گام به جلو با صدور احکام طولانی مدت و زندان های طاقت فرسا فعالان مدنی را به مهره هایی سوخته و از کار اُفتاده تبدیل می کنند.از سوی دیگر درگیری روزافزون طبقات مختلف مردم با دغدغه معیشت سبب شده است که ایشان حامیان مناسبی برای دموکراسی و حقوق بشر قرار نگیرند و بیشتر به فکر بیرون کشیدن گلیم خویش از آب باشند.

 

ما معتقدیم درک این واقعیت با تمام دهشتاکی اش اولین گام در نیل به سمت مدنیت و دموکراتیزاسیون است.

 

فاجعه ی احمدی نژاد یا به عبارتی سر برآوردن معجزه ی هزاره ی سوم نتیجه ی از دست رفتن فرصتی است که به سبب عدم وفاداری به گفتمان تغییر و اصلاح بروز کرد و نه به سبب شرکت نکردن در انتخابات. تن دادن به هاشمی به قیمت گریز از فاشیسم عریان، افتادن در گرداب بازی یی بود که برندگانش از پیش روشن بودند و تنها حاصلی که دربر داشت مصادره به مطلوب واژه هایی چون اصلاح طلبی، آزادی و دموکراسی در قامت عالیجناب بود، این همان عقب نشینی از گفتمانی بود که اینک درقامت دستبندهای سبز و چفیه ی دور گردن میخ آخر را بر تابوت اصلاحات می زند.

 
جای طرح مسئله نیست که نگاه به دموکراسی و آزادی آن هم از زاویه ای حداکثری در کشورهایی چون ایران که از یک سنت استبدادی ریشه دوانده در ریزترین لایه های اجتماع رنج می برد،در نوع خود نه تنها کمک به گذار از وضع موجود نیست بلکه خطر هر چه بیشتر ماندن در آن را هم تشدید می کند.کشور ایران به دلیل عدم ساختارمندی و بی شکلی نهادهای اجتماعی در وضعیتی قرار دارد که از قضا اتفاقات مهمی چون برگزاری یک انتخابات در آن از چنان اهمیتی برخوردار است که به ضرس قاطع می توان گفت در تغییر شرایط حاکم بر آنها بی تأثیر نیست.ساخت بی شکل اجتماع ایران آن را مستعد پذیرش هر نوع دگرگونی کرده است و با توجه به ضعف جنبش های اجتماعی در ایران چاره ای نیست جز به چشم روزنه ای امید به انتخابات نگاه کردن. همان طور که بارها گفته ایم  معتقدیم تنها چیزی که در انتخابات به وقوع نمی پیوندد دموکراسی است؛چه اینکه دموکراسی نه یک نظام و شیوه ای از حکمرانی بل یک فضاست که نه توسط یک شخص یا جریان بل به واسطه ی حضور همه جانبه ی آحاد مردم و در صدر ایشان فعالان مدنی خلق می شود.ما به دنبال خلق دموکراسی هستیم نه هدیه گرفتن آن از این شخص یا آن شخص. امروز این سوأل مطرح است که آیا دموکراسی ابزاری است برای آنکه مردم رضایت خود را با کارهایی نشان دهند که دولت ها مطرح می کنند؟و یا ابزاری است برای آنکه دولت ها کارهایی را انجام دهند که مردم می خواهند؟پاسخ ما این است که اگر تنها چیزی که می خواهیم رضایت باشد می توان به شکل دیگری هم به آن رسید.پس انتخابات نه یک فرایند دموکراتیک و عادلانه که به واسطه ی آن دولتی دموکرات روی کار می آید بل امکانی است برای ایجاد یک فضا؛فضایی که در آن همگان در کنار هم حضوری برابر و یکسان دارند.

 
حربه ی ما همانا آزادی های سیاسی،حق برخورداری از اجتماعات و اتحادیه ها و آزادی مطبوعات است؛آیا هنگامی که می خواهند این حربه را از ما بگیرند،می توانیم دست روی دست بگذاریم و از سیاست دست بکشیم؟گفته می شود که هر فعالیت سیاسی ما از جمله شرکت در انتخابات به مثابه به رسمیت شناختن نظام موجود و آلوده کردن دستان است،اما اتفاقا هنگامی که این نظام،حربه و امکان مبارزه علیه خود را در دست ما می گذارد بهره گیری از این حربه نه  به معنای پذیرفتن این نظام بل به معنای کشاندن مبارزه سیاسی به عرصه انتخابات و گفتمان حاکمیت است.به این ترتیب روشن می شود که رأی دادن نه یک کنش سیاست زدوده و از سر رفع تکلیف بل یک کنش سیاسی است که شاید بتوان با انجامش در برخی مواقع به امکانی دست یافت.کُنشی که به یک معنی سعی و خطاست چراکه اساسا حقیقت محصول ضمنی تکرار خطاهاست در لحظه های بحرانی؛لحظه هایی که وضعیت موجود ما را تهدید به برجا ماندن و عوض نشدن می کند.در چنین لحظه هایی است که نمی توان مرزی میان انقلابی عمل کردن و رفرمیستی عمل کردن کشید و شرکت در انتخابات به مثابه ی منطقی ترین و مسالمت آمیز ترین حربه ی تغییر وضع موجود،شورشی ترین کُنش هم هست.آنانی که انتظار می کشند شرایط عینی تغییر از راه برسد برای همیشه چشم انتظار باقی خواهند ماند.

 

چرا «نه» به احمدی نژاد کافی نیست

 

پیش از این طی بیانیه هایی دلایل خویش را برای  «نه گفتن» به احمدی نژاد بیان نمودیم و قاطعانه اعلام کردیم «احمدی نژاد باید برود».اینک و در این لحظه ی حساس چه برای جنبش های مدنی و چه آحاد ملت واضح و مبرهن است که باقی ماندن رئیس دولت نهم بر اریکه ی قدرت جز رقت انگیز تر شدن وضعیت فاجعه بار کنونی هیچ سودی نخواهد داشت.هرچند مقاومت های مدنی طی این ۴ سال کم نشد و آزادی خواهان و فعالان مدنی برای پاسداشت دموکراسی و آزادی از هیچ هزینه ای فروگذار نبودند اما واقعیت آن است که روند سرکوب و دستگیری ها دیگر رمقی را برای این پتانسیل اجتماعی تغییر باقی نگذاشته است و این قلب فرسوده بیش از هر زمانی نیازمند فضایی جدید برای تنفس کردن است.روی کار آمدن یک دولت اصلاح طلب مبتنی بر خرد جمعی و مشارکت نهادهای مدنی شاید بتواند بستر ساز ورود به چونان فضایی باشد.

 

در این بین ما معتقدیم صرف اتکا به شعار «نه به احمدی نژاد» نمی تواند تضمین کننده ی پیروزی و پیش تر از آن وفاداری به گفتمان دوم خردادی باشد.به خاطر ترس از روی کار آمدن «الف» تن به «ب» دادن نه تنها چیزی را عوض نخواهد کرد بل سبب می شود «ب» خود را در موقعیتی حق به جانب ببیند که همگان چاره ای جز انتخاب او ندارند.هرچند در اینجا نیز نباید از این حقیقت تلخ چشم پوشید که زمانی که هیچ بدیل قدرتمندی برای حضور نیست و ادامه دادن با «الف» جز نابودی چیزی در بر نخواهد داشت آیا می توان از موضعی بالا با «ب» سخن گفت؟در بهترین حالت اگر او حاضر به تمکین خواسته ها و مطالبات ما هم بشود اما فردای روز به قدرت رسیدنش،تمامی آنچه قول داده بود را نادیده بگیرد واقعا کاری از ما ساخته است؟
گویا تاریخ برای ما چنین رقم زده است که همواره در انتظار قهرمانی بنشیینیم که یا از میان خود ما برمی خیزد و یا از بیرون برایمان نازل گردد.

 

هنوز هم می توان صدها تحلیل و استدلال برای شکست اصلاحات بیان کرد و بی شک یکی از این صد استدلال این خواهد بود که گفتمانی که مبتنی بر خرد جمعی بود در هیأت جنبشی خود را معطوف به شخص کرد.۸ سال آموختیم اصلاحات یعنی خاتمی و خاتمی یعنی اصلاحات و دست آخر هم بالواقع این خاتمی بود که بازی را بُرد؛آن هنگام که پدرخوانده وار موسوی را جانشین خویش اعلام کرد و «من کُنت مولی» گویان اعلام داشت “یا من یا موسوی”.پُرسش اینجاست که تو خودت که هستی و چه کردی که اینک ادعای ولی امری اصلاحات را می کنی؟خاتمی قطعا یک وزنه سیاسی است اما اینکه خود را در جایگاهی ببیند که برای مردم تعیین تکلیف بکند مطلقا پذیرفته نیست.

 

با چنین رویکردی معتقدیم فارغ از «نه به احمدی نژاد» و اینکه چه کسی دارای وجه کاریزماتیک است و نیز فارغ از مرعوب سویه های پوپولیستی شدن نظیر اینکه فُلانی را با کاپشن می شناسند و فلانی را با رنگ سبز و…می بایست به دنبال یک ضد قهرمان گشت.ضد قهرمانی که با اتکا به خرد جمعی و برنامه ای مدون پا به عرصه ی انتخابات گذاشته است.چنین است که انتخاب یک فرد جای خود را به انتخاب یک فکر و برنامه می دهد.

 

اصلاح طلبی «آری»
اصلاح طلبی اصولگرایانه «نه»

 

تا اینجای کار مشخص کردیم که اولا چرا باید شرکت کرد و ثانیا چرا « نه به احمدی نژاد» شعار کافی یی نیست.به این ترتیب با به کنار نهادن گفتمان اصولگرایی که ما را با آن کاری نیست در جناح موسوم به اصلاح طلب تنها دو مصداق باقی خواهد ماند: یکی مهدی کروبی و دیگری میرحسین موسوی.

 

لازم به یادآوری نیست که نه شرایط کنونی خرداد ۷۶ است و نه کاندیداهای حاضر در صحنه افرادی ایده آل برای برانگیختن جریانی اجتماعی.از اینروست که جنبش های اجتماعی حاضر در داخل کشور با طرح مطالباتی مشخص سعی در مواجه ای پائین به بالا با انتخابات کردند.هرچند طرح مطالبات با کاندیداهای گذر کرده از فیلتر شورای نگهبان در نوع خود متناقض می نماید اما از جهت فراگیر شدن گفتمانی حداقلی در میان مردم تنها راه حضور فعال و در عین حال معترض به وضع موجود بود.بالواقع این نقد بر ایده ی مطالبه محوری وارد است که یا در انتخابات شرکت می کنیم یا نمی کنیم و اگر این شرکت از سر ضرورت خطر باقی ماندن وضع موجود است،پس طرح مطالبه با کاندیداهای بدیل هم بی معناست.چه اینکه در جامعه ای مثل ایران اساسا هیچ تضمینی وجود ندارد که فرد منتخب پس از انتخاب شدن زیر تمام وعده هایش نزند، که در صورت بروز چنین اتفاقی از بدنه ی ضعیف و شکننده ی مطرح کنندگان مطالبات هیچ کاری ساخته نخواهد بود. با تمام این تفاسیر در جامعی که گفتمان دموکراسی خواهی و آزادی طلبی، طی چهار سال گذشته به واسطه سرکوب های عریان دولت تا سطح تلاش برای بقاء وحیات تقلیل یافته است، طرح حداقل مطالبات جامعه مدنی در فضای پیشا – انتخاباتی تنها فرصتی برای بازسازی پارادایم توسعه سیاسی و ایجاد انتظار اجتماعی . از این رو است که بر پایه چنین استدلالی می توان نزدیکی گفتمان کاندیداهای موجود را به مطالبات جامعه مدنی مورد قضاوت قرار داد و با نگاهی به مواضع کاندیدکاهای مطرح  شده توسط جناح اصلاح طلب این حقیقت روشن می شود که میرحسین موسوی نه تنها حاضر به تمکین چنین خواسته هایی نیست بل رفتارها و گفتارهای وی در طول یک ماه گذشته حاکی از آن است که او قائل به گفتمان اصلاح طلبی و تغییر هم نیست:

 

- طرح شعار اصلاح طلبی بر مبنای اصول به زعم ما نه راهی سوم میان دو قطبی اصولگرایی و اصلاح طلبی بل راهی به ناکجا آباد است.پسوند اصولگرایی شعار مذکور هیچ معنایی جز این نمی تواند داشته باشد که طراحان شعار فوق نیز به مانند تمامیت خواهان،اصلاح طلبی را همتراز با گفتمان انقلاب های رنگی و ضد انقلاب می دانند که نیاز به عبور از فیلتری به نام اصولگرایی دارد.ما معتقدیم اصلاح طلبی حاوی معنای مشخصی است و آن عبارت است از پایبندی به اصلاحات بنیادین در قانون اساسی و نیز احترام به آزادی های مدنی و دموکراسی و نیز در اولویت بودن توسعه ی سیاسی.

 

 اصلاح طلبی اصولگرایانه تنها کارکردش از محتوا خالی کردن اصلاح طلبی است.اینکه مدعیان دیروز اصلاحات امروز آشکارا خود را   اصولگرا می خوانند تفاوتی در اصل ماجرا نمی کند جز آنکه بی هیچ تردید باید گفت ایشان هم از دایره ی گفتمان اصلاحات بیرون اند.چنین رویکردی را تاکتیک انتخاباتی دانستن برای انداختن توپ در زمین حریف از آن دست توهماتی است که گمان می کند همرنگ جماعت شدن فرصتی برای ارشاد ایشان به دست می دهد!

 

- میرحسین موسوی با صراحت اعلام داشت که مخالف هرگونه اصلاح قانون اساسی است.طرفداران وی از قضا این گفته ی او را نقطه ی قوتش قلمداد می کنند با این استدلال که موسوی شعاری که نتواند از پس انجامش بر بیاید را سر نداده و واقع گرایانه معتقد است قانون اساسی فعلی ظرفیت های بسیاری دارد.پُرسش ما این است که طی سی سال گذشته هر مسئولی که بر مسندی تکیه زده است همین شعار را سر داده که “قانون اساسی کنونی از  ظرفیت های بالایی برخوردار است” و …

 

در اینجا این نکته شایان توجه است که در دوران ۸ ساله ی اصلاحات با وجود مجلس مردمی ششم و حضور دولتی اصلاح طلب در رأس امور اجرایی کشور،ظرفیت های موجود در درون قانون اساسی مجالی برای بروز نیافتند،حال چگونه می توان به این به اصطلاح واقع گرایی اعتماد کرد؟مصداق عینی استفاده از این ظرفیت ها چیست؟احمدی نژاد هم گفت من می خواهم قانون اساسی را اجرا کنم.باری شعار دادن چیز بدی نیست و از قضا ما نیز با چنین ایده ای است که از شعار تغییر قانون اساسی دفاع می کنیم.مسئله این است که شعار “استفاده از ظرفیت های قانون فعلی” سی سال است که از طرف هر جناحی بیان می شود. اما سوالاینجا است که دام یک از اصول مترقی قانون اساسی موجود با توجه به ساختار فعلی قابلیت اجراء یافته اند؟ با چنین رویکردی می توان به طریق اولی به طریق اولی شعار تغییر قانون اساسی را هم با برچسب آرمانگرایی زیر سوال برد، اما باید توجه کرد که واقع گرایی جز تثبیت وضع موجود فایده دیگری نداشته است اما لااقل آرمانگرایی می تواند به مثابه ایجاد شکافی در پوسته واقعیت سخت موجود قلمداد شود. اینکه هر دو شعار قابلیت اجرایی ندارند یک بحث است و اینکه می توان حرفی زد که به واسطه اش انتظار اجتماعی برای نی به سمت تغییر بوجود می آید بحثی دیگر و مراد ما دومی است.

 

- در ارتباط با مسئله ی دانشجویان زندانی نهایت اظهار نظر آقای موسوی این بود که گفتند ” من زندان بان نیستم”.آیا برای دفاع از آزادی حتما باید زندان بان بود و در زندان ها را باز کرد؟بسیاری موسوی را کاندیدایی مستقل و فراجناحی معرفی می کنند.بسیار خوب اتفاقا همین مستقل بودن و بیست سال دوری وی از قدرت سیاسی باعث می شود که از او بپرسیم چرا  در مواجه با بسیاری از اتفاقاتی که طی این بیست سال اُفتاد موضعی اتخاذ نکرد؟ایشان در جایی گفتند که من بیست سال تریبونی نداشتم و از سوی دیگر هم گفتند طی بیست سال گذشته خطری احساس نکرده بودند که نیازی به حضورشان باشد. دُم خروس را باور کنیم یا قسم حضرت عباس؟!

 

- موسوی تا به این لحظه از انتخابات هیچ طرح و برنامه ی مشخصی مبنی بر اینکه در صورت انتخاب چه کار خواهد کرد ارائه نداده است.در حیطه ی اقتصاد ۵۱ اصل ارائه شده از جانب وی صرفا در برگیرنده خطوط کُلی حرکت اقتصادی دولت است.مواردی که احتمالا از راست ترین فرد تا چپ ترین مخالفتی با آن ندارند و  معلوم نیست چرا اساسا با عنوان اصل از آنها یاد شده؟!هدفمند کردن یارانه ها،اصلاح ساختار و فرآیند تولید و…طی سی سال گذشته بارها و بارها از جانب مسئولین کشور بیان شده است اما کدامین مرتبه به مرحله عمل رسید معلوم نیست.در طرف دیگر میدان هم البته طرح تقسیم سود سهام نفت میان مردم که از سوی تیم مشاوران مهدی کروبی بیان شده است دست کمی از ایده های پوپولیستی مطرح شده توسط دولت ندارد.

 

- یکپارچه شدن راست و چپ در حمایت از موسوی و گستردگی طیف حامیان وی از بسیجیان گرفته تا اصلاح طلبان نه تنها باعث خوشحالی نیست بل سبب تشدید این خطر و نگرانی است که دسته بندی صوری چپ و راست نظام هم از بین می رود و در این هم کاسه شدن “رستاخیزوار” جایی برای تنفس جامعه ی مدنی باقی نمی ماند. باید از اصلاح طلبان حکومتی پرسید که به راستی علیه چه کسی با دشمنان دموکراسی  و جامعه مدنی دست به ائتلاف زده اند؟ ائتلاف با راست دهه ۶۰ بر علیه احمدی نژاد آیا همان حکایت از چاله درآمدن و افتادن در چاه نیست؟

 

-  تشکیل شاخه ی بسیج در ستاد آقای موسوی و اصلاح طلبانه قلمداد کردن بیانیه ی سپاه مبنی بر مجاز بودن فعالیت سیاسی بسیج از یک سو و اعلام حمایت گروهی از بسیجیان دهه ی ۶۰ تحت نام انصارالموسوی از وی خطر قدرت گیری بخش دیگری از بدنه ی نظامیان اما این بار با همکاری اصلاح طلبان را بیش از پیش ملموس می کند. چه تضمینی وجود دارد که ائتلاف امروزی شما با بخشی از راست گرایان در فردای انتخابات و برای حفظ قدرت شما را در موضعی خطرناکتر از راست قرار ندهد که حاضر شوید دست به هر سرکوب های موجود بزنید؟

 

تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب ضمن هشدار تجدید فضای خفقان آور دهه ی ۶۰ به واسطه ی حضور نظامیان و پاسداران دهه های گذشته جمهوری اسلامی با توجه به موارد و دلایل برشمرده اعلام می کند که در شرایط کنونی نه تنها میرحسین موسوی را کاندیدای شایسته جناح اصلاح طلب نمی داندريا، بل معتقد است به قدرت رسیدن وی احتمال تکرار سیاست های دولت کنونی را در شکل و شمایلی دیگر به دنبال خواهد داشت.این نکته به مثابه ی آن نیست که کروبی فردی شایسته و ایده آل و بی خطر برای اداره ی کشور است چه اینکه کارنامه ی حضور وی در عرصه ی سیاست کشور در مقام دو دوره ریاست مجلس و دبیر کلی یک حزب سیاسی[اعتماد ملی] دربردارنده ی موارد درخشانی نیست.جا اُفتادن حکم حکومتی هرچند نمی توان آن را به گردن شخص خاصی مثل کروبی انداخت چه اینکه حاصل عقب نشینی یک جریان بود در دوره ی وی اتفاق اُفتاد.عقب نشینی از مصوبات درخشان نمایندگان مجلس ششم در برابر شورای نگهبا که باز هم درست است که همه ی نمایندگان مقصر بودند اما ریاست او بر مجلس مسئولیت بیشتری را متوجه اش می کند. با تأکید بر این مهم که شرکت ما در انتخابات و رأی به کاندیدای مورد نظرمان صرفا از موضعی حداقلی است و انتخابات را عرصه ی تحقق دموکراسی و حتی تجلی اراده ی ملی نمی دانیم،معتقدیم کشورمان در لحظه ی حساس کنونی برای خروج از بحران در بُعد اجرایی نه نیازمند به یک شخص-هر چقدر هم توانا در مدیریت-بل نیازمند یک تیم و برنامه ای برخواسته از خرد جمعی است.

 

با توجه به کلیه موارد فوق می توان این نتیجه گیری ها را کرد:

 

۱- طرح اقتصادی کاندیداهای اصلاح طلب موجود در مورد میرحسین موسوی مبهم و کلی و در مورد مهدی کروبی تا اندازه ای ناکارآمد است و نمی توان هیچ برتری یی برای ایشان قائل شد.

 

۲- در خصوص بها دادن به آزادی های مدنی قطعا مهدی کروبی بسیار پیشروتر و شفاف تر از میرحسین موسوی عمل کرده است.ترکیب افراد حامی هر دو کاندیدا گویای این مدعاست که بسیاری از عناصر مشکوک که شایبه ی همکاری ایشان با نیروهای امنیتی وجود دارد و نیز گروه دانشجویان موسوم به طیف شیراز (انجمن های جعلی دانشجویی) در ستاد میرحسین موسوی مشغول به فعالیت اند.

 

۳- در دایره ی گفتمان اصلاح طلبی دست کم می توان کروبی را هم چنان وفادار به آن دانست درحالی که موسوی مشخصا با تأکید بر پسوند اصولگرایی در شعار “اصلاحات با بازگشت به اصول” می کوشد فاصله ی خود با اصلاحات برآمده از دوم خرداد مشخص کند.

 

۴- کروبی هرچند شاید فردی توانا برای اداره ی کشور نباشد اما تیم مشاوران همراه وی به اندازه ای کارنامه ی موفق مدیریتی دارند که بتوان به ایشان اعتماد کرد در حالی که موسوی با وجود حمایت چهره های شاخص اصلاح طلب از حمایت چهره های شاخص جریان راست نیز برخوردار است و اینکه با چه تیمی در نظر دارد به اداره ی کشور بپردازد همچنان نامشخص است.

 

بر این اساس تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب در مجموع ارزیابی های خود تیم مشاوران مهدی کروبی را برای اداره ی کشور در  بعد اجرایی توانا تر و دارای برنامه های مشخص می بیند و جدای از این، گفتمان مطرح شده توسط کروبی اگر نه وفادار به لحظه دوم خرداد بل نزدیکترین گفتمان موجود به آن رخداد می داند. بر پایه ی چنین استدلالی رأی خود را نه رأی به یک شخص که رأی به مجموعه ای از برنامه های مبتنی بر خرد جمعی پایبند به گفتمان اصلاح طلبی می دانیم. در پایان خطاب به کلیه ی فعالان مدنی و جنبش های اجتماعی اعلام می داریم که شرکت در انتخابات پیش رو نه به مثابه ی پایان رسالت اجتماعی و اتمام تمامی مشقت ها بل با توجه به  تجربه ی ۸ ساله ی حاکمیت اصلاحات و نیز ۴ سال حاکمیت یکدست راست افراطی تمامیت خواه،نقطه ی شروع جدیدی برای خیز برداشتن به سمت دموکراسی وآزادی و برابری است.نیاز امروز ما نه سخن گفتن در دفاع از دموکراسی و آزادی بلکه خلق کردن آن است و این ممکن نیست مگر در سایه ی حرکتی خودجوش با اتکا به خردی جمعی.

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 30 اردیبهشت1388 ساعت 20:15 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   حمایت از دانشجویان زندانی در برنامه سخنرانی تاجیک در دانشگاه بین المللی قزوین

 

 
 

صبح روز سه شنبه 29/2/88 دکتر محمدرضا تاجیک به عنوان یکی از اعضای ستاد میرحسین موسوی به دعوت انجمن اسلانی مدرسین دانشگاه بین المللی قزوین به این دانشگاه آمد و به ایراد سخنرانی پرداخت. در این برنامه که تحت عنوان «چرا مهندس موسوی؟» برگزار می شد پرچم های سبزرنگی با شعارهای «یا ابوالفضل» «یا محمد» «یا علی» «یا زهرا» «یاحسین میرحسین» و ... توسط طرفداران میرحسین موسوی در سالن پخش شده بود و مجری برنامه نیز یکی از اعضای انجمن اسلامی مدرسین بود. تاجیک در این برنامه به شرح برنامه های میرحسین موسوی برای انتخابات پرداخت و پس از آن به پرسش های دانشجویان پاسخ گفت. پاسخ هایی که نتوانست موجب قانع شدن دانشجویان شود؛ مشکل مبهم و غیر شفاف بودن، که در سیاست های میرحسین موسوی مشهود است در سخنرانی تاجیک نیز کاملاً واضح بود. جدا از مراسم سخنرانی تاجیک برخی نکات در نحوه برگزاری این مراسم وجود داشت که باعث واکنش دانشجویان گشت. در آغاز برنامه کلیپی پخش شد که بر روی تصاویری از میرحسین، سرود «آفتابکاران» گذاشته شده بود. همچنین این برنامه توسط انجمن اسلامی مدرسین دانشگاه برگزار می شد و این به امر به این معناست که میرحسین موسوی و ستادش یک فاصله معناداری با دانشجویان و جنبش دانشجویی گرفته اند. چرا که در غیر این صورت موسوی و یا تاجیک  دعوت یکی از تشکل های دانشجویی را می پذیرفتند و به میزبانی دانشجویان به دانشگاه قزوین می آمدند.

نکته دیگر مراسم هنگامی بود که دبیر تشکل دانشجویان اصلاح طلب به نمایندگی از این تشکل دانشجویی پشت تریبون قرار گرفت و به طرح سؤالات خویش پرداخت. همزمان با حضور دبیر تشکل اصلاح طلب در پشت تریبون و طرح سؤالات وی، عکس هایی از دانشجویان دربند و نیز پلاکاردهایی با شعارهای «دانشجویان را آزاد کنید»، «اوین دانشجو می پذیرد»، «میرحسین، 67...؟!»، «من زندانبان نیستم...؟!» توسط دانشجویان بالا گرفته شد که به نوعی در تأیید مواضع تشکل دانشجویان اصلاح طلب بود. دبیر تشکل اصلاح طلب در آغاز سخن خویش و پیش از طرح سؤالات، با ابراز تأسف از پخش کیلیپ میرحسین که سرود «آفتابکاران» بر روی آن قرار داشت، گفت: «این سرود برای زندانیان سیاسی دهه 60 که در زمان نخست وزیری میرحسین اعدام شده بودند سروده شده و متأسفانه هم اینک و در برنامه تبلیغاتی میرحسین با مصادره به مطلوب و به شکل وقیحانه پخش می شود. سپس وی خواستار اعلام موضع شفاف و صریح تاجیک در مورد قتل های سال 67 و نقش میرحسین در آن و موضع کنونی وی شد.

وی در سؤال دیگری از تاجیک پرسید که در نشست سراسری تحکیم وحدت (طیف علامه) شما در پاسخ یکی از دانشجویان که خواستار توضیح در مورد حضور افرادی با سابقه امنیتی و اطلاعاتی در ستاد میرحسین شده بود گفتید: این نوعی پست مدرنیسم است و یا به عبارتی دیگر جمع عقل و عشق است. حال پرسش اینجاست که این افراد با این سابقه امنیتی و اطلاعاتی عقل اند یا عشق؟! چگونه این افراد در کنار اصلاح طلبانی چون مشارکت و سازمان مجاهدین به فعالیت می پردازند؟ پرسش دیگر دبیر تشکل اصلاح طلب در مورد مواضع میرحسین موسوی در قبال جنبش دانشجویی و دانشجویان زندانی بود. وی ابراز داشت که آیا لزوماً باید زندانبان بود تا از آزادی دانشجویان دفاع کرد و برخوردهای فراقانونی حاکمیت را محکوم؟ ما خواستار اعلام موضع صریح میرحسین در قبال فعالین دانشجویی هستیم.

وی در سؤال دیگری گفت: موسوی معتقد است در طی این 20 سال رسانه ای برای ابراز عقاید خویش نداشته است و این را دلیل سکوت خود قلمداد کرده است، و از سوی دیگر گفته است در زمان پیش از دولت احمدی نژاد احساس خطری برای حضور نکرده است. حال چگونه است که وی در زمان محمود احمدی نژاد در کمتر از 24 ساعت مجوز انتشار روزنامه می گیرد در حالیکه در دولت های سازندگی و اصلاحات رسانه ای برای ابراز عقایدش نداشته است؟ همچنین وی روش قیم مآبانه ی محمد خاتمی را نقد کرد و گفت معنای سخن «یا من یا میرحسین» چیست؟ آیا خاتمی و میرحسین و اصلاح طلبان حکومتی متکی به یک شخص اند یا یک جریان و جنبش؟

در ادامه تاجیک هیچ پاسخی در مورد قتل های 67 نداد و همچنین موضع صریح و شفافی در قبال دانشجویان زندانی نگرفت. وی گفت: من به نمایندگی از میرحسین موسوی در نشست سراسری تحکیم وحدت شرکت کردم با اینکه می دانستم جو آنجا به چه صورت است و اینان تصمیم خویش را در قبال انتخابات از پیش گرفته بودند. شما و دانشجویان تحکیمی که مدعی دموکراسی حداکثری هستید فرصت آزادی بیان را به من ندادید و موضعی به دور از موازین دموکراتیک بر علیه من گرفتید که این پاسخ ها با واکنش دانشجویان روبرو گشت و دانشجویان با فریادهای «67، 67» خواستار اعلام موضع صریح تاجیک شدند که در مقابل تاجیک هیچ پاسخی به این امر نداد.

بعد از این اتفاق دانشجویان معترض سالن را به نشانه اعتراض ترک کردند. 

  

Tinypic Tinypic Tinypic Tinypic Tinypic Tinypic Tinypic

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 29 اردیبهشت1388 ساعت 23:57 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   بيانيه پنجم مهدی کروبی در باره حقوق زنان

 

 
 


مهدی کروبی کانديدای دهمين دوره انتخابات رياست جمهوری در بيانيه ای مهمترين ديدگاهها و برنامه های خود را در مورد حقوق زنان منتشر کرد كه متن بيانيه به شرح زير است.

 

اسلام دين رحمت، رافت و عدالت است و هرکس اسلام را به گونه ای متفاوت تفسير و تاويل کند، جفای بزرگ در حق اسلام کرده است.
يک زن – خديجه (س) – اولين لبيک گوی دين محمد (ص) بود و با يک زن – فاطمه (س) – سر منشا خير کثير ذريه پيامبر (ص) بود.

 

اسلام بر آن بود که در فضای جاهليت عرب، ارزش و منزلت انسانی زنان را به آنها بازگرداند، هرچند که در طول تاريخ اسلام، به دليل غلبه تفکر جاهلی و اسرائيليات بر ذهن جامعه، زنان منزلت خود را بازنيافتند.

 

انقلاب اسلامی ايران براساس پيام رحمت و عدالت دين محمد (ص)، درصدد تحقق تساوی حقوق زنان و مردان بود و اين خواسته بارها توسط بنيانگذار کبير انقلاب اسلامی، امام خمينی (ره) بيان گرديد. در شرايطی که در سال های نخست انقلاب، تفکری متحجرانه حضور زنان را در عرصه های عمومی بر نمی تابيد و به دنبال خانه نشين کردن زنان بود، امام خمينی (ره) با توجه به ديدگاه های روشنفکرانه و عدالت خواهانه خود، در برابر اين نگرش های تنگ نظرانه ايستادگی کرد و با صلابت و اقتدار پشتيبان حضور زنان در عرصه های مختلف بود و بارها تاکيد کرد که زنان بايد در مقدرات اساسی کشور نقش تعيين کننده داشته باشند.

 

انتخابات يکی از صحنه هايی است که زنان همواره به عنوان بازيگران اصلی در آن نقش آفرينی کرده اند ولی کمتر از نتايج آن به نفع پيشبرد اهداف خود بهره گرفته اند.

 

به عنوان کانديدای دهمين دوره رياست جمهوری معتقدم که بايد حضور زنان را در جامعه احيا و تقويت کرد و نبايد از آنان به عنوان پياده نظام در عرصه های سياسی – اجتماعی بهره جست يا از آنان به عنوان نردبان به قدرت رسيدن مردان سوءاستفاده کرد.

 

باتوجه به اينکه «تغيير» شعار اصلی من در انتخابات رياست جمهوری است، اين تغيير محقق نمی شود مگر آنکه منزلت و کرامت زنان احيا شود و حقوق تضييع شده آنها تامين گردد. براين اساس بازيابی حقوق انسانی زنان و دستيابی به منزلت و جايگاه واقعيشان، اصل بنيادين برنامه های انتخاباتی اين جانب است.

 

از آنجا که احيای حاکميت قانون و حقوق شهروندی که بخش عظيمی از اين حقوق، حقوق زنان است، از مهمترين دغدغه های فکری ام می باشد، معتقدم که بايد زنان توانمند و شايسته ايرانی از کليه حقوق حقه خود در جهت رفع عقب ماندگی های تاريخی برخوردار شوند.

 

اينجانب در گذشته، چه در زمانی که رئيس مجلس بودم و چه قبل و بعد از آن بارها حمايت خود را از زنان و حقوقشان اعلام کرده ام. نه تنها ضرورت ورود زنان به مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام را تاکيد نموده ام، بلکه بارها با دولتمردان برسر انتخاب زنان در سمت های مديريتی جدل کرده ام يا در برابر انتقاداتی که به زنان وارد شده از آنها دفاع نموده ام.

 

حضور زنان را در کابينه در قامت وزير، معاون و مشاور رئيس جمهور را يک ضرورت می دانم و بارها در سخنانم بر اين نکته پای فشرده ام و چنانچه برنامه ريزی براساس مديريت دانش محور استقرار يابد پرواضح است که با توجه به پيشتازی زنان در عرصه علم و جمعيت برتر دانشگاهی اين قشر بخش وسيعی از مديريت بايد به زنان واگذار شود و محيط آزمون و خطای مديريتی مردانه با محوريت زنان توانا به محيطی دانش محور و انسان مدار تبديل شود.

 

تاکيد به وزرا بر استفاده از زنان در سطوح معاونت، مشاورت و مدير کلی وزارتخانه ها برای ساختن کادرهای مجرب و متخصص و توصيه آنها به تخصيص سهميه مشخصی برای زنان مدير می تواند يک راهکار عملی برای ارتقای شغلی زنان در سطح مديريتی باشد.

 

اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی که تامين کننده حقوق زنان هم سطح مردان است يکی ديگر از اولويت های برنامه انتخاباتی من است. ضمن آنکه بايد بررسی و بازخوانی بندهايی از قانون اساسی که به ظاهر با برخی حقوق زنان مغايرت دارد، مورد اهتمام نظام هم قرار گيرد.

 

در حال حاضر بيشترين توجه ما بايد ارائه لوايح روزآمدی باشد که حقوق زنان را در سطوح مختلف تامين می کند. لوايح و مقرراتی که در جهت ايجاد عدالت، به رفع کليه اشکال تبعيض جنسيتی اهتمام دارد. از جمله لوايحی که به ارتقای سطح مشارکت زنان در کليه عرصه های سياسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و بين المللی می پردازد.

 

جايگاه زنان خانه دار در تحکيم و آرامش خانواده و ثبات جامعه مهمتر از آن است که نيازی به توضيح داشته باشد زنانی که عمر و جوانی خود را برای رفاه و راحتی حال همسر و فرزندان خود فدا می کنند، بايد نسبت به آينده خود اطمينان خاطر داشته باشند. حمايت و تقويت نقش و شان اين زنان با محاسبه نتيجه اقتصادی کار آنها در خانه، ايجاد صندوق بازنشستگی خاص زنان خانه دار و بيمه زنان خانه دار از جمله مهمترين اولويت های من در دولت آينده خواهد بود.

 

تاکيد می کنم که حق آموزش در کليه سطوح از جمله بديهی ترين حقوق همه شهروندان است.

 

سهميه بندی ها و بومی گزينی ناعادلانه منجر به تضييع حق بديهی نيمی از جامعه و جمع کثيری از دختران نخبه می شود. به نظرم مسئولان کشور بايد برای بی انگيزگی پسران راهکار ديگری بينديشند و در آينده به جای محروم کردن جمع کثيری از دختران و زنان با استعداد، در فکر اشتغال خيل زنان تحصيلکرده برآيند.

 

ضمن ابراز تاثر از دستگيری يا ارعاب فعالان زنان به خاطر دفاع از حقوق خود، معتقدم که زنان از طيف های مختلف فکری بايد امکان برگزاری تجمع های قانونی و مسالمت آميز جهت ارائه ديدگاه های خود داشته باشند و بتوانند نشريات خاص خود را در چارچوب قانون اساسی منتشر کنند و چنين رخدادی کمک موثری به درک بهتر حکومت از مطالبات بانوان خواهد داشت.

 

هر نوع اهانت، تحقير يا هتک حرمت زنان چه در خانواده و چه در جامعه از نظر اينجانب محکوم است. بايد انواع خشونت های خانگی و اجتماعی، قتل های ناموسی، قتل های خانوادگی، فحشا و خودفروشی به طور ريشه ای آسيب شناسی و بررسی شود و برای صيانت از زنان و حل اين مشکلات برنامه ريزی همه جانبه شود.

 

برنامه ريزی و تلاش جهت حل مشکلات زنان در زمينه های بهداشت، ورزش، آموزش، تفريح، حمايت از زنان سرپرست خانواده و بدون سرپرست با ارائه طرح جامع توانمندسازی آنها، تدوين برنامه های مناسب برای اشتغالزايی زنان، تهيه طرح های حمايتی مناسب جهت حمايت از زنان سالمند، معلول يا مبتلا به بيماری های خاص، توانمندسازی و افزايش بهره وری زنان عشاير و روستايی، ايجاد فرصت های شغلی در بخش کشاورزی، صنعت، خدمات و تقويت مهارت های آنان با انواع آموزش های حرفه ای، از جمله ديگر سر فصل های برنامه های من در رابطه با زنان در دوران رياست جمهوری است.

 

از مسائل مهمی که در مجلس ششم تصويب ولی در شورای نگهبان رد و فعلا در مجمع تشخيص مصلحت نظام، متوقف مانده است، کنوانسيون رفع تبعيض عليه زنان است. پذيرش مشروط کنوانسيون با حق تحفظ عدم مغايرت با شرع و قانون اساسی در کنار اصلاح قوانين متناسب با شرايط روز جامعه، می تواند به اصلاح بسياری از رويه های جاری کمک کند.

 

بدون ترديد اگر تاکنون حقوق زنان را با ارائه طرح ها و لوايح کارآمد تامين نموده بوديم، چهره زن ايرانی در دنيا مخدوش ترسيم نمی شد.

 

به هر تقدير، ايران به عنوان عضوی از نظام بين المللی، نمی تواند و نبايد به خاطر برخی سوءتدبيرها، به ويژه در رابطه با مسئله زنان از جامعه جهانی منزوی باقی بماند.

 

در پايان بر اين باورم که زن ايرانی شايسته شان و منزلتی بيش از آن است که تاکنون از آن برخوردار بوده است. علی رغم اينکه مسئله زنان يکی از سرفصل های ۳۵ گانه برنامه من در اداره کشور محسوب می شود که جداگانه تقديم خواهد شد، اما به لحاظ اهميت مسئله زنان، شرح تفصيلی تری از نگاه خود را به اين موضوع تقديم به دختران جوان و بانوان محترم داشتم و اميدوارم که در ايضاح مسئله کمک نموده باشد.

 

مهدی کروبی

 

سحام نيوز

 

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 29 اردیبهشت1388 ساعت 12:54 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   اعتراض خانواده های زندانیان کرد؛ ایجاد زندان در زندان سنندج

 

 
 


همزمان با سفر آیت الله خامنه ای به استان کردستان،صد و سه تن از زندانیان این استان در داخل زندان مرکزی سنندج، در یک فضای بسته هشتاد متری، زندانی شده و مورد آزار و اذیت مسئولان این زندان قرار گرفته اند. خانواده های این زندانیان روز گذشته با انتشار بیانه ای ضمن افشای این خبر و ابراز نگرانی شدید از وضعیت جسمی و روحی فرزندانشان، نسبت به اعمال این فشارها بر فرزندانشان اعتراض کردند.

 

به گزارش منابع خبری در سنندج، دست کم ۱۰۳ تن از زندانیان این استان که اغلب آنان را جوانان بیست تا سی و پنج ساله تشکیل می دهند که به دلیل فعالیت های سیاسی، مطبوعاتی و حقوق بشری دستگیر شده اند،تحت اعمال فشارهای جسمی و روانی هستند. این زندانیان از بیست روز پیش در داخل زندان، در یک فضای بسته هشتاد متری حبس شده و به آنان حتی اجازه قدم زدن هم داده نمی شود.

 

به همین علت شمار زیادی از خانواده های فعالان سیاسی، حقوق بشری و دانشجوئی که فرزندانشان در بین این ۱۰۳ نفر از زندانیان دربند هستند دیروز با انتشار بیانیه ای اعلام کردند که به منظور انجام تلاش های مستمر برای پیگیری و رسیدگی به وضعیت نگران کننده فرزندانشان، کمیته ای به نام کمیته خانواده های زندانیان کرد تشکیل داده اند.

 

در این بیانیه ضمن اشاره به وضعیت نامناسب و اعمال فشارهای جسمی و روحی بر زندانیان،آمده است:۱۰۳تن از زندانیان کرد استان کردستان در زندان مرکزی سنندج، در داخل بند پاک ۲ در یک فضای بسته کوچک حداقل بیست روز است حبس شده اند و تمامی حقوق اولیه آنان به عنوان یک زندانی نقض شده و وضعیت جسمی و روحی آنان روز بروز بدتر می شود.

 

در ادامه این بیانیه می خوانیم :در بند پاک ۲ زندان مرکزی سنندج که از سوی مسئولان زندان، برای زندانیان سیاسی در نظر گرفته شده است، از بیست روز پیش شرایطی سخت و آزار دهنده بر فرزندان ما تحمیل کرده اند و به بهانه مختلف فرزندانمان را مورد آزار و اذیت های جسمی و روحی قرار می دهند و هیچ کس نیز در قبال این مساله نگران کننده پاسخ گو نیست.

 

مسئولان زندان مرکزی سنندج، در توضیح علت این کار به لزوم “تعمیرات” در زندان اشاره کرده اند.

 

اما در بیانیه روز گذشته کمیته خانواده های زندانیان کرد، که قسمتی از آن از زبان زندانیان نوشته شده،در این مورد آمده است: بیست روز است که ما را در داخل زندان و حتی در داخل بند نیز حبس کرده اند و به بهانه تعمیرات حتی به ما اجازه چند دقیقه قدم زدن هم نمی دهند و به انواع بهانه های دیگر در طی این بیست روز ما را اذیت کرده و همه حقوق اولیه ما به عنوان یک زندانی را از ما سلب کرده اند. از سوی دیگر نیز هر روز بر تعداد ما در این فضای بسته کوچک می افزایند و فشار را بیشتر می کنند و در صورت اعتراض به این وضعیت، یا ما را بیشتر اذیت می کنند یا تهدید.

 

زندانیان در ادامه نوشته اند:مسئولان زندان در حالی ما را به بهانه تعمیرات زندان در یک وضعیت طاقت فرسا در یک فضای کاملا بسته حبس کرده اند، که در طول این بیست روز هیچ گونه تعمیراتی در این بند انجام نگرفته است، آنان همچنین در پاسخ به درخواست ما مبنی بر پایان دادن به این وضعیت،ما رابا محدودیت های بیشتری، به ویژه از نظر غذائی و بهداشتی روبرو کرده اند و می گویند در صورت اعتراض بیشتر با افزایش مدت حبس نیز روبرو خواهیم شد.

 

کمیته خانواده های زندانیان کرد استان کردستان، در پایان این بیانیه ضمن اعتراض به این وضعیت، خواستار حمایت و نظارت فوری سازمان و نهادهای حقوق بشری و دفاع از حقوق زندانیان سیاسی و عقیدتی کردستان شده است.

 

سامناک آقایی
روزآنلاين

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 29 اردیبهشت1388 ساعت 12:54 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   درخواست مادر و همسر اسانلو برای آزادی او

 

 
 


کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران اکیدا به مسئولین قوه قضائیه توصیه کرد که حکم منصور اسانلو؛ رهبر کارگری را مجددا بررسی و او را آزاد کنند. پزشک قانونی تاکنون دو بار برای وی دستور عدم تحمل کیفری صادر کرده است ولی مقامات قضایی با آن مخالفت کرده اند.

 

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران شدیدا نگران وضعیت جسمی اسانلو و احتمال از بین رفتن وی در زندان میباشد. مسئولین زندانها سابقه سیاهی در فراهم آوردن درمان پزشکی برای زندانیان عقیدتی دارند. در آخرین نمونه، امیدرضا میرصیافی، وبلاگنویس در بند در زندان اوین در اسفند ماه گذشته با عدم معالجه فوری، جان باخت.

 

خانواده اسانلو با ارسال نامه ای از سوی مادر منصور اسانلو به آیت الله هاشمی شاهرودی؛ رئیس قوه قضائیه خواستار آزادی او شدند. در نامه مادر منصور اسانلو نگرانی های او از در خطر بودن زندگی و حیات اسانلو ابراز شده است.

 

پروانه اسانلو؛ همسر منصور به کمپین بین المللی حقوق بشر گفت که :”ما همه راه های قانونی را در چهارچوب قوه قضائیه رفتیم و برای آزادی آقای اسانلو از قوه قضائیه تقاضا کردیم اما همه اش بی فایده بوده و به درخواستهای ما هیچ اعتنائی نمیشود. در زندان نگه داشتن آقای اسانلو خیلی بی رحمانه است.” خانم اسانلو تاکید کرد:”خانواده آقای اسانلو از جامعه بین المللی بخصوص سازمان های کارگری می خواهد که به حمایت خود از منصور اسانلو ادامه بدهند و خواستار آزادی ایشان باشند.”

 

منصور اسانلو از تاریخ ۱۹ تیرماه ۱۳۸۶ تاکنون در زندان در حال از بین رفتن است. پس از اینکه ایشان را مدتی در زندان اوین نگه داشتند، ناگهان در تاریخ ۲۴ مهرماه ۱۳۸۷ به زندان رجایی شهر منتقلش کردند. زندان رجایی شهر برای اسانلو که دچار بیماری های متعدد شده است، بسیار نامناسب است و بیشتر زندانیان از نوع خطرناک ترین و خشن ترین جنایتکاران هستند. منصورا سانلو دچار بیماری شدید چشمی است و بخاطر عمل قلب بازی که چند سال پیش انجام داده باید بطور مرتب مورد مراقبت های پزشکی قرار بگیرد.

 

فاطمه گل گزی؛ مادر منصور اسانلو، در نامه ای به آیت الله شاهرودی به تفصیل از مشکلات خود و عروسش که پس از زندانی کردن منصور اسانلو در سال ۱۳۸۶ دچار شده اند، نوشت. خانم گل گزی در نامه خود تاکید کرد :” آیا این عدالت است که عروس من در سخت ترین شرایط با داشتن دو فرزند در رنج و عذاب باشد ؟در حالی که همسرش در چارچوب قانون اساسی و قانون کار جمهوری اسلامی ایران در جهت احقاق حقوق صنفی اش تلاش نموده است ؟”

 

منصور اسانلو به ۵ سال زندان به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” بخاطر فعالیت های خود برای سازماندهی اتحادیه ها کارگری محکوم شد و در حال حاضر در زندان بسر می برد. منصور اسانلو از اعضای موسس سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه بعنوان یک اتحادیه مستقل کارگری است که برای تحقق حقوق کارگران مبارزه می کند. منصور اسانلو بطور مستمر برای به رسمیت شناخته شدن اتحادیه های مستقل کارگری از سوی دولت تلاش کرد و بعنوان یکی از رهبران مبارزه برای حقوق کارگران در ایران بطور مرتب هدف حملات قرار گرفته است. برنامه های سازماندهی شده توسط سندیکای شرکت واحد همواره مورد حمله قرار گرفته اند بطوریکه اعضای این سندیکا در اثر این حملات بشدت مجروح شدند.

 

ارون رودز؛ سخنگوی کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران در مورد زندانی بودن منصور اسانلو گفت:”ادامه زندان منصور اسانلو با توجه به وضعیت سلامتی ایشان یک مجازات ظالمانه و غیر انسانی است، و نشانه محرومیت کارگران از حقوق کار در ایران است.” رودز همچنین تاکید کرد که “قوه قضائیه باید فورا نیازهای ایشان را برای تضمین سلامتی و امنیت جانی او تامین کند.”

 

وضعیت جسمی منصور اسانلو به گونه ای است که باعث نگرانی در باره سلامتی و امنیت جانی ایشان شده است. علاوه بر بیماری های چشمی و عمل قلب باز، دو تا از رگ های ایشان کاملا مسدود شده است. منصور اسانلو بارها تحت عمل جراحی قرار گرفته اما ایشان از مراقبت های تخصصی در داخل زندان محروم است. اتحادیه های بین المللی کارگری و سازمان های حقوق بشری خواستار آزادی فوری ایشان شده اند.

 

کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران از مقامات ایرانی خواست که منصور اسانلو را آزاد کنند و قوانین مراقبت های پزشکی در داخل زندان را مورد بازبینی قرار دهند تا مطمئن شوند که همه زندانیان از مراقبت های لازم برخوردار خواهند بود. این کمپین همچنین از دولت ایران خواست که به آزار و اذیت و محاکمه همه فعالان کارگری پایان داده و بیش از صد نفر از مردمی را که در روز اول ماه می بخاطر شرکت در مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر در زندان هستند، آزاد کند.

 

متن کامل نامه مادر اسانلو به آیت الله شاهرودی به شرح زیر است:

 

به نام خدا

ریاست محترم قوه قضائیه جمهوری اسلامی ایران

 

جناب آقای شاهرودی

 

با سلام و احترام

 

اینجانب فاطمه گل گزی مادر منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد که برای دفاع از حق و حقوق صنفی خود و همکاران ، مدت سه سال است به صورتی ناعادلانه در زندان بسر می برد ، تقاضا دارم به وضعیت فرزندم رسیدگی شود .

 

منصور اسانلو طی دستگیری ها و طولانی شدن مدت زندانیش آسیب های فراوان جدی جسمی و روحی دیده است و طبق دستور پزشکی قانونی عدم تحمل کیفر برای دومین بار برای ایشان صادر شده است ولی متاسفانه با مخالفت مقامات قضایی روبرو شده است . اینجانب به عنوان یک مادر ار آن مقام که بالاترین و عالی ترین مقام قضایی کشور می باشد سوالم اینست که :

 

_ آیا با کسی که برای خدمت به مردم سال ها صادقانه در شرکت واحد انجام وظیفه نموده است باید اینگونه برخورد شود ؟

 

-آیا به جای پاسخ به خانواده و آزادی بدون قید و شرط ایشان باید با بدترین برخوردها و بی تفاوتی های مسولان قضایی روبرو شویم ؟

 

- آیا این عدالت است که عروس من در سخت ترین شرایط با داشتن دو فرزند در رنج و عذاب باشد ؟در حالی که همسرش در چارچوب قانون اساسی و قانون کار جمهوری اسلامی ایران در جهت احقاق حقوق صنفی اش تلاش نموده است ؟

 

- فرزند من منصور اسانلو جز دفاع از حق و حقیقت که در قوانین ما مکتوب است ، گناه دیگری ندارد و جایش در زندان نیست .

من از آن مقام و تمام مقامات مسئول کشورو مردم دلسوز ایران و جهان و همین طور از همه نهاد های مردمی و حقوق بشری درخواست دارم برای آزادی بدون قید و شرط پسرم به من مادر پیر و بیمار که حتی برای ملاقات فرزندم که در زندان رجائی شهر کرج است دچار مشکل هستم ، تاعمری از من باقی است کمک کنند و مادری را که با سختی های فراوان فرزندش را دلسوز و متعهد و وطن دوست تربیت کرده از رنج و سختی نجات دهند .

 

ضمنا پسرم پس از سال ها سابقه کار در شرکت واحد که دارای ۲۷ سال سابقه کار می باشد بدون هیچ حق و حقوقی اخراج شده است . چرا با کسانی که دلسوز و وفاداربه این آب و خاک هستند اینطور رفتار می شود .

 

فاطمه گل گزی
۱۲/۲/۸۸

 

ايران امروز

 

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 29 اردیبهشت1388 ساعت 12:53 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   اخراج عوامل صدا و سیما توسط دانشجویان از دانشگاه علم و صنعت

 

 
 


خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته جمع کثیری از دانشجویان علم وصنعت در اعتراض به سانسور شدید خبری در صدا وسیما در آستانه انتخابات و به طور خاص عملکرد این سازمان در برنامه های مختلف و بویژه برنامه منطقه آزاد، ضمن ممانعت از برگزاری تریبون به اصطلاح آزاد این برنامه، عوامل تهیه برنامه مذکور را از دانشگاه اخراج کردند.
به گزارش خبرنامه امیرکبیر در جریان اعتراض دانشجویان به این برنامه، بر خورد و اقدامات ناشایست چند تن از خبرنگاران دولتی، با حمایت دانشجویان بسیجی دانشگاه، سبب در گیری دانشجویان با آن ها شد. در این درگیری ها دانشجویان بسیجی و خبرنگاران این برنامه به ضرب و شتم چند تن از معترضین پرداختند که با پاسخی شدید ازطرف دانشجویان معترض رو به رو گشت.

 

گفتنی است منطقه آزاد یکی از برنامه های انتخاباتی صدا و سیما است که هر شب از شبکه سوم سیما پخش می شود. این برنامه که هر بار در دانشگاههای مختلف تهران برگزار می شود با سانسور شدیدی در هنگام پخش سراسری آن مواجه است. عوامل تهیه این برنامه با گزینش دقیق صحبت های دانشجویان بصورت بریده بریده و پراکنده، در هنگام پخش سراسری آن، عملا امکان مشاهده  کامل صحبت های دانشجویان رابه مخاطبان  نمی دهند.

 
دانشجویان معترض پلاکاردهایی با عناوین: ” علم و صنعت تریبون شما نیست”، ” کیهان تصویری نمی خواهیم”،  ”سیمای انحصاری اخراج باید گردد”، «برادر بسیجی چماقت رو درنیار»، «تریبون بیسجی نمی خواهیم، نمی خواهیم»، «نصرمن الله و فتح القریب مرگ بر این دولت مردم فریب» در دست داشتند.

 
پس از  اخراج عوامل صدا و سیما از  دانشگاه، بسیجیان با صدور بیانیه ای ضمن وارد ساختن اتهاماتی به دانشجویان معترض و فحاشی، خواستار بازگشت عوامل برنامه مذکور شدند. اما پانصد دانشجوی معترض در پاسخ اعلام کردند که به هیچ وجه اجازه برگزاری چنین برنامه را نمی دهند.

 

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر سخنرانی یکی از بسیجیان که با استفاده از آمپلی فایر مسجد بار دیگر برای دقایقی درگیری فیزیکی میان دانشجویان و بسیجیان به وجود آورد و در پی آن با اقدامات خشونت آمیز بسیجیان چند بار دانشجویان معترض مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. که در نهایت آمپلی فایر توسط حراست و بسیج جمع گردید.

 
پس از آن عده ای از دانشجویان منتسب به بسیج تا ساعاتی اقدام به برگزاری تجمع نمودند و دراین میان و شعارهایی بین دانشجویان دانشگاه و بسیجیان رد و بدل شد. دانشجویان بسیجی شعار می دادند ” آزادی اندیشه بی گفتگو نمی شه” ، ” مرگ بر منافق”.” آزادی اندیشه دروغه دروغه” و در مقابل نیزدانشجویان معترض با شعارهایی نظیر:”آزادی اندیشه با بسیجی نمی شه”، ” نصرمن الله و فتح قریب ننگ بر این دولت مردم فریب/ دولت سیب زمینی، نمی خوایم نمی خوایم”، ” ادعای آزادی دانشجوی زندانی” و “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد”،  به انحصارطلبی ها دولت نهم و تمامی حامیان آنها  اعتراض کردند.

 

 

در پایان دانشجویان معترض با حضور در سر در دانشگاه، و تا حصول اطمینان کامل از عدم حضور عوامل صدا و سیما به تجمع خود پایان دادند و اعلام نمودند فردا تریبون آزادی در صحن دانشگاه برگزار خواهند نمود.

 

برای مشاهده فیلم این اعتراضات می توانید به این لینک مراجعه کنید:

http://www.youtube.com/watch?v=D0xXmc35iYY

 



elm1

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 29 اردیبهشت1388 ساعت 12:52 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   گزارش کامل نشست دفتر تحکیم وحدت

 

 
 

خبرنامه امیرکبیر: نشست دفتر تحکیم وحدت در حالی در روزهای ۲۴ و ۲۵ اردیبهشت در تهران برگزار گردید که دبیر سیاسی این تشکل و ۵ عضو آن همچنان درزندان به سر می برند. روز اول این نشست با حضور فعالین سیاسی و مدنی مختلف من جمله عبدالله نوری، عزت الله سحابی، عماد الدین باقی، ابراهیم یزدی، حبیب الله پیمان، رضا علیجانی، تقی رحمانی، هدی صابر، بابک احمدی، عیسی سحر خیز، محمد عطریانفر، هاشم صباغیان، حسین رفیعی، محمد بسته نگار، هرمیداس باوند، عیسی خان حاتمی، احمد زیاد آبادی، یوسف مولایی، محمد ناظری و فعالان حوزه زنان چون شهلا لاهیجی، مینو مرتاضی، نوشین احمدی خراسانی، شادی صدر و نسرین ستوده، رضوی و سخنرانی برخی از آنها و پیام دکتر سروش آغاز شد. مشروح بحث ها و سخنرانی های صورت گرفته به این شرح است:
 
سحابی: اگر ما رأی ندهیم با کم بودن رأی مخالف امکان تقلب بالا می رود

 

عزت الله سحابی به عنوان سخنران اول نشست با بحث انتخابات و سلامت آن صحبت های خود را آغاز کرد. او افزود اگر ما رأی ندهیم با کم بودن رأی مخالف امکان تقلب بالا می رود. من خواهش می کنم رأی های خاموش را آگاه کنیم. به هر کس دلتان می خواهد رأی دهید فقط به پای صندوق های رأی بیایید. بر سر موسوی و کروبی بحث نکنید مسئله این است که فقط احمدی نژاد نباشد. با هر کدام از این دو می توان مذاکره کرد.

 

مادر عباس حکیم زاده: کاندیداهای ریاست جمهوری باید در مورد دانشجویان زندانی و فرزندم موضع گیری کنند

 

مادر عباس حکیم زاده، دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت و دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با چشمانی گریان که جمعیت را متأثر کرده بود، در خصوص وضعیت فرزندش در ملاقاتی که بعد از ۸۰ روز صورت گرفته بود گفت که وضعیت روحی و جسمی فرزندش بسیار بد بوده و میزان فشار عصبی بر او به حدی بوده که بیماری لکنت زبان او تشدید شده و توانایی سخن گفتن نداشت. به او گفته شده بود که به ما بگوید برایش مصاحبه نکنیم تا روال پرونده طی شود. اما بازجویی از فرزندم همچنان ادامه دارد و بعد از ۸۰ روز هنوز این بازجویی های تمام نشده است. وی در ادامه از کاندیداهای ریاست جمهوری درخواست کرد که در مورد وضعیت دانشجویان زندانی و فرزند وی موضع گیری کنند «مگر گناه فرزند من چیست که می خواهند اعتراف تلویزیونی از او پخش کنند؟ هر جایی مراجعه می کنیم جواب درستی به ما نمی دهند.» مادر عباس حکیم زاده با چشمانی اشک آلود که با تشویق طولانی مدت حاضران و دانشجویان همراه بود و دانشجویان به احترام وی به پا خاستند سخنان خود را پایان داد.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در ادامه این برنامه پیام دکتر سروش به نشست سراسری دفتر تحکیم وحدت قرائت شد که برای مشاهده این پیام می توانید به این لینک مراجعه کنید.

 

پس از پیام دکتر سروش عبدالله نوری وارد سالن سخنرانی شد که با تشویق پر شور حضار و دانشجویان همراه بود و جو نشست را متحول کرد.

 

باوند: انتخابات از جمله مکانیزم های فراهم آوری گامی در راه رهایی از بن بست فعلی است

 

هرمیداس باوند پس از ورود آقای نوری پشت تریبون قرار گرفت و گفت که امروز جامعه ما در شرایط بحرانی قرار گرفته است که اگر تصمیمات صحیح و اجرایی گرفته نشود، استمرار وضع موجود سبب رو به شدت گذاشتن رویدادهای بس نامطلوب خواهد شد. در این شرایط مبهم چه باید کرد؟ مسئله انتخابات از جمله مکانیزم های فراهم آوری گامی در راه رهایی از این بن بست فعلی است. باید بین منافع اساسی ایران و رژیم ها تفکیک قائل شد. رژیم ها یدیده های پایداری نیستند ولی خطاهای بزرگ آنها ممکن است فرآیندی بس نامطلوب داشته باشد. اگر این بار هم نتوانیم از فرصت پیش آمده استفاده کنیم با توجه به تحولات منطقه و تلاش های بسیج شده علیه کشورمان در منطقه، اظهار نظر ها و موضع گیری های نادرست اتخاذ شده از درون احتمال دارد فرآیند بس خطرناکی در انتظار جامعه مان باشد. انتخابات های قبلی بسیار مبهم بود. ما در وضع خاصی هستیم که اقتضا می کند آن را تغییر دهیم و هر شخصی فکر می کند این شرایط ثمری دارد سخت در اشتباه است. باید براساس ارزیابی صحیح تصمیم گرفت که حضور گسترده در انتخابات خنثی کننده چنین وضعیتی می تواند باشد یا خیر. جریانات پیش آمده می توانند در این تصمیم گیری تأثیر داشته باشند و شاید بتوانیم گام کوچکی در تحقق مطلوب برداریم.

 

مولایی: شرایط بازداشت دانشجویان امیرکبیر در انتخابات پیش رو شبیه بازداشت ملی مذهبی ها در انتخابات ۸۰ است

 

دکتر یوسف مولایی وکیل چند تن از دانشجویان در بند دانشگاه امیرکبیر و عباس حکیم زاده در پشت تریبون قرار گرفت و در خصوص شرایط بازداشت دانشجویان توضیحاتی داد. وی گفت: « اتفاقاتی در ایران می افتد که یک چرخه معیوب همواره ادامه دارد و وقایع تکرار می شوند. در انتخابات سال ۸۰ هم دوستان ملی مذهبی گرفتار شدند و وکیل آنها بودم. که در آن زمان تشویق می کردم برای تغییر شرایط پرونده به اصلاح طلبان رأی دهید. بعد از ۹ سال دوباره همین شرایط برای دانشجویان امیرکبیر در حال تکرار است که روال پرونده وابسته به شرایط انتخابات آتی است. شاید یکی از علل شرکت در انتخابات باز کردن همین فضای تنفس حداقلی است. در مورد دانشجویان نیز من فقط یک وکیلی هستم که حق دیدار با آنها را در زندان، مطالعه پرونده و حتی اعتراض به قرارهای بازداشت را ندارم. حتی می توانم بگویم وکیلی هستم که نقشی ندارم و هیچ نوع پاسخی متناسب با وضعیت پرونده دریافت نکرده ام.  امیدوارم جامعه مدنی بتواند شرایط را بهتر کند. اما با توجه به اینکه مدت بازداشت بسیار طولانی شده است می توانم حدس بزنم احتمالا دلایل پرونده طوری نیست که قابل قبول باشد برای همین دوره تحقیقات مقدماتی پشت درهای بسته طولانی شده است و وضعیت دانشجویان هم همین طور که مادر عباس حکیم زاده اشاره کرد در شرایط خوبی قرار ندارد. این به این خاطر است که حتی اگر دلیلی نیست از طریق اعتراف ساخته بشود در شرایطی که هیچ دسترسی به موکلان وجود ندارد. امیدوارم هر چه زودتر دانشجویان آزاد شوند.»

 

شهلا لاهیجی: نطفه های جامعه مدنی را با همراهی بکاریم و آبیاری کنیم

 

شهلا لاهیجی ناشر و فعال در حوزه زنان از گروه همگرایی زنان در انتخابات دهم، پشت تریبون قرار گرفت و در خصوص همیاری گروه های مدنی در انتخابات پیش رو تأکید کرد: «سلام می کنم به شما عزیزان و مادران که دردهایشان اشک به چشمانمان می آورد اما دستانمان توان حمایت ندارد. چه باک که کاندیدایی می گوید من زندانبان نیستم که آزادتان کنم. امسال برای اولین بار در تاریخ دموکراسی زنان از هر تشکلی در کنار هم جمع شدند و همگرایی زنان را تشکیل دادند برای اینکه بگوییم ما به اجبار رأی نمی دهیم بلکه ما کاندیداها را مجبور می کنیم که حرفمان را بشنوند. ما از آنان خواستیم مواردی از قانون اساسی تغییر کند و ایران به کنوانسیون رفع تبعیض بپیوندد. کنوانسیون مصوبه مجلس ششم است و پذیرفتن آن پذیرفتن رأی مردم است. ما زنان برای پیوستن به همه حرکت های مدنی همراه دانشجویان، کارگران و معلمان هستیم و شما نیز همراه ما باشید. بگذارید نطفه های جامعه مدنی را با همراهی بکاریم و آبیاری کنیم.»

 

باقی: یک روز زندان دانشجویان بر بیست سال سکوت ترجیح دارد

 

عمادالدین باقی، بنیانگذار انجمن دفاع از حقوق زندانیان مهمان بعدی بود که سخنان خود را با این موضوع آزاد کرد که در مدتی که در این سالن نشسته ام تحت تأثیر تصاویر دانشجویان زندانی بودم که در اینجا آویخته شده است. در این گرد و خاک انتخابات نگرانم که یک سری ارزش ها بی رنگ شوند. اوایل انقلاب تجربه ای داشتیم که می ترسم تکرار شود و این بود که پیش از انقلاب که ۱۵ ۱۶ سالمان بود تشکلی راه انداخته بودیم که نیمی از آنان شهید شدند و بقیه هم الآن مسئولیت هایی دارند. اما نسل ما وقتی مشاهده می کرد که رنج کشیدگان و مبارزان انقلاب متولی امور هستند خیلی نگران به انحراف رفتن آرمان های آزادی، استقلال و جمهوریت نبودند اما از دو یا سه سال بعد از انقلاب زمزمه هایی شروع شد با این موضوع که مبارزه ارزش نیست. تعابیری به کار می بردند که از طریق ویران کردن برخی ارزش ها راه را برای عافیت طلبان سعی می کردند باز کنند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر عماد الدین باقی در ادامه سخنان خود افزود: به نظرم این ارزش را باید زنده نگه داریم که کسانی که برای آرمان دموکراسی، آزادی، جامعه مدنی و حقوق بشر رنج می برند و تلاش می کنند نباید مساوی باشند با کسانی که اهل این تلاش نبودند. امروز هم نگاه می کنم و می بینم دانشجویانی وجود دارند که برای آزادی مبارزه می کنند و مثل خیلی از دانشجویان دیگر به دنبال عافیت نیستند، به اعتقادم  دانشجویانی که با روش های اخلاقی و مدنی و مسالمت آمیز برای پیشرفت آزادی، دموکراسی و حقوق بشر تلاش می کنند یک روز زندان آنها بر بیست سال سکوت ترجیح دارد.

 

پیمان: در انتخابات برای ایجاد فرصت گفتگو و همبستگی ها در جامعه ائتلاف کنیم

 

حبیب الله پیمان، دبیر کل جنبش مسلمانان مبارز سخنان خود را با تبریک به دانشجویان برای برگزاری این جلسه و ادامه کار در شرایط بسیار سخت آغاز کرد و تأکید نمود که علیرغم یک قرن مبارزه برای آزادی و دو انقلاب و شکل گیری جنبش های بزرگ مدنی با وجود تغییرات ذهنی و فرهنگی اما نهادهای مدنی و دموکراتیک به خوبی شکل نگرفته اند. به لحاظ حقوق شهروندی و اجتماعی و سیاسی نیز عقب هستیم. این مسئله حتما دلیلی دارد و ما باید در راهمان به تجربیات تاریخی توجه کنیم. دلایل شکست ها و موفقیت ها را پیدا کنیم و از انباشت تجریه استفاده کنیم. گاهی این انباشت تجریه در افراد شکل می گیرد و نتیجه خوبی می دهند مثل دکتر مصدق. مصدق درک می کرد جامعه ایران یک جامعه متکثر اجتماعی و طبقاتی است. بسیاری از نیروها در جامعه دارای قدرتی هستند که اثر گذار است. او متوجه بود که نمی تواند نیروهای متخاصم را حذف کند. بنابراین جامعه یکدست نمی شد و برای این موضوع حداکثر تلاش را برای جذب نیرو برای اقدامات خود انجام می داد و تلاش می کرد مزاحمت گروه های دیگر را از بین ببرد. لازمه ائتلاف نیروها این است که خواسته ها و مطالباتتان معطوف به یک گروه سیاسی و اجتماعی نباشد. عدم همکاری ضربه مهمی به حرکت های اجتماعی زده است. در شرایط فعلی ایران نیز مثل زمان مصدق جامعه ایران متکثر است و باید ائتلاف هایی شکل داد. امروز به دلیل فشار اجتماعی، اقتصادیی و سیاسی نیروهای مدنی متفرق شده اند، به دلیل فشار و یأس واستیصالی که مردم دارند. در طبقه متوسط نیز سرکوب و فشار سازماندهی های اجتماعی را ناممکن می کند یک شرایطی به وجود آمده که انگیزه های جمعی برای اتحاد در جهت خیر عموم را در ما ضعیف کرده است و درگیر دغدغه های شخصی خود شده ایم. ما باید سعی کنیم ارتباطات جمعی را تسریع کنیم و تلاش برای آزادی و عدالت را برای همه جامعه بخواهیم. اگر بتوانیم انگیزه های جمعی، آرمان های عمومی و اخلاق جمعی را تقویت کنیم نیروهای پیشرو نباید پشتشان در شرایط سخت خالی شود و باید همه حضور داشته باشند. باید راهی انتخاب کنیم که نیروهای مردمی فرصت گفتگو و وحدت داشته باشند و متوجه باشند که رنج هایشان مشترک است و رهایی شان به کار مشترک وابسته است. این فرصت را با فشار اقتصادی و اجتماعی از ما گرفته اند. اگر بتوانیم با انتخابات این فرصت گفتگو را ایجاد کنیم که نیروهایی بیایند که از فشار ها کم کنند و مردم خود را از تفرقه و جدایی بازیابند و همبستگی های اجتماعی شکل گیرد، در آن صورت است که مردم خودشان می توانند در صحنه باشند و مطالباتشان را پیش ببرند. ما امروز در موضع ضعف برای دیکته کردن مطالباتمان هستیم چون پراکنده هستیم. باید برای ایجاد فرصت گفتگو ائتلاف کنیم، خرد جمعی شکل بگیرد و همبستگی های احیاء شود.

 

زید آبادی: دانشجویان باید وارد انتخابات شوند و توده های خنثی را هم فعال کنند

 

احمد زید آبادی، دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران بر شرکت در انتخابات با تمام قوا تأکید کرده و افزود: در دوره پیش فکر می کردم دولت اصلاحات از محتوا خالی شده و پوسته ای برای او باقی مانده است و تمام قدرت در نزد نهادهای مخالف اصلاحات متمرکز شده، آمدن یک اصلاح طلب هیچ کمکی نمی تواند کند و حتی می توانست وضعیت ما را بغرنج تر کند. الآن هم شرایطی پیش آمده که به دلیل حضور آقای احمدی نژاد که تهدید های بزرگی برای ما فراهم کرده است و این ناخواسته فرصت هایی هم به وجود آورده که در این دوره می توانیم با تمام قوا و انرژی وارد انتخابات شویم. الآن شرایطی است که همه فشارهای ناشی از سرکوب ها، معلق شدن ها و ستاره دار شدن ها و اخراج شدن ها را به انرژی طوفانی تبدیل کنیم و جو جامعه را عوض کنیم. اینکه به سمت چه کاندیدایی برویم به لحاظ شخصی موضع ام روشن است. اولویت اصلی نفی احمدی نژاد است و شخصا هم تصور می کردم بین دو کاندیدای اصلاح طلب تفاوت عمده ای نیست اما حس می کنم اختلافی وجود دارد و هر چه پیش می رویم پر رنگ تر می شود. فکر می کنم دانشجویان هم باید وارد انتخابات شوند و توده های خنثی را هم فعال کنند.

 

یزدی: اگر حمایت از یک کاندیدا به انسجام تشکیلاتی دفتر تحکیم وحدت ضربه می زند، از کاندیدایی حمایت نکنید

 

ابراهیم یزدی، دبیر کل نهضت آزادی گفت ما نمی توانیم به انتظاربارش باران برای سبز شدن باشیم، باید خود آغاز کننده بارش باران باشیم. انتخابات در این دوره به مراتب پیچیده تر از هر دوره دیگری است و همین پیچیدگی باعث شده که نیروهای اجتماعی و سیاسی نسبت به موضع گیری های خود دچار سلسله تفاوت هایی شوند. آنچه مهم است چیست؟ اول اینکه انتخابات آزاد بدون تحقق حقوق آزادی های ملت امکان پذیر نیست. معنای انتخابات آزاد این نیست که مردم در چند روز باقیمانده هر چیزی می خواهند بگویند، در قانون اساسی ایران در فصل سوم حقوق آزادی های مردم پیش از فصل پنجم که شرایط تحقق حاکمیت ملت است، بیان شده است. بدون تحقق اصول مصرح در قانون اساسی برگزاری انتخابات آزاد برای تحقق حاکمیت ملت امکان پذیر نیست. این افسانه است که تصور کنید در یک جامعه بسته می توان انتخابات آزاد برگزار کرد. این انتخابات آزاد نیست، عادلانه هم نیست اما می تواند یک انتخابات سالمی باشد و همه فشار ما باید روی این مسئله باشد که برگزاری آن سالم باشد.

 

در برگزاری انتخابات البته یک نیروی پادگانی وجود دارد. شما کشوری را سراغ ندارید که در آن حکومت نظامیان به نفع مصالح ملی باشد. با توجه به این پیچیدگی ها چگونه باید عمل کرد. اول این است که وضع باید تغییر پیدا کند و ادامه آن به ضرر تمامیت ارضی و وحدت ملی و نظام جمهوری اسلامی است. اما یک هدف سلبی نمی تواند فی النفسه موثر باشد. یک بار در نسل ما گفتند و گفتیم که شاه برود هر کس بیاید از وضع موجود بهتر است. نباید بگوییم این دولت برود هر کس بیاید بهتر است و باید ملاحظات دیگر را هم در نظر بگیریم.

 

برای اینکه انتخابات سالم برگزار شود صیانت از آراء ملت بسیار مهم است. هدف ما هم باید مشارکت حداکثری است و باید همه مردم را به انتخابات دعوت کنیم. بدون مشارکت مردم جریان ویژه ای که می خواهد قدرت را یکپارچه داشته باشد با آراء کمتری برنده می شود. که مثال آن انتخابات دور دوم شورای شهر تهران است. باید به عنوان یک راهکار استراتژیک به این موضوع اصرار بورزیم که مردم در انتخابات شرکت کنند. اینکه ما نیروها از چه کسی باید حمایت کنیم موضوع دیگر است و توصیه من به شما این است که از هیچ کاندیدایی حمایت نکنید و دفتر تحکیم وحدت مردم را به انتخابات دعوت کند. اگر خود اصلاح طلبان اجماع می کردند ما هم از همان یک نفر حمایت می کردیم ولی الآن این اتفاق نیفتاده و چون نشده باید بگوییم هر کدام مزایایی دارند و نقاط ضعف و پیشنهادم این است که دفتر تحکیم وحدت به دلیل حفظ انسجام درونی و تشکیلاتی از کاندیدای خاصی حمایت نکند. باید راهکاری را تحکیم بردارد که ضرورت تغییر، صیانت آراء، سلامت انتخابات و دعوت مردم به مشارکت را تأمین کند و بیشتر به فکر این باشد که وحدت درونی دفتر تحکیم وحدت حفظ شود.

 

هدی صابر: برای یک اتفاق کیفی در فردا باید نیروها را دعوت کرد

 

همه بحث های انجام شده در اینجا تا الآن معطوف به کمیت بود. در بحران ها فقط تأکید بر گستردگی و کمیت است و کیفیت گم شده است. اگر ما بپذیریم که اندیشه کل چهان، و اندیشه گوهرین و محورین او است. سنت ما خلاف سنت جاری جامعه سیاسی و فکری ما هست. او هر وقت پروژه ای متوقف می شود  و بحرانی حادث می شود، به پیش برنده یا پیش برندگان از موضع کیفی برخورد می کند و نه کمی. بعد از شکست احد به محمد نگفت که بر کمیتت بیفزا. جامعه در سال ۵۷ یکبار به وحدتی حداکثری رسید که در آن زمان به فکر کیفیت بعد از انقلاب بود. دفتر تحکیم در دهه ۶۰ از موضع کیفی به قدرت رفت. در ۷۰ از قدرت بیرون کشید اما نمایندگانی به مجلس فرستاد. در ۸۴ موضع تحریم را داشت و الآن خیزی برای ورود به انتخابات برداشته است. پس از این در پس این دعوت های کمی در افتان و خیزان ها به چه کیفیتی رسیدیم. شرایط موجود صرفا از تخریب بولدوزروار احمدی نژاد نیست. فردای انتخابات چه کیفیتی به ما خواهد رسید؟ ستادهای خالی؟ نیروهای نازل شد؟ در سال ۷۶ ستاد کلاسیک خاتمی و نیروهای حزبی رأی نمی آوردند اگر تحکیم نبود. ما هم به نسبتی هم پای جمهوری اسلامی نزول کردیم. گاندی و ماندلا نازل ترین نیروها را به میدان آوردند برای یک اتفاق کیفی. اگر به فکر فردا نباشیم از دولت هم کوتاه قدتر خواهیم شد. آنها نمی توانند جلوی دانشگاه را بگیرند.

 

تقی رحمانی: روشنفکران نتوانستند الگوی مناسب سیاست ورزی را به دانشجویان معرفی کنند

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، تقی رحمانی فعال ملی مذهبی در این نشست با اشاره به نقش و جایگاه دانشگاه در جامعه مدنی خواستار بازتعریف نگاه روشنفکران به سیاست شد. وی اعتقاد دارد که روشنفکران نتوانستند الگوی مناسب سیاست ورزی را به دانشجویان معرفی کنند و در فقدان الگوهای مناسب تعریفی دولت محورانه از سیاست ارائه شده است. این در حالی است که باید به رویکرد جامعه محورانه از سیاست توجه ویژه ای داشت. دانشگاه باید نقش صنفی و مدنی خود را در جامعه ایران تعریف کند. به علت عدم تعریف این نقش شاهد هستیم که چگونه خیل عظیمی از فعالان دانشجوی دوره اصلاحات به سرخوردگی دچار شده اند و حضور آنها را در نهاد های صنفی و مدنی مانند نظام مهندسی، کانون وکلا؛ کانون صنفس معلمان؛ نظام پزشکی و … کمرنگ است. تعداد اندکی از این فعالین دانشجویی باقی مانده اند که به شکل صحیح سیاست ورزی آنها هم ایراد های اساسی وارد است. در نتیجه تا روشنفکران ما نتوانند زندگی صنفی ومدنی برای فعالان سیاسی و اجتماعی جا بیندازند دوره هایی از آزادی های برگشت پذیر و سرکوب را مشاهده خواهیم کرد. در فقدان چنین دیدگاهی که اکثریت بدنه دانشجویان با تشکل های پیش رو دانشجویی همراهی نمی کنند، همه فعالان دانشجویی نمی توانند مصدق، شریعتی، حنیف نژاد یا سحابی بشوند. ما به مهندسین خوب، وکلای خوب، معلمین با شرافت، پزشکان متعهد برای تقویت نهادهای مدنی و صنفی نیاز ضروری داریم.

 

بابک احمدی: کروبی بیشتر از آزادی های اجتماعی حمایت می کند

 

بابک احمدی از شرکت در انتخابات دانشجویان ابراز خوشحال کرد و تصریح کرد امکان دارد رأی را به حرف هایی بدهید که خیلی هم اطمینان به عملی شدنش ندارید اما شرکت در انتخابات در این شرایط مهم است. از سی سال پیش سه مشکل غیر قابل حل در کشور ما وجود داشته است:

 

۱) اقتصاد ۸۰ درصد دولتی که می خواستند با خصوصی سازی حل کنند و نشد.
۲) آزادی های سیاسی با ولایت فقیه چه مطلقه و … تناقض دارد که در قانون اساسی مشهود است.
۳) فرهنگ به شدت مستبدانه است. در سیستم سانسور رسانه ای ومطبوعات و سهمیه بندی جنسیتی وجود دارد.

 

با توجه به این مسائل اصناف واتحادیه ها باید به کاندیداها مطالبات خود را بدهند و به فکر تقویت جامعه مدنی باشند و پای حق و حقوقشان بایستند. در این انتخابات نیروهای ارتجاعی آشکار هستند و رأی احمدی نژاد خطر مهمی است. گرچه فکر می کنم با وجود این دو کاندیدا زبان ملت درازتر و شمشیر حکومت کوتاهتر خواهد شد اما این خطر وجود دارد که کاندیدایی مثل موسوی سردرگم است. بیست سال خانه نشینی و دوری از محافل حکومتی و تشریفاتی داشته است و مواضعش در یعضی از موارد جالب نیست. کروبی بیشتر از آزادی های اجتماعی حمایت می کند.

 

به نظرم خطر پیش رو مستقیما احمدی نژاد نیست بلکه سپاه است. روحانیان به خاطر دوری از مردم پایگاه خود را از دست داده اند و فاصله ای که ایجاد شده مثل فاصله شاه و مردم است. احتمالا بر سر ملت همان می آید که در ۱۳۳۲ آمد و این با قدرت گرفتن اصولگرایان محقق می شود که قبلا به دلایلی قابل کنترل بودند اما اکنون امکانش نیست. مایی که اولین نهضت مشروطه را در آسیا داشتیم و سابقه درخشان تاریخی داریم نباید خود را تحویل اسلحه برکشیده سپاه دهیم.

 

شخصا به کروبی رأی می دهم اما فکر می کنم نباید دیگری را هم تخریب کنیم. یک آدم دموکرات راحت تر می تواند به کروبی رأی دهد ولی زیاد هم از سیاست مداران نباید انتظار وفای به عهد داشت و خودمان باید پای مطالبات بایستیم.

 

اگر احمدی نژاد ببرد باید بایستیم و تحمل کنیم و جدی تر به دنبال ساختن جامعه مدنی باشیم اما نباید تحریم دائم کنیم چون عمل درست سیاسی نیست. دور قبل بیست میلیون شرکت نکردند احمدی نژاد رأی آورد و عرصه را تنگ کرد اما باز هم ما ایستادیم. امیدوارم کروبی در دور اول رأی بیاورد ولی در بدترین حالت هم آنقدر باید بجنگیم تا دموکراسی برقرار شود.

 

علیجانی: کاندیداها باید صدای دانشجویان را بشنوند چرا که روزی باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشند

 

رضا علیجانی با یاد دانشجویان و کارگران در بند و گرامی دشت آنان سخنان خود را آغاز کرد. وی گفت فضای انتخاباتی دانشجویی در دوره پیش عدم شرکت بود اما الآن «سرطان» جامعه هر چه بوده فراگیر شده و بوی بد آن در آمده است. تا جایی که در اردوگاه اصولگرایان هم صدای اعتراض بلند شده و حتی خورشیدی فر خواستار رد صلاحیت احمدی نژاد شده است. یکی از دلایل شرکت و گرفتن مطالبات به خاطر همین فراگیری بوی تعفن است. در دهه ۳۰ تا ۵۰ ادبیات سیاسی اصلی، عمده و فرعی داشت و بر این اساس وقتی بحث حجاب اجباری در اوایل انقلاب می شود به خاطر فرعی دانستن اعتراضات آنها را کنار زدند. به خاطر فرعی نگری مطالبات گروه های مختلف حذف می شد اما اکنون مفهوم تبدیل به مصداق شده و با گفتن دموکراسی چندین مورد به نظر می رسد.

 

تجربه دوره قبل نشان داده که پذیرش این مطالبات از سوی کاندیداها باعث پذیرش وی در بدنه جامعه می شود و گسترش این گفتمان سبب می شود هر صنفی به طور طبیعی مطالبات خویش را بیان کند.

 
در دوره قبل بحث بر سر انتخابات نیمه باز و نیمه آزاد بود که می توان در آن شرکت کرد و در این دوره هم عملکرد احمدی نژآد لزوم تأثیر بر انتخابات را روشن کرده است. ما نباید منتظر باشیم گذار به دموکراسی صورت گیرد و بعد وارد انتخابات شویم چون بخشی از این فرآیند هستیم و باید فعالانه در آن مداخله کنیم که از درس های این چهار سال است.

 

با این دو کاندیدا اشتراک زیاد یا انطباق گفتمانی نداریم. در دو سه هفته اخیر می بینیم موسوی تحریف می شود و کروبی روتوش و به نظر من اصلاح طلبان با حمایت از موسوی دچار اشتباه تاکتیکی می شوند و باید جواب این اشتباه را روزی به ملت بدهند. موسوی شخصیت سالمی است ولی پیشینه خاص و روشنی دارد. کروبی هم قضیه بنیاد شهید و ریاست مجلسش روشن است. گفتمان موسوی عدالت محوری است و آزادی در اولویت دوم برای اوست و به نظرم ایشان نمی توانند از قضایای ۶۷ خود را مبرا کنند. اصلاح طلبان رأی موسوی را خراب می کنند.

 

فکر می کنم در ایران توسعه سیاسی مقدم بر توسعه اقتصادی است گرچه باید منطبق شوند و در نتیجه باید مصداقی حرف زد. آیا بودجه شفاف می شود یا خیر؟ بحث ایران برای همه ایرانیان چه می شود؟ واردات انحصاری؟ اسکله های مخفی؟ عدالت چه می شود؟

 

گفتمان کاندیداها اگر روشن باشد می توانند مورد نقد واقع شوند. کروبی حکم حکومتی را قبول دارد. موسوی نظرم اقتصادی بیشتری دارد اما کروبی به نظر کارشناسان اهمیت بیشتری می دهد.

 
ما از هر دو نگرانی داریم. ار موسوی در زمینه سیاست خارجی که بسیار بحرانی است و اکنون در جنگ نامرئی اقتصادی هستیم. آقای موسوی چه قدر توانایی ایستادن در مقابل نیروهای دولت مخفی را دارند. آقای موسوی قائل به برخورد با نیروهای حقوق بشری، دانشجویی، اپوزسیون نیست اما ضعف های خاتمی در تعامل با جریان راست به صورت مضاعف در موسوی است و نگران کننده است.

 

نقطه مثبت آقای کروبی بازبودن سفره اش است ولی آیا چانه زنی او به دست انداز می افتد یا خیر؟ همیشه چانه زنی می کند یا خسته می شود؟ گرچه فکر می کنم برخوردهای وی با توجه به سابقه اش صرفا انتخاباتی نیست. در مورد انضباط اقتصادی کروبی نگرانیم گرچه طرح نیلی خوب است.

 

فکر می کنم چون شما دانشجویان انرژی بیشتری دارید می توانید فاصله زیاد کاندیداها با طبق متوسط را پرکنید و اثر گذار باشید. جای امیدواری است که اکنون این کاندیداها به دانشگاه می روند و صداهایی می شنوند که صدای وجدان جمعی مردم و فروخفته جامعه است. دانشجویان بهترین انسان های جامعه هستند و کاندیداها باید صداها را بشنوند تا روزی نرسد که بگویند نشنیدیم چرا که روزی باید در برابر افکار عمومی پاسخگو باشند.

 
به گزارش خبرنامه امیرکبیر، در روز دوم نشست دفتر تحکیم وحدت نیز مناظره هایی بین نمایندگان مهدی کروبی و میرحسین موسوی انجام شد. در روز دوم نشست، کرباسچی و عبدی به نمایندگی از ستاد کروبی و تاجیک، نجف قلی حبیبی و حاضری به نمایندگی ازستاد میرحسین موسوی با حضور در نشست، به بیان برنامه های کاندیداهای مورد نظرشان پرداختند. برای مشاهده متن مناظره های انجام شده در روز دوم نشست که پیش از این منتشر شده است، می توانید به این لینک مراجعه نمایید.

 

در روز دوم نشست دفتر تحکیم وحدت همچنین مهدی کروبی با حضور در جمع دانشجویان به سخنرانی پرداخت که متن سخنان وی به شرح زیر است:

 

مهدی کروبی: با تمام توان باید وضع موجود را تغییر داد

 

مهدی کروبی، کاندیدای ریاست جمهوری دهم در نشست دفتر تحکیم وحدت حضور یافت و تصریح کرد که دغدغه دانشجو و حوادث آن را همیشه داشته ام و هیچ ارتباطی هم به انتخابات نداشته است در مجلس سوم و بعد از آن و آقای حبیبی شاهد هستند. در مورد مطبوعات هم همین طور. اینکه دانشجویان از من تقدیر و تشکر می کنند که شما دنبال کار دانشجویان هستید از وضع بد ما است که در حال حاضر که معلوم می شود چون در آن زمان فضایی بود و برو بیا و سمتی داشتیم  کارها انجام می شد و الآن بسیار شرایط سخت شده و حتی پیگیری هم که می کنیم بیشتر نمایان می شود و به نظرم هیچ ارتباطی با انتخابات ندارد. در زمانی که رئیس مجلس سوم بودم و اصغر زاده و صالح آبادی را زندان می بردند و یا هاشمی و بیات، یا هادی خامنه ای و خلخالی را دادگاه ویژه می بردند، علی اکبر محتشمی می بردند و یا سید موسویان را. که حتی آقای محتشمی ممنوع الخروج شدند و تلاش برای پیگیری شیوه ما بوده و منتی هم بر کسی نداشتیم و وظیفه بوده است.

 

در این شرایط هم که داوطلبیم و یک سری وعده ها می دهیم که همه به نظرم معقول و در حد توانم است. سعی می کنیم وزیرهایی بگذاریم که بتوانند اجرایی کنند. ما در اتاق دربسته به دانشجویان چیزی نمی گوییم که هیزمشان کنم و بعد که کار سخت شد رهایشان کنم. فردا اگر مسئول باشم همین کار را خواهم کرد و اگر نباشم هم همین طور و به هیچ قیمتی از میدان بیرون نخواهم رفت.

 

الآن هم باید تمام توان ما این باشد که وضع باید تغییر کند که این شرایط باقی بماند وضع همه ما بدتر می شود. از پنج سال پیش گفتم که حرف های نسنجیده و عبور و قهر ارزش ندارد. به آقای حاضری گفتم که ریاست جمهوری را بعد از شورا و مجلس را از دست ندهیم. تمام تلاشم را کردم که این اتفاق نیفتد ولی شد.

 

در مورد حکم حکومتی که اختیارات رهبر است و قانونا می تواند از آن استفاده کند. اما سخنش این است که دیگران از من حکم حکومتی می خواهند و با همه احترامی که برای آقای موسوی قائلم ایشان هم در دوران جنگ از رهبر می خواستند. آقای هاشمی و آقای خاتمی هم از آقای خامنه ای می خواست. در جلسه ای هم با حضور آقای گلپایگانی که به رهبر گفتند همان دستوری که آقای خاتمی برای تأیید آقای معین از شما خواستند که رهبر هم گفت که فقط یک مورد بوده است در صورتی که در موارد مالی از من حکم حکومتی خواسته اند. در ماجرای مطبوعات هم حتی اگر من عمر حضرت نوح کنم و هزاران نفر بروند و بیایند باز هم می گویند خبر داری که این شیخ از آن رهبر حکم حکومتی گرفته و عمل کرده. باید به صورت شفاف مسائل را باز کنیم، اول هم در مورد خودمان بعد سراغ دیگران برویم. در مورد این لایحه که در ابتدای مجلس بود و هنوز کمیسیون ها تشکیل نشده بود یک سری از نماینده ها لایحه ای با دوفوریت دادند که یک سری اراجیف هم در آن وجود داشت و اصلا الزامی برای دو فوریت نداشت چون ضرورتی نبود که عدم تصویب آن موجب خسران شود. نماینده ها هم در جراید مرتب گفتند که قانون مطبوعات چه شد. که رهبری هم یک پیام دوستانه داد. پیغام داد که با قانون مطبوعات مخالف نیستم که اصلاح کنید و بگذارید کمیسیون ها تشکیل شود و از الآن کار سیاسی نکنید. هم به من پیام داد و هم به نایب رئیس که بگذارید کار مجلس راه بیفتد و بعد لایحه را تصویب کنید. چرا طرح را دو فوریتی کردند و ما می توانستیم یک ماه بعد لایحه را عادی به مجلس ببریم.

 

نامه به مجلس دادند که دادم به آقای نعیمی پور بخواند و و لایحه را از دستور خارج کردیم و فرشتگان آسمانی اجازه نمی دادند از جایم بلند شوم و داستان حکم حکومتی بر ما تحمیل شده است.

 

الآن وظیفه ما این است که شور انتخاباتی ایجاد کنیم و مردم بیایند پای صندوق رأی و نگذاریم آقای احمدی نژاد رأی بیاورد. باید به سوی عدم تخریب برویم و نگوییم فلانی بماند رأی را خراب می کند.

 

در همین زمینه:

گزارش کامل مناظره حامیان موسوی و کروبی در نشست دفتر تحکیم وحدت ؛ عبدی-تاجزاده، تاجیک-کرباسچی

 


 


 

لینک مطلب | سه شنبه 29 اردیبهشت1388 ساعت 12:49 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   آخرين تغييرات جنجالي در وزارت علوم؛ حسن غفوري فرد هم از رياست دانشگاه قزوين برکنار شد

 

 
 


صبح روز گذشته خبرگزاري ها گفت وگويي از وزير علوم منتشر کردند که در آن زاهدي اعلام کرده بود به رغم ميل باطني اش با استعفاي حسن غفوري فرد از رياست دانشگاه قزوين موافقت کرده است.

 

اما زمان زيادي نگذشت تا گفت وگويي ديگر چند ساعت بعد روي سرخط همان خبرگزاري ها قرار بگيرد تا مشخص شود آخرين تغيير در وزارت علوم دولت نهم هم خيلي خالي از جنجال نيست. رئيس سابق دانشگاه بين المللي امام خميني (ره) قزوين در گفت وگوي دوم با بيان اينکه «وزير علوم خلاف آنچه اتفاق افتاده را درباره من به رسانه ها اعلام کرده است»، گفت؛ «صريحاً اعلام مي کنم من استعفا نداده ام بلکه برکنارم کرده اند.»

 

غفوري فرد با تاکيد بر اينکه «از چند ماه قبل مشکلات دانشگاه بين المللي امام خميني(ره) قزوين را متذکر شده بودم»، گفت؛ به وزير علوم تاکيد کرده بودم اگر کمک ها و بودجه لازم به دانشگاه اختصاص پيدا نکند ادامه فعاليت نخواهم داد اما استعفايي جديد ارائه نکرده ام.

 

او از نظر مستقيم وزير علوم بر برکناري اش سخن گفت و ادامه داد؛ «بنابراين بنده به هيچ عنوان استعفا نداده ام و اين نظر وزير علوم بوده که من بايد از رياست دانشگاه برکنار شوم.» غفوري فرد از جزئيات ديگري هم در اين باره پرده برداشت و افزود؛ «وزير علوم به من اعلام کرد مي خواهد شخص ديگري را به سمت رياست دانشگاه منصوب کند و من نيز استقبال کردم و با شنيدن خبر برکناري خود از وزير علوم تشکر کردم که مرا آزاد کرد.»

 

عضو هيات رئيسه مجلس با اشاره به مساله دوشغله بودن که از سوي زاهدي روي آن تاکيد شده بود، هم دوشغله بودن را مساله وزارت علوم ندانست و گفت؛ «من به مدت دو سال و نيم است که هم عضو هيات رئيسه مجلس هستم و هم رئيس دانشگاه. ضمن اينکه پيش از اين در مجلس هفتم نيز نماينده بوده ام.» او ادامه داد؛ «من شخصاً از شوراي نگهبان سوال کردم که آيا اين دوشغله بودن مشکل قانوني دارد يا خير که شوراي نگهبان به من اعلام کرد با توجه به اينکه سرپرست دانشگاه بين المللي قزوين هستم مشکل قانوني ايجاد نمي شود.»

 

با اين حال زاهدي ظهر ديروز با اطمينان به خبرنگاران گفته بود به دليل مشکل دوشغله بودن حسن غفوري فرد به رغم ميل باطني با استعفاي وي موافقت کرده است. پيش از اين نيز مسائل مشابهي در جريان تغيير مديريت چند دانشگاه رخ داده بود که شايد مهم ترين آنها ماجراي برکناري پرحاشيه آيت الله عباسعلي عميد زنجاني از رياست دانشگاه تهران بود.

 

روزنامه اعتماد

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 ساعت 12:58 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   مصاحبه با پدر شبنم مددزاده؛ برادر و خواهر ۸۰ روز در بند بدون ابلاغ حکم

 

 
 

شبنم مددزاده، عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم تهران ا ز نخستین روز اسفندماه سال گذشته بازداشت و به بند ۲۰۹ زندان اوین منتقل شد. اندکی پس از دستگیری شبنم، برادر این فعال دانشجویی که برای کسب اطلاع از وضعیت خواهرش به کلانتری مراجعه کرده بود نیز دستگیر و به زندان اوین منتقل شد. برای اطلاع از وضعیت این خواهر، با آقای مددزاده، پدر ایشان در تبریز تماس گرفتیم.

 

آقای مددزاده در آغاز می‌گوید: ۸۰ روز است که بچه های ما را گرفته‌اند. سه چهار روز اول هیچ خبری ازشان نداشتیم و بعد از سه چهار روز پیدایشان کردیم . هر هفته می‌رویم پشت در زندان اما ملاقات هم نداریم . اوایل دستگیری تلفن هم نمی‌زدند. هر کسی پارتی داشته باشد می‌آید بچه اش را آزاد می‌کند. پدر رکسانا صابری می‌آید دست دخترش را می‌گیرد می‌برد ، اما ما کسی را نداشتیم که جلو بیافتد و به فکر بچه‌هایمان باشد.

 

با وکیل می‌رفتیم به دادگاه، جواب وکیل را هم نمی‌دادند. نمی گذاشتند وارد دادگاه بشویم. نمی‌گذاشتند قاضی را ببینیم . بعد از ۸۰ شبانه روز که بی جواب به دادگاه می‌رفتم مجبور شدم یک نامه بنویسم. بپرسم آیا رسم جمهوری اسلامی این است؟ ما در حکومت جمهوری اسلامی زندگی می‌کنیم . در اسلام زندگی می کنیم . ما باید فرزندانمان را ۸۰ روز نبینیم؟

 

آقای مددزاده ، آیا در این مدت از شبنم تلفن داشته‌اید؟

 

بله از شنبم در این ۸۰ روز چهار بار تلفن داشتم.

 

چه می‌گوید؟

 

هیچ ، خبر سلامتی می‌دهد. چیزی نمی‌گوید. فرزاد هم دوبار زنگ زده است . اما بعدها دیگر زنگ نزد. این تلفن‌ها هم با فشار خودمان که به آنجا زنگ می‌زدیم یا می‌رفتیم به طور حضوری انجام می‌شد. یکی دو دقیقه حرف می‌زنند.

 

می‌شود توضیح دهید که چطور شد شبنم را گرفتند؟

 

روز اول اسفندماه سال گذشته شبنم از دانشگاه می‌آید بیرون . توی خیابان. گویا آنهایی را که قبلا گرفته بودند وادار می‌کنند به شبنم زنگ بزنند که ما توی پاسگاه هستیم و بیا دنبالمان . شبنم هم می‌رود و او را هم دستگیر می‌کنند.

 

فرزاد، پسرتان هم دانشجو بود؟

 

نه. فرزاد یک ماشین کرایه‌ای داشت که برای مخارج خواهرش و تامین مخارج من و مادرش به طور روزانه کار می‌کرد و خرج خانواده را در می‌آورد.

 

الان که فرزاد زندانی است شما مشکل ندارید؟

 

چرا ، مشکل داریم . چرا نداشته باشیم . مشکلات زندگی فراوان است. من شغلم معماری و ساختمان سازی بوده.

 

شما الان که با من صحبت می‌کنید در تبریز به سر می‌برید؟

 

بله من الان از خانه‌ام و از تبریز با شما حرف می‌زنم.

 

بنابراین هر هفته به خاطر بچه‌هایتان به تهران می روید؟

 

بله هر هفته بخاطر بچه‌ها به تهران می‌روم . همین امروز صبح به تبریز برگشته‌ام . دیروز با وکیل رفتیم دادگاه. رفتیم قاضی را دیدیم در شعبه امنیت سه. حالا وعده داده‌اند که شنبه بیا . تا ببینیم که انشاالله چه خبری هست؟

 

وکیل ایشان کیست ؟

 

آقای [عبدالفتاح] سلطانی وکیلشان است.

 

اتهامی برای شبنم ذکر نکرده‌اند؟

 

اصلا اتهامی به ما ابلاغ نکرده‌اند. هنوز وکالت نامه بچه ها امضا نشده است که وکیل بتواند با آنها ملاقات داشته باشد. من الان ۷۲ ساله‌ام . در این سنم هنوز یک کلانتری نرفته بودم . حالا که این مشکل برای بچه‌هایم پیش آمده مجبورم توی دادگاه‌ها بگردم.

 

شبنم دانشجوی تربیت معلم بود؟

 

بله . سال سوم تربیت معلم در امورکامپیوتر.

 

آیا قبلا هیچوقت احضار شده بود؟

 

نه اصلا احضار نشده بود.

 

شبنم را در ارتباط با تحصن در دانشگاه دستگیر کردند؟

 

درست با من صحبت نکرده بود. اطلاع ندارم چرا اینجوری شد. اما در مورد تحصنشان می‌دانم که تحصن کرده بودند.

 

آقای مددزاده ، وقتی شبنم با شما حرف می‌زند لحن صحبت کردنش چطور است؟ چه می‌گوید؟

 

او می‌خواهد ما را متقاعد کند که نگرانش نباشیم. می‌گوید بابا نمی‌خواهد بیایی دنبالم زندان. اما من می‌گویم بابا نمی‌توانم نیایم. هر هفته می‌روم انگار که از دور بخواهم یک گلی را بو کنم. می‌گویم بابا من بویتان را حس می‌کنم و می‌آیم تا شما بدانید که من دنبال کارتان هستم.

 

خودشان را که نمی‌بینید؟

 

نه، فقط تا ساعت یک بعد از ظهر آنجا می‌مانم . لباسی، پولی برایشان می‌دهم ببرند. می‌خواهم بدانند که ما بیکار ننشسته‌ایم . دنبال کارشان هستیم.

 

نازی عظیما

راديو فردا

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 ساعت 12:57 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   سخنگوی اقلیت مجلس: با دانشجویان هم مانند خانم صابری برخورد کنید

 

 
 

سخنگوی فراکسیون اصلاح طلبان در مجلس می پرسد: اگردر کشور ما مجازات متهمان به جاسوسی تا این حد کاهش می یابد چرا دانشجویان از چنین تخفیف هایی برخوردار نمی شوند؛ ایکاش با آنان هم مانند خانم صابری برخورد می شد.

 

سخنگوی فراکسیون اقلیت مجلس به هم میهن می گوید:اگر واقعا خانم صابری جاسوس بوده و دادگاه در خصوص جرم او تخفیف قائل شده باید برای افکار عمومی مشخص شود و مسوولان قضایی پاسخ دهند که در دادگاه تجدید نظر چه اتقاقی افتاده است که حکم سنگین ۸ سال زندان به دو سال حبس تعلیقی تبدیل شده است.

 

داریوش قنبری معتقد است اگر مجازات جاسوس در این کشور این قدر تغییر پیدا می کند چرا دانشجویان زندانی از چنین تخفیف هایی برخوردار نمی شوندما انتظار داریم نسبت به دانشجویان نیز چنین رویه ای در پیش گرفته شود.

 

او با انتقاد از سکوت رئیس جمهور در قبال احکام دانشجویان می گوید رئیس جمهور در رابطه با محکومیت کسانی که در دانشگاه ها به فعالیت سیاسی می پردازند و زندانی هستند سکوت کرده است در حالی که اتهام آنان با اتهام جاسوسی قابل قیاس نیست.

 

سخنگوی فراکسیون اقلیت با انتقاد از سکوت رئیس جمهوردر قبال این مساله می گوید:چرا رئیس جمهور که وظیفه او دفاع از قانون اساسی و اجرای آن است در قبال این مساله سکوت می کند در حالی که کسانی که در دانشگاه ها به فعالیت های سیاسی می پردازند با برخورد های خشونت آمیز مواجه می شوند.

 

قنبری می پرسد وقتی وظیفه رئیس جمهور دفاع از قانون اساسی و اجرای آن است چرا در ارتباط با دانشجویان زندانی سکوت کرده است.

 

عضو کمیسیون اجتماعی مجلس تاکید می کند:فراکسیون اقلیت مجلس در رابطه با برخورد با دانشجویان و محدود کردن فعالیت های سیاسی در دانشگاه ها پیش از این بارها اعتراض کرده اما چون فراکسیون اکثریت مجلس تابع مسائل جناحی و همفکری های خاص خود با دولت است متاسفانه نقش و جایگاه نظارتی مجلس را به انفعال کشیده است.

 

به گفته او فراکسیون اکثریت مجلس اجازه پیگیری جدی این مسائل را نخواهد داد و اینکه مجلس از ابزار های نظارتی اش استفاده کند در این مجلس تحقق نمی یابد.

 

نماینده ایلام در مجلس می گوید: محدودیت فعالیت های سیاسی در دانشگاه ها وجهه خوبی برای نظام نخواهد داشت بنابراین نباید برای کسانی که در دانشگاه ها به فعالیت های سیاسی می پردازند محدودیت ایجاد کرد.

 

هم ميهن

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 24 اردیبهشت1388 ساعت 12:56 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   گزارش تصویری از حضور کرباسچی در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین

 

 
 

Tinypic 

 Tinypic

Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 Tinypic

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 13:42 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   اولین حضور کرباسچی پس از دوازده سال در دانشگاه

 

 
 

کرباسچی : من به اسلام معتقدم اما نه اسلام متحجر

روز دوشنبه 21/2/88 غلامحسین کرباسچی دبیر کل حزب کارگزاران و دبیر ستاد انتخاباتی مهدی کروبی به دعوت تشکل دانشجویان  اصلاح طلب پس از دوازده سال عدم حضور در محافل دانشگاهی برای نخستین بار در دانشگاه بین المللی قزوین حضور یافت و به ایراد سخنرانی در خصوص دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری پرداخت.

با وجود آنکه چندین و چند برنامه تشکل اصلاح طلب در هفته های آتی با مخالفت هیات نظارت دانشگاه روبه رو شده بود، سرانجام غلامحسین کرباسچی برای برنامه ای تحت عنوان «انتخابات ریاست جمهوری ریاست جمهوری دهم» موفق به اخذ مجوز شد. این در حالی بود که صبح روز برگزاری برنامه، مسئولین دانشگاه درصدد لغو برنامه مذکور برآمدند که با مقاومت دفتر تشکل دانشجویان اصلاح طلب برنامه با حواشی بسیار آغاز شد. در آغاز برنامه دبیر تشکل دانشجویان اصلاح طلب ضمن ابراز خرسندی از آزادی تنی چند از دانشجویان دربند خواستار آزادی سایر دانشجویان زندانی شد که این امر با تشویق های ممتد حاضرین در سالن مواجه گشت و به دنبال آن شعار «دانشجوی زندانی آزاد بایدگردد» از سوی دانشجویان حاضر در سالن سر داده شد.

همچنین بر روی تریبون سخنرانی کرباسچی عکس هایی از دانشجویان زندانی زده شده بود و بر روی سن نیز پلاکاردهایی با شعارهای «دانشگاه آخرین سنگر آزادی» و «دانشجویان را آزاد کنید» نصب شده بود. پیش از سخنرانی کرباسچی بیانیه ای توسط دبیر تشکل اصلاح طلب خوانده شد که به اعلام مواضع تشکل دانشجویان اصلاح طلب در خصوص این مقطع از انتخابات ریاست جمهوری می پرداخت.

دبير تشكل اصلاح‌طلب دانشگاه بين‌المللي امام خميني (ره) در سخنان خود از آزادي پنج دانشجوي زنداني خبر داد و افزود: پنج دانشجوي ديگر هنوز در زندان به سر مي‌برند و اميدواريم روزي در كشور ما فرا رسد كه كسي به دلايل سياسي زنداني نباشد.

وي همچنين در سخنان خود با انتقاد از عملكرد دولت نهم اعلام كرد: حضور دوباره احمدي‌نژاد سبب تحريم‌ها و فروپاشي‌هاي دوباره در كشور مي‌شود.

سپس با دعوت دبیر تشکل غلامحسین کرباسچی پشت تریبون قرار گرفت و به تبیین نظرات و مواضع انتخاباتی خویش پرداخت و سپس پاسخگوی پرسش های دانشجویان بود. وی در سخنرانی خود ضمن نقد بی پرده وضع موجود بر ضرورت تغییر دولت در انتخابات پیش رو تأکید کرد و اعلام داشت «برخلاف رویه های گذشته که ریاست جمهوری 8 ساله بوده است، این بار اجماع ملی برای بازپس گیری انتخاب این 4 سال وجود دارد.»

کرباسچی با بیان اینکه شیوه ی مدیریتی فعلی بیشتر شبیه دوره قاجار و دویست سال پیش است به تبیین برنامه های انتخاباتی مهدی کروبی در خصوص پرونده هسته ای و طرح تقسیم سود سهام نفت پرداخت.

کرباسچی با اعلام اینکه «کروبی یک روحانی شجاع و کاربلد است» گفت: با مرور 30 سال تجربه گذشته به این نتیجه رسیده ایم که با غلطیدن به سمت اشخاص چه چپ یا راست مردم نه تنها سودی نخواهند کرد بلکه ضرر می بینند لذا بهترین راه این است که نه به افراد ، بلکه به برنامه آنها رای دهیم.

کرباسچی با انتقاد ازاینکه بخش اعظم کانالهای تبلیغاتی، تریبونها و رسانه ملی در اختیار دولت است، افزود: دانشجویان می توانند خلا رسانه ای را در این خصوص پرکنند و در جلساتی که با داوطلبان دارند با شناخت دقیق از برنامه ها، فرد مورد نظر خود را انتخاب و به دیگران هم معرفی کنند.

دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی تصریح کرد: در اردوگاه آقای کروبی به عنوان داوطلب ریاست جمهوری در بعد اقتصادی، سیاست داخلی و خارجی برنامه ریزی شده است تا بتوانیم بطور شفاف برنامه های تدوین شده را ارائه کنیم تا مردم در مورد آنچه می خواهد اتفاق بیفتد مطلع شوند و پس از شناخت رای دهند.

کرباسچی حل چالش هسته ای و تکیه بر تکمیل فناوری سوخت و ساخت نیروگاه با تکنولوژی نوین، تعامل با دنیا، استقبال از سرمایه گذاری خارجی برای کنترل تورم، ثبات سیاستها، مدیریتها و توجه به سخنان مطرح شده از سوی مقامات اجرایی را از جمله راهبردهای تعریف شده کروبی در تبلیغات انتخاباتی اعلام کرد و یادآور شد: حمایت از بخش خصوصی و افزایش سهم آنان در مشارکت، بازگشت به برنامه های 5 ساله و سند چشم انداز بر اساس مطالعه کارشناسی، پاسخ به همه مطالبات مردم و توجه به منابع ارزشمند نفت و گاز و فعال کردن بورس از دیگر برنامه هایی است که روی آنها مطالعه و کارشناسی شده است که معتقدیم می توان از این طریق بسیاری از مشکلات را حل کرد.

پس از پایان سخنرانی کرباسچی و در بخش پرسش و پاسخ وی در جواب یکی از دانشجویان که وی را متهم به گفتمان خارج از حیطه اسلام و انقلاب می کرد، ابراز داشت من به اسلام معتقدم اما نه اسلام متحجر و تکفیر...

کرباسچی همچنین در پاسخ به این سوال که آیامیرحسن را اصلاح طلب می داند یا نه؟ بیان داشت من در ستاد آقای کروبی هستم نه میرحسین، اعضای ستاد ایشان باید جواب دهند. اما مطمئنم که کروبی سینه چاک اصلاحات است و همواره خود را یک اصلاح طلب می داند و به آن افتخار می کند..

وی همچنین در پاسخ به پرسشی که حمایت های کروبی از دانشجویان را چاپلوسی و سیاسی کاری برای انتخابات دانسته بود، با ذکر سوابق کروبی در دفاع از نمایندگان مجلس و ماجرای آغاجری این توصیف را ناعادلانه و غیر منصفانه خواند و اعلام کرد: كروبي فقط از دانشجويان حمايت نكرده است بلكه ايشان در هر مقطعي که احساس كردند مشكلي برای شخصی به وجود آمده، اقدام كرده‌اند.

وي اظهار داشت: آروزي ما در ستاد انتخاباتي كروبي اين است كه هيچ دانشجوي زنداني و داراي مشكل نداشته باشيم و سياست دولت كروبي نيز اين است كه اگر دانشجو با دولت مشكل داشت، مشكلش به گونه‌اي حل شود كه به زنداني شدن منجر نشود و اگر با دستگاه‌هاي ديگر بود كه در دستگاه‌ها نسبت به اينگونه گرفتاري‌ها احساس مسئوليت ايجاد شود.

در پایان جلسه برخی حواشی و مشکلات توسط دانشجویان طیف مخالف ایجاد شد. در زمانی که کرباسچی از آمفی تئاتر خارج شده بود، تعدادی از دانشجویان مخالف با تجمع در اطراف وی سعی در ایجاد مشکل کردند و با «شعار مرگ بر منافق»، قصد تشویش و تشنج داشتند که با دخالت اعضای تشکل اصلاح طلب موفق به انجام آن نشدند.

در زیر متن بیانیه ای که توسط دبیر تشکل دانشجویان اصلاح طلب خوانده شد می آید:

به ضرس قاطع می توان گفت در هیچ یک از دوره های پیشین انتخابات ریاست جمهوری به اندازه دوره کنونی فضای جامعه سیاست زدایی نشده بود. شرایط به گونه ای است که در حالی که درست یک ماه مانده به برگزاری انتخابات، صدا و سیمای «میلی» به گونه ای رفتار می کند که انگار نه انگار بنا است چندی دیگر بزرگترین تورنومنت سیاسی کشور به وقوع پیوندد. رویکردی که فارغ از سیاست زدایی از بطن جامعه در دل خود حاوی این پیام خطرناک است که گویی مجریان برگزاری انتخابات پیشاپیش از بابت نتیجه آن اطمینان حاصل کرده اند.   روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و حضور نظامیان در حوزه اجرایی کشور، منجر به حاکم شدن یک نگاه امنیتی و سرکوب گر به جریان های اجتماعی و سیاسی گردید که ادامه این روند نه تنها منجر به سلب فضای تنفس از گروه ها و فعالین سیاسی آزادی خواه خواهد شد، بلکه کشور را در آستانه انفجاری اجتماعی قرار خواهد داد.

افزایش روزافزون فساد ، فقر، بیکاری، فاصله طبقاتی، انزوا و تحریم های گسترده در عرصه بین المللی همه و همه محصول دوران سیاه دولتی است که مدعی کابینه ای 70 میلیونی بود و  رئیسش خود را خادم ملت می نامید که بعد از چهار سال همگان قربانی خدماتش شدند.

اینک لزوم ایفای نقش تاریخی از سوی کلیه نیروهای آزادی خواه بیش از پیش عیان می گردد. ما معتقدیم حضور دوباره محمود احمدی نژاد موجب تشدید تمامی بحران ها و فروپاشی اجتماعی خواهد بود. پس با صدای بلند فریاد برمی آوریم احمدی نژاد باید برود…

اگر در دوم خرداد 76 خفقان حاکم بر فضای جامعه جای شکی برای انتخاب گزینه ی تغییر وضع موجود به جا نگذاشته بود اینک در آستانه 22 خرداد 88 خفقان آمیخته به پوپولیسم کنشگران سیاسی و آحاد مردم را در هاله ای از سر در گمی و ابهام فرو برده است که عاجز از اندیشیدن و بالطبع آن انتخاب اند .

مطرح شدن ایده هایی نظیر مهندسی اجتماعی و تن دادن به هر بدیلی جز آنچه که هست با این توجیه که امکان رای آوری فلان کس بیشتر است عیناً نان را به نرخ روز خوردن است.

باری اصلاحات مرد چون اصلاح طلبان به دوم خرداد وفادار نماندند و جامعه مدنی را آرمان شهری پنداشتند که طرح و نقشه ای از پیش آماده دارد تا آنجا که مدعیان اصلاح طلبی پیشروی دیروزی، امروز در آستانه انتخابات پیشرو آشکارا از هر تریبونی خود را اصول گرا می نامند  و برطبل اصلاحات بر مبنای اصول می کوبند.

اتفاقا در مواجه با شعاری چنین تو خالی باید گفت نقطه قوت گفتمان دوم خرداد آنجا بود که از هیچ اصولی پیروی نمی کرد . تنها اصل دوم خرداد پرتاب شدن در وضعیتی سیاسی و مواجه بلاواسطه با واقعیت موجود به واسطه انکار تمامی اصول ازپیش تعیین شده بود.

اگر بپذیرم که رهایی سیاسی به معنای بهره مندی مردم از حقوق و آزادی های دموکراتیک و انسانی، با رهایی اجتماعی به معنای رهایی از مناسبات طبقاتی و فقر تفاوت دارد آنگاه بر ما روشن خواهد شد که اولی ضرورتاً مقدمه ی دومی است.

محافظه کاری سیاسی چه در قامت اصول گرا و چه اصلاح طلب می کوشد تا بر این گزاره ی پوچ صحه گذارد که «تا شکم مردم سیر نباشد نمی توانند فکر کنند» و از این رهگذر ایده ی مهندسی اجتماعی را به مثال ساخت جامعه مدنی با خشت و آجر به خورد آحاد ملت می دهد.

جامعه مدنی را « درمقام اداره کننده ی جهان گستر حقوق و اصول فهمیدن ، عینا پذیرش نقش گوسفندی برای شهروند سیاسی است. در کشوری که آزادی بیان و عقیده وجود ندارد سیاست به هر چیزی تحمیل می شود و از قضا برنده کسی است که این قانون را درک کند و سعی در گریز از گفتمان سیاسی نداشته باشد.

تکرار آرزوهای واهی چون «ایرانی شایسته ی ایرانیان» بازگشت به همان گفتمانی است که چهار سال کنونی نتیجه ی آن است. و شاید در بهترین حالت حاکمیت فاشیستی، گیریم در قامتی اصلاح طلبانه را به ارمغان آورد. تنها راه نجات در بحبوحه ی سیاست زدایی و ترویج گفتمان التقاطی اصلاح طلبی/اصولگرایانه ماندن در وضعیتی سیاسی و وفاداری به خرد جمعی دوم خردادی است.

ما در 22 خرداد به دنبال چنین انتخابی هستیم، باری اصلاحات مرد و پیش از آن دهه ی 60 و هم اینک نیز سوم تیر، پس زنده باد دوم خرداد.

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 13:33 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   بیش از ۵۰ تشکل دانشجویی با امضای بیانیه مشترکی اعلام کردند: احمدی نژاد باید برود

 

 
 

خبرنامه امیرکبیر: بیش از ۵۰ تشکل دانشجویی با امضای بیانیه مشترکی اعلام کردند حضور مجدد احمدی نژاد به عنوان رئیس جمهور با توجه به کارنامه ننگین وی باعث تبعات هر چه بیشتر برای اقشار مختلف مردم و وضعیت ایران خواهد شد. متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

اینک زمان نشان دادن صلابت اراده هاست، حافظه ی تاریخی ما می گوید هیچ گاه ایران بعد از انقلاب چنین بر لبه ی خطرناک بحران ها قرار نگرفته بود، هیچ گاه چنین منافع ملت در معرض آسيب نبوده است، عزت و غرور ملي مان اين چنين به دنبال ماجراجويي هاي سياستمداران حاكم جريحه دار نشده بود و كرامت انسان ايراني در جهان خدشه دار نشده بود. امروز پس از گذشت قريب به چهار سال از عمر دولت آقاي احمدي نژاد بار ديگر با استناد به آنچه در اين مدت بر ملت و مملكت مان رفته است اعلام مي كنيم کارنامه ی دولت نهم منفی و غير قابل دفاع بوده و ادامه حیات این دولت منجر به چشم انداز نگران کننده تری برای منافع ملت می شود:

 

کارنامه ی سیاست های دولت نهم در دانشگاه [۱]
 
به جرئت می توان گفت دانشگاه، این مهمترین کانون آزادی خواهی و روشنگری سهمگین ترین ضربات و بیشترین فشار ها را از جانب دولت نهم دریافت کرده است. احضار تمام نشدني دانشجويان به كميته هاي انظباطي و صدور احكام سنگين محروميت از تحصيل و ممانعت از حضور دانشجويان منتقد به دانشگاه، سلب آزادی های آکادمیک به واسطه تهدید و اخراج اساتید برجسته و دگراندیش، تعلیق و جلوگیری از فعالیت های تشکل های دانشجویی مستقل و فشار بر اعضاء انجمن های اسلامی دانشجویان جلوگیری از اجرای برنامه ها و فعالیت های دانشجویان، بازداشت و شکنجه بسیاری از دانشجویان منتقد و معترض به دولت، ایجاد محدودیت های اداری و سیاسی به ویژه در زمينه علوم انسانی و اجتماعی برای اساتید و دانشجویان، اعمال سهمیه بندی جنسیتی و بومی گزینی جنسیتی و جلوگیری از ورود دختران به دانشگاه و… تنها بخش کوچکی از حمله کینه توزانه دولت به دانشگاه است که همراه با گسترش کرختی و یاس و کاهش نشاط و امید در فضای دانشگاه و کاهش شاخص های کمی و کیفی آموزش عالی بوده است و روند فرار مغز ها و نيروي انساني زبده را به دنبال داشته است.

 

مسئله شرم آور ستاره دار كردن دانشجويان منتقد و دگر انديش خود به خوبي پرده از تنگ نظري و تماميت خواهي مسئولين و مديران امر بر مي دارد. نامه سرگشاده بي سابقه ۱۰۹ نفر از اساتید دانشگاه خود به خوبی وضعیت اسفبار دانشگاه در ابعاد مختلف را به نمایش مي گذارد.

 

از سوي ديگر بسط نگاه امنیتی و ایجاد فضای پلیسی و بستن تمامی روزنه های تنفس نهایت دشمنی دولتمردان نهم را با دانشگاه نشان می دهد. سوء استفاده از شهید و فرهنگ شهادت و ارائه تصویری خشونت گرا و غیر عقلانی از دین و تحميل هزينه هاي سنگين به دانشجويان در اين مسير نه فقط سبب تحکیم خصایل والای انسانی در دانشگاه و جامعه نشده است بلکه به عکس جواب داده است و اساساٌ به باور هاي ديني نسل جدید ضربات سهمگيني وارد کرده است.

 

کارنامه ی سیاست های دولت نهم در عرصه ی اجتماعی و سیاسی

 

دولتی که شعار داده بود کابینه ای ۷۰ ملیونی می آفریند به سرکوب گسترده، سازمانی و بی وقفه جامعه مدنی پرداخت. این دولت تمام توان خود را به کار گرفت تا اندک نهاد های مدنی موجود را برچیند.

 

تعطیلی نسبتا کامل مطبوعات به عنوان رکن چهارم دموکراسی، تهدید دائمی اندک روزنامه های مستقل، دخالت مستقيم و بي سابقه در روند مديريتي نشريات و مطبوعات غير دولتي و مستقل، سانسور شدید در عرصه کتاب و هنر، فیلترینگ فضای مجازی و اینترنت، افت کمی و کیفی تولیدات فرهنگی-هنری، سرکوب جنبش های اجتماعی از قبیل جنبش زنان، اقوام ايراني، کارگران و معلمان ، برخورد شدید و یورش به تجمعات مسالمت آمیز و قانونی زنان، کارگران ، معلمان و دانشجویان و بازداشت، شکنجه و تعقیب فعالین آنها ، برخورد بسیار خصمانه با با فعالان ترک و کرد و حتی دراویش، پلمپ غیر قانونی تشکل های حقوق بشری از جمله کانون مدافعان حقوق بشر و برخورد با گردانندگان آن ، ایجاد رعب و وحشت در جامعه به بهانه گشت های ارشاد و برخورد با ارازل و اوباش و …

 

همچنين نگاهي به عملكرد دولت نهم نشان از ركورد شكني ديگر اين دولت در عرصه كشورداري دارد. چه اينكه پس از پيروزي انقلاب تا كنون هيچ دولتي اينچنين چشم بر تحليل هاي كارشناسانه در امر كشورداري نبسته است. [۲]

 

کارنامه ی سیاست های دولت نهم در عرصه ی اقتصادی [۳]

 

دولتی که قرار بود نفت بر سر سفره های مردم آورد، به مبارزه با فساد بپردازد و عدالت گستر باشد با بها ندادن به مفاهیم بنیادی علم اقتصاد و عدم برنامه ریزی، شیوه اقتصاد دستوری و حتی بی توجهی به سند چشم انداز بیست ساله، برنامه چهارم و سیاست های اصل ۴۴ قانون اساسی، تنش های ستیزگرانه با جهان، بي توجهي به هشدار و پیش بینی های اقتصادانان کشور که به صورت چندین نامه در سال های گذشته گوشزد شده بود؛ عملا عزم برچيدن سفره هاي بي رنگ و رونق مردم را دارد. تورم، بیکاری و فقر را به بالاترین حد خود رسيده و “نظام پولی و بانکی” و “فضای کسب و کار” تقریبا از هم فروپاشیده است و یا در معرض فروپاشی است، امروز دولت به برکت آخرین دلارهای نفتی هنوز باقیمانده، می کوشد تا با بسط فرهنگ “گداپروری و صدقه سالاري” نگاه های مردم را در آستانه انتخابات به خود معطوف کند.

 

فساد اقتصادی و گسترش رانت خواری، ناسالم و غیر شفاف بودن عرصه اقتصاد، اکثریت مردم ایران را علی رغم برخورداری از مواهب طبیعی زیر خط فقر قرار داده است به گونه ای که آنان را حتی در تأمین مایحتاج روزانه خود دچار مشکل کرده است.

 

کارنامه ی سیاست های دولت نهم در عرصه بین المللی [۴]

 

موضع گیری و سخنان نسنجیده محمود احمدی نژاد در عرصه بین المللی علاوه بر هدر دادن منافع ملت ایران سبب مخدوش گشتن چهره صلح طلب و آزادی خواه ایرانیان در عرصه جهانی شده است.

 

دولت ماجراجوی نهم به اسم عزت کشور و اقتدار ایران بدون توجه به منافع ملت پیاپی تنش آفریده، کشور را در شرایط بغرنجي قرار داده و احتمال وقوع جنگ و تبعات ويرانگر آن نظير ریسک سرمایه گذاری را افزايش داده است. عدم اتخاذ سیاست های درست و متناسب با منافع ملت در خصوص پرونده هسته ای، ایران را اکنون با تحریم های گوناگون بین المللی روبه رو کرده است که آثار منفی تحريمها، اینک آشکار شده است و هر چه بیشتر به پیش برویم آثارشان بیش از پیش نمایان خواهد شد. عدم تدبیر لازم در عرصه سیاست خارجی و درک درست از مناسبات دیپلماتیک و تعامل با جامعه جهانی سبب زیر سوال رفتن حاکمیت ملی ایران بر جزایر سه گانه تنب بزرگ و کوچک و ابوموسی در برابر ادعا های امارات شده و تقلیل حاکمیت مسلم ایران از ۵۰ درصد دریای خزر به ۱۲ درصد را در پی داشته است. همچنین نزدیکی بیش از حد ، هزینه زا و بدون توجه به منافع ملت به بعضی دیکتاتور های حاکم بر کشور های آمریکای لاتین و عدم همراهی با جامعه بین المللی در عرصه منطقه ای زمینه ساز تقويت سوء ظن جهاني به ايران و تشدید تحریم ها و فشار های بین المللی برکشور شده است.

 

جمع بندی

 

روی کار آمدن محمود احمدی نژاد و حضور نظامیان در حوزه اجرایی کشور، منجر به حاکم شدن یک نگاه امنیتی و سرکوبگر به جریانات اجتماعی و سیاسی گردید که ادامه روند سلب فضای تنفس از گروه ها و فعالین سیاسی آزادی خواه، کشور را در آستانه انفجاری اجتماعی قرار خواهد داد. از طرفی وضعیت اسفناک اقتصادی و تورم روز افزون ، بحران های ناشی از مسائل فراگیر اجتماعی همچون مسکن، ازدواج، اشتغال و بسیاری بحران های ریز و درشت دیگر که کشور درگیر آن است چشم انداز نه چندان روشنی را برای جامعه و خصوصـاُ نسل جوان نشان می دهد. گرچه ایستادگی فعالین دانشجویان و فعالین مدنی و اجتماعی در مقابل حملات سرکوبگرانه و بی خردانه دولت نهم تحسین برانگیز است اما این واقعیت آشکار شده است که ادامه این روند، زوال نهادهای مدنی، و خاموشی جنبش های اجتماعی را در پی و افزایش شورش های کورخیابانی ناشی از خشم و رنج را در پی خواهد داشت. سرگردانی مردم و ناتوانی در تامین نیاز های اولیه زندگی، سرخوردگی جامعه روشنفکری ،کرختی و رخوت حاکم بر فضای دانشگاه، گرایش بسیار زیاد نسل جوان به اعتیاد و مواد مخدر سایه یأس و نامیدی را بر سر جامعه افکنده است که در بخش زیادی از این معضلات رد پای سیاست های محمود احمدی نژاد را می توان دید.

 

افزایش روزافزون فساد، فقر، بیکاری، فاصله طبقاتی، ناهنجاری ها و معضلات اجتماعی،  انزوا و تحریم های گسترده در عرصه بین المللی محصول دوران سیاه دولت نهم است. اینک بر اثر بحران های پیاپی و فراگیر؛ اقتصاد، اجتماع، سیاست و فرهنگ در وضعیتی آشفته اند و بدون شک ادامه این روند کشور را بیش از این در معرض مخاطرات جدی قرار می دهد که متاسفانه جبران آن توسط هیچ کسی امکان پذیر به نظر نمی رسد. برون رفت از این وضعیت حاد و نجات کشور نیازمند یک تصمیم گیری عقلانی از طرف همه ی گروه های اصلاح طلب و تحول خواه و همه علاقمندان کشور می باشد.

 

در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم و خاتمه یافتن دوران سیاه محمود احمدی نژاد قرار گرفته ایم. برخلاف سی سال گذشته که همواره حاکمیت از آن به عنوان “شرایط حساس کنونی” یاد می کرد، اتفاقا در مقطع کنونی شرایط واقعا حساس گشته است. روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد فصلی جدید را برای کشور رقم زد که متاسفانه انتظار می رود مردم عواقب وحشتناک آن را تا سالیان متمادی بپردازند.

 

اینک لزوم ایفای نقش تاریخی از سوی کلیه نیروهای آزادی خواه بیش از پیش عیان می گردد. ما معتقدیم حضور دوباره محمود احمدی نژاد موجب تشدید تمامی بحران ها و فروپاشی اجتماعی خواهد بود. با صدای بلند فریاد بر می آوریم احمدی نژاد باید برود. “نه به احمدی نژاد” و توقف روند فعلی می تواند تصمیمی عقلانی از طرف همه گروهها ، احزاب و فعالین سیاسی و مدنی آزادی خواه و اصلاح طلب باشد.

 

[۱]
نزديك به ۳۰۰ استاد دانشگاه در اين مدت به طور ناخواسته بازنشست شدند.

حدود ۱۰۰۰ دانشجو ستاره دار شده اند كه ۳۰۰ تن از آنها سه ستاره بوده اند و از تحصیل در مقاطع تحصیلی بالاتر محروم شده اند.
 
قريب به ۷۰ تشكل دانشجويي در تعطيل يا فعاليت هايشان معلق شده است.

 
[۲] از جمله، می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.

منحل کردن سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور و حذف شمار بسیار زیادی از کارشناسان از روند تصمیم گیری، چیزی که حتی مورد مخالفت مجلس شورای اسلامی هم قرار گرفته و بخشی از قانون گریزی هم مربوط به این امر است.

عدم تغییر ساعت رسمی کشور در آغاز بهار (در سال اول زمامداری آقای احمدی نژاد) که با توجه به هزینه زیاد آن سبب مداخله مجلس و تصویب قانون برای اجرای اجباری آن شد.

تغییر ساعات کار بانک‌ها و مقاومت در برابر تصحیح آن.

منحل کردن شوراهای عالی در کشور که باز موجب واکنش مجلس شد.

اعلام طرحهای زود بازده اقتصادی و ملزم کردن بانکها به اعطای تسهیلات ویژه برای اجرای آنها، که موجب افزایش نقدینگی، افزایش قیمت بی رویه مسکن و افزایش طلبهای معوقه بانک‌ها شد و در بهبود تولید صنعتی نیز نقش معناداری نداشت.

اجرای شتاب‌زده بخشی از طرح تحول اقتصادی، پیش از نهایی شدن و تصویب آن، و آمارگیری با هزینه زیاد که سرانجام آن را از مجلس پس گرفت.

محدود کردن مدیران به نیروهای “خودی”کم تجربه و هزینه آفرین.

 

[۳] افزایش جمعیت بیکاران کشور به بیش از چهار میلیون نفر و رسیدن به آستانه تحمل جامعه (نرخ بیکاری به ۱۲درصد افزایش یافته است)، رشد اقتصادی ۵.۶ درصدی (در حالی که براساس برنامه چهارم رشد اقتصادی ایران ۱۲.۲ درصد پیش بینی شده بود)، کسری بودجه ۴۴ هزار میلیارد توماني در سال ۸۸ (بنا به اعلام مرکز پژوهش‌های مجلس)، افزايش ۲۵ درصدي نرخ تورم، واردات (حدودا) ۱۲ میلیارد دلاري در زمينه محصولات كشاورزي که ۸/۲ میلیارد دلار آن برای ورود ۶ میلیون تن گندم و بقیه برای وارد کردن۲/۱ میلیون تن روغن نباتی، ۳/۱ میلیون تن شکر، ۱/۱ میلیون تن برنج، ۵/۴ میلیون تن علوفه و…بوده و … تنها گوشه اي مديريت اقتصادي دولت نهم است.

همچنين در گزارش تفریغ بودجه سال ۱۳۸۶، اعلام شده که در ۱۷۰ مورد از ۳۱۲ بند و تبصره‌قانون بودجه ۸۶ (یعنی ۵۴ درصد بندها یا اجزای تبصره‌ها) تخلف صورت گرفته است. در سال ۸۶ ، شرکت‌های دولتی، بانک‌ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت بیشتر از ۵/۲ برابر بودجه مصوب خرج کرده‌اند.

وارد کردن ۸/۵ میلیارد دلار فرآورده‌های نفت به جای ۸/۳ میلیارد دلار مجاز. این تخلف در دوسال گذشته به ۵ میلیارد دلار رسیده است. قانون گریزی در این مورد به قدری گسترده بوده است که رئیس مرکز پژوهش‌های مجلس آن را “دست بردن در جیب۷۰میلیون نفر”نامید.

قانون گریزی شدید قوه مجریه باعث شده است که سلامت اقتصادی ایران با ۵۴ پله سقوط، به رتبه ۱۴۱ در میان ۱۸۰ کشور برسد و از لحاظ شاخص‌های اشتغال و بیکاری، در سال ۲۰۰۷ ، در میان ۱۷۸ کشور جایگاه ۱۳۵ ام را داشته باشیم.

مطالبات معوقه بانک‌ها به ۳۰ تریلیون تومان رسیده که تنها ۳ تریلیون تومان وثیقه به وسیله بانک‌ها ضبط شده است.

رکود شدید صنایع چای، قند، نساجی و … با وارد شدن مهار گسیخته محصولات این صنایع از خارج.
وابستگی بیشتر تولید ناخالصی ملی به نفت، به علت عدم سرمایه گذاری در بخشهای دیگر. افزایش شکاف طبقاتی (نسبت درآمد دهک اول به دهک آخر ۲۱ برابر شده است.)

 

اسامی تشکل های امضا کننده بیانیه

 

۱- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه اراک
۲- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه تبریز
۳- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه شیراز
۴- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه زنجان
۵- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه کاشان
۶- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه همدان
۷- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه کرمان
۸- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه شریف
۹- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه محقق اردبیل
۱۰- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه نوشیروانی بابل
۱۱- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر
۱۲- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه شهید عباسپور
۱۳- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شیراز
۱۴- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه سهند تبریز
۱۵- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه مازندران
۱۶- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه فروسی مشهد (فراکسیون مدرن)
۱۷- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه چمران اهواز
۱۸- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه سیستان
۱۹- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه سبزوار
۲۰- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه دامغان
۲۱- تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی قزوین
۲۲- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه اصفهان
۲۳- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه ایلام
۲۴- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه
۲۵- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه تربیت معلم
۲۶- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه باهنر شیراز
۲۷- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه لرستان
۲۸- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه سمنان
۲۹- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه ارومیه
۳۰-  انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه رجایی
۳۱- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه بیرجند
۳۲- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی شهرکرد
۳۳- مجمع اسلامی دانشجویان دانشگاه سمنان
۳۴- انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
۳۵- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه کردستان
۳۶- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه
۳۷- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه صنعتی شیراز
۳۸- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشکده امور اقتصادی و دارایی
۳۹- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه آزاد واحد کرج
۴۰- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه شهرکرد
۴۱- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه شاهرود
۴۲- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی
۴۳- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه امیرکبیر
۴۴- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کاشان
۴۵- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی  هرمزگان
۴۶- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه هرمزگان
۴۷- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تبریز
۴۸- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه مهاجر اصفهان
۴۹- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه آزاد واحد کاشمر
۵۰- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی اصفهان
۵۱- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی زنجان
۵۲- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه هنر
۵۳- انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی اصفهان
۵۴- انجمن اسلامی  دانشجویان دانشگاه آزاد شهر تهران

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 23 اردیبهشت1388 ساعت 11:38 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   گفتگو با دبیر کانون صنفی معلمان: معلمان در هفته معلم کتک خوردند!

 

 
   

وز دوشنبه چهاردهم اردیبهشت سومین روز هفته بزرگداشت معلم در ایران، جمعی از معلمان استان تهران برای بیان خواست‌های خود مقابل ساختمان آموزش و پرورش در میدان فردوسی تجمع کردند.این تجمع با دخالت نیروهای امنیتی و لباس شخصی به زد و خورد کشیده شد و پنج تن از معلمان بازداشت شدند.

 

علی اکبر باغانی دبیرکل کانون صنفی معلمان می‌گوید رسول بداقی عضو هیأت مدیره کانون همچنان در بازداشت است ولی از وضعیت سایر بازداشت‌شدگان اطلاعی در دست نیست.

 

دویچه‌وله: آقای باغانی، در تجمعی که دیروز معلمان جلوی وزارت آموزش و پرورش داشتند آقای رسول بداقی از اعضای هیات مدیره‌‌کانون صنفی فرهنگیان و پنج معلم دیگر بازداشت شدند. برای ما توضیح بدهید که دیروز چه اتفاقی افتاد.

 

علی اکبر باغانی: کانون صنفی معلمان و دبیرخانه‌شورای هماهنگی معلمان سراسر کشور طبق بیانیه‌ای که قبلا صادر کرده بودیم در راستای عدم اجرای قانون خدمات کشوری، به معلمان گفته بودیم که روز دوشنبه جلو وزارتخانه بیایند تا با وزیر و معاونت وزیر در رابطه با این موضوع صحبت کنیم. آقای احمدی‌نژاد رییس جمهور در تاریخ ۲۹ بهمن ۸۷ قول داده بودند که قانون خدمات کشوری را از اول فروردین اجرا بکنند ولی متاسفانه به قول خود عمل نکردند. معلمان در تهران و بعضی از شهرستان‌های اطراف تهران در مقابل ساختمان وزرات‌خانه و در شهرستانها در ادارات و در استانها هم در سازمانهای آموزش و پرورش تجمع داشتند. ما هم طبق قراری که داشتیم به جلو وزارتخانه رفتیم. من خودم وارد وزارتخانه شدم تا وزیر را متقاعد کنم که با معلمان گفت‌وگویی داشته باشد یا نماینده‌ای برای این کار اعزام بکند که چرا رییس جمهور قانون خدمات کشوری را که از سال ۸۶ تصویب شده و شورای نگهبان هم آن را تایید کرده، اجرا نمی‌کند. متاسفانه ما را از وزارتخانه بیرون کردند، در وزارتخانه را در ساعات اداری بستند و از این طرف هم متاسفانه پلیس امنیت و نیروهای امنیتی آمدند و معلمانی را که برای بیان همین خواسته‌ی قانونی‌شان آمده‌بودند، محاصره کردند و زیر فشار زیاد قرار دادند و شروع کردند به برخورد با معلمین. تعدادی از معلمین را هم دستگیر کردند، از جمله آقای بداقی، ولی قول دادند که همان لحظه آزادش می‌کنند. به همین دلیل، ما هم تا نزدیک ساعت سه آنجا بودیم، ولی متاسفانه به قول خودشان عمل نکردند و هنوز هم آقای بداقی در بازداشت هستند.

 

غیر از آقای بداقی چند نفر دیگر بازداشت شدند؟

 

آن لحظه تعداد زیادی بازداشت شدند. آقای بداقی از هیات رییسه کانون صنفی معلمان ایران و تعداد دیگری هم دستگیر شدند که بعضی‌هاشان آزاد شدند. ما از تعداد آنها خبر نداریم. در واقع تعدادی هم دستگیر شدند که ما خبر موثق ازشان نداریم. گویا یک خانم هم بازداشت شده است.

 

آیا ضرب و شتمی هم از سوی ماموران امنیتی صورت گرفت؟

 

بله. با وجود این که ما هیچ اقدامی علیه پلیس انجام ندادیم، اصلا سیاست کانون هم براین نیست، ولی متاسفانه ماموران معلم‌ها را کتک زدند و حتا پیراهن و لباس‌های تعدادی از معلم‌های ما پاره شد و مورد ضرب و شتم شدید نیروهای امنیتی قرار گرفتند. اما کانون مدارا کرد و اقدامی انجام نداد و وقتی دیدیم فشار خیلی زیاد است، من به معلم‌ها گفتم که پراکنده بشوند تا ما بتوانیم آقای بداقی را آزاد کنیم. با این که قول دادند، متاسفانه آقای بداقی را آزاد نکردند.

 

آیا نیروهایی که معلم‌ها را کتک می‌زدند لباس شخصی بر تن داشتند یا لباس فرم؟

 

معمولا در نشست‌های معلمین که تا حالا ما داشته‌ایم، انواع نیروها وجود دارند که اکثرا لباس‌دارهای نیروهای انتظامی هستند. اما نیروهای لباس شخصی هم هستند که حالا من نمی‌دانم پلیس امنیت‌اند یا نیروهای خاصی دیگری هستند در هر حال آنها هم بودند. معمولا در این نوع حضور معلمان حتا جلو سازمان، جلو مجلس یا وزارتخانه این نیروها هم حضور دارند. در این جریان هم لباس‌شخصی‌ها هم بودند.

 

آیا امروز برای آزادی آقای بداقی و دیگر بازداشت‌شدگان پیگیری کردید؟

 

بله. ما از دیشب وارد این جریان شدیم. آقای بهشتی و بعضی از بچه‌های هیات مدیره پیگیر این جریان بودند. من و چند نفر از اعضای هیات مدیره به وزارت کشور رفتیم، و این جریان را با آنها هم در میان گذاشتیم. اما هنوز پیگیری‌ها برای آزادی ایشان نتیجه‌ای نداده است.

 

می‌دانید الان کجا نگهداری می‌شوند؟

 

ایشان ظاهرا در دادسرای انقلاب در خیابان معلم هستند.

 

آقای باغانی ظاهرا در سایر شهرهای ایران هم تجمعات مشابهی برگزار شده است، از جمله در کرمانشاه. آیا خبری از تجمعات شهرستانها دارید؟

 

ما خبرهای موثق داریم که در اکثر شهرها، در ادارات آموزش و پرورش برای همین مسئله‌ی عدم اجرای قانون قرار بود با مدیران بخش‌ها صحبت بشود و در مراکز استانها هم در سازمانها تجمعاتی بوده ازجمله در کرمانشاه و شهرهای دیگر ایران. چون هفته‌ی معلم است و خواسته‌های معلمین باید از این طریق به مسئولین گفته بشود، تجمعاتی بوده اما این تجمعات خیلی منطقی و آرام و در درون آموزش و پرورش و ادارات انجام شده است. ولی متاسفانه این برخورد شدید در تهران معمولا روی شهرستانها و استانها هم اثر معکوس می‌گذارد.

 

و قدم بعدی کانون صنفی معلمان برای رسیدن به خواست‌هایتان که الان سالها است به دنبال آن هستید و قرار بوده از اول فروردین اجرایی بشود و نشده، چه خواهد بود؟

 

هیات مدیره‌کانون صنفی که الان آقای بداقی هم از آنها دستگیر شده است، سه‌شنبه هفته‌ی آینده شاید هم زودتر از آن، یک جلسه عمومی خواهیم داشت و امروز هم با آقای کروبی ملاقاتی داریم که معلمین کشور آنجا جمع می‌شوند. از ما دعوت شده تا در آن محلی که روز یکشنبه برای آقای موسوی برگزار شد و معلم‌ها آنجا صحبت کردند، تشکل‌ها و بخصوص کانون صنفی معلمان، امروز ساعت پنج با آقای کروبی جلسه‌ای خواهیم داشت و این مسایل را مطرح خواهیم کرد که بلکه بتوانیم در صحبت با آقای میر حسین موسوی و آقای کروبی  برای حقوق معلمان و رفع تبعیض و نابرابری عمل ‌کنیم. و در آینده‌هم در شورای هماهنگی معلمان سراسر کشور، طبق بیانیه‌ای مسایل را بیان خواهیم کرد.

 

مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

تحریریه: فرید وحیدی

 

دویچه وله

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 ساعت 15:36 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   دانشجوي آزاد شده اميرکبير: روزي ۴ بار بازجويي مي شديم

 

 
   

مي گفتند ما منافقيم. ضد شهدا هستيم. مي گفتند سايت امير کبير بر ضد نظام تبليغ مي کند. دنبال اين بودند ‏ببينند سايت ما چگونه اداره مي شود.”‏

 

اينها سخنان يکي از ۵ دانشجوي اميرکبيري است که ديروز، پس از روزهاي متمادي زندان انفرادي، شکنجه ‏و عدمن ارتباط با جهان خارج، آزاد شده است. او نيز که مانند ۴ هم دانشگاهي ديگرش بين ۲۰۰ تا ۳۰۰ ‏ميليون تومان وثيقه آزادي داده، در گفت و گوي کوتاهي با روز، ازروزهايي گفته که روزي ۲ تا ۴ بار ‏‏”بازجويي” شده است. ‏

 

نريمان مصطفوي، کوروش دانشيار، حسين ترکاشوند، اسماعيل سلمانپور و ياسر ترکمن دو شب پيش از ‏زندان اوين آزاد شدند؛ در حاليکه ۵ اميرکبيري ديگر همچنان در سلول و خانواده هاي آنان در بي خبري ‏مطلق به سر مي برند. ‏

 

اين ۵ تن آثار روزهاي سخت زندان را هم بر جسم دارند، مانند کوروش دانشيار که در اثر ضربات وارده، ‏انگشتش شکسته و هم بقيه که “هم روحي و هم فيزيکي” تحت فشار قرار داشته اند که بگويند “منافق” و “ضد ‏شهيد” هستند. ‏

 

يکي از دانشجويان که به علت شرايط بد روحي و جسمي قادر به صحبت طولاني نيست، همه مدت زندانش ‏را، مانند بقيه، در انفرادي گذرانده است. ‏

 

از او مي پرسم:‏

 

‎‎روزي چند نوبت بازجويي مي شديد؟‎‎
يادم نيست. اما حداقل دو بار و گاهي تا چهار بار. ‏

 

‎‎شکنجه هم شديد؟‎ ‎
زياد. هم روحي و هم فيزيکي. نمي توانم بگويم چقدر. قصد خورد کردنمان را داشتند. ‏

 

‎‎توانستند؟‎ ‎
اگر توانسته بودند زود تر آزاد مي شديم. ‏

 

‎‎چه مي خواستند؟‏‎ ‎
مي گفتند ما منافقيم. ضد شهدا هستيم. مي گفتند سايت امير کبير بر ضد نظام تبليغ مي کند. دنبال اين بودند ‏ببينند سايت ما چگونه اداره مي شود. ‏

 

‎‎چگونه آزاد شديد؟‎ ‎
بگذاريد بقيه را بعدا بگويم. الان حوصله ندارم. ‏

 

‎‎اسمتان را بنويسم؟‎ ‎
نه ننويسيد. نمي ترسم. اما ننويسيد بهتر است. ‏

 

اين پنج دانشجو و ديگر دانشجويان زنداني پلي تکنيکي در طول مدت بازداشت از حق ملاقات با خانواده و يا ‏وکيل به طور کلي محروم بودند. ‏

 

به نوشته سايت اميرکبير دانشجويان آزاد شده گفته اند تيم بازجويي با ندادن اجازه ملاقات به دانشجويان و ‏حبس آنان در سلول هاي انفرادي و آزارهاي جسمي و رواني به شدت آنها را تحت فشار قرار داده است. ‏ارتباط با امريکا، اسرائيل، منافقين و افراد سياسي مختلف همراه با موارد ديگري چون استفاده از مشروب، ‏مواد مخدر و فساد اخلاقي از جمله اتهاماتي بود که به آنان منتسب کرده بودند. ‏

 

‏ و اينک ۵ دانشجوي ديگر دانشگاه اميرکبير، عباس حکيم زاده، مهدي مشايخي، مجيد توکلي، احمد قصابان و ‏مسعود دهقان همچنان دربندند. ‏

 

کوروش دانشيار، حسين ترکاشوند و اسماعيل سلمانپور در روز ۱۷ بهمن ماه درمراسم سالگرد درگذشت ‏مهندس بازرگان در مقابل حسينيه ارشاد بازداشت شدند. نريمان مصطفوي در روز ۶ اسفندماه و پس از ‏اعتراض دانشجويان اميرکبير به دفن شهيد در اين دانشگاه بازداشت شدند. ياسر ترکمن نيز روز ۱۹ اسفندماه ‏در مقابل دانشگاه توسط نيروهاي لباس شخصي بازداشت شد.

احمد هاشمي
روزآنلاين

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 ساعت 15:35 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   محمد علی دادخواه: اعترافات تحت شکنجه فاقد وجاهت قضائی است

 

 
   

برنامه امیرکبیر: طی چند روز گذشته ۵ تن از دانشجویان، اسماعیل سلمان پور، کوروش دانشیار، حسین ترکاشوند و یاسر ترکمن و نریمان مصطفوی پس از ماهها بازداشت با قرار وثیقه های سنگین ۲۰۰ یا ۳۰۰ میلیون تومانی آزاد شده اند. این دانشجویان از فشارهای شدید نیروهای امنیتی در دوره بازداشت و نیز شکنجه های شدید جسمی و روحی برای اعترافات کذب خبر داده اند. علیرغم ازادی این دانشجویان، ۵ دانشجوی دیگر هم چنان در بازداشت بسر می برند و از وضعیت مسعود دهقان، عباس حکیم زاده و مهدی مشایخی هیچ گونه اطلاعی در دست نیست. در این رابطه با محمد علی دادخواه، وکیل دادگستری و وکیل تعدادی از دانشجویان دربند، گفتگوئی انجام داده ایم که در زیر می خوانید:

جناب آقای دادخواه اخیراً، قاضی حداد در مقام دادستانی اظهاراتی را پیرامون دانشجویان دربند پلی تکنیک مطرح کرده اند و در این اظهارات اتهاماتی متعددی را نیز متوجه دانشجویان نموده اند. نظر شما پیرامون این اتهامات چیست؟

اصولاً دادسرا در مقام بیان کردن نظریات دستگاه بازجوئی، بازپرسی و دادیاری است و هرگز به منزله ی حرف قطعی و ختم کلام تلقی نمی شود. بر همین مبنا کیفرخواست باید در دادگاه به نحو عادلانه و منصفانه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرد. اصل ۳۵ قانون اساسی می گوید دادگاهی معتبر است که فرصت لازم و مهلت کافی در اختیار وکیل مدافع متهم قرا دهد.

و چنانچه این موارد تحقق میابد هر حکمی که صادر شود برابر قانون اساسی (به عنوان قانون برتر) فاقد اعتبار است و بنا به نظر  دیوان عالی بعنوان مرجع تمیزی، در صورت اعتراض آن حکم باید شکسته شود. با چنین ضوابطی قاعدتاً اظهارات مقام دادستانی نمی تواند به عنوان امر قاطع و سند حتمی و دلیل غیرقابل اعتراض تلقی شود.

از سوی دیگر مبنای اثبات و احراز و اصابت جرم، دلیل است و ماده ی ۱۲۷۵ قانون مدنی در موضع ادله ی اثبات دعوی صراحتاً اعلام می دارد که هرکس مدعی امری باشد باید آن را اثبات کند. بر این مبادی بر گفته ی بی دلیل به حکم قانون اثری وارد نیست.

جناب دادخواه بر مبنای اظهارات دانشجویان ازاد شده و هم چنین پیشینه این گونه اقدامات، دانشجویان در بند تحت شدید ترین فشارهای جسمی و روحی ممکن، مجبور به اعترافات کذب شده اند. مبنا و نظر قانون در مورد این گونه اعترافات چیست و آیا به لحاظ قانونی دادگاه می تواند با استناد به اعترافات تحت شکنجه، برای دانشجویان حکم صادر کند؟

از سوی دیگر با عنایت به صراحت قانون اسای و آئین دادرسی کیفری و قانون مجازات اسلامی، هر اقرار، اعلام و اظهار نظری که تحت شرایط خاص باشد فاقد وجاهت قضائی است.
به همین علت اصل ۳۷ و ۳۸ قانون اساسی بر این مهم پای می فشارد. در اصل ۳۷ قانون اساسی، اصل بر برائت است و هیچ کس از نظر قانون مجرم شناخته نمی شود مگر آنکه جرمش در دادگاه صالح اثبات گردد.

لذا چون در نظام قضائی ایران مستند نخست هر دادرسی الزاماً باید برائت باشد، لذا هر اظهار نظری که اشخاص را قبل از اظهار نظر نهائی دادگاه، در مظان اتهام و انتساب جرم قرار دهد، فاقد اعتبار شایسته ی قانونی است.

گذشته از آن اصل ۳۸ که پایه در نظام فقهی از یک سو و نظام حقوق بین الملل از سوی دیگر دارد، اعلام میدارد که هر گونه شکنجه برای اقرار یا کسب اطلاع ممنوع است و اجبار شخص به شهادت، اقرار و سوگند مجاز نیست. و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است.

گفتنی است باید به این نکته توجه کنیم که در پایان این اصل آمده که متخلف از این اصل برابر قانون باید مجازات شود. یعنی اگر شخصی اقدام به اخذ اقرار و شهادت و سوگند از طریق شکنجه و شرایط خاص نماید، به موجب قانون چنین فردی باید مورد تعقیب قضائی قرار گیرد. در اینجا باید به یک نکته ی دیگر توجه داشت که در نظام حقوقی ما اجبار مرتبه ی بالاتر از اکراه است و در نظام معاملاتی نیز اکراه در پذیرش یک امر مورد قبول نیست. بنابراین به طریق اولی کسی که تحت اجبار به امری دست یازد چون اراده ی وی مخدوش می شود، نمی توان به چنین امری اعتبار داد و فرضاً بعنوان دلیل آن را محسوب کرد و یا بر بنیاد آن حکم به محکومیت صادر کرد.

در اینجا باید به نکته ی دیگری اشاره کنم. نظر اکثریت حقوقدانان آن است که اقراری واجد تاثیر است که در نزد قاضی عادل رسیدگی کننده رخ نماید و الا بر همه ی اعلامات و اقرارهائی که خارج از این چارچوب باشد، تائید و اعتباری از دریچه ی قانون نیست.

آقای دادخواه شما به عنوان وکیل تعدادی از دانشجویان بازداشت شده در طی این مدت اقداماتی را برای روشن شدن وضعیت دانشجویانی که ماهها در بازداشت بسر برده اند، صورت داده اید. در طول این مدت برخورد دادگاه و مقامات ذیربط با شما چگونه بوده است؟

اصولاً دادگاه یعنی وجه ممیزه ای از جایگاهی که عدل و داد در آن نیست و یعنی تفاوت دادگاه و بیدادگاه در رعایت عدل، توجه به قانون و رعایت نظامات دادرسی عادلانه و منصفانه است. بویژه انکه در تمدن کهن، بنیاد حکومت ها بر عدل و داد بوده است. چناچه می دانیم نخستین سلسله ی پادشاهی ایران پیشدادیان بوده اند. یعنی پیش و قبل از هر کار و تصمیمی، رعایت عدالت و داد.

بعد از ان سلسله ی هخامنشیان تشکیل می شود. در ادب پارسی بسیار مشاهده شده که حرف “ق” به حرف “خ” تبدیل می شود. بر این مبنا هخامنشیان، حق منشیان بوده اند. اعتبار تمدن کهن بر ان است که نخستین امپراطور گیتی یعنی کوروش بزرگ، روش حق و منش عدل را پیشه کرده اند.

در قانون اساسی صراحتاً بر این نکته تاکید شده که هدف از رسیدگی هرگز انتقام جوئی و انتقام گیری نیست بلکه تنبه و هشدار است. مضافاً به اینکه عطوفت اسلامی ایجاب می کند که ما در خصوص افرادی که جز حسن نیست و شور خدمت به وطن و شوق توسعه ی کشور هیچ اراده ای در وجودشان نیست، مبنا را از منظر جرم ننگریم بلکه مورد را با توجه به صراحت اصل ۲ قانون اساسی که دعوت به خیر و امر به معروف و نهی از منکر، را وظیفه ای همگانی و متقابل بر عهده مردم و دولت می داند، بررسی کنیم.

بر این موضع باید اعلام داشت که متاسفانه گه گاه این نگرش توام با عطوفت و عنایت دچار آسیب می شود. اما امیدوارم در دادگاههائی که پس از کیفرخواست های اخیر تشکیل خواهد شد، این لطف و مهر و توجه به نیت حسن دانشجویان به عنوان حرف نخست در منظر دادگاه تجلی یابد و از یاد نرود که نخستین عنصر جرم، سوء نیت و قصد مجرمانه است. موضوعی که من در خصوص اتهامات مطرح شده به دانشجویان، از ان اثری نمی یابم.

 

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 16 اردیبهشت1388 ساعت 15:33 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   بازداشت گسترده فعالین کارگری و اعضای کمپین یک میلیون امضا در مراسم روز جهانی کارگر

 

 
   

کاوه مظفری، امیریعقوبعلی ، نیکزاد زنگنه از فعالان کمپین یک میلیون امضا بازداشت شدند

 

کاوه مظفری، امیریعقوبعلی ،نیکزاد زنگنه ، پوریا پوشتاره و طاها ولی زاده از فعالان کمپین یک میلیون امضا  در مراسم بزرگداشت روزکارگر در پارک لاله تهران بازداشت شدند.

 

دیگر گزارش ها حاکی است که سعید یوزی- محمد اشرفی- سعید مقدم- جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی نیز جزو دستگیر شدگان هستند.

 

به گزارش کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری امروز جمعه یازدهم اردیبهشت(روز جهانی کارگر) ساعت ۱۷ براساس فراخوانی که از طرف کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه متشکل از( کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری /سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر/ شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگر / کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری) منتشر شده بود ، جمعی از کارگران و دانشجویان و زنان برای حضور در این مراسم به پارک لاله- میدان اب نما آمدند.

 

براساس گزارش کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری تعدادی از کارگران، زنان، فعالین‌ کارگری دستگیر و یا مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی، اطلاعات و لباس شخصی‌ها قرار گرفتند.

 

کانون زنان ایرانی

 
گردهمایی روز جهانی کارگر به خشونت کشیده شد: بازداشت حدود ۱۵۰ نفر از مردم و فعالان کارگری و اجتماعی

 

گردهمایی روز جهانی کارگر به خشونت کشیده شد. به مناسبت روز جهانی کارگر کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه( کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری /سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر/ شورای همکاری فعالین و تشکل های کارگر / کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری) از همگان دعوت کرده بود که روز جمعه ۱۱ اردیبهشت ساعت ۵ بعدازظهر آن روز در میدان آب نمای پارک لاله گرد آیند. آنها خواسته های خود را نیز پیش تر با انتشار فراخوان گردهمایی روز کارگر منتشر کرده بودند.

 

اما بعداز ظهرجمعه، کسانی که در حال جمع شدن در میدان آبنما بودند پیش از آنکه پلاکاردهایشان را دربیاورند و یا شعاری بدهند با برخورد خشونت آمیز پلیس مواجه شدند. به گفته حاضران ماموران پلیس با خشونت بسیار به مردم حمله می کردند به طوری که سر وصورت بسیاری خونین شده بود، حتی پلیس های مرد به شدت زنان را به ویژه فاطمه شاه نظری یکی از فعالان کارگری را کتک زدند.

 

پلیس پس از حمله به شرکت کنندگان تعداد بسیاری را بازداشت کرد و ابتدا به کلانتری وصال در خیابان انقلاب منتقل کرد. سپس زنان بازداشت شده را که ۱۹ نفر بودند به بازداشتگاه وزرا منتقل کردند. به گفته مامورانی که زنان را منتقل می کردند تعداد مردان بازداشت شده ۱۵۰ نفر ذکر شدو برخی دیگر از ماموران تعداد را ۸۰ نفر ذکر کردند. از وضعیت مردان بازداشت شده خبر دقیقی در دست نیست. گفته می شود که عده ای را به اوین و عده ای دیگر را به بازداشت گاه های نیروی انتظامی منتقل کرده اند.

 

تاکنون از میان اسامی رسیده بازداشتی تعدادی از آنها اعضای تشکل های شورای همکاری، کمیته هماهنگی ایجاد تشکل های کارگری، اتحادیه آزاد کارگران، کانون مدافعان حقوق کارگر، کمیته پی گیری از جمله مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی هستند و همچنین از اعضای کمپین یک میلیون امضا نیکزاد زنگنه، امیریعقوبعلی، کاوه مظفری ، پوریاپوشتاره، طاها ولی زاده جزو بازداشت شد گان هستند.

 

تغییر برای برابری

 

 اسامی سی و چهار تن از بازداشت شدگان روزجهانی کارگر در تهران

با به خشونت کشیده شدن مراسم روزجهانی کارگر در پارک لاله تهران دهها تن بازداشت گردیدند.

 

منابع مطلع از بازداشت بیش از صد شهروند و فعال کارگری گزارش می دهند. اسامی بازداشت شدگانی که تاکنون هویت آنان محرز گردیده است به شرح ذیل می باشد:

 

جعفر عظیم زاده (رييس هيئت مديره اتحاديه آزاد کارگران ايران)، منصور حیات غیبی (از اعضای هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه)، شاپور احسانی راد (نماینده اخراجی کارگران کارخانجات نورد و پروفیل ساوه)، بهزاد خباز، غلامرضا خانی، خانم ثقفی، مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، فرج الله سعدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم،سعید یوزی،بهروز خباز، مریم محسنی، فایق کیخسروی و زانیار احمدی، نجما رنجبران، علی معدب، سعید سجودی، جمال سید علی، سیروس رهیاد، خمید قربانی، سید جواد موسوی (از فعالان دانشجویی) و یکزاد زنگنه، امیریعقوبعلی، کاوه مظفری ، پوریاپوشتاره، طاها ولی زاده، جلوه جواهری(از اعضای کمپین تغییر برای برابری)

 

فعالان حقوق بشر در ایران

 

 
ادامه خشونت در روز کارگر؛ بازداشت جلوه جواهری و تفتیش شبانه ی منزل برخی از اعضای کمپین

 

جلوه جواهری، فعال کمپین یک میلیون امضا در آخرین ساعات امشب دستگیر و به بازداشتگاه وزرا منتقل شد.

 

آخرین اخبار به دست آمده حاکی از آن است که پس از بازداشت کاوه مظفری، در آخرین ساعات امروز تعدادی مامور به همراه او به منزل شخصی اش رفته و پس از بازرسی کامل منزل، جلوه جواهری همسر وی را بازداشت کرده و به همراه خود بردند.

 

این اقدام در حالی صورت گرفت که جلوه جواهری، همسر کاوه مظفری در منزل حضور نداشت اما با مراجعه ی وی به منزل ماموران اجازه ی خارج شدن او از منزل را نداده و پس از تفتیش کامل وسایل ضمن توقیف دو کامپیوتر ، تعداد زیادی سی دی وکتاب و همچنین دست نوشته های آنها، او را نیز بازداشت کرده و به همراه خود بردند.

 

گفتنی است، مامورانی که در حال بازرسی منزل این دو فعال کمپین یک میلیون امضا بودند، به پدر کاوه مظفری و دوستان خانوادگی آنان نیز اجازه ی ورود به منزل ندادند.

 

کاوه مظفری، دیگر فعال کمپین یک میلیون امضا در جریان برخورد خشونت بار امروز پلیس با شرکت کنندگان در گردهمایی روز جهانی کارگر و به همراه بیش از یکصد تن دیگر از شرکت کنندگان در این گردهمایی، بازداشت شده بود.

 

اخبار دیگری حاکی از ورود ماموران به منزل امیر یعقوبعلی یکی دیگر از فعالان کمپین است که او نیز عصر امروز بازداشت شده است.

 

تعدادی دیگر از فعالان کمپین از جمله، نیکزاد زنگنه، پوریا پورشتاره و طاها ولی زاده نیز در بازداشت به سر می برند. تعدادی از بازداشت شدگان اعضای تشکل های شورای همکاری، کمیته هماهنگی ایجاد تشکل های کارگری، اتحادیه آزاد کارگران، کانون مدافعان حقوق کارگر، کمیته پی گیری از جمله مریم حاج محسن، پروانه قاسمیان، فاطمه شاه نظری، شریفه، محمد فرجی، بهروز خباز، جعفر عظیم زاده، زانیار احمدی، محمد اشرفی، علی رضا تقفی ، محسن تقفی ، سعید مقدم وسعید یوزی هستند.

 

تغییر برای برابری

 


 

لینک مطلب | شنبه 12 اردیبهشت1388 ساعت 12:3 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   دلارا دارابی اعدام شد

 

 
   

 

امروز ۱۱ اردیبهشت سال ۱۳۸۸ روز دهشتناکی برایم بود ساعت ۹ صبح اس ام اس روی گوشی ام دیدم که نوشته شده بود " دلارا اعدام شد" تمام بدنم لرزید. نای حرکت نداشتم. دکمه سبز گوش را زدم. آسیه امینی پشت خط بود و گریان گفت دلارا را امروز صبح اعدام کردند. سوار ماشین شدم و به همسرم زنگ زدم. به او گفتم می خواهم به رشت برم. او نیز از فرط ناراحتی گفت که با من می آید. نمی دانم چطور به رشت رسیدم. مادر دلارا خود را به شدت می زد پدرش داستان تحویل دلارا به نیروی انتظامی را می گوید. همه گریه می کنند. همه به سر خود می زنند. همه دلارا را دوست داشتند. ولی او دیگر در کنارشان نبود. او امروز به آرامش رسیده بود. دیگر صدایی از او به گوش نمی رسد.

مادر دلارا گفت که دیروز با دلارا ملاقات کرده. دلارا به او  گفته که مادر اگر من از زندان بیرون بیایم می خواهم تحصیلاتم را ادامه دهم. دوست دارم آزاد باشم و یک نفر از قضات هم به من قول داده که رضایت اولیاءدم را خواهد گرفت. دلارا گفته که مادر من بی گناهم.

مادر دلارا گریه کنان گفت: امروز ساعت ۷ صبح دلارا به وی زنگ زد. و گفت مادر من را می خواهند اعدام کنند. من طناب دار را می بینم. مادر من را نجات دهید. می خواهم پدرم صحبت کنم و به پدرش هم گفت که پدر من می خواهم شما را ببینم. تو رو خدا من را نجات دهید. بعد یک نفر گوشی را از دلارا می گیرد و می گوید. ما به راحتی فرزند شما را می کشیم و تو هیچ کاری نمی توانی انجام دهی.

پدر و مادر دلارا قران به دست به زندان می روند. التماس می کنند. فریاد می کشند و می گویند تو رو خدا اجازه دهد تا ما اولیاءدم را ببینیم. به پایشان بیوفتیم. ولی ....

دلارا دارابی را به پای چوبه دار می برند. او راضی نمی شود اعدام شود. هیچ کس پیش او نبود نه مادر نه پدری و نه وکیلی که به خواسته هایش توجه کند. طناب دار را به گردن نحیفش می اندازند. و نمی دانم کدام بی رحمی صندلی را از زیر پایش رها می کند. نمی دانم او کیست .

قاضی جاوید نیا حکم اعدام دلارا را صادر کرد. پس از مدتی دادستان رشت شد. از زمانی که او متصدی این پست گردید. یک نفر در این شهر سنگسار شد و امروز دلارا دارابی جانش از بدنش جدا شد.

روحش شاد

ولی چرا؟

چرا دلارا اینگونه اعدام شد. به یکی از دوستان گفتم که صدام را هم اینگونه اعدام نکردند. چرا؟

چرا داد مظلومیت دلارا به گوش هیچ بنی بشری نرسید.

عده ای می گویند دلارا مقصر است. عده ای می گویند پدرش مقصر است و عده ای می گویند وکلیش؟ من می گویم دستگاه قضایی.

چرا با وجودی که بسیاری از کشورهای دنیا اعدام اطفال زیر ۱۸ سال را منع کرده اند دستگاه قضایی بر اعدام اطفال پافشاری می کند؟

چرا بی اطلاع به پای چوبه دار می برد؟ اعدام رضا حجازی در اصفهان و بهنام زارع در شیراز نیز به همین نحو بود.

مجری حکم می دانست که اگز زمانی برای اجرای حکم تعیین کند. نمی تواند دلارا را اعدام نماید. چون میلیونها انسان از وی حمایت می کردند. و امروز همه ما می دانیم که بی گناهی پای چوبه دار رفت  و ناعادلانه جانش گرفته شد.

دلارا اعدام نشد .... آرام گرفت

محمد مصطفائی (وکیل دلارا)

 


 

لینک مطلب | شنبه 12 اردیبهشت1388 ساعت 11:57 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   قتل‌هاي سريالي زنان مسن در قزوين

 

 
 

معاون اجتماعي فرمانده انتظامي استان قزوين سريالي بودن قتل زنان مسن را در قزوين تأييد كرد.

  حميدرضا خاكباز  در جمع خبرنگاران اظهار داشت: ساعت سه بامداد روز گذشته جسد زني 51 ساله كشف و احتمال سريالي بودن قتل زنان مسن در قزوين از قوت بيشتري برخوردار شد.


وي ادامه داد: مأموران پليس ساعت سه بامداد روز گذشته در پي اطلاع يكي از كاركنان شهرداري در منطقه مينودر، جسدي را در نزديكي ميدان گلها در كنار ديوار دانشگاه بين‌المللي كشف كردند.
معاون اجتماعي فرمانده انتظامي استان قزوين افزود: در بررسي مأموران مشخص شد كه اين خانم به نام صغري ت 51 ساله معلم و مجرد است و روز قبل برادرش وي را به سبزه ميدان رسانده و پس از خداحافظي با وي در ساعت 17 آن روز ديگر اثري از او نبوده است.
وي ادامه داد: خانواده اين مرحومه پس از اينكه از وي اطلاعي نمي‌شود، ساعت 22 شب مراتب فقدان وي را به پليس اعلام مي‌كنند كه در نهايت جسد اين زن كشف مي‌شود.

خاكباز خاطرنشان كرد: بررسي مأموران نشان مي‌دهد كه اين مقتول نيز به روش قتل سوم كشته شده است، به طوري كه عليرغم مرگ اين مقتول به دليل خفگي، ولي در اين قتل آثار درگيري و ضرب و شتم مقتول وجود دارد و حتي جاي دو ضربه چاقو به سر مقتول مشاهده مي‌شود.
وي تصريح كرد: با توجه به شواهد موجود، سريالي بودن قتل اين چهار زن بعيد به نظر نمي‌رسد، از اين رو تيم خبره‌اي از مأموران آگاهي در حال بررسي موضوع هستند.

معاون اجتماعي فرمانده انتظامي استان قزوين عنوان داشت: پس از مفقود شدن اين مقتول، خانواده وي با همراه او تماس مي‌گيرند كه كسي پاسخ نمي‌داده، ولي در نهايت ساعت 22 شب مردي پاسخ اين تلفن را مي‌دهد كه در نهايت مشخص مي‌شود كه اين فرد اين گوشي را پيدا كرده است.


وي تصريح كرد: بررسي مأموران پليس نشان مي‌دهد كه مقداري زيورآلات از اين مقتول به سرقت رفته، ولي بررسي مأموران نشان مي‌دهد كه انگيزه قاتل يا قاتلان اين حادثه مسائل مادي نبوده است.
خاكباز خاطرنشان كرد: سه جسد قبلي نيز متعلق به سه زن 66، 54 و 76 ساله بود و زمان مرگ آنها 16 بهمن و 13 اسفند سال گذشته و هشتم فروردين سال جاري بوده كه اجساد آنها در بالاي منطقه مينودر، پارك فدك و بالاي كانال روبه‌روي كورانه كشف شده است.

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ساعت 16:37 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   نامه خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر به آیت الله هاشمی شاهرودی: آیا عزیزان ما شهروند ایران نیست

 

 
  خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر با ارسال نامه ای به آیت الله هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضائیه خواستار رعایت حقوق شهروندی فرزندان خود شدند. متن این نامه به شرح زیر است:

 

بسمه تعالی

 

حضرت آیت الله شاهرودی،  ریاست محترم قوه قضائیه

 

با سلام

 

احتراما به استحضار می رساند چهار دانشجوی دانشگاه امیرکبیر با نام های مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار بیش از هشتاد روز است که بدون دسترسی به وکیل و هیچ گونه ملاقاتی با خانواده هایشان در بازداشت به سر می برند. نزدیک به شصت روز از بازداشت دیگر فرزندانمان با نام های عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، احمد قصابان، نریمان مصطفوی و بیش از ۴۰ روز از دستگیری یاسر ترکمن نیز می گذرد. چند روز پیش نیز مسعود دهقان، فرزند شهید و دانشجوی دیگر این دانشگاه بازداشت شد. تمام بازداشت ها به دلیل اعتراض به دفن شهدا در دانشگاه امیرکبیر و قبل و بعد از مراسم تدفین بوده است. چند تن از دانشجویان طی این مدت حتی تماسی با خانواده های خود نداشتند و اجازه ملاقات خانواده ها و دسترسی وکیل به پرونده آنها داده نشده است.

 

شما طی چند روز گذشته با صدور نامه ای خواستار رسیدگی به وضعیت رکسانا صابری شده اید. جای خوشحالی است که به سرنوشت شهروندان ایرانی حساسیت نشان می دهید اما آیا عزیزان ما شهروند ایران نیستند؟ آیا رسیدگی عادلانه یعنی فرق گذاشتن بین شهروندان ایرانی؟ چرا دستوری مشابه برای فرزندان بیگناه و جوان ما صادر نمی کنید؟ مادر و پدرهایی که هر روز با مراجعه به دادگاه انقلاب بی هیچ نتیجه ای باز می گردند و برنگرانی شان افزوده می شود، تاب و توان زندانی بودن فرزندانشان را در سلول های انفرادی زندان اوین ندارند. دو ماه است که برای دیدن آنها و اطلاع از وضعیت جسمانی شان به هر دری زده ایم اما هیچ نتیجه ای نگرفتیم. وقتی فرزندانمان را نمی بینیم چگونه اطمینان داشته باشیم که سالم هستند. چگونه آرام بگیریم در حالی که حتی از وضعیت جسمی و روحی آنها اطلاعی نداریم.

 

خواهشمدیم دستورات لازم را جهت دیدار فرزندانمان و آزادی آنها صادر کنید و خانواده نه دانشجوی در بند که جوانی شان را در زندان می گذرانند از نگرانی برهانید.

 

با احترام

 

خانواده های دانشجویان زندانی
ترکاشوند، ترکمن، توکلی، حکیم زاده، دانشیار، دهقان، قصابان، مشایخی، مصطفوی

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ساعت 16:34 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   پاسخ کروبی به شریعتمداری:‌ امیدوارم روزی دکان بازجویان تخته شود

 

 
 

سایت‌های خبری حامی مهدی کروبی از واکنش تند وی به توهین‌های روز گذشته روزنامه کیهان و مدیرمسئول آن خبر داده‌اند.

 

در پی “بی سواد”‌ خواند کروبی در کیهان پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی به نقل از کروبی  خبر داده است که وی در این ارتباط گفته است:‌ «نباید به این افراد پاسخ داد چون اینها عاشق توجه و جنجالند»

.

بر این اساس کروبی ادامه داده است:
” خدا را شکر که ما قبل از انقلاب لیسانس الهیات و فلسفه گرفته بودیم و از رانت و دودوزه بازی دکتر و مهندس نشدیم “
قبل از انقلاب لیسانس الهیات و فلسفه گرفته بودیم و از رانت و دودوزه بازی دکتر و مهندس نشدیم».

 

این گزارش می‌افزاید، کروبی توهین شریعتمداری را متوجه فقها و مجتهدینی دانست که با پیگیری نگاه اجتهادی امام و بحث زمان و مکان خواستار عطوفت در مجازات افراد زیر ۱۸ سال شده بودند و راس این مجتهدین مجتهدی اعلم و مطلق چون حضرت آیت الله شاهرودی است و این آدم می‌گوید که همه بی‌سوادند.
 
کروبی افزوده است:‌ «این صدای نعره مافیاهای جدید است که از دهان کیهان می‌شنوم. البته آرزو داریم که دکان بازجو و بازجویان روزی تخته شود و البته از دید این افراد سخن از عطوفت با محکومین لاطائلات است».

کروبی خطاب به شریعتمداری گفته است: «البته روزی باید مجذوبان دروغین ولایت در شخصیت فرهنگی رهبر انقلاب ذوب شوند چرا که نگاه اجتهادی و حقوقی رهبری نیز متکی بر جایگاه زمان ومکان در فقه است».

 

در پایان کروبی اضافه کرده است: «حالا نه اما بعدا به شریعتمداری بگویید که سر کلاس کروبی برای شما هم جا هست».

 

آفتاب

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ساعت 16:33 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   قطعنامه کارگران ايران به مناسبت اول ماه مه روز جهانی کارگر

 

 
 

اول ماه مه روز همبستگی بين المللی طبقه کارگر و روز جوش و خروش کارگران در سراسر جهان برای رهايی از مشقات نظام سرمايه داری و بيان خواسته های آنان جهت برپايی دنيايی عاری از ستم و استثمار است .

 

امسال ما کارگران مراسم اول ماه مه را در شرايطی برگزار می کنيم که نظام سرمايه داری در گرداب يک بحران عظيم اقتصادی ويران کننده تری فرورفته است و در حال دست و پا زدن برای نجات خويش از آن به سر می برد .

 

بحران عظيم اقتصادی موجود و عجز دولت های سرمايه داری در مهار آن و سر ريز کردن بار اين بحران بر دوش کارگران جهان ، بيش از پيش گنديدگی اين نظام را پس از فروپاشی بلوک شرق و ادعای پايان تاريخ به نمايش گذاشت و ضرورت برپايی دنيايی فارغ از مناسبات ضد انسانی نظام سرمايه داری را به مثابه يگانه راه خلاصی بشريت از مصائب موجود در برابر کارگران وبشريت متمدن قرار داد .

 

اين بحران و تبعات ويرانگر آن بر زندگی و معيشت کارگران در سراسر جهان تا آنجا که به ايران مربوط می شود و بر خلاف بهانه تراشی های کارفرمايان و تبليغات قلم به دستان سرمايه ، هنوز سايه شوم خود را بر زندگی و معيشت روزمره کارگران در ايران نگسترانيده است و از نظر ما بيشترين مصائب و مشقاتی که امروزه ما کارگران با آنها دست به گريبانيم بيش از هر چيز حاصل سيطره اقتصادی ، اجتماعی و عملکرد سرمايه داری حاکم بر ايران است .

 

دستمزدهای به شدت زير خط فقر ، اخراج و بيکار سازی گسترده کارگران ، عدم پرداخت به موقع دستمزد ميليون ها کارگر، تحميل قرار دادهای موقت و سفيد امضاء و حاکم کردن شرکت های پيمانکاری بر سرنوشت کارگران و بازداشت و زندانی کردن آنان تا سرکوب تشکل ها و اعتراضات کارگری و اجرای احکام قرون وسطايی شلاق عليه کارگران و رايج کردن فرم قراردادهای برده وار جديد، مصائب و بی حقوقی هايی نيستند که با وقوع بحران در اقتصاد جهانی وارد ايران شده باشند .اين وضعيت سال هاست که ادامه دارد و هر ساله بر عمق و دامنه آن افزوده می شود .

 

ما کارگران در مقابل اين وضعيت بغايت ضد انسانی و گسترش عمق و دامنه آن سکوت نخواهيم کرد و اجازه نخواهيم داد بيش از اين حق حيات و هستی ما را به تباهی بکشانند . ما توليد کنندگان اصلی ثروت و نعمت در جامعه هستيم و حق مسلم خود می دانيم تا با بالاترين استاندارد های حيات بشر امروز در آسايش و رفاه زندگی کنيم .

 

داشتن يک زندگی انسانی حق مسلم ماست و ما برای تحقق آن تمامی موانع پيش روی خود را با برپايی تشکل های مستقل از دولت و کارفرما و با اتکا به قدرت همبستگی مان از سر راه خويش بر خواهيم داشت .
در اين راستا ما کارگران امروز يک پارچه و متحد ، مطالبات زير را به عنوان حداقل خواسته های خود فرياد می زنيم و خواهان تحقق فوری اين مطالبات هستيم

 

۱- تامين امنيت شغلی برای همه کارگران و لغو قراردادهای موقت و سفيد امضاء و برچيده شدن فرم های جديد قراردادکار

 

۲-ماحداقل دستمزد تصويب شده ازسوی شورای عالی کار را تحميل مرگ تدريجی برميليون ها خانواده کارگری می دانيم ومصرانه خواهان افزايش فوری حداقل دستمزدها براساس اعلام نظرخود کارگران ازطريق نمايندگان واقعی و تشکل های مستقل کارگری هستيم .

 

۳-برپايی تشکل های مستقل کارگری ، اعتصاب ، اعتراض ، تجمع و آزادی بيان حق مسلم ماست و اين خواسته ها بايد بدون قيد و شرط به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعی کارگران به رسميت شناخته شوند .

 

۴-دستمزدهای معوقه کارگران بايد فورا” و بی هيچ عذر و بهانه ای پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستی به مثابه يک جرم قابل تعقيب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به کارگران پرداخت گردد.
۵-اخراج و بيکار سازی کارگران به هر بهانه ای بايد متوقف گردد و تمامی کسانی که بيکار شده اند و يا به سن اشتغال رسيده و آماده به کار هستند بايد تا زمان اشتغال به کار از بيمه بيکاری متناسب با يک زندگی انسانی برخوردار شوند .

 

۶-ما خواهان برابری حقوق زنان و مردان در تمامی شئونات زندگی اجتماعی و اقتصادی و محو کليه قوانين تبعيض آميز عليه آنان هستيم .

 

۷- ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از يک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی هستيم و هرگونه تبعيض در پرداخت مستمری بازنشستگان را قويا” محکوم می کنيم .

 

۸-ما ضمن اعلام حمايت قاطعانه از مطالبات معلمان به عنوان کارگران فکری ، پرستاران و ساير اقشار زحمتکش جامعه ، خود را متحد آنها می دانيم و خواهان تحقق فوری مطالبات آنان و لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر هستيم .
۹- از آنجا که کارگران فصلی و ساختمان به طور کامل از هرگونه قوانين تامين اجتماعی محروم هستند ، ما از اعتراضات اين بخش از طبقه کارگر برای رسيدن به حقوق انسانی آنها دفاع می کنيم .

 

۱۰-سيستم سرمايه داری عامل کار کودکان است و تمامی کودکان بايد جدای از موقعيت اقتصادی و اجتماعی والدين ، نوع جنسيت و وابستگی های ملی و ن‍‍ژادی و مذهبی از امکانات آموزشی ، رفاهی و بهداشتی يکسانی برخوردار شوند.

 

۱۱-ما خواهان آزادی کليه کارگران زندانی از جمله منصور اسالو و ابراهيم مددی و لغو کليه احکام صادره و توقف پيگرد های قضايی و امنيتی عليه فعالين کارگری هستيم .
۱۲- ما بدينوسيله پشتيبانی خود را از تمامی جنبش های آزادی خواهانه و برابری طلب همچون جنبش دانشجويی و جنبش زنان اعلام می داريم و دستگيری ، محاکمه و به زندان افکندن فعالين اين جنبش ها را قويا” محکوم می کنيم .

 

۱۳-ما بخشی از طبقه کارگر جهانی هستيم و اخراج و تحميل بی حقوقی مضاعف بر کارگران مهاجر افغانی و ساير مليت ها را به هر بهانه ای محکوم می کنيم .

 

۱۴-ما ضمن قدردانی از تمامی حمايت های بين المللی از مبارزات کارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته های کارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان می دانيم و بيش از هر زمان ديگری بر همبستگی بين المللی طبقه کارگر برای رهايی از مشقات نظام سرمايه داری تاکيد می کنيم .
۱۵- اول ماه مه بايد تعطيل رسمی اعلام گردد و در تقويم رسمی کشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاری مراسم اين روز ملغی گردد .

 
زنده باد اول ماه مه
زنده باد همبستگی بين المللی طبقه کارگر
۱ مه ۲۰۰۹
۱۱ارديبهشت۱۳۸۸

 

کميته برگزاری مراسم روز جهانی کارگر
سنديکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه
سنديکای کارگران نيشکر هفت تپه
اتحاديه آزاد کارگران ايران
هيئت بازگشايی سنديکای کارگران نقاش و تزئينات ساختمان
کانون مدافعان حقوق کارگر
شورای همکاری تشکل ها و فعالين کارگری:
- کميته پيگيری ايجاد تشکل های کارگری
- کميته هماهنگی برای کمک به ايجاد تشکل های کارگری
- شورای زنان
- جمعی از فعالين کارگری

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ساعت 16:31 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   اعتراض گسترده دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه به پرونده سازی بر علیه دانشجویان امیرکبیر

 

 
 

خبرنامه امیرکبیر: امروز همزمان با حضور میرحسین موسوی در دانشگاه رازی کرمانشاه دانشجویان این دانشگاه با اعتراض گسترده و با شعارهای ممتد نسبت به ادامه بازداشت دانشجویان دانشگاه امیرکبیر اعتراض کردند.

 

مراسم سخنرانی میر حسین موسوی یکی از کاندیداهای انتخابات دهم ریاست جمهوری در حالی در دانشگاه رازی برگزار شد که  هزاران دانشجو در سالنی که فقط ظرفیت آن ۳۰۰ نفر بود تجمع کرده بودند. قبل از ورود میرحسین موسوی به سالن چندین بار از تریبون اعلام شد که به دلیل کثرت جمعیت سخنرانی لغو شده است که با اعتراض دانشجویان همراه شد.  بسیاری از دانشجویان با بستن پارچه هایی که روی آنها نوشته شده بود “دانشجویان زندانی را آزا د کنید” و با در دست داشتن تصاویری از دانشجویان زندانی امیرکبیر اعتراض خود را به ادامه بازداشت دانشجویان امیرکبیر اعلام کردند.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر، درابتدای این جلسه که دانشجویان مکررا شعارهای «دانشجوی زندانی آزادباید گردد»، «عباس حکیم زاده آزاد باید گردد» و «مرگ بر دیکتاتور» را فریاد میزدند، مهندس موسوی که شرایط را برای سخنرانی طولانی مناسب نمی دید با بیاناتی کوتاه خواستار شنیدن مطالبات نمایندگان دانشجویان شد.

 

یکی از دانشجویان به عنوان اولین نفر بیانیه هیئت موسس انجمن اسلامی -که اعضای آن را مسئولین دانشگاه انتخاب کرده اند- را قرائت نمود که مورد استقبال از سوی دانشجویان قرار نگرفت.

 

و پس از آن دانشجوی دیگری که از طرف عده کثیر دانشجویان  داخل سالن حمایت می شد  به عنوان نماینده انجمن اسلامی حقیقی این دانشگاه، اولین بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه رازی را قرائت نمود. طی این بیانیه انجمن اسلامی این دانشگاه  به عنوان انجمن وابسته به دفتر تحکیم (طیف علامه) معرفی شد و انجمن اسلامی جعلی را بی اساس و فاقد مشروعیت دانست که با شعار “انجمن بسیجی نمی خوایم نمی خوایم”  دانشجویان همراه شد.

 

در ادامه این مراسم یکی از دختران دانشجو به عنوان نماینده دانشجویان دختر دانشگاه به ایراد سخنانی پرداخت و با محکوم کردن روند برخوردها با جنبشهای مدنی مخصوصا جنبش زنان سیاستهای مستبدانه حاکمیت را علیه جنبش های زنان و کمپین یک میلیون امضا نا عادلانه خواند و سخنانش را با شعار”یا مرگ یا آزادی” پایان داد که دانشجویان یک صدا این شعار را فریاد زدند. موسوی در پاسخ به این دانشجو افزود: عدالت در قانون و  عدالت در آزادی باید اجرا شود چه در مورد زنان و چه در مورد مردان!

 

مهندس موسوی در مورد مسئله قومیتها و اهل سنت و اقلیت های محروم عنوان کرد در همین کرمانشاه اهل حق ها در زمان جنگ مشکل داشته و با آنان برخورد می شد. در همان زمان بنده از حقوق آنها صراحتا دفاع کردم. اگر رای بیاورم در حد اختیارات خود با این گونه تبعیض های قومیتی مقابله می کنم. به گزارش خبرنامه امیرکبیر موسوی افزود: بنده در این شرایط احساس خطر کردم و به خاطر اینکه در خودم احساس مسئولیت کردم که بمک این مردم کشور را به پیش ببرم.

 

موسوی اظهار داشت: ما کشور پیشرفته می خواهیم ما ایران عقب مانده و در حال تنش را نمی خواهیم! ما انقلاب نکردی که رئیس جمهور یا نخست وزیر دائمی داشته باشیم. باید با این روند ها مبارزه کرد و من عادت ندارم که چیزی بگوی مکه عمل نکنم.

 

موسوی در پاسخ به این سوال که “آیا در دولت شما خط قرمزها و جود دارند و عبور از خط قرمزها موجب ستاره دار شدن دانشجویان است؟” گفت: “بنده با این مسئله ستاره دار شدن دانشجویان مخالفم. وی در مورد مسئله آزادی و حقوق شهروندی اظهار داشت: “حق هر کسی است که آزاد باشد و یکی از وظایف رئیس جمهور حمایت از حقوق شهروندی است واژه کرامت انسان واژهای کلیدی است و همه باید به حقوق انسانها احترام بگذاریم.”

 

در پایان مراسم و در حالی که هنوز برخی از دانشجویان نتوانستند صحبت کنند نماینده جامعه اسلامی دانشجویان بیانیه خود را به دلیل متشنج شدن سالن و ترک مهندس موسوی از سالن آمفی تئاتر دانشکده علوم نیمه تمام ماند.

 

در طی این مراسم دانشجویان دانشگاه رازی کرمانشاه  با در دست داشتن تصاویر دانشجویان زندانی و پلاکاردهایی با مضامین “اوین دانشگاه شده”، “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد”، “تحکیم طیف شیراز نه!”، “عباس حکیم زاده را آزاد کنید” بارها و بارها با شعارهایی خواستار آزادی دانشجویان بیگناه  امیرکبیر شدند.

 

razi1

razi2

razi3



 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ساعت 16:27 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   گزارش تکان دهنده از قتل یک پرستار توسط نیروی انتظامی

 

 
 

روزنامه سرمایه: مادری پس از گذشت یک سال از مرگ دخترش بر اثرایست قلبی برای پیگیری پرونده شکایت خود از مامور گشت ارشاد، روز گذشته به دادسرای جنایی آمد.براساس ادعای این مادر، سارا پرستار کشیک یکی از بیمارستان های تهران پس از آنکه ساعت کاری اش صبح سوم اردیبهشت ماه 87 به پایان رسید در راه بازگشت به خانه دانشجویی خود، با یکی از ماشین های گشت ارشاد در ده ونک برخورد کرد. ماموران گشت به او تذکر داده و از او می خواهند تا روسری خود را جلو بکشد. در این لحظه سارا عصبانی شده و به مامور گشت گفت: «روسری من جلو است، من شب گذشته یک پسر 20 ساله را کد زده ام، می دانی کد یعنی چه؟ یعنی مرگ؟ می دانی چرا؟ به خاطر مصرف زیاد کراک.» سارا باصدای بلند و تند تند شروع به صحبت با ماموران گشت کرده و روبه آنها ادامه داد: «اگر راست می گویید بروید و این جوانان معتاد را از خیابان ها جمع کنید.» مادر سارا مدعی شد که با بالا گرفتن درگیری لفظی بین ماموران گشت و سارا، یکی از ماموران مرد او را به داخل ون هدایت کرد، سارا را به منکرات برده و از چهره اش عکسی با پلاکارد روی سینه گرفتند. وی ادعا کرد که شب سارا به خانه بازگشت و به مادرش تلفن کرد. به گفته مادرش سارا حالت روحی بدی داشته و به او اشاره کرده که قلبش درد گرفته است: «او اسم مامور گشت را به من داد و گفت مادر فقط این اسم به خاطرت باشد.» مادر سارا با ناراحتی گفت: «می دانم همه می روند ولی نحوه رفتن است که انسان را می سوزاند.»
مادر سارا نزد بازپرس گریه می کرد و به خاطر سرنوشت دختر خود اشک ریخت: «من دو دختر دارم ولی این دختر بسیار حساس بود، شخصیت و روحیه خاصی داشت و بسیار آسیب پذیر بود. قلبش کمی بیمار بود و قرص مصرف می کرد، شاید اگر دختر دیگرم بود چنین اتفاقی برایش نمی افتاد اما روحیه سارا خیلی لطیف بود.»
مادر سارا که همراه دیگر اعضای خانواده در گرمسار زندگی می کند، بعد از آخرین مکالمه دیگر با دخترش صحبت نکرده و ظاهراً دختر پس از صحبت با مادر و پیش از آمدن دوستانش به خواب رفته است؛ خوابی که برای سارا بیداری نداشت. جسد سارا را به پزشک قانونی تحویل دادند و مرگ او ایست قلبی ناشی از مسمومیت تشخیص داده شد و به نظر می رسد آن شب سارا کمی بیش از همیشه از داروهای قلبی خود را مصرف کرده است.
مادر سارا از مامور گشت ارشاد شکایت کرد و او تحت بازجویی قرار گرفت اما دلیلی برای ارتکاب جرم مامور در علت مرگ سارا وجود نداشته و او آزاد شد.
مادر سارا که برای پیگیری پرونده به دادسرا آمده بود مقابل بازپرس پرونده مدعی شد: «اگرچه می دانم دیگر سارای من بازنمی گردد اما من از این مامور شکایت دارم اگر این فرد مقصر نبوده و فکر می کند مرتکب خطایی نشده است چرا دو روز بعد خود را به شهر دیگری منتقل کرده است.»

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 10 اردیبهشت1388 ساعت 16:24 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   گزارش حضور کروبی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران؛ کروبی: امیدوارم به زودی دانشجویان آزاد شوند

 

 
 

کروبی: در رژیم گذشته که فعالیت سیاسی می کردیم و زندان هم می رفتیم اما بعد از بیرون آمدن از زندان به دانشگاه بر می گشتیم و تحصیلاتمان را ادامه می دادیم

 

خبرنامه امیرکبیر: کروبی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران گفت: قطعا رییس جمهور خواهم بود و تدارکاتچی نخواهم بود. در برابر اجحاف ها از حقوق ملت سکوت نخواهم کرد. همچنین وی افزود حرفی نمی زنم که توانایی انجام ان را نداشته باشم.

 

ظهر روز گذشته جلسه ی پرسش و پاسخی با حضور آقای کروبی در دانشکده ی علوم اجتماعی دانشگاه تهران برگزار شد. آقای کروبی در ابتدای این مراسم چند دقیقه ای به بررسی اهمیت انتخابات ریاست جمهوری و نقش سرنوشت ساز آن در وضعیت کنونی کشور پرداختند و پس از آن به پرسش های دانشجویان پاسخ دادند.

 

از همان ابتدای مراسم تعداد زیادی از دانشجویان با در دست داشتن عکس های دانشجویان در بند و حمل پلاکاردهایی با مضمون «دانشجویان زندانی را آزاد کنید»، «حق تحصیل حق مسلم ماست»، «ما خواستار لغو بومی گزینی و سهمیه بندی جنسیتی هستیم»، «آری به چند فرهنگی نه به دولت تک قومیتی » و …  خواستار آزادی یاران دبستانی شان بودند و مطالباتشان را بیان می کردند.

 

پس از سخنان آقای کروبی یکی از برگزار کنندگان مراسم ضمن خیر مقدم گفتن به ایشان و تشکر از پیگیری های ایشان در مورد وضعیت دانشجویان زندانی گفت امروز دانشگاه و دانشجو مستضعف است. یاران دبستانی مان دربندند، موج احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی، تعلیق، محرومیت و ستاره دار کردن دانشجویان هر روز شدت می گیرد، اساتیدی مثل دکتر سروش، کدیور، بشیریه، طباطبایی، سمتی، یوسفی اشکوری، هادی قابل و … یا مجبور به ترک وطن شده اند یا خانه نشین شده اند و یا در زندان به سر می برند. با توجه به اینکه مکانیسم چانه زنی و ریش سفیدی شما تا به حال تاثیر چندانی نداشته است شما چه برنامه ای برای بهبود این وضعیت دارید؟

 

آقای کروبی در پاسخ به این سوال گفت من اصلا محرومیت دانشجو از تحصیل را نمی پذیرم. ما در رژیم گذشته که فعالیت سیاسی می کردیم محکوم هم می شدیم و زندان هم می رفتیم اما بعد از بیرون آمدن از زندان به دانشگاه بر می گشتیم و تحصیلاتمان را ادامه می دادیم. دانشجو هر کاری هم که کرده باشد نباید از تحصیل محروم شود. در این راستا حتما وزیرانی را انتخاب می کنم که از این به بعد دانشجوی محروم از تحصیل و ستاره دار نداشته باشیم. وی در ادامه با ابراز تاسف عمیق از بازداشت این دانشجویان ابراز امیدواری کرد به زودی شاهد آزادی آنان باشیم.

 

وی در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه آیا اگر لازم باشد برای حفظ نظام تمام جمعیت این سالن را دستگیر کنید این کار را می کنید یا نه؟ گفت من معتقدم حفظ نظام از اوجب واجبات است و اگر محرز شود فردی در جهت براندازی نظام در تلاش است بله او را دستگیر می کنم اما رسیدن به این اطمینان راحت نیست و نمی شود در اثر تنگ نظری و نداشتن سعه ی صدر کسی را دستگیر کرد و در زندان نگه داشت. من به نظام معتقدم و به آزادی هم اعتقاد دارم ولی جایی که آزادی بخواهد از خط نظام منحرف شود ایستاده ام و در این مورد امتحانم را هم پس داده ام. اما اینکه هر تحجر و بی عدالتی را به اسم اسلام و نظام بپذیرم هم بر نمی تابم.
 
چند نفر از حاضران در سالن سوالاتی در باره ی فدرالیسم و حق تحصیل به زبان مادری و موضع ایشان و برنامه های عملی شان درباره ی رفع تبعیض از اقوام و اقلیت های مذهبی پرسیدند که وی در پاسخ گفت یکی از وظایف اصلی رئیس جمهور اجرای اصول قانون اساسی است و من تلاش می کنم اصل ۱۵ قانون اساسی را اجرا کنم و اگر در این راه موانعی بود صادقانه با شما حرف خواهم زد. در مورد کابینه هم درست است که  بیست و چند انتخاب بیشتر ندارم اما جوری انتخاب می کنم که احساس کنند در کابینه حضور دارند. در عین حال با افزایش اختیارات استانداری ها و شورا ها می توان در جهت رفع تبعیض از اقوام مختلف تلاش کرد.

 

ایشان در پاسخ به سوال های مکرری با این مضمون که برای دانشجویان زندانی چه می کنید گفت:  من می توانم پیگیری و اعتراض کنم، وارد گفتگو و مذاکره برای آزادی یا ملاقات آنها با خانواده هایشان یا مسائلی از این قبیل شوم همانطور که تا به حال هم به طور مستمر این کارها را کرده ام، اما آزادی آنها دست من نیست، من فقط می توانم اعتراض کنم.

 

در کنار سوالات بسیاری که به وضعیت دانشجویان زندانی دانشگاه امیرکبیر، شبنم مددزاده و محمد پورعبدالله می پرداختند اولویت بعدی سوالات به وضعیت زنان در جامعه و به ویژه در دانشگاه اختصاص داشت و دانشجویان خواستار اعلام موضع ایشان درقبال سهمیه بندی جنسیتی، بومی گزینی جنسیتی و هتک حرمت دانشجویان دختر در دانشگاه ها توسط مسئولان دانشگاه و  گشت ارشاد شدند که وی گفت: من بومی گزینی را اصلا قبول ندارم. هر کس در هر جای این کشور زندگی کند باید امکان تحصیل در دانشگاه های بهتر و معتبر تر را داشته باشد. در مورد بومی گزینی و سهمیه بندی جنسیتی هم به همین ترتیب. وی در ادامه گفت من همیشه به این معترض بوده ام که چرا در خبرگان رهبری و شورای نگهبان خانم ها حضور ندارند و معتقدم زنان هم می توانند در عرصه ی ریاست جمهوری وارد شوند. در عرصه های اجتماعی ، فرهنگی و سیاسی هم برنامه های جدیدی برای خانم ها دارم.

 

وی در مورد گشت ارشاد افزود: از فردای رئیس جمهور شدن من گشت ارشاد جمع خواهد شد. من وزیری انتخاب خواهم کرد که جانشینی نیروهای انتظامی از طرف رهبر به او واگذار شود و از الان می دانم که این وزیر با گشت ارشاد مخالف خواهد بود.

 

ایشان در بخش دیگری از سخنانش گفت من ۲۰ سال است گفته ام که با نظارت استصوابی مخالفم البته الان که دیگر بحث استصواب نیست و همه چیز در دست شورای نگهبان است به طوری که ناظران کنترل اجرا را به دست گرفته اند. وی در پاسخ به سوال یکی از اعضای انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران که پرسید چه تضمینی هست که شما مثل خاتمی نباشید گفت: من تدارکاتچی نیستم و اگر رئیس جمهور شوم از همه ی اختیاراتم به نحو احسن استفاده می کنم و در جاهایی هم که در اختیار من نیست شفاف حرف می زنم و کلی گویی نمی کنم.

 

وی در پایان با اشاره اینکه در جمهوری اسلامی سه قوه ی مستقل از هم داریم و رئیس جمهور اختیارات محدودی دارد و نمی تواند در امور مربوط به سایر قوا تصمیم گیرنده باشد، سه نکته ی مهم را مطرح کرد و گفت: نکته ی اول این است که قول می دهم از اختیاراتم به عنوان رئیس جمهور به بهترین وجه استفاده کنم. نکته ی دوم اینکه در مورد بخش هایی که به سایر قوا مربوط است هم قول می دهم با گفتگو و تعامل تاثیر گذار باشم و از قدرت آنها و نیز رهبری نظام برای حل مسائل استفاده کنم. و نکته ی آخر اینکه اگر می خواهید ببینید راست می گویم یا نه پرونده ام را بررسی کنید و ببینید تا به حال به همه ی حرف هایی که زده ام پایبند بوده ام. اینبار هم حرف های دور از ذهنی نزده ام و سنگ بزرگ بر نداشته ام، حرفهایی زده ام که می توانم به آنها عمل کنم و پای همه ی آنها ایستاده ام.

ot1


 


 

لینک مطلب | یکشنبه 6 اردیبهشت1388 ساعت 16:59 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   هتاکی کوچک زاده حامی دولت نسبت به حریم دانشجویان دانشگاه علم و صنعت

 

 
 


خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته  پس ازاینکه در نشریه ”آفتاب شب” که از سوی بسیج دانشجویی علم وصنعت به چاپ می رسد خبر حضور دکتر کوچک زاده نماینده مجلس هشتم و یکی از حامیان دولت نهم در دانشگاه به چاپ رسید و این جلسه  یک نشست دانشجویی با محوریت پرسش و پاسخ در مورد انتخابات ریاست جمهوری معرفی شده بود، جمعی از دانشجویان با استناد به مصوبه اخیر وزارت علوم در مورد چگونگی حضور افراد و برگزاری نشست ها ی انتخاباتی در دانشگاه ها، این جلسه را غیر قانونی تشخیص داده و تصمیم گرفتند با حضور در محل برگزاری این نشست اعتراض خود را به برگزاری این برنامه یک سویه اعلام کنند. جالب توجه آن است که با وجود ابلاغیه وزرات علوم به تمام دانشگاهها، چگونه است که این برنامه به راحتی مجوز گرفته است در حالی که هیچ تشکل مستقل و منتقدی وجود ندارد که بتواند نشست انتخاباتی برگزار کند.

 

خبرگزاری مهر در تاریخ جمعه دوم اردیبهشت آورد: “محسن اسلامي“ مدیر کل امور فرهنگی وزارت علوم  گفت: دو سياست جديد وزارت علوم ممنوعيت سخنراني انفرادي نمايندگان کانديداهاي رياست جمهوري در دانشگاه ها و همچنين جلوگيري از حضور افراد غيردانشگاهي در جلسات سخنراني انتخاباتي است.“ در ساعت ۱۸:۳۰ تعدادی از دانشجویان معترض در سالن کنفرانس ساختمان ۱۵ خرداد به همراه تعدادی از دانشجویان عضو بسیج حضور یافتند. جلسه با تلاوت آیاتی از قرآن آغاز شد و پس از آن رئیس بسیج دانشگاه که به عنوان مجری در جلسه حضور داشت، جلسه را حول بررسی فضای سیاسی در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم عنوان کرد و ضمن اظهار این نکته که همه دانشجویان حاضر از دانشجویان بسیجی نمی باشند باقی دانشجویان را از ستاد میر حسین خواند که یکی از دانشجویان در جواب گفت :“تنها من از ستاد میرحسین هستم.“

 

«من اصلا به عنوان یک چکمه پوشم که آمدم با رفیقای چکمه پوشم حرف بزنم»

 

مجری ازآقای کوچک زاده خواست که به آغاز بحث بپردازد. پیش از شروع صحبت آقای کوچک زاده، یکی از  دانشجویان از ایشان درباره اینکه حضور در نشست های انتخاباتی یک طرفه خلاف قوانین انتخاباتی مصوب وزارت علوم است، توضیح خواست. کوچک زاده پاسخ گفت :“دستور دولت و آقای رئیس جمهور قانون نیست.“ و وی انتخاباتی بودن نشست را تکذیب کرد. این در حالی بود که خبرگزاریهای متعددی به نقل از فارس و حتی نشریه آفتاب شب نیز به انتخاباتی بودن این نشست اشاره کرده بودند و مجری جلسه دقایقی پیش از آن در آغاز برنامه به آن اشاره کرده بود.

 

یکی دیگر از دانشجویان معترض با اشاره به نص صریح مصوبه گفت: ”حضور سخنرانی شما تنها به صورت مناظره ای می تواند توجیه قانونی داشته باشد.“

 

کوچک زاده پاسخ داد: ”حتی اگر مثلا از مشارکت کسی را دعوت میکردند، من با آنها مناظره نمیکردم و بهتر است خود شما با من به مناظره بنشینید. چرا که شما خیلی بیشتر از آن افراد می فهمید.“

 

کوچک زاده پیرو این توهین افزود: ”خودتان می دانید من اصلا دموکرات نیستم من دوباره میگویم جلسه بسیج است و بسیج به شما لطف نموده وشما را به جلسه راه داده است. اگر میتوانید ساکت بنشنید و گرنه یا شما بیرون بروید یا ما جلسه را در مکان دیگری برگزار خواهیم کرد.“

 

مجری برنامه در اینجا گفت که این جلسه، جلسه درون تشکلی بسیج است که با واکنش یکی از دانشجویان مواجه شد که در جواب او گفت: ”اگر جلسه داخلی بسیج است، باید در سپاه پاسداران برگزار شود و اینکه در دانشگاه برگزار می شود باید طبق قوانین دانشگاه برخورد کند. دانشگاه پادگان نیست“. کوچک زاده با لحنی تحقیر آمیز گفت : ”این ”دانشگاه پادگان نیست“و ”توپ تانک مسلسل ..“ برای بچگی ها بود حالا شما بزرگ شدید“. با پافشاری جمع دانشجویان معترض بر لزوم اجرای قوانین وزارت برای همه دانشجویان، یکی از بسیجیان افزود: ”این مصوبات برای دانشجویان است و ما (بسیج) اصلا زیر دست وزیر علوم نیستیم.”

 

م“. یکی دیگر از دانشجویان به وی گفت :“یعنی شما فراقانونی هستید؟“

 

کوچک زاده خطاب به دانشجوی بسیجی گفت: ”کسی نمیخواهد از من دفاع کند. من خودم حرف میزنم.“

 

یکی از دانشجویان معترض در پی تهدید به بیرون کردن دانشجویان گفت : ”آقای دکتر اگر بخواهید ما از جلسه هم بیرون می رویم اما فقط موضع خود را در مورد اینکه مصوبه وزارت علوم که اجازه حضور شما را به این شکل غیر قانونی خوانده است چیست؟“

 

متن سخنان رد و بدل شده بین کوچک زاده و دانشجویان دانشگاه علم و صنعت که توسط دانشجویان این دانشگاه منتشر شده است، به شرح زیر است:

 

کوچک زاده: مصوبه را بیاورید من ببینم.

 

یکی از دانشجویان معترض: در تمام خبر گزاریها منعکس شده .

 

کوچک زاده: در تمام خبرگزاریها در مورد  شما حرفهای خیلی زشتی نوشته اند. در مورد همین شما. در مورد دقیق شخص شما.

 

- نه کسی منو نمی شناسد.

 

کوچک زاده: شما که میگویید کسی شما را نمی شناسد پس پا شو برو بیرون اول شناسایی شو بعد بیا تو.

 

- یعنی همه اینهایی که اینجان شناسایی شدند؟

 

کوچک زاده: همه خبرگزاریها در مورد امام، خیلی چیزها نوشتند. درست میگم یا غلط میگم؟

 

- یعنی موضع شما این است که این مصوبه وجود ندارد؟

 

کوچک زاده: شما میری بیرون یا نمی ری؟ (با لحنی تحدید آمیز)

 

- همین را مطرح کنید تا در نشریاتمان بازتاب بدیم.

 

کوچک زاده: بفرمائید بیرون.

 

- شما مطرح کنید که چرا آمده اید اینجا. هی میگویید میرید بیرون یا نمیرید. این که نشد حرف.

 

کوچک زاده : من بسیجی، کلا چمکه پوشم. من اصلا به عنوان یک چکمه پوشم که آمدم با رفیقای چکمه پوشم حرف بزنم.

 

- اگر اینجا نشست دانشجویی بوده ما هم دانشجوییم ..(حرف توسط یکی از بسجیان قطع شد)

 

مجری جلسه گفت: به شما ربطی نداره، اینجا نشست داخلی بسیج است.

 

کوچک زاده خطاب به دانشجویان معترض گفت: دانشجویی، بشین اینجا سوال کن جوابتو بگیر.

 

یکی دیگر از دانشجویان معترض گفت: داریم سوال میکنیم، جواب نمی دید.

 

کوچک زاده: شما باید ادب را رعایت کنید یا نه؟

 

- من نیم ساعته که یه حرف زشت به شما نزدم.

 

یکی دیگر از دانشجویان منتقد: این شمائید که به ما توهین میکنید و میگویید برویم بیرون.

 

کوچک زاده : من را که می شناسید. من آدم خیلی غیر دموکراتی هستم. اگر می نشینید و درست حرف می زنید، حرف می زنیم با هم.

 

- ما اصلا این جلسه را به رسمیت نمی شناسیم.

 

کوچک زاده: پس پاشید برید بیرون.

 

- اصلا اعتراض ما به برگزاری این جلسه است .

 

مجری جلسه در این حین گفت: پس برید و اعتراضتان را به دانشگاه اعلام کنید.

 

کوچک زاده خطاب به مجری گفت: مکان دیگری برای برگزاری جلسه نیست؟

 

مجری گفت: هست ولی همین جا برگزای میکنیم و اینها الان میروند بیرون.

 

در این هنگام کوچک زاده از جا  برخاست و گفت: فهم نداره اصلا (خطابش به همان دانشجو بود که به برگزاری جلسه اعتراض کرده بود).

 

- چرا توهین میکنی آقای دکتر؟

 

کوچک زاده : مگه نمی گی که به رسمیت نمی شناسی پس برو بیرون … برو بیرون بابا … فکر نکنید که من از اون روشنفکرها مثل تاجزاده هستم. میگیرم میندازمتون بیرون. ضبط هم بکنید. من می گیرم پرتتون میکنم بیرون.

 

- اینها همش فردا تو نشریات چاپ می شه آقای دکتر!

 

کوچک زاده: برو بیرون بابا مسخره کردی، خجالت نمی کشی. یک مشت فاشیست جمع کردن تو دانشگاه. برو بیرون، دوربین داری عکس هم بگیر… بروبیرون… بنویسید. برو بیرون…. با موبایلت عکس بگیر … مسخره کردن، تو این مملک نمی ذارن مردم حرف بزنن.

 

و شخصا در کمال بی احترامی با هل دادن آخرین دانشجوی معترض را به بیرون از سالن کنفرانس پرتاب کرد در را بست و …

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 6 اردیبهشت1388 ساعت 16:54 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   بیانیه دفتر تحکیم وحدت در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان و ورود نیروی انتظامی به دانشگاه تربیت مع

 

 
   

ورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با صدور بیانیه ای نسبت به ادامه بازداشت دانشجویان اعتراض کرد. در این بیانیه به اشاره ادامه بازداشت ۱۰ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، ۱ دانشجوی دانشگاه تربیت معلم و ۱ دانشجوی دانشگاه تهران آمده است: جرم دانشجویان این است که چرا دانشگاه را پادگان نمی خواهید؟ چرا دروغ های دولت نهم را افشاء می کنید؟ چرا چشمتان را بر دروغ های “عامل تبعیض و فساد” نبستید؟ اینها دلایل حبس و تعلیق و به بند کشیدن عزیزانمان است. “چرا اعتراض می کنید؟” این شاه بیت مطلب است.

 

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

 

گر چه مسلخ را قناريان عاشق سكني شده است. گر چه پنجره ها رو به تهي باز مي شوند و درختان را شور بهار مرده، گرچه صداي پاي هيچ سوار عاشقي خواب جاده را بر نمي آشوبد و ثانيه ها را رمق زنده ماندن نيست، گر چه شكوه دلاوري مرده، بغض حنجره هايمان را ميهمان اند و سوداي هيچ شرري در شريان هاي خشكيده ي بودن مان نيست ولی دریغا اگر شور انسانیت لحظه ای از دل هایمان و شوق آزادی لحظه ای از برابر دیدگانمان رخت بر بندد.

 

حدود دو ماه از بازداشت دوستانمان عباس حکیم زاده، نریمان مصطفوی، مهدی مشایخی و احمد قصابان می گذرد. بازداشت این دانشجویان در شش اسفند ماه گذشته در حالی روی داد که دانشجویان شجاع پلی تکنیک انتقاد خود را نسبت به سوء استفاده از شهدا با دفن پیکر آنان در دانشگاه نشان دادند. اما این بهانه ای شد برای برخورد با دانشجویانی که در آن ماجرا حضور نداشتند ولی باز هم دستبند ظلم و بی عدالتی بر دستانشان نشست و انفرادی سلولهای اوین نصیبشان شد. این در حالی بود که پیش از آن مجید توکلی، کوروش دانشیار، اسماعیل سلمانپور و حسین ترکاشوند نیز به بهانه حضور در محل برگزاری بزرگداشت مهندس بازرگان بازداشت شده بودند.

 

جرم دانشجویان این است که چرا به فضای خفقان در دانشگاه اعتراض کردید؟ چرا بعد از اینکه با بلدوزر دفتر انجمن تان را با خاک یکسان کردیم باز زنده اید و اعتراض می کنید؟ چرا دانشگاه را پادگان نمی خواهید؟ چرا دروغ های دولت نهم را افشاء می کنید؟ چرا چشمتان را بر دروغ های “عامل تبعیض و فساد” نبستید؟ اینها دلایل حبس و تعلیق و به بند کشیدن عزیزانمان است. “چرا اعتراض می کنید؟” این شاه بیت مطلب است.

 

بازداشت هشت دانشجو از یک دانشگاه نتوانست احساس نفرت و کینه ورزی اقتدارگرایان و تمامیت خواهان نسبت به دانشگاه امیرکبیر را ارضا نماید و نیروهای امنیتی یاسر ترکمن، عضو دیگری از انجمن اسلامی این دانشگاه که پیگیر وضعیت دانشجویان بازداشت شده بود را نیز بازداشت کردند. آنان که پس از ماه ها فشار به دانشجویان زندانی به نتیجه و اعترافات مجعول دست نیافتند، سراغ مسعود دهقان عضو سابق انجمن اسلامی امیرکبیر رفتند. بازداشت یک فرزند شهید آن هم به اتهام اعتراض به تدفین شهدا در دانشگاه ها و پادگانی ساختن فضای دانشجویی لکه ننگی است که تا ابد بر پیشانی دولت مهرورز خواهد ماند.

 

دو ماه است که عباس حکیم زاده عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت برای اعتراف های مجعول تحت فشار است و اگر اینگونه نیست پس چه بی رحمی و قانون گریزی گزافی است که نگذاشته اند وی حتی یک بار با خانواده اش صحبت کند؟ اگر فشار و شکنجه روحی و شاید هم جسمی برای گرفتن اعتراف نیست پس چه چیزی باعث شده این فرزندان شجاع دانشگاه همچنان در بند و حصر بمانند بی هیچ چشم اندازی از آزادی؟

 

قریب دو ماه از  بازداشت شبنم مدد زاده عضو انجمن اسلامی دانشگاه تربیت معلم می گذرد و پاسخ مناسبی در خصوص وضعیت وی به خانواده اش داده نشده است. در روزهای گذشته نیز  نیروهای انتظامی وارد دانشگاه تربیت معلم کرج شده و در اقدامی خودسرانه با شلیک تیر هوایی به تهدید و ارعاب دانشجویان پرداخته است. تاخت و تاز این چنینی نیروهای انتظامی دانشگاه را تبدیل به عرصه اعتراضات حق طلبانه دانشجویان نموده و در ذهن ها روز های تلخ هجده تیر را که نیروهای انتظامی درهای دانشگاه را به روی خود باز دیده و امنیت را از دانشجویان ربودند، یادآوری می کند. ورود نیروهای امنیتی و انتظامی به فضای دانشجویی امری غیرقانونی و محکوم است و عاملین این حرکات گستاخانه باید محاکمه و مجازات شوند. همچنین محمد پور عبدالله نیز که  از دانشجویان طیف چپ میباشد نزدیک به سه ماه است که در بازداشت به سر می برد و مرتبا از زندان اوین به قزل حصار و بالعکس منتقل می شود. که این اقدامات نشاندهنده افزایش فشار به وی جهت پذیرفتن اتهامات واهی است.

 

این در حالی است که آقای رئیس جمهور مهرورز بعد از ماه ها حبس رکسانا صابری به دلیل فشارها (یا بده بستان های) بین المللی به فکر افتادند این موضوع را پیگیری کنند. چه خوب! ولی یادمان نمی رود که موسم انتخابات است و خوش رقصی هایی اینچنین شاید از شدت خشم فعالین حقوق بشر بکاهد. اما کجاست عدالت ورزی مدعای آقایان که ببینند دانشجویان دربند به چه جرمی روزهایشان را با مرور دیوارهای انفرادی به شب می رسانند؟ فعالین و گزارشگران حقوق بشر کجایند که چنین ظلم و اجحافی در حق این دانشجویان شایسته ثبت در تاریخ است.

 

اسماعیل سلمانپور، یکی از بازداشت شدگان، را دیده اند که با سر تراشیده و بدنی نحیف و هوشیاری اندک در درمانگاه اوین بستری است. آیا نباید نگران شکنجه آنان باشیم؟ چه اعتراف و توبه نامه ای از آنان می خواهند که چنین مقاومت کرده اند و جسم شان چنین نزار شده؟ می خواهید بگویند که با اعتراض به تجاوز و تعرض به دختران دانشجو و یا سوال از رئیس جمهور می خواسته اند انقلاب مخملین کنند؟ می خواهید بگویند اشتباه کردیم، دولت نهم تماماً‌ مهرورز، عدالت پیشه و صادق است؟

 

تا کی قرار است تاوان سوء مدیریت ها، جنگ طلبی ها و دشمن تراشی حاکمان را دانشجویان منتقد و معترض بپردازند؟ تا کی قرار است با سناریوچینی های مضحک، فرزندان این ملت را به تاریکی سرد سلولهای انفرادی بسپارید و خیال باطل کنید که فتنه ای خاموش کرده اید حال آنکه پرونده سازی هایتان را خود گویید و خلق بدانها می خندد. چیزی که در این بین فسرده می شود تن عزیزانی است که عریانی پادشاه را به سخره فریاد زده اند. هوشیاران می دانند که  ظلم مجال دوام نخواهد یافت و این سنت بر جریده تاریخ ثبت است.

 

بارها گفته ایم و شما اگر فراست می داشتید تا حال دانسته بودید که سرکوب و حذف دانشجویان منتقد، بستر اعتراض را گسترده تر و نهال ظلم ستیزی را پربارتر می کند. اگر سرکوب و فشار نتیجه مطلوب تاریک اندیشان را به دنبال داشت در طول ۴ سال سردمداری دولت نهم که از ابتدا کمر به قتل دانشگاه بسته بود می بایست خمودگی و رخوت بر دانشجویان منتقد مستولی  می شد، حال آنکه هر روز جوانه ای نو بر درخت آزادی خواهی این سرزمین بارور می روید و خار چشم مستبدین می شود.

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت این بار هم به مسئولینی که امروز بر سریر قدرتند هشدار می دهد که جان آزادیخواهان فسردن و تاوان آزادی خواهی ستادن و مکر پیشه کردن هایتان پاسخی درخور به دنبال خواهد داشت و ما مجالی بیش از این در بند بودن دوستانمان، خصوصا عباس حکیم زاده عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت را تحمل نخواهیم کرد. اعتراف گیری های احتمالی تان سرکنگبینی است که صفرا خواهد فزود و شعله در بر دامن دانشگاه خواهد افکند.

 

شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت
۴ اردیبهشت ۸۸

 

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 6 اردیبهشت1388 ساعت 16:45 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   شکایت از دفتر تشکل اصلاح طلب و احضار دو تن از اعضای آن به کمیته ی انضباطی

 

 
 

صبح روز چهارشنبه 2 اردیبهشت 1388،احضاریه ای از جانب کمیته ی انضباطی برای تشکل اسلامی اصلاح طلب فرستاده شد،که بنا بر آن تشکل اصلاح طلب متهم به توهین به شخص رئیس حراست در مراسم سخنرانی شیخ مهدی کروبی (به تاریخ 24/1/1388) و نیز به کار نبردن اسم خدا در سایت خبری این تشکل شده بود.به این ترتیب پیام حیدر قزوینی(دبیر تشکل) و فرهاد کیاشمشکی(دبیر واحد سیاسی) دو تن از اعضای دفتر تشکل اسلامی اصلاح طلب برای ارائه توضیح درباره ی اتهامات وارده به کمیته ی انضباطی دانشگاه احضار شدند که می بایست ظرف مدت یک هفته با حضور در جلسه کمیته ی انضباطی به دفاع از خویش بپردازند.

در جریان برنامه ی سخنرانی مهدی کروبی در دانشگاه امام خمینی که به میزبانی تشکل دانشجویان اصلاح طلب برگزار شد،دبیر این تشکل در سخنرانی آغاز برنامه با ابراز تأسف از زندانی بودن دانشجویان و تداوم این بازداشت ها در ایام عید خواستار آزادی تمامی دانشجویان و نیز توقف برخوردهای خصمانه دولت با فعالان دانشجویی شد؛که این امر با حمایت مهدی کروبی از دانشجویان زندانی و محکوم کردن ستاره دار شدن دانشجویان رو به رو شد.طی مدت برگزاری برنامه اغتشاش گران بارها و بارها سعی در برهم زدن جو سالن نمودند که این امر به واسطه حضور پُر شور دانشجویان در سالن خنثی شد.

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 2 اردیبهشت1388 ساعت 15:41 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   بیانیه شماره 5: علیه لُمپنیسم

 

 
 

دوشنبه 24 فروردین 1388 «شیخ مهدی کروبی» به عنوان یکی از کاندیداهای جناح اصلاح طلب در دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری به دعوت تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب به دانشگاه آمد و به تشریح برنامه های انتخاباتی خویش پرداخت.

از هنگامی که طرح این برنامه ی سخنرانی در دانشگاه میان دانشجویان دهان به دهان می گشت تا روز برگزاری برنامه و حواشی مربوط به آن، این گمان و تردید در بین همگان بود که «آیا تشکل اصلاح طلب از کروبی حمایت خواهد کرد؟»

اتفاقاتی که در روز سخنرانی اُفتاد به تشدید هر چه بیشتر این گمان و تردید افزود و حتی تا مرز یقین در نزد عده ای پیش رفت. همانطور که طی برنامه ی روز دوشنبه هم از تریبون اعلام شد، تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب مواضع خویش را به طور رسمی از طریق بیانیه ها یی که صادر می کند به سمع و نظر اذهان عمومی دانشگاهیان و ... می رساند. بر این اساس ما معتقدیم که تا پایان مهلت ثبت نام کاندیداهای دهمین دوره ی انتخابات ریاست جمهوری می بایست به صورت فعال و با حساسیت هر چه تمام معادلات جاری و مواضع هر کدام از کاندیداها را زیر نظر داشت و تا جای ممکن کوشید کاندیداهای حاضر در صحنه را مجبور به پذیرش مطالبات و خواسته های مدنی و دموکراتیک کرد و دولت را با اتخاذ رویکردی سیاسی از نوع رادیکال آن به چالش کشید.

فضای بحرانی کنونی مجالی برای شوخی و بی طرفی باقی نمی گذارد و از اینرو ما بی هیچ ترس و خجالتی اعلام می کنیم که در انتخابات پیش رو و در برابر کاندیداهای حاضر موضعی ایدئولوژیک اتخاذ خواهیم کرد.

کف و صوت های روز دوشنبه در آمفی تئاتر مرکزی نه در حمایت از شخصیت کروبی بل واکنشی بود به فضای بسته و استبداد زده ی امروز ایران، چه اینکه پیش از آن به هنگام قرائت بیانیه تشکل توسط دبیر آن در آغاز برنامه، هر خط بیانیه  با تشویق های ممتد حاضران در سالن مواجه می شد. این همه تنها می تواند یک معنی داشته باشد و آن اینکه ما از وضع موجود و حامیانش «بی زاریم».

به این ترتیب یک بار دیگر اعلام می کنیم در شرایط کنونی از هیچ کاندیدایی حمایت نمی کنیم و هم صدا با جامعه ی مدنی پی گیر مطالبات دموکراتیک و آزادی زندانیان سیاسی و بالاخص دانشجویان در بند هستیم.

 فارق از این بحث، اتفاقاتی که در روزهای دوشنبه(24 فروردین) و سه شنبه(25 فروردین) در دانشگاه افتاد حاوی معانی بسیاری بود. اولین نکته ای که باید به آن پرداخت نقش «حراست دانشگاه» در روز برگزاری برنامه است. حراست در آن روز تنها کاری که نکرد «حراست» بود. درحالی که انتظامات حاضر در سالن -اعضای دفتر تشکل- مشغول آرام کردن فضا و حفظ نظم برنامه بودند مسئولین حراست و در رأس ایشان رئیس حراست آشکارا به تشویق آشوبگران برای برهم زدن جو سالن می پرداختند. فیلم های گرفته شده از برنامه گویای این مدعاست و کسی نمی تواند از زیر بار آن شانه خالی کُند. وقاحت تا به آنجا بود که برخی از مسئولین دانشگاه از محافظان شخصی کروبی می خواستند مجری برنامه را از پُشت تریبون به پائین بیاورد! باری دانشجویان دانشگاه تعجب نکنند اگر فردا روزی «احمدی نژاد» به این دانشگاه آمد و به کسی اجازه ی «نُطُق کشیدن» نشد. چراکه شرایط ایجاب می کند وظیفه شان را آن موقع با شدت هرچه تمام انجام دهند. این در حالی است که در برنامه روز دوشنبه تنها به تشکل های مخالف جریان اصلاحات -که همه حمایت ها و تریبون ها را پشت سر خود دارند- اجازه پرسش شفاهی داده شد.

اما برای ما مهم تر از این حواشی حضور 1500 دانشجو در سالن مرکزی دانشگاه و حمایت قاطعانه ایشان از تشکل اصلاح طلب بود. ما برگزاری قاطعانه ی برنامه ی روز دوشنبه (24 فروردین) را به مثابه ی پیروزی خویش و بل پیروزی اندیشه ی دموکرات و اصلاح گر می گیریم. خطاب به تمامی آنهائی که خود را به نشنیدن و ندیدن می زنند می گوئیم که دانشجویان این دانشگاه سیاسی اند و در برابر هر فرد و گروهی که بخواهد با توسل به شیوه های «لُمپنی» به تبلیغ مواضع «مرتجعانه» بپردازد، می ایستند. تشویق ها و حمایت های قاطعانه ی دانشجویان از مواضع تشکل اصلاح طلب، حکم تحقیر را برای دیگرانی داشت که در تمامی این سالها می کوشیدند ما را در انزوا فرو ببرند. تحقیر آنان سبب شد تا روز سه شنبه (25 فروردین) برنامه ای در صحن دانشگاه برگزار و در آن عملاً به روحانیت توهین شود.

کجایند مسئولینی که طی سالهای گذشته همواره تشکل اصلاح طلب را محکوم به «توهین به مقدسات» و «اقدام علیه امنیت ملی» کرده اند، اینک ببینند که «توهین به روحانیت» در این دانشگاه با فعالیت های «داعیه داران اسلام و کلیدداران بهشت» فتح باب شد؟ روز سه شنبه(25 فروردین) همه شاهد بودند که نه حراست و نه هیچ مسئول دیگری کوچکترین برخوردی با مُزحکان و دلقکان حاضر در حیاط دانشگاه نکرد. از حراست حاضر در حیاط می پرسی «آیا این برنامه مجوز دارد؟» پاسخ می شنوی که «بله»!

عجب! چطور می شود در ظرف مدت کمتر از 20 ساعت مجوز برگزاری برنامه گرفت؟ خواهش می کنیم به ما هم بگوئید، چراکه احتمالا ما اشتباه شنیده بودیم برای برگزاری برنامه دست کم باید از 15 روز قبل درخواست مجوز کرد! این در حالی است که پس از اتمام برنامه آنان، وقتی به دفتر حراست مراجعه می کنی در کمال ناباوری پاسخ می شنوی که «نخیر! این کارناوال خیابانی مجوز نداشته« و نیز هیچ گروهی مسئولیت این برنامه را به عهده نمی گیرد!

چگونه است که به خاطر درج یک کاریکاتور در سایت مجهول الهویه ای، پنج نفر از اعضای دفتر تشکل در سال گذشته به اسم «اقدام علیه امنیت ملی» و «توهین به مقدسات» به «دادگاه انقلاب» فراخوانده می شوند اما «توهین علنی به روحانیت» احتمالا مجوز هم دریافت می کند! آنانی که همواره ما را نصیحت می کنند که "دانشجو، قشری فرهیخته است و باید از ادبیاتی وزین استفاده کند" اینک پاسخ دهند کجای رفتار این دلقکان «فرهیخته» بود؟ کجای ادبیات استفاده شده،«معرکه گیران حیاط دانشگاه» در روز سه شنبه «وزین» بود؟ گفتن این مسائل از آن رو نیست که فردا روزی ما از ایشان شکایت رسمی کنیم و کار را به «تعلیق» فلان دفتر و «دادگاهی کردن» فلان کس بکشانیم، بل از آن روست که فریاد برآریم «دموکراسی برای همه»، «آزادی بیان برای همه» و «خون هیچ کس رنگین تر از بقیه نیست».

بدین وسیله تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب ضمن محکوم کردن حراست دانشگاه به عدم انجام درست وظایف محوله، اعلام می دارد که همچنان بر سر مواضع دموکراتیک خویش ایستاده است و رسالت روشنگرانه ی خویش را تا آخرین لحظه ادامه می دهد. از اذهان عمومی دانشگاه و بلاخص دانشجویان می خواهیم با حضور هرچه فعال تر خود در کوران رقابت های انتخاباتی پیش رو، ضمن سیاسی کردن فضای دانشگاه، اجازه ندهند عرصه ی کنونی به حیاط خلوت «اقلیتی مرتجع» بدل شود.

تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب  

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 22:4 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   مسعود دهقان عضو انجمن اسلامی پلی تکنیک بازداشت شد

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: مسعود دهقان عضو انجمن اسلامی پلی تکنیک امروز صبح بازداشت شد.

 

ماموران امنیتی با حمله به منزل وی با درهم شکستن وسایل منزل وی را بازداشت کردند. ماموران بسیاری از وسایل شخصی وی را نیز ضبط کردند.

 

دهقان در ۲ دوره عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی پلی تکینک بوده است. وی فرزند شهید است.

 

این حمله وحشیانه در حالی انجام شده است که پس از گذشت هفته ها از وضعیت دیگر ۹ دانشجوی بازداشت شده دانشگاه امیرکبیر اطلاعی در دسترس نیست.

 

عدم اجازه به خانواده ها و وکلای دانشجویان برای ملاقات با دانشجویان نیز نشانی از فشار بر دانشجویان دانشگاه امیرکبیراست.

 

امروز فعالان حقوق بشر در ایران گزارش دادند که اسماعیل سلمانپور با وضعیت وخیم جسمی به درمانگاه بیمارستان اوین منتقل شده است.

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 20:32 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   نامه سرگشاده بهمن قبادیی درباره رکسانا صابری، دختری ايرانی با شناسنامه آمريکايی

 

 
   

بهمن قبادی، فيلمساز ايرانی به دنبال بازداشت و محکوميت رکسانا صابری نامه سرگشاده ای منتشر کرد.

 

متن نامه بهمن قبادی به شرح زير است:

 

اگر سکوت کرده بودم به خاطر او بود، و حالا اگر حرف می زنم باز هم به خاطر اوست. به خاطر رکسانا صابری.

 

نامزد، دوست وهمراهم. دختری باهوش و با استعداد که برايم هميشه قابل تحسين بوده و هست. ۳۱ ژانويه بود، روز تولدم صبح تماس گرفت که برای تولدم می آيد پيشم تا باهم برويم بيرون. نيامد…زنگ زدم به موبايلش. خاموش بود تا يکی دو روز نمی دانستم چه اتفاقی افتاده. به خانه اش رفتم و چون کليد خانه همديگر را داشتيم به داخل رفتم ولی نبود…بعد از دو روز زنگ زد و گفت “منو ببخش عزيزم مجبور شدم برم زاهدان” و من هم عصبانی شدم که چرا به من نگفته؟ گفتم باور نمی کنم و دوباره گفت” ببخش عزيزم مجبور شدم” و گوشی تلفن قطع شد و منتظر تماس بعدی اش شدم و نزد و نزد.

 

رفتم زاهدان و تمام هتل ها را جستجو کردم و چنين اسمی را نيافتند هزار جور فکر مريض کردم تا ده روز.. تا اينکه از طريق پدرش فهميدم که دستگيرش کرده اند و فکر کردم شوخی است.

 

فکر کردم سوء تفاهم شده و دو سه روز ديگر آزادش می‎کنند. اما چند روز گذشت و خبری از رکسانا نشد. نگران شدم و اين در و آن در زدم تا بالاخره فهميدم چه به سرش آمده.

 

با بغض می‎گويم او معصوم‎تر و بی‎گناه‎تر از اين حرف‎هاست. من که سال‎هاست او را می‎شناسم و لحظه به لحظه در کنارش بوده‎ام، اين حرف را می‎زنم. او هميشه مشغول کارهای مطالعاتی و تحقيقاتی اش بود، نه چيز ديگر. در اين سال های آشنايی، نشد يکبار جايی برود که من ندانم، يا کاری بکند که به نظرم نامعقول و نامتعارف بيايد. در پيشينه او و خانواده و اطرافيانش هم هيچ وقت نشانه ای از موردی نامعقول نديده ام. آخر چطور می‎شود کسی که گاهی می‎شد روزها از خانه بيرون نمی‎آمد مگر برای ديدنِ من، کسی که به شيوة ژاپنی‎ها صرفه‎جو بود و گاهی به سختی هزينة زندگی و کارش را مهيا می‎کرد، کسی که در به در دنبال حامی‎ای می‎گشت تا ناشری داخلی به او معرفی کند تا بتواند کتابش را اينجا چاپ کند، حالا متهم به جاسوسی شده؟! همه‎مان می‎دانيم -نه، توی فيلم‎ها ديده‎ايم- که جاسوس‎ها خيلی ناجنس و بلا هستند و مدام اينجا و آنجا سرک می‎کشند و در ضمن خيلی هم حقوق می‎گيرند.

 

وجدانم در عذاب است. چون من او را به ماندن و کار کردن تشويق کردم. و حالا نمی‎توانم کمکی به او بکنم. رکسانا می‎خواست از ايران برود. من نگهش داشتم. اوايل آشنايی‎مان او می‎خواست برگردد آمريکا. دوست داشت که با هم برويم. اما من اصرار کردم که بماند تا فيلم جديدم تمام شود. او عملاً داشت از ايران می‎رفت و من نگهش داشتم. و حالا ناراحتم که به خاطر من ماند و دچار اين ماجراها شد. خود من در اين چند سال دچار افسردگی شديد شده‎ام. چرا؟ چون فيلمم توقيف شده و سر از بازار سياه درآورده. به فيلم بعدی‎ام مجوز ندادند و عملاً مرا خانه نشين کردند. اگر تا امروز تاب آورده ام به سبب حضور و کمک های روحی او بوده. من به خاطر مجوز نگرفتن فيلمم تند و پرخاشگر شده بودم و او بود که هميشه مرا به آرامش دعوت می کرد.

 

رکسانا می‎خواست از ايران برود. من نگهش داشتم. او مراقب افسردگی های من بود. بعدها من به خاطر آنکه برای او انگيزه ای ايجاد کنم تا بماند، ازش خواستم که طرح نوشتن کتابش را که مدت ها در ذهن داشت شروع کند. من همراهش بودم و به خاطر دوستی ها و روابطی که داشتم اين در و آن در زدم و قرار و مدار گذاشتم با فيلمساز و هنرمند و جامعه شناس و سياست‎مدار و ديگران. حتی خودم هم پای مصاحبه اش نشستم. کتاب سرگرمی‎ای بود برای او تا ماندن را تحمل کند، تا من کارِ فيلمم تمام شود و با هم برويم.

 

کتابِ رکسانا کتابی معمولی بود و به هيچ وجه ضد دولت ايران نبود. تمام مدارکِ کتاب موجود است و حتماً روزی چاپ خواهد شد و همه خواهند ديد. اما آخر چرا همه سکوت کرده‎اند؟! همة کسانی که پای صحبت و مصاحبه با او نشسته‎اند و می‎دانند که او چقدر ساده و بی‎گناه است.

 

اگر اين نامه را می‎نويسم به خاطر اين است که نگرانش هستم. نگران سلامتی‎اش. شنيده ام که افسرده‎ شده و مدام گريه می‎کند. او خيلی حساس است. مبادا دست به اعتصاب غذا بزند.

 

نامه‎ام خطاب به همة دولت مردان و سياست مداران و همة کسانی است که کاری می‎توانند بکنند. تو را به خدا دست برداريد. تو را به خدا او را وارد اين بازی‎های بزرگان نکنيد. او نحيف‎تر و ساده‎تر از آن است که بتواند در بازی شما شرکت کند تو را به خدا تمامش کنيد نگذاريد اينگونه مهره تبليغاتی اين جهان کثيف شود. از من بخواهيد که در دادگاهِ او حاضر شوم و کنار پدر فرهيخته و مادر مهربانش بنشينم و به معصوميت و بی‎گناهیِ او شهادت بدهم.

 

دخترِ ايرانی‎مان که چشم‎های ژاپنی دارد و شناسنامة آمريکايی، در زندان است. وای بر من. وای بر ما !

 

بهمن قبادی
۱/۲/۱۳۸۸

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 20:31 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   وضعیت بحرانی اسماعیل سلمان‌پور در درمانگاه زندان اوین

 

 
   

اسماعیل سلمان پور فعال دانش‌جویی و عضو انجمن اسلامی دانش‌جویان دانش‌گاه امیرکبیر که پیش‌تر در مراسم بزرگ‌داشت مهندس بازرگان در تاریخ ۱۸ بهمن ماه سال گذشته بازداشت شده بود از بند امنیتی به بهداری زندان اوین منتقل شد.

 

صبح امروز، وی در حالی که به شدت از ضعف جسمی برخوردار بود، با همراهی ماموران امنیتی به بهداری زندان اوین منتقل شد. شاهدان عنوان می‌کنند که موهای سر نام‌برده به‌طور کامل تراشیده شده بود و به شدت وزن بدن خود را از دست داده بود. وی حتا امکان تکلم، هوش‌یاری و تمرکز مناسب برای آگاهی از محیط پیرامون خود را نداشته است. هم‌چنین مشخص نیست کاهش شدید وزن بدن بر اساس اعتصاب غذای طولانی و یا بر اثر فشارهای وارده‌ی روحی و جسمی صورت گرفته است.

 

وی که به همراه مجید توکلی، حسین ترکاشوند و کوروش دانشیار از فعالان دانش‌جویی به صورت غیرقانونی بازداشت و روانه‌ی زندان اوین شده بود، پس از تحمل حدود یک ماه سلول انفرادی در بند ۲۴۰ قوه‌ی قضائیه به وزارت اطلاعات تحویل و به بند ۲۰۹ منتقل شد.این فعال دانش‌جویی تمام مدت بازداشت خود را در سلول انفرادی سپری کرده است و این وضعیت کماکان ادامه دارد.

 

نام‌برده تاکنون هیچ ملاقاتی با خانواده یا وکیل خود نداشته است و به صورت کامل به حالت بی‌خبر از محیط بیرون نگه داشته شده است.

 

عنوان شده است که انتقال وی به بهداری زندان برای انجام چند آزمایش پزشکی صورت گرفته بود و با پایان آزمایش‌ها باز هم به بند امنیتی بازگردانده شد.

 

پیش‌تر مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران در خصوص وضعیت این افراد نگرانی عمیق خود را اعلام داشته و هرگونه اخذ اعتراف‌های اجباری را غیرقانونی و سناریو سازی دانسته بود.

 

مشاهده‌ی وضعیت به شدت نگران کننده‌ی اسماعیل سلمان پور، نگرانی‌ها را در خصوص امنیت جانی و روانی وی  و سایر دانش‌جویان بازداشتی افزایش داده است. تنی از دانش‌جویان بازداشتی مذکور پیش تر نیز در پروژه‌ی جعل نشریه‌های دانش‌جویی در مکان فعلی، مورد شکنجه قرار گرفته بودند.

 

لازم به یادآوری است هم اکنون ۹ دانش‌جوی دانش‌گاه امیرکبیر به نام‌های : مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمان پور، کوروش دانشیار، احمد قصابان، عباس حكيم زاده، نريمان مصطفوي ،مهدي مشايخي و یاسر ترکمن در سلول‌های انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین نگه‌داری می‌شوند.

 

فعالان حقوق بشر در ایران

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 20:30 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   بیانیه کانون صنفی معلمان ایران / اعتراض ملی معلمان

 

 
   

به نام خداوند جان وخرد

گمان مبر که به پایان رسید کار مغان          هزار باده ناخورده در رگ تاک است.

 بیانیه ی یکم اردیبهشت 1388

                                 

فرهنگیان عزیز،ملت شریف ایران

     بی تردید بیانات قاطع و صریح ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران را که در 29بهمن ماه 87 ودر گفت وگوی زنده با شبکه ی سراسری سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید،از خاطر نبرده اید.

رئیس جمهور ضمن تاکید بر اجرای کامل قانون مدیریت خدمات کشوری از ابتدای سال 88 براین نکته نیز تاکید کردند که با اجرای این قانون تحول قابل ملاحظه ای در حقوق کارمندان دولت ایجاد خواهد شد.

   پس از سخنان رئیس جمهور ،کانون صنفی معلمان ایران به منظور نشان دادن حسن نیت فرهنگیان ،بخش اعتراض بیانیه ی بهمن ماه 87 را به حالت تعلیق در آورد واعلام کرد چنانچه تا پایان فروردین در احکام همکاران فرهنگی آن تحول که طی سالها ی گذشته وعده داده بودند،مشاهده نشود؛اعتراضات گسترده ای را سازماندهی خواهد کرد.

اما با تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها ،متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد واجرای قانون مذکور بازهم به تاخیر افتاد چنانچه براساس شنیده ها زمان اجرای آن به ماههای آینده وشاید پس از انتخابات ریاست جمهور موکول شود.

از آنجا که کانون صنفی معلمان ایران تاخیر بیش از این دراجرای قانون مذکور را غیر قانونی، غیرقابل توجیه وخطرناک می داند،به این وسیله اعلام میدارد که براساس تعهد ملی ،برنامه های اعتراضی اسفند ماه 87 را که به حالت تعلیق در آورده بود،از ششم اردیبهشت ماه 88 به شرح زیر دوباره به اجرا خواهد گذاشت:

1-  روز یکشنبه  ششم  اردیبهشت 1388معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه وکلاس درس از تدریس خودداری نموده ، دانش آموزان را نسبت به دلایل انجام این حرکت آگاه خواهند کرد.

2-  روز دوشنبه  هفتم اردیبهشت 1388 معلمان محترم ضمن حضور در مدرسه ازرفتن به کلاس خوداری کرده ودر حفظ نظم کلاس ومدرسه با مدیران ومعاونان محترم مدارس همکاری خواهند کرد.

3-  روز سه شنبه هشتم اردیبهشت ماه 1388 به عنوان روز اعتراض ملی معلمان نامگذاری شده وتمامی معلمان ازحضوردرمدرسه خود داری خواهند نمود.

  بدیهی است چنانچه حداکثر تا پایان روز دهم اردیبهشت 1388 احکام جدید،مطابق قانون مدیریت خدمات کشوری بطورکامل  واز 1/1/1386 صادر نشود،حق برگزاری اعتراضات گسترده تر را خصوصا در هفته ی معلم برای همکاران فرهنگی محفوظ میدانیم.

   درپایان ازهمه ی همکاران فرهنگی ونهادهای مدنی که از این پس همچون گذشته به شیوه های گوناگون از خواسته های برحق فرهنگیان پشتیبانی می کنند ، سپاسگزاری می نماییم.   

درضمن از همکاران محترم می خواهیم با توجه به محدودیت مالی کانون با تکثیر بیانیه وتوزیع به موقع آن مارا در اطلاع رسانی یاری فرمایند.

                                         به امید پیروزی وموفقیت روز افزون

کانون صنفی معلمان ایران

یکم اردیبهشت1388

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 0:29 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   صدور احکام انضباطی برای سه دانشجوي دانشگاه صنعتي اصفهان

 

 
   

احکام سه دانشجوي دانشگاه صنعتي اصفهان از سوي کميته انضباطي اين دانشگاه صادر شد.

 

 بر اساس اين احکام «محمد کاظمي» و «نيما فرازمند» به يک ترم تعليق از تحصيل و «حميدرضا پورسليمي» نيز به اخطار کتبي و درج در پرونده محکوم شدند.

 

گفتني است در روزهاي پاياني سال گذشته نيز ۱۱نفر از اعضاي ارشد انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه صنعتي اصفهان به کميته انضباطي احضار شدند که حکم هشت نفر از آنان هنوز اعلام نشده است.

 

روزنامه اعتماد

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 0:26 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   فراخوان کانون مدافعان حقوق بشر برای توقع اعدام کودکان

 

 
   

«کانون مدافعان حقوق بشر» در سومين اقدام ملی خود، با طرح فراخوانی با عنوان «اعدام بس کودکان»، توقف اعدام کودکان را خواستار شد. تأسيس «کميته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» در مرداد ۱۳۸۶ و «شورای ملی صلح» در آبان ۱۳۸۶ به ابتکار و پيشنهاد «کانون مدافعان حقوق بشر» دو اقدام ملی پيشين اين سازمان مردم نهاد بود. به اين ترتيب کانون مدافعان حقوق بشر در اين اقدام نيز همچون گذشته، توجه صاحب نظران را به نکته ديگری جلب و راهکارهای پيشنهادی خود را ارائه کرد. اين سازمان مردم نهاد همچنين در فراخوان خود با تأکيد بر آموزه های دينی از مديران قضايی، اجرايی و قانونگزاران درخواست کرده که در صيانت حيات کودکان و حذف مجازات مرگ برای آنها اقدام فوری روا دارند. به اين ترتيب طرح «اعدام بس کودکان» از تاريخ ۳۱ فروردين ۱۳۸۸ فعال می شود. متن فراخوان کانون مدافعان حقوق بشر به شرح زير است:

 

درخواست اعدام بس کودکان

 

هر جامعه ای حق دارد که برای صيانت از حقوق شهروندان در مقابل بزهکاران واکنشی درخور از خود نشان دهد. اين واکنش، تابع نظم خاصی به نام قانون است و قانون بايد برآيندی از خرد جمعی جامعه باشد.
از ديرباز در جوامع مختلف بشری، اين امر بتدريج پذيرفته شد که صرفاً اشخاصی بايد کيفر اعمال خويش را ببينند که از نظر رشد لازم و کافی قوای فکری، توانايی پيش بينی نتايج کار خود را داشته باشند و به همين دليل مجانين و اشخاصی که به بلوغ فکری نرسيده اند را شايسته کيفر نمی دانند. از اين رو بسياری از کشورهای جهان با امضای پيمان نامه های جهانی، خود را ملزم به رعايت حفظ حق حيات برای کودکان زير ۱۸ سال کرده اند. اين کشورها تضمين کرده اند که افرادی که در زير ۱۸ سالگی مرتکب جرم می شوند، حکم اعدام دريافت نکنند.

 

آمار نشان از اين دارد که از سال ۱۳۸۶ خورشيدی ( ۲۰۰۵ ميلادی) تنها پنج کشور در جهان، اعدام کننده نوجوانان هستند. اين نوجوانان يا در کودکی و نوجوانی مجازات مرگ دريافت کرده و اين حکم برايشان در همان نوجوانی اجرا شده است و يا در انتظار مرگ تا رسيدن به ۱۸ سالگی نشسته اند و پس از آن حکم اعدام برايشان اجرا شده است.

 

متاسفانه در يک دهه گذشته کشور ما، ايران، در صدور و اجرای حکم اعدام ( مجازات مرگ ، به هر اسمی که خوانده شود) برای کودکان زير ۱۸ سال جزء کشورهای پيشرو بوده است.

 

کانون مدافعان حقوق بشر، با باور به اين که در دنيای امروز تعيين مجازات مرگ برای کودکان زير ۱۸ سال، علاوه بر ظلم به کودکان اين مرز و بوم ، چهره ای خشن و غير انسانی در افکار عمومی دنيا از ايران به نمايش می گذارد، اقدام به فراخوانی تحت عنوان « اعدام بس کودکان» کرده است.

 

لازم به ذکر است که دولت ايران متعهد به اجرای مفاد دو ميثاق بين المللی ( حقوق مدنی- سياسی و حقوق فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی) و همچنين کنوانسيون بين المللی حمايت از حقوق کودکان است که در هر سه آنها بر حذف مجازات مرگ برای کودکان زير ۱۸ سال تاکيد شده است.

 

کانون مدافعان حقوق بشر براين باور است که اعدام کودکان، به عنوان يک مساله اجتماعی، نه فقط نيازمند آگاه سازی حقوقی برای تغيير قوانين و داشتن قوانينی پيش گيری کننده، حامی و صريح درباره حقوق کودکان است، بلکه نيازمند فعاليت های فرهنگی و مدنی و اجتماعی برای آگاهی دادن به مردم درباره تأثيرات منفی انتقام جويی و مقابله به مثل و ترويج و تثبيت خشونت است؛ و در آموزه های دينی ما نيز بر عفو و بخشودگی، تاکيد فراوانی شده است. ما براين باوريم که برای مقابله با جرايم بايد به ريشه و علل آنها پرداخت و اساسی ترين راه ها را برای اصلاح جامعه انتخاب کرد.

 

کانون مدافعان حقوق بشر از مديران قضايی و اجرايی کشور و همچنين از قانونگزاران درخواست می کند که در صيانت حيات کودکان و حذف مجازات مرگ برای آنها اقدام فوری روا دارند. از اين رو

 

الف – از قانونگزاران می خواهيم که در نخستين فرصت حقوقی مجلس نسبت به تصويب يک قانون حمايتگر و منطبق بر موازين جهانی حقوق بشر اقدام کنند تا کودکان و نوجوانانی که در زير ۱۸ سالگی دچار ناهنجاری های رفتاری می شوند، محکوم به مجازات مرگ نشوند.

 

ب- از نمايندگان مردم مصرانه می خواهيم که سن مسووليت کيفری را به ۱۸ سال ارتقاء داده و آن را از بلوغ شرعی که در واقع سن تکاليف عبادی است، متمايز کنند. اين مهم، از آنرو بسزاست که هم با پيمان نامه های جهانی که ايران به آن تعهد دارد، سازگار است و هم مانع دوگانه و تفاسير متعدد از قوانين داخلی و بين المللی خواهد شد. همچنين

 

الف- از دولت و مديران اجرايی کشور که تأمين امنيت و سلامت روانی جامعه بر عهده آنهاست و ضامن اجرای پيمان نامه های بين المللی کشور نيز هستند، می خواهيم که نسبت به تعهداتی که مسووليت حفظ جان و تضمين حق حيات فرزندان جامعه را به آنها سپرده است، پی گير باشند و در حمايت از حق حيات کودکانی که اکنون حکم مجازات مرگ دريافت می کنند، بکوشند و از هيچ کوششی دراين راه دريغ نورزند.
ب- رفتارهای خشن کودکان و نوجوانان که گاه منجر به وقوع قتل و در نتيجه صدور حکم قصاص برای ايشان می شود، ريشه در بسياری از مسائل فرهنگی و تربيتی دارد. از اين رو از مسوولان سياستگذاری کشور انتظار می رود که برای مرگ ستيزی، آموزش حقوق بشر و …… را وارد نهادهای فرهنگ ساز ( بويژه نظام آموزش و پرورش و رسانه های کشور) کنند.

 

و بالاخره از مديران قضايی کشور که تهيه و تدوين پيش نويس لايحه دادرسی کودکان با ايشان است، می خواهيم که :

 

الف- در پيشنويس لايحه دادرسی کودکان، سن مسووليت کيفری کودکان را با صراحت و شجاعت ۱۸ سال تعيين کرده و مانند بسياری از کشورهای پيشرفته اسلامی، هر گونه مجازات مرگ برای کودکان زير ۱۸سال را حذف کنند.
ب- بر روند دادرسی کودکان ( از تعيين دادگاه صالح گرفته تا داشتن حق وکيل و امکان ارتباط با خانواده) نظارت جدی روا دارند تا همه گونه امکان برای اصلاح و تربيت کودکان دچار ناهنجاری های رفتاری، با حفظ حقوق آنها فراهم شود.

 

اين فراخوان که توسط کانون مدافعان حقوق بشر تهيه شده، به مقام های کشور ايران ارسال شده و انتشار همگانی نيز می يابد. بنابراين از تمام صاحب نظران فقهی و حقوقی و فعالان اجتماعی و فرهنگی می خواهيم تا ما را در فراخوان «اعدام بس کودکان» ياری کنند.

 

کانون مدافعان حقوق بشر

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 0:21 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   تجمع و تریبون آزاد در دانشگاه تربیت معلم در پی ورود نیروهای انتظامی و ضرب و شتم دانشجویان

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: در پی ورود نیروی انتظامی به دانشگاه تربیت معلم در شب گذشته و ضرب و شتم یکی از دانشجویان، ظهر امروز دانشجویان دانشگاه تربیت معلم تجمع اعتراضی برگزار کردند.

 

شب گذشته حوالی غروب  نیروی های انتظامی با خودروی الگانس یگان امداد به بهانه ی استفاده از دستشویی وارد دانشگاه شدند. پس از ورود به دانشگاه، خودروی نیروی انتظامی به گشت زنی در محوطه ی دانشگاه پرداخت. نهایتا خودروی مذکور در مقابل سلف سرویس دانشگاه توقف نمود. پس از آن که یکی از دانشجویان علت حضور نیروهای پلیس را در دانشگاه جویا می شود، افسر نیروی انتظامی با گاز فلفل به طرف فرد نامبرده حمله ور می شود و ماموران دیگر وی را به زور داخل صندوق عقب الگانس کرده و قصد خارج کردن دانشجوی مضروب را به خارج از دانشگاه داشتند.

 

پی گیری دیگر دانشجویان برای ممانعت از خروج ماموران و دانشجوی مضروب، منجر به درگیری مامورین با دانشجویان و سرشیفت حراست دانشگاه شد. در این هنگام مامورین دو قبضه اسلحه ی کلت کمری و یک قبضه کلاشنیکف را مسلح نموده و با شلیک دو تیر هوایی و هدف قرار دادن دانشجویان معترض آنان را تهدید به مرگ  کردند. سپس با ربودن تلفن همراه دانشجویی که قصد فیلمبرداری از این صحنه را داشت و ربودن سرشیفت حراست دانشگاه به پشت بلوک های خوابگاهی متواری شدند. تلاش دانشجویان و حراست دانشگاه برای یافتن خودرو و افراد مورد نظر تا ساعت ۱۰ شب بی نتیجه ماند. تا این که بالاخره حوالی ساعت ۱۰ شب دانشجوی ربوده شده به همراه سرشیفت حراست دانشگاه در حالی که به شدت مضروب شده بودند در گوشه ای از دانشگاه به بیرون از ماشین نیروی انتظامی پرتاب شدند. پس از انتقال مضروبین به بهداری دانشگاه مراجعه ی دیرهنگام معاون دانشجویی و رئیس کل حراست دانشگاه با واکنش شدید دانشجویانی روبرو شد که خواستار پیگیری سریع مسئله شده بودند.

 

لازم به ذکر است که برخلاف قانون خودروهای نیروی انتظامی سال هاست که به بهانه ی های مختلف و با لباس و ماشین نظامی و شخصی در دانشگاه تربیت معلم تردد می کنند و پیگیری های مکرر دانشجویان در این رابطه تاکنون بی نتیجه مانده است.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در همین رابطه ظهر امروز دانشگاه تربیت معلم شاهد برگزاری تجمع و تریبون آزاد بیش از هزار نفر از دانشجویان در اعتراض به حوادث اخیر دانشگاه بود.

 

در این تجمع دو ساعته دانشجویان در حالی که تعدادی از آنها بازوبند “دانشجویان در بند را آزاد کنید” بر بازو داشتند، با اعلام انزجار شدید از حوادث پیش آمده و بی تفاوتی مسئولین خواستار حضور رئیس دانشگاه در بین معترضین، موضع گیری وزیر علوم و عذرخواهی رسمی و علنی سردار احمدی مقدم فرمانده کل ناجا از جامعه ی دانشجویی شدند.

 

معترضین با بیان این نکته که پیش از این نیز در مسائلی نظیر حوادث و تحصن سال گذشته و بازداشت شبنم مددزاده در اسفند ماه گذشته، بی تفاوتی مسئولین در قبال مسائل گذشته را دلیل اتفاقات اخیر دانستند.

 

ریاست دانشگاه در ادامه ی تجمع با حضور در بین دانشجویان با اظهار تاسف از حادثه ی پیش آمده آمادگی دانشگاه برای پیگیری همه جانبه ی موضوع را اعلام کرد و قول مساعد داد که فرمانده ی  کل نیروی انتظامی و وزیر علوم نیز به خواسته های دانشجویان تن خواهند داد. در همین رابطه هیئت رئیسه ی دانشگاه با انتشار بیانیه ای حوادث اخیر دانشگاه را محکوم نمود.

 

در پایان دانشجویان با صدور قطعنامه ای به دانشگاه اعلام کردند که تا روز شنبه سعه ی صدر به خرج خواهند داد و در غیر این صورت اعتراضات خود را از سر خواهند گرفت.

 

متن قطع نامه به شرح زیر است:

 

« چهار سال از سر کار آمدن دولت نهم می گذرد. سوگوارانه می بینیم که دامنه ی مهرورزی به جایی رسیده است که به حریم مقدس دانشگاه تعرض شده و به روی فرزندان بی دفاع ملت اسلحه کشیده می شود.

 

آری، مهرورزی تان را بارها و بارها دیده ایم. یک روز با افزودن گیت های امنیتی به دوربین های مداربسته و ماموران بی شمار حراست، روزی با تفکیک جنسیتی و بومی گزینی در دانشگاه ها، زمانی با بازداشت و شکنجه ی دانشجویانی مظلوم نظیر شبنم مددزاده و نه یار پلی تکنیکی که هم اکنون نیز در بندند، و امروز با هجوم به حریم دانشگاه و گشودن اسلحه به روی دانشجویان.

 

شما را به خدا مهرورزیتان را متوقف کنید.

 

ما دانشجویان دانشگاه تربیت معلم، ضمن اعلام انزجار شدید از این عمل زشت و غیر انسانی، هرگونه حرمت شکنی و تعرض به حریم دانشگاه را تاب نمی آوریم و خواستار عذرخواهی شخص سردار احمدی مقدم، فرمانده ی کل ناجا از جامعه ی دانشجویی به خاطر تربیت و به کارگیری نیروهایی هستیم که اقدام به ضرب و شتم و تهدید دانشجویان با سلاح گرم نموده اند.

 

هم چنین آقای زاهدی ، وزیرعلوم نیز موظف است به خاطر نقض مصوبه ی شوارای عالی امنیت ملی مصوب تیر ۱۳۷۸ مبنی بر ممنوعیت ورود نیروهای نظامی و انتظامی به دانشگاه ها، توسط منصوبین ایشان در دانشگاه تربیت معلم موضع گیری نموده و مانع از تکرار حوادث مشابه شود.

 

در پایان اعلام می داریم که تا روز شنبه مورخ ۵/ ۲/۸۸ باز هم سعه ی صدر به خرج می دهیم و منتظر احقاق حقوق دانشگاه و دانشجو می مانیم. در غیر این صورت برای رسیدن به حقوق از دست رفته ی خود از هیچ تلاشی دریغ نخواهیم کرد.»

 

tm1

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 1 اردیبهشت1388 ساعت 0:19 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 




 

این خبرنامه زیر نظر مستقیم شورای مرکزی تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین اداره شده و اخبار مندرج در آن به هیچ وجه نشان دهنده نظر مستقیم این تشکل نخواهد بود و مسئولیت آن بر عهده منبع خبر می باشد. تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب نظرات و سیاست ها و خط و مشی های خود را تنها در قالب بیانیه و به طور رسمی اعلام می نماید. لازم به ذکر است این "وبلاگ" تنها وبلاگ این تشکل است و هر یک از وبلاگ های دیگر که به اسم این تشکل فعالیت می کنند ارتباطی با تشکل ندارند ./

 

 

 

Home Page
E-Mail
Exit



 

 

لوگو
 


 

جستجو در خبرنامه
 


 

 

 

Images and names of a number of political prisoners in Iran
تصاویر و نام تعدادی از زندانیان سیاسی در ایران


To view the names please place your mouse on the picture
برای دیدن نام اشخاص، نشانگر ماوس را بر روی عکس آنها نگه دارید

------------------------------------------------------------------------

Copyright © All Right Reserved
http://ikiut.blogfa.com
2007-2009