تبليغاتX
خبرنامه تشکل دانشجویان اصلاح طلب

 

 

 

 

 


آرشیو ماهانه
 

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

 

 


 
   از 84 تا 88؟!

 

 
 

سوم تیر 1384 است. از راست سنتی تا چپ رادیکال همه در بُهت و حیرت اند!

چه شده است؟

معجزه!

معجزه؟! مگر در هزاره سوم هم معجزه می شود؟

آری اینجا ایران است و هر چیزی ممکن است.

چنین بود که در آستانه ی 27 سالگی نظام جمهوری اسلامی برای نخستین بار کلیه ی ارگان های تصمیم گیرنده از یک جناح فکری واقع شدند؛ و شد آنچه شد. اتفاقاتی که در طول این چهار سال بر جامعه ی ایرانی رفت سنگین تر از آن بود که در کلام و سخن بگنجد. اتفاقاتی که در یک نگاه همه در لیست اولین ها می گنجند:

از درآمد نجومی دولت بر اثر افزایش قیمت نفت تا جعل مدرک توسط وزیر کشور

از گم شدن بیش از یک میلیارد بودجه کشور تا تعلیق فدراسیون فوتبال

از تغییر پی در پی وزرای کابینه ای استثنائی تا حضور امام زمان در جلسات هیأت دولت

از تعطیلی سازمان برنامه و بودجه بعد از 60 سال تا رکورد هر 9 ثانیه تصویب یک طرح

از محو اسرائیل از روی کره ی خاکی تا دوستی با مردم اسرائیل

از نفت بشکه ای 140 دلار تا حساب خالی ذخیره ی ارزی

از دعوت از اساتید دانشگاه های آمریکا تا اخراج اساتید دگر اندیش داخلی

از سرکوب فعالین چپ تا دعوت از فرزندان چه گوارا

از رتبه ی دوم [از آخر] در نرخ تورم تا کسب مقام دوم اعدام در دنیا

از خودسوزی کارگران بی کار ایرانی به خاطر نداشتن نان شب تا کمک های میلیاردی به حماس و حزب الله

از کابینه ی 70 میلیونی تا چند شغله بودن غلامحسین الهام

از عدم اشکال بیرون ماندن دو تار موی دختران تا سرکوب گشت های ارشاد

از خاموشی برق تا هاله ی نور دور سر

از رتبه ی دوم ذخایر گازی در دنیا تا قطع گاز در زمستان

از صدور قطعنامه های پیاپی علیه ایران تا دوستی با سوریه و جزایر قمر

از زیر پا گذاشتن حقوق بشر تا تأکید بر حق مسلم هسته ای

از بالا رفتن بی سابقه ی نرخ بی کاری تا بالا رفتن ماهواره ی امید

از گوجه فرنگی محله ی نارمک [محله ی آقای رئیس جمهور] تا سیب زمینی صلواتی

از نامه های بی پاسخ به رؤسای جمهور دنیا تا بی پاسخ گذاشتن نامه ی اقتصاددانان

از کاغذ پاره خواندن مدرک دانشگاهی تا گرفتن ژست دانشگاهی

از برخورد با مفاسد اقتصادی تا افشاگری های پالیزدار

از بنگاه های زود بازده تا وزیر 160 میلیاردی

از سهمیه بندی جنسیتی تا سهمیه 30 درصدی بسیج در کنکور

از ستاره های روی دوش سرداران سپاه تا ستاره های جلوی اسم دانشجویان

از عیدی به دختران کوی دانشگاه تا عیدی به خانواده ی میرصیافی با جنازه ی فرزند وبلاگ نویسشان

از آزادی ملوانان انگلیسی تا به بند کشیدن دانشجویان امیرکبیر و...

از «خزر» روسی تا «خلیج» عربی!

از بغداد تا بیروت، از غزه تا کاراکاس، از کابل تا نیویورک، از گرمسار تا نارمک، از شهرداری تا ریاست جمهوری

ار عمو پورنگ تا فردوسی پور!از سایپا تا تیم ملی ،از «دائی» تا «مایلی کهن» ،از علی آبادی تا بذرپاش

از 84 تا 88 و از 88 تا....

نه...نه...دیگر کافی است.مهرورزی را متوقف کنید!

چهار سال دست و پنجه نرم کردن با کوهی از اتفاقات [آن هم برای اولین با] و ترس از تکرار تجربه ای چنین دهشتناک،خود به تنهائی کافی است تا اهمیت انتخابات پیش رو بر همگان روشن شود. اینک بیش از هر زمان دیگری این پرسش ساده و در عین حال سنگین، فارق از هر تعبیر و تفسیری ما را به مبارزه می طلبد که:

«چه باید کرد؟»

30 سال از عمر نظام جمهوری اسلامی می گذرد و در آستانه ی تعیین کننده ترین تورنمنت سیاسی هر نظامی، افکار عمومی دنیا و بلاخص مردم این سرزمین از خود می پرسند: «راستی ایران در کجای جامعه جهانی ایستاده است؟» از سوی دیگر روشنفکران و افسرده عقلان، سیاستمداران دونده به دنبال قدرت را با این پُرسش مخاطب قرار می دهند که:

«آیا آزمون دموکراسی این است که دولت با رأی مردم انتخاب می شود؟» و یا «اگر دموکراسی را دیکتاتوری اکثریت معنا کنیم آیا اساسا دیگر دموکراسی فرقی با دیکتاتوری خواهد داشت؟»

رجال سیاسی و بوروکرات های دولتی علاقه مندند که انتخابات را به مثابه ی یک نظام و سازمان بل یک کارخانه در نظر بگیرند که محصول تولیدی درآن عبارت است از «شهروند سیاسی»! اما نکته اینجاست که انتخابات عرصه ای است که اتفاقا تنها چیزی که در آن محقق نمی شود دموکراسی است.

اینکه از دل یک رأی گیری فاشیسم هیتلری سر بر آورد آیا دموکراسی به ضد مفهوم خود بدل نمی شود؟ این همان پاشنه آشیل دموکراسی است؛جایی که میان «انتخاب کردن» و «انتخاب نکردن» مرزی نمی توان کشید؛ چه اینکه در هر دو صورت بازی را باخته ای. چاره چیست؟پس «چه باید کرد؟»

اینجاست که باید در مواجه ای رادیکال با واقعیت موجود، آن را به سخره گرفت و بی توسل به تمایلاتی رومانتیسیستی و آه و ناله سر دادن از برای  شکوه و جلال حاکمیت 2500 ساله ی شاهنشاهی و یا دل خوش کردن به آرمانشهر های بی پایه چون «ایرانی برای همه ایرانیان» در ژستی کاملا منطقی دست به شورش زد.

انتخاب کردن بی شک وضعیتی اضطراب آور است. دلهره ای ناشی از عواقب آنچه انتخاب می کنی در هر لحظه تو را سست می کند؛اما درست در همین لحظه است که آزادی محقق می شود.

انتخابات پیش رو را از چنین منظری باید دید و در موردش تصمیم گرفت.«سن پُل قدیس» زمانی با این ایده که "مسیح از میان مردگان برخاست" همگان را به وفاداری به رُخداد مسیحیت فراخواند و از خلال چونان ایده ای در برابر امپراتوری روم ایستاد.اصلاحات شاید دیگر آن دم مسیحایی را برای حیات بخشیدن به جامعه از دست داده باشد و به قولی "مرده باشد"؛ اما بارقه های حیات بخشی از خاکستر این ققنوس امکان گُشایش در فضایی آکنده و پُر شده از بی نهایت «اولین ها» -از 84 تا 88- را به دست می دهد.گشایشی که به واسطه ی آن می توان شکاف های نهُفته در دل یک کل سازمان یافته در قالب نظام سیاسی را بیش از پیش نمایان کرد. آری "اصلاحات مُرد،زنده باد اصلاحات".

 


 

لینک مطلب | جمعه 28 فروردین1388 ساعت 20:18 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   حمایت از دانشجویان دربند در برنامه کروبی توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب قزوین

 

 
   

 

 karrobi-2

 

خبرنامه تشکل اصلاح طلب: روز دوشنبه 24/1/88 تشکل دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه امام خمینی قزوین، برنامه ای را با عنوان انتخابات ریاست جمهوری دهم با حضور مهدی کروبی برگزار کرد. از چند روز پیش از مراسم و حتی تا لحظه شروع برنامه حواشی و مشکلات زیادی روبروی تشکل اصلاح طلب قرار گرفت که در نهایت با مقاومت تشکل مذکور برنامه برگزار گردید. در آغاز مراسم و پیش از حضور کروبی در سالن دبیر تشکل اصلاح طلب با ابراز تأسف از زندانی کردن دانشجویان و تداوم این امر حتی در ایام عید، خواستار آزادی دانشجویان زندانی و به طور کلی تمام زندانیان سیاسی شد که این امر با تشویق جمعیت حاضر در سالن که بالغ بر 1500 نفر بودند همراه گشت. پس از ورود کروبی نیز دبیر تشکل اصلاح طلب ضمن تشکر از پیگری های مهدی کروبی برای آزادی دانشجویان زندانی، بار دیگر و در جلوی جمعیت دانشجویان از کروبی خواست تا با تلاش بیشتر مراتب آزادی دانشجویان را آماده سازد و به نوعی در جلوی جمعیت از وی قول گرفت که در صورت پیروزی در انتخابات هیچ دانشجوی ستاره داری وجود نداشته باشد و دانشجویان زندانی نیز آزاد شوند. شایان ذکر است که بر روی تریبون سخنرانی کروبی نیز عکسی از دانشجویان زندانی زده شده بود تا به نوعی ابراز همدردی با آنان باشد.

سپس کروبی پشت تریبون قرار گرفت و با بیان اینکه: «بیشترین رنج را در این 4 سال برای دانشجویان متحمل شدم» ابراز داشت: «باید همه منتقدان و مخالفان را تحمل کنیم به جز آنهایی که اسلحه به دست می گیرند و از همین جا به شما می گویم در صورت پیروزی در انتخابات اولین کاری که انجام خواهم داد حل مشکل ستاره دار هاست تا دیگر شاهد هیچ ستاره داری نباشیم.» وی اظهار داشت: «یکی از نارضایتی های من این مسئله بود که پس از احضار دانشجویان برای آنان پرونده ای تشکیل می شد و آنها در سال های بعد و برای یافتن کار با دشواری مواجه می شدند برای همین همواره از مسئولان خواستم که برای دانشجویان و برای یک نقد ساده پرونده ای تشکیل نشود زیرا دانشگاه باید سیاسی بوده و تحرک داشته باشد. مسئولان باید با سعه صدر و وسعت نظر با دانشجویان تعامل کنند نه اینکه با تنگ نظری و به هر بهانه ای در صدد ایجاد محدودیت باشند. از مسئولان می خواهم که دانشجویان را فرزندان خود بدانند.» وی همچنین در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «وقتی یک میلیارد و 150 میلیون دلار مفقودالاثر می شود یا وقتی در جامعه ای دیوان محاسبات بگوید بیش از 2600 تخلف در بودجه روی داده است نشان می دهد که مردم باید در انتخابات حضور یابند و به این اشتباهات پایان دهند.»

در ادامه یکی از دانشجویان با بیان سؤالی در مورد کمک به حماس و حزب الله و کشورهای لبنان و فلسطین با تشویق قاطع حضار روبرو شد که کروبی در پاسخ گفت: « آنچه باید بگویم این است که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است ما باید اول مشکلات خودمان را در اولویت قرار دهیمو به طور معمول و عرف بین الملل و به گونه ای معقول و حساب شده به دیگران کمک کنیم.»

همچنین نکته ای که در مراسم مشهود بود تلاش تشکل های مخالف تشکل اصلاح طلب برای ایجاد تشنج و تنش در برنامه بود که با تلاش مجریان برنامه و حمایت حاضرین سالن راه به جایی نبردند. اما آنچه بیش از همه آشکار بود کارشکنی مسئولین حراست دانشگاه برای ایجاد تنش و مشکل در مراسم بود. مسئولین حراست نه تنها هیچ تلاشی برای حفظ امنیت مراسم نمی کردند بلکه شخص رئیس حراست نیز یکی از دانشجویان مخالف را تحریک می کرد که به روی سن رفته و با قرار گرفتن در پشت تریبون حرف های خود را بزند. به هر روی برنامه فوق با تمام مشکلات ایجاد شده به پایان رسید.

شایان ذکر است که در آغاز مراسم و در حضور مهدی کروبی و پیش از وی بیانیه ای توسط دبیر تشکل اصلاح طلب خوانده شد که بارها مورد تشویق حضار سالن قرار گرفت.

 

متن بیانیه به این شرح است:

از 84 تا 88

سوم تیر 1384 است. از راست سنتی تا چپ رادیکال همه در بُهت و حیرت اند!

چه شده است؟

معجزه!

معجزه؟! مگر در هزاره سوم هم معجزه می شود؟

آری اینجا ایران است و هر چیزی ممکن است.

چنین بود که در آستانه ی 27 سالگی نظام جمهوری اسلامی برای نخستین بار کلیه ی ارگان های تصمیم گیرنده از یک جناح فکری واقع شدند؛ و شد آنچه شد. اتفاقاتی که در طول این چهار سال بر جامعه ی ایرانی رفت سنگین تر از آن بود که در کلام و سخن بگنجد. اتفاقاتی که در یک نگاه همه در لیست اولین ها می گنجند:

از درآمد نجومی دولت بر اثر افزایش قیمت نفت تا جعل مدرک توسط وزیر کشور

از گم شدن بیش از یک میلیارد بودجه کشور تا تعلیق فدراسیون فوتبال

از تغییر پی در پی وزرای کابینه ای استثنائی تا حضور امام زمان در جلسات هیأت دولت

از تعطیلی سازمان برنامه و بودجه بعد از 60 سال تا رکورد هر 9 ثانیه تصویب یک طرح

از محو اسرائیل از روی کره ی خاکی تا دوستی با مردم اسرائیل

از نفت بشکه ای 140 دلار تا حساب خالی ذخیره ی ارزی

از دعوت از اساتید دانشگاه های آمریکا تا اخراج اساتید دگر اندیش داخلی

از سرکوب فعالین چپ تا دعوت از فرزندان چه گوارا

از رتبه ی دوم [از آخر] در نرخ تورم تا کسب مقام دوم اعدام در دنیا

از خودسوزی کارگران بی کار ایرانی به خاطر نداشتن نان شب تا کمک های میلیاردی به حماس و حزب الله

از کابینه ی 70 میلیونی تا چند شغله بودن غلامحسین الهام

از عدم اشکال بیرون ماندن دو تار موی دختران تا سرکوب گشت های ارشاد

از خاموشی برق تا هاله ی نور دور سر

از رتبه ی دوم ذخایر گازی در دنیا تا قطع گاز در زمستان

از صدور قطعنامه های پیاپی علیه ایران تا دوستی با سوریه و جزایر قمر

از زیر پا گذاشتن حقوق بشر تا تأکید بر حق مسلم هسته ای

از بالا رفتن بی سابقه ی نرخ بی کاری تا بالا رفتن ماهواره ی امید

از گوجه فرنگی محله ی نارمک [محله ی آقای رئیس جمهور] تا سیب زمینی صلواتی

از نامه های بی پاسخ به رؤسای جمهور دنیا تا بی پاسخ گذاشتن نامه ی اقتصاددانان

از کاغذ پاره خواندن مدرک دانشگاهی تا گرفتن ژست دانشگاهی

از برخورد با مفاسد اقتصادی تا افشاگری های پالیزدار

از بنگاه های زود بازده تا وزیر 160 میلیاردی

از سهمیه بندی جنسیتی تا سهمیه 30 درصدی بسیج در کنکور

از ستاره های روی دوش سرداران سپاه تا ستاره های جلوی اسم دانشجویان

از عیدی به دختران کوی دانشگاه تا عیدی به خانواده ی میرصیافی با جنازه ی فرزند وبلاگ نویسشان

از آزادی ملوانان انگلیسی تا به بند کشیدن دانشجویان امیرکبیر و...

از «خزر» روسی تا «خلیج» عربی!

از بغداد تا بیروت، از غزه تا کاراکاس، از کابل تا نیویورک، از گرمسار تا نارمک، از شهرداری تا ریاست جمهوری

ار عمو پورنگ تا فردوسی پور!از سایپا تا تیم ملی ،از «دائی» تا «مایلی کهن» ،از علی آبادی تا بذرپاش

از 84 تا 88 و از 88 تا....

نه...نه...دیگر کافی است.مهرورزی را متوقف کنید!

چهار سال دست و پنجه نرم کردن با کوهی از اتفاقات [آن هم برای اولین با] و ترس از تکرار تجربه ای چنین دهشتناک،خود به تنهائی کافی است تا اهمیت انتخابات پیش رو بر همگان روشن شود. اینک بیش از هر زمان دیگری این پرسش ساده و در عین حال سنگین، فارق از هر تعبیر و تفسیری ما را به مبارزه می طلبد که:

«چه باید کرد؟»

30 سال از عمر نظام جمهوری اسلامی می گذرد و در آستانه ی تعیین کننده ترین تورنمنت سیاسی هر نظامی، افکار عمومی دنیا و بلاخص مردم این سرزمین از خود می پرسند: «راستی ایران در کجای جامعه جهانی ایستاده است؟» از سوی دیگر روشنفکران و افسرده عقلان، سیاستمداران دونده به دنبال قدرت را با این پُرسش مخاطب قرار می دهند که:

«آیا آزمون دموکراسی این است که دولت با رأی مردم انتخاب می شود؟» و یا «اگر دموکراسی را دیکتاتوری اکثریت معنا کنیم آیا اساسا دیگر دموکراسی فرقی با دیکتاتوری خواهد داشت؟»

رجال سیاسی و بوروکرات های دولتی علاقه مندند که انتخابات را به مثابه ی یک نظام و سازمان بل یک کارخانه در نظر بگیرند که محصول تولیدی درآن عبارت است از «شهروند سیاسی»! اما نکته اینجاست که انتخابات عرصه ای است که اتفاقا تنها چیزی که در آن محقق نمی شود دموکراسی است.

اینکه از دل یک رأی گیری فاشیسم هیتلری سر بر آورد آیا دموکراسی به ضد مفهوم خود بدل نمی شود؟ این همان پاشنه آشیل دموکراسی است؛جایی که میان «انتخاب کردن» و «انتخاب نکردن» مرزی نمی توان کشید؛ چه اینکه در هر دو صورت بازی را باخته ای. چاره چیست؟پس «چه باید کرد؟»

اینجاست که باید در مواجه ای رادیکال با واقعیت موجود، آن را به سخره گرفت و بی توسل به تمایلاتی رومانتیسیستی و آه و ناله سر دادن از برای  شکوه و جلال حاکمیت 2500 ساله ی شاهنشاهی و یا دل خوش کردن به آرمانشهر های بی پایه چون «ایرانی برای همه ایرانیان» در ژستی کاملا منطقی دست به شورش زد.

انتخاب کردن بی شک وضعیتی اضطراب آور است. دلهره ای ناشی از عواقب آنچه انتخاب می کنی در هر لحظه تو را سست می کند؛اما درست در همین لحظه است که آزادی محقق می شود.

انتخابات پیش رو را از چنین منظری باید دید و در موردش تصمیم گرفت.«سن پُل قدیس» زمانی با این ایده که "مسیح از میان مردگان برخاست" همگان را به وفاداری به رُخداد مسیحیت فراخواند و از خلال چونان ایده ای در برابر امپراتوری روم ایستاد.اصلاحات شاید دیگر آن دم مسیحایی را برای حیات بخشیدن به جامعه از دست داده باشد و به قولی "مرده باشد"؛ اما بارقه های حیات بخشی از خاکستر این ققنوس امکان گُشایش در فضایی آکنده و پُر شده از بی نهایت «اولین ها» -از 84 تا 88- را به دست می دهد.گشایشی که به واسطه ی آن می توان شکاف های نهُفته در دل یک کل سازمان یافته در قالب نظام سیاسی را بیش از پیش نمایان کرد. آری "اصلاحات مُرد،زنده باد اصلاحات".

                                                                                     

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 26 فروردین1388 ساعت 1:12 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   کروبی در دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین: امیدوارم روزی برسد که هیچ دانشجوئی در زندان نباشد

 

 
   

مهدی کروبی دبیر کل حزب اعتماد ملی و کاندیدای دهمین دور از انتخابات ریاست جمهوری ساعتی پیش در جمع پر شور دانشجویان دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین حضور یافت و به ایراد سخنرانی پرداخت.
کروبی در ابتدای سخنان خود محیط دانشگاه را محیط علم و تفکر معرفی کرد و گفت: در همه جای دنیا دانشگاه جایگاه و حرمتی خاص و ویژه دارد و امیدواریم روزی برسد که هیچ دانشجویی در زندان نباشد و این تنها آرزو و آمال نباشد و زود محقق شود.

 

وی افزود: باید همه منتقدان و مخالفان را تحمل کنیم به جز آنهایی که اسلحه به دست می گیرند و از همین جا به شما می گوییم در صورت پیروزی در انتخابات اولین کاری که انجام خواهم داد حل مشکل ستاره دارهاست تا دیگر شاهد هیچ ستاره داری در دانشگاه نباشیم.

 

شیخ اصلاحات در ادامه اظهار داشت: بیشترین رنج را در این ۴ سال برای دانشجویان متحمل شدم. که در سال ۸۲ جمعی از دانشجویان به زندان افتادند به خاطر اینکه در عرصه قدرت بودیم، می توانستیم برای آنها کاری انجام دهیم. اما این سال‌ها تنگ نظری های بیشتری شده است و ما نیز توان چندانی نداریم، ولی همواره سعی و تلاش خود را انجام داده‌ایم و امیدواریم روزی برسد که دانشگاه‌های ما به بهترین وجه کار خود را دنبال کنند و از نظام و کشور خود حمایت کنند.

 

کروبی در ادامه گفت: یکی از نارضایتی های من این مسئله بود که پس از احضار دانشجویان برای آنها پرونده‌ای تشکیل می شد و آنها در سالهای بعد و برای یافتن کار با دشواری مواجه می ‌شدند. برای همین همواره از مسئولان خواستم که برای دانشجویان و برای یک نقد ساده پرونده‌ای تشکیل نشود، زیرا دانشگاه باید سیاسی باشد و تحرک داشته باشد، ولی سفارش می کنم که همه تحرکات خود را در چارچوب قانون اساسی انجام دهید و مسئولان نیز با سعه صدر و وسعت نظر با دانشجویان تعامل کنند نه اینکه با تنگ نظری و به هر بهانه‌‌ای در صدد ایجاد محدودیت باشند. از مسئولان می خواهم که دانشجویان را فرزندان خود بدانند.

 

کروبی در ادامه پاسخگوی سوالات دانشجویان دانشگاه بین المللی قزوین بود. دانشجویی خطاب به کروبی گفت: که در دوران اصلاحات به امام (ره) توهین هایی صورت گرفت که کروبی نیز در پاسخ گفت: مجلسی که من رئیس آن بودم هیچ گاه نسبت به امام توهین صورت نگرفت البته باید توجه داشته باشید که برخلاف کابینه که رئیس جمهور اعضای آن را مشخص می کند در مجلس نمایندگان را رئیس مجلس انتخاب نمی کند.

 

کروبی در ادامه اظهار داشت: من همواره مدافع جمهوری اسلامی و آزادی های مشروح   و مصرح شده مردم در قانون اساسی بوده ام.
دانشجوی دیگری به انتقاد از روزنامه اعتماد ملی پرداخت که کروبی فعالیت این روزنامه را خوب و ارزشمند توصیف کرد و گفت که البته در هر کاری اشکالاتی هم وجود دارد.

 

یکی از حاضرین در نشست از شیخ اصلاحات سوال کرد که با وجود دو کاندیدا در اردوگاه اصلاح طلبان آیا شانسی برای پیروزی این جریان می بینید که وی در مقام پاسخ گفت: اگر مردم حضوری پر شور داشته باشند یا در همان مرحله اول یکی از سوی جریان اصلاحات پیروز می شود و یا انتخابات به دور دوم کشیده می شود و یکی از کاندیداهای اصلاح طلب به آن مرحله خواهد رفت.

 

وی با اشاره به اهمیت حضور مردم در پای صندوق های رای گفت: وقتی که یک میلیارد و ۱۵۰ میلیون دلار مفقود و الاثر می شود، یا وقتی در جامعه ای دیوان محاسبات بگوید بیش از ۲۶۰۰ تخلف در بودجه روی داده است نشان می دهد که مردم باید در روز انتخابات حضور یابند و به این اشتباهات پایان دهند.

 

موضوع احتمال تقلب در انتخابات و چگونگی مقابله با آن پرسش یکی از دانشجویان بود که رئیس مجلس اصلاحات در پاسخ گفت: به دقت مراقب اوضاع خواهیم بود و ازآراء   مردم صیانت خواهیم کرد. و در نامه‌ای که به آقای جنتی و فیروزآبادی نوشتم، اعلام کردم   که حواسشان به اوضاع باشد و اکنون نیز برای شب انتخابات و صیانت ازآرا برنامه هایی داریم.

یکی از دانشجویان نظر کروبی را در مورد فعالیت گشت ارشاد جویا شد که وی در پاسخ گفت: امنیت لازمه هر کشوری است و نباید اجازه داد که مزاحم نوامیس مردم شوند اما به این صوری که اکنون پیش می رود، اصلاً قبول ندارم.

 

دبیر کل حزب اعتماد ملی همچنین در خصوص شعار های انتخاباتی خود گفت: برای این دوره از انتخابات سه شعار در نظر گرفته ایم،   یک احیای برنامه ریزی و نظارت در کشور برای جلوگیری از مصائبی که اکنون کشور به آن دچار است. دو سهام نفت که گرچه صنعت ما ملی شده است اما هنوز گام های نهایی آن تا ملی شدن واقعی این صنعت برداشته نشده است. و شعار سوم ما در زمینه حقوق شهروندی است که باید امنیت حقوق شهروندی رعایت شود و همچنین حل شدن مشکل نظارت استصوابی.

 

موضوع کمک به جنبش رهایی بخش و کشورهای لبنان و فلسطین سوال یکی از دانشجویان بود که مهدی کروبی در پاسخ گفت: هر حکومتی که در خارج از مرزهای خود به دنبال منافع خود است و کمک هایی را ارایه می دهد. در دولت پیشین نیز کمک هایی صورت می گرفت اما حساب شده تنظیم شده، مشخص و محدود بود، اما آنچه باید بگویم این است که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. ما باید اول مشکلات خودمان را در اولویت قرار دهیم و به طور معمول و عرف بین الملل به گونه ای معقول و حساب شده به دیگران کمک کنیم.

یکی از دانشجویان از کروبی سوال کرد که آیا پافشاری دولت در زمینه فعالیت های هسته ای کشورمان که منجر به صدور قطعنامه هایی شده است را قبول دارید؟

 

 کاندیدای انتخایات ریاست جمهوری گفت: همه ما قبول داریم که انرژی هسته ای حق کشور ماست اما باید اصل اعتماد سازی را هم در نظر داشته باشیم. وی گفت: امروز مشکل ما این است که اقای احمدی نژاد حرف های نسنجیده ای می زند که هزینه هایی را بر کشور تحمیل می کند، اینکه مثلاً بگوییم هلوکاس بوده یا نبوده چه مشکلی را از ما حل می کند، در حالی که حتی چهره های شاخص فلسطینی به من می گفتند که ایران نباید روی این موضوع تکیه کند.

 

کروبی همچنین افزود: این که یک روز گفته شود قطعنامه ها کاغذ پاره است و روز دیگری مدرک دانشگاهی را کاغذ پاره معرفی کنیم، اینها سخنانی نسنجیده است.
 یکی دیگر از دانشجویان به کروبی گفت: آقای علیخانی که اینک حامی شماست، از ۵ دانشجو شکایت کرده است   و این دانشجویان اکنون به قید وسیقه آزاد هستند. که کروبی گفت: اعتقاد دارم که باید ایشان شکایتشان را پس بگیرند و معتقدم که ما باید در چنین موقعیت هایی تحمل کنیم.

دانشجوی دیگری ادعا کرد که نبوی در جلسه ای گفته است که کروبی فساد مالی داشته است؟

 

دبیر کل حزب اعتماد ملی در پاسخ گفت: اینکه شما می بیند من نامه هایی آنچنانی می دهم و این چنین شجاع دفاع می کنم به علت این است که هیچ پرونده ای ندارم. این دانشجو همچنین مدعی شد با اینکه شما گفته بودید یا من می آیم یا خاتمی، ولی خاتمی گفت یا من می آیم یا میر حسین؟

 

مهدی کروبی در پاسخ گفت: من هرگز چنین حرفی را نگفته ام، از اول هم گفتم من کاندیدا هستم و هر کس هم که تشریف بیاورد استقبال می کنم، و اینکه چرا خاتمی نام مرا نبرده است، از خود آقای خاتمی باید بپرسید.

 

عنوان شیخ اصلاحات و هدف اصلاحات سوال دانشجویی بود که رئیس مجلس ششم در پاسخ گفت: شیخ اصلاحات لقبی بود که دیگران به من دادند و اصلاحات یعنی اینکه شورای نگهبان برای نظارت این همه مردم را اذیت نکند، یعنی اینکه رئیس جمهور پایبند به قانون اساسی باشد، یعنی اینکه هر صبح و عصر مدیری را عوض نکنیم، یعنی حقوق مسلم مردم بر اساس دیدگاه مطهری، امام (ره) و تدوین کنندگان قانون اساسی باشد، یعنی اینکه هر روز نیاییم و بگوییم فلان لباس را بپوشید و فلان لباس را نپوشید.

 

کروبی همچنین در پاسخ به سوال یکی از دانشجویان که مدعی بود،   محمدرضا خاتمی در جلسه ای کروبی را تک رو خوانده است، گفت: من نمی دانم که ایشان چنین حرفی را زده است یا خیر و اگر گفته اند نظر خود ایشان است.

 ولی من همواره به خرد جمعی احترام گذاشته‌ام، اما تاکید می‌کنم که هرگز اینگونه نبوده‌ام که عده‌ای در خانه های تیمی بنشینند و تصمیم بگیرند و بخواهند و ما اجرا کنیم.

 

دبیر کل حزب اعتماد ملی در برابر اظهار دانشجویی در خصوص انتخابات ریاست‌جمهوری و اتفاقی که در انتخابات دور قبل رخ داده بود گفت: بنا داریم که در این دوره از انتخابات بیدار بمانیم و انشاءا… این بار آن اتفاق تکرار نشود. البته آقای احمدی‌نژاد هم باید در رفتارهایش مراقب باشد یکی بخواهد به بهانه افتتاح هر پروژه ای لشکری از رسانه‌ها را با خود همراه ببرد، این یک کار تبلیغات انتخاباتی است.

 

حقوق اقوام موضوعی بود که کروبی در مقابل پرسش دانشجویی گفت: قانون اساسی میثاق ملت است و برای پایداری آن در ۸ سال دفاع مقدس همه اقوام و همه ملت ایران در جنگ شرکت کردند. من امیدوارم که همه قوانین کشور اجرا شود، در کابینه نیز از نیروهای مجرب استفاده خواهم کرد، چه از اهل سنت و چه اهل شیعه، چه از زنان و چه از مردان توانمند، اما اکنون نمی‌توانم بگویم چه پستی برای چه کسی!

 

یکی از دانشجویان از کروبی این سوال را مطرح کرد که آیا وزارت حقوق بشر را در کابینه خود خواهید گنجانید؟ که وی در پاسخ گفت: در این باره هنوز کار کارشناسی انجام نداده‌ایم ، شما باید بدانید که این مسائلی که دشمنان مطرح می‌کنند بیشتر جنبه سیاسی دارد و بهانه گیری است، البته که ما باید عیوب خود را رفع کنیم و بهانه را از دست دشمنان بگیریم و از اقدامات و کارهای تنگ‌نظرانه و نابخردانه جلوگیری کنیم.

 

روابط با آمریکا موضوع سوال دیگری بود که کروبی در پاسخ گفت: بنای ما این است که با همه دنیا روابطی معقول و منطقی داشته باشیم، بالاخره یک روز هم باید با آمریکایی‌ها وارد مذاکره شویم و به تدریج مشکلات را حل کنیم البته بر اساس منافع مشترک و احترام متقابل البته طرف آمریکایی باید حسن نیت داشته باشد و ما هم سیاست تنش‌زدایی در پیش خواهیم گرفت و با همه دنیا به جز اسرائیل با تکیه بر مواردی که گفته شد وارد مذاکره خواهیم شد.

 

وی افزود: بر اساس روابط سردی که با دنیا داریم در بسیاری از جاها به شهروندان ایرانی اهانت‌هایی صورت می گیرد که باید سعی کنیم جلوی این اقدامات را بگیریم و امیدواریم سخنان اوباما با اقدامات مناسب نیز همراه باشد.
نماینده بسیج دانشجویی در خصوص تندرویی برخی اصلاح‌طلبان سوال کرد و اینکه چرا ابطحی که به توصیف این دانشجو معلوم‌الحال است در ستاد وی فعالیت می کند ؟

 

رئیس مجلس اصلاحات در پاسخ گفت: برخی بی‌مهری‌هایی که بعضی از اصلاح‌طلبان با من داشته‌اند به خاطر قاطعیت من بوده است، اما در مورد آقای ابطحی ایشان سال‌های طولانی در سمت‌های مختلف حضور داشته اند از جمله معاون وزارت ارشاد، ریاست رادیو ، نمایندگی آقای لاریجانی در صدا و سیما و معاونت آقای خاتمی بود و اینکه شما می گویید معلوم‌الحال است سخن درستی نیست.

 

نماینده بسیج دانشجویی در سوال دیگر محتوای روزنامه اعتماد ملی را زیر سوال برد و گفت: در این روزنامه به طور مرتب و به صورت طنز به رئیس جمهور اهانت‌هایی وارد می شود.

 

دبیر کل حزب اعتماد ملی گفت: من بارها به روزنامه تاکید و سفارش کرده‌ام که مراقب حدود و نقد منصفانه باشند و اگر شما مجموع عملکرد روزنامه را ببینید متوجه می‌شوید که کار روزنامه بسیار مطلوب و خوب است ولی اگر می‌گویید که طنز گفتن به رئیس جمهور بد است باید از آقای لاریجانی بپرسید که چرا نامه احمدی‌نژاد را طنز خوانده است.

 

یکی دیگر از دانشجویان به حوادثی چون ۱۸ تیر توقف فله‌ای مطبوعات و قتل های زنجیره‌ای اشاره کرد و گفت: اگر در زمان شما چنین حوادثی روی ‌دهد چه واکنشی نشان خواهید داد؟

کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در پاسخ گفت: هر مشکلی راه حلی نیز دارد، ولی من از مشکلات فرار نخواهم کرد، می‌مانم و آن را حل می‌کنم.

 

یکی از دانشجویان نظر کروبی را در خصوص حقوق زنان جویا شد؟
کروبی در مقام پاسخ گفت: من در عمل نشان داده‌ام که بیش از همه مدافع حقوق زنان بوده‌ام.

 

دانشجویی خطاب به کروبی این پرسش را مطرح کرد که برای اجرای شعارهای خود چه تضمینی دارید؟
وی نیز در پاسخ گفت : تمام تلاشم را انجام خواهم داد تا شعارهایم را به عمل تبدیل کنم و برای این مقصود مذاکره و رایزنی هم خواهم کرد، اما اگر نتوانستم ماست مالی هم نمی‌کنم ولی این توان را در خود می‌بینم که شعارهایم را عملی کنم.

 

سحام نیوز

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 25 فروردین1388 ساعت 16:17 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   حضور کروبی در دانشگاه با دعوت تشکل اصلاح طلب

 

 
 

 

 

تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین در راستای برنامه های خود در مورد انتخابات، با دعوت از مهدی کروبی نامزد دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری برنامه ای را در آمفی تاتر مرکزی دانشگاه برگزار خواهد کرد.

این برنامه فردا دوشنبه 24 فروردین از ساعت 15 تا 18 برگزار خواهد شد.

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 23 فروردین1388 ساعت 19:10 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   یکصد امضا از طرف فرزاد کمانگر به کمپين یک میلیون امضا

 

 
   

نامه‌ای ديگر از فرزاد كمانگر می‌رسد.

1 گويی هر از گاهی با نگاشتن اين نامه‌ها از كنج زندان می‌خواهد به يادمان بياورد اسارت خويش و مسئوليت ما را. كه او در بند است و چنان خروشان و ما آزاديم و چنين خموش. نامه اين‌بار روايت‌گر عشقی‌ست كهنه اما زنده كه يادش طی تمامی اين سی ماه که از زندانی شدنش می‌گذرد التيام بخش روزها و شب‌های غمناك از تنهايی و دردناك از شكنجه‌ی فرزاد بوده در بندی خانه‌‌های گوهردشت و اوين و سنندج و كرمانشاه.

فرزاد نامه‌اش را با ياد هم‌بازی دوران كودكی‌اش كه بعدها در قامت معشوق رخ می‌نمايد آغاز می‌‌كند. شب هنگام در گرمای تابستان همراه با او در كوچه‌ پس كوچه‌های شهر پرسه می‌زند و به اميد اولين سپيده مشترك با هم بودن‌شان روزی هزار بار با خود تكرار می‌كند "دوشيزه دوشين، بانو شدنت مبارك"

 2و در پايان به پاس تحمل هزاران سال رنج و نابرابری‌های زن بودن. به پاس هزاران خاطره و رویای ناتمام. با یک امضاء به کمپین برابری خواهی زنان می‌پيوندد. یک امضاء به پاس زن بودن و زن ماندن او و ديگر زنان سرزمينش. ديوارهای بلند و قطور زندان نيز نتوانست مانع از گسترش گفتمان برابری خواهی زنان شود. آوازه‌ی كارزار تغییر برای برابری از بند زنان اوين گذشت و به بند مردان گوهردشت هم رسيد. تا آن‌جا كه در دل فرزاد محكوم به اعدام نيز اميد آفريد و دلش را هوايی كرد. آری "نازنين؛ هم‌بازی تو این روزها، دلش بدجوری هوایی شده". اين‌جا كه می‌رسم گير می‌كنم. می‌خواهم رد شوم اما نمی‌توانم. چند بار تكرارش می‌كنم. "نازنين؛ هم‌بازی تو این روزها، دلش بدجوری هوایی شده". با بغض می‌گذرم تا با خواندن ادامه‌ی متن در كوچه‌های خلوت خاطرات فرزاد عشق بازی‌های پنهانی و كودكانه‌شان پيش از آن‌كه قانون نانوشته‌ی طبيعت بخواهد بر هم نامحرم‌شان كند را در اولین نگاه و آخرین اشک به نظاره بنشينم.

 3حس اين‌كه كاك فرزاد هم‌راهم است از اين پس در کمپین یک میلیون امضاء و شانه به شانه‌اش می‌دهم در اين كارزار بر شور و انرژی‌ام می‌افزايد. مدت‌ها بود با هدف جمع آوری امضاء از خانه بيرون نزده بودم. به همان تك و توك امضاء گرفتن‌ها در تاكسی و اتوبوس بدعادت شده بودم. چند باری قرار شد با تعدادی از دوستان كمپينی برای جمع آوری امضاء به صورت گروهی اقدام كنيم اما جور نشد. بار ديگر به چند نفر از دوستان پيشنهاد می‌دهم. تنها سه نفر قبول می‌كنند كه در برنامه‌ی جمع آوری امضاء به صورت گروهی در يك مكان عمومی شركت كنند. شب قبل هم آن نفر ديگر پشيمان می‌شود. می‌مانيم من و بهاره. دل‌سرد می‌شوم. جمع آوری امضای گروهی ‌با دو نفر!

 اما اين‌بار بهاره است كه اميد می‌دهد و با قاطعيت می‌گويد: می‌رويم. فكرش را هم نمی‌كردم من تنبل اين ساعت صبح از خواب بيدار شوم. چه روز خوبی. چه هوای خوبی. بهار كُردی در منطقه‌ی ما آغاز شده. مقصد يكی از تفرج‌گاه‌های اطراف شهر است. بيانيه و دفترچه و خودكار را دستمان می‌گيريم و از اولين نفری كه می‌بينيم شروع می‌كنيم. دقيقاً همان مورد اول با برخورد سردش بدجور ضدحال می‌زند. به فاصله‌ی چند قدم اما دومين نفر با امضای بياينه انرژی مثبت می‌دهد. يكی با بی‌حوصلگی رویش را ازمان بر می‌گرداند، اما آن ديگری با اشتياق به حرف‌های‌مان گوش می‌دهد. آن خانواده با مِن و مِن كردن و بهانه آوردن عذرمان را می‌خواهند، ولی اين خانواده خيلی تحويل‌مان می‌گيرند. اصرار می‌كنند روی ‌زيراندازشان بنشينيم. برای‌مان ميوه پوست می‌‌كنند و آرزوی موفقيت دارند. يكی امضاء می‌كند. هنوز چند قدم دور نشده‌ايم كه صدای‌مان می‌زند. شوهرم هم می‌خواهد امضاء كند. يكی ديگر امضاء می‌كند. كمی ‌كه دور می‌شويم شوهرش نزدمان می‌آيد. خانمم می‌خواهد امضايش را خط بزند! آن خانم مرتب به بهاره می‌گويد آفرين به اين اراده و اين آقا خطاب به من تكرار می‌كند: آخه لامصب تو كه مردی چرا؟!

موقع برگشت امضاها را می‌شماريم. صد عدد. پيشنهادم را با بهاره مطرح می‌كنم. با خوشحالی می‌‌پذيرد. خودكار را از كيفش بيرون می‌آورد و آن‌جا كه بايد نام خودمان را به عنوان جمع آوری كننده امضاها درج كنيم می‌نويسد «فرزاد كمانگر». من و بهاره اين صد امضاء را تقديم كرديم به فرزاد كمانگر و از طرف او به كمپين يك ميليون امضاء با اميد به برابری و آزادی برای زنان و فرزاد. راستی يكی از همين روزها بايد سری بزنم به خانه‌ی كاك فرزاد، خدمت دايه خانمش و آن برگه‌ی كمپين را كه دفعه‌ی پيش در خانه‌شان جا گذاشتم تا امضايش كنند پس بگيرم. كاش برگه پر نشده باشد. يك جا برای ‌امضای دستی فرزاد در همان برگه بايد خالی بماند. پ

منبع: کمپین یک میلیون امضا

 


 

لینک مطلب | جمعه 21 فروردین1388 ساعت 18:32 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   آزادی خدیجه مقدم پس از ۱۴ روز بازداشت

 

 
   

چهارشنیه ۱۹ فروردین، یک روز پس از آزادی محبوبه کرمی، خدیجه مقدم نیز با تودیع قرار وثیقه ۲۰ میلیون تومانی برای پرونده جدیدی که برایش بازشده و همچنین کفالت ۵۰ میلیون تومانی مانند دیگر متهمان جنبش زنان که قصد دیدار نوروزی با مادر زهرا بنی یعفوب را داشتند آزاد شد.

 

خبراحتمال آزادی او را همسر خدیجه مقدم پس از تودیع کفالت و وثیقه به دادسرای امنیت اعلام کرد و سرانجام ساعت ۹شب خدیجه مقدم در میان استقبال مادران آزاد شد..

 

به گفته وکیل خدیجه مقدم و همچنین خود او دادیار پرونده اتهامات جدیدی به او وارد کرده است. فعالیت تبلیغی علیه نظام و تمرد از دستور پلیس در جلوی سفارت فلسطین از اتهامات اوست.

 

تغییربرای برابری

 


 

لینک مطلب | جمعه 21 فروردین1388 ساعت 18:28 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   شبنم مددزاده و برادرش تحت فشار با خانواده خود تماس گرفتند

 

 
   

در حالیکه بیش از ۵۰ روز از بازداشت شبنم مددزاده دانشجوی دانشگاه تربیت معلم تهران (عضو انجمن اسلامی این دانشگاه و عضو هیئت رئیسه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت) و برادر وی می گذرد، شب گذشته این دو نفر با خانواده خود تماس تلفنی برقرار کردند.

 

به گفته پدر این دو، فرزندانش در حالیکه صدای نحیف و وضعیت نامناسب روحی داشتند از وی خواستند که تا آنها نخواسته اند دیگر به دادگاه مراجعه ننمایند. به گفته وی « فرزندانم گفته اند که تا ۱۵ اردیبهشت هیچ مراجعه ای به دادگاه ننمایم. این در حالی است که پیش از این در مراجعه به دادگاه به کرات مسئولین پرونده وعده داده بودند که تا روز ۲۰ ام فروردین پاسخ مشخصی در رابطه با وضعیت فرزندم به من خواهند داد.»

 

به نظر می رسد تماس شبنم مددزاده و برادر وی، به صورت اجباری و دیکته شده انجام شده است تا به این ترتیب شرایط برای بازجویی آزادانه آنها فراهم شود.

 

نگرانی از وضعیت جسمانی دانشجویان در بند با افزایش مدت بازداشت و ادامه تماس های تحت فشار با خانواده آنها در حال افزایش است. به این ترتیب احتمال شکنجه و فشار غیر قانونی بر دانشجویان بازداشت شده به شدت افزایش یافته است.

 

آزادنا

 


 

لینک مطلب | جمعه 21 فروردین1388 ساعت 18:27 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   انجمن اسلامی دانشگاه بابل: زمان نهی از منکر فرا رسیده است

 

 
   

برنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی بابل با صدور بیانیه ای با اشاره فشارهای روز افزون بر دانشجویان دانشگاه های کشور طی ماههای گذشته به دلیل نزدیک شدن به انتخابات، اعلام کرد که از آغاز هفته آینده دست به اعتصاب و اعتراض خواهد زد.

 

در این بیانیه آمده است: «درحالی که آستانه تحمل دولتمردان- که داعیه مهرورزی آنان گوش فلک را کر کرده است -تا حدی پایین است که کوچکترین انتقادی را بر نمی تابند و کمترین مخالفتی آنان را آشفته می سازد چگونه ما این همه ظلم را تحمل می کنیم؟ چطور آنان از عدل علی دم می زنند و اینگونه عدالت را زیر پای می نهند ولی ما با افتخار به استقبال ستاره های محرومیت می رویم؟»

 

این انجمن در بیانیه خود همچنین با اشاره به فشارهای مسئولین دانشگاه صنعتی بابل برای برخورد با این انجمن به دلیل حمایت از دفتر تحکیم وحدت، مجددا بر حمایت خود از اتحادیه دانشجویی دانشگاه های کشور، دفتر تحکیم وحدت، تاکید کرده است. متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

به نام حق

 

چه گویم که نا گفتنم بهتر است؟! از کجا شروع کنم؟ از کدام درد شکوه کنم؟ به که پناه برم که همه آزادمردان را یا کشته اند یا به زندان انداخته اند و یا با پنجه ظالم قدرت گلوی آنها را می فشارند؟

 

متاسفانه در چند سال اخیر و بالاخص در چند ماه گذشته که در آستانه انتخابات ریاست جمهوری قرار داریم هر روز بحرانی را برای فعالان جامعه مدنی شاهدیم که نوک پیکان این حوادث به سوی جنبش دانشجویی نشانه رفته است.

 

شیراز را قلع و قمع می کنند … دبیر انجمن اسلامی زاهدان را به قصد کشت می زنند …انجمن اسلامی صنعتی اصفهان را تنها با اعتراض عده ای قلیل (که احتمالا خونشان از بقیه پر رنگ تر است) منحل می کنند … یاران دبستانی مان در دانشگاه مازندران به خاطر بی کفایتی دست نشانده هایشان جانشان را از دست می دهند … بزرگترین و قدیمی ترین اتحادیه دانشجویی را غیر قانونی اعلام می کنند و … و مهرورزی شان را هر روز بیشتر به رخ می کشند.

 

و در این میان قلب تپنده جنبش دانشجویی باز هم تبدیل به دغدغه ذهنی همگان شده است.

 

در مراسم سالگرد اولین رییس دولت ایران یاران دبستانی مان را به بند می کشند و تا ماه ها در بی خبری کامل از آنها به سر می بریم. به بهانه دفن شهید باز هم می زنند و می برند و به بند می کشند در حالی که رسانه ملی به پخش فیلم هایی از استقبال دانشجویان بسیجی از شهدا اکتفا می کند و …

 

اما اینجا نیز اوضاع به سامان نیست. در پس حوادث مراسم روز دانشجو ۱۹ احضار به کمیته انضباطی انجام گرفته و ۵ تن از دانشجویان به حکم یک ترم محرومیت از تحصیل مواجه گشته اند که منجر به اخراج حداقل یک نفر از آنان خواهد شد.

 

دانشجویان در خارج از دانشگاه با تهدید نهادهای امنیتی مواجه اند و حتی خانواده های آنان نیز از این گزند در امان نیستند.

 

و اما سوال اینجاست که چه باید کرد؟ درحالی که آستانه تحمل دولتمردان- که داعیه مهرورزی آنان گوش فلک را کر کرده است -تا حدی پایین است که کوچکترین انتقادی را بر نمی تابند و کمترین مخالفتی آنان را آشفته می سازد چگونه ما این همه ظلم را تحمل می کنیم؟ چطور آنان از عدل علی دم می زنند و اینگونه عدالت را زیر پای می نهند ولی ما با افتخار به استقبال ستاره های محرومیت می رویم؟

 

انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه صنعتی نوشیروانی اعلام می دارد که دیگر هرگونه ظلم و جور را نمی پذیرد که مظلوم هم گناهکار است و طبق فرمایش قرآن کریم صدای ستمدیده خود را به اعتراض بلند خواهد کرد.

 

آری …زمان نهی از منکر فرا رسیده که راه ما همان راه حسین (ع) است.

 

این تشکل ضمن حمایت مجدد از دفتر تحکیم وحدت طیف علامه از کلیه انجمن های زیر نظر این طیف در خواست همکاری موازی و حمایت دارد.

 

این اعتراضات از ابتدای هفته آینده و با اعتصاب غذای نامحدود تنی چند از دانشجویان در صحن عمومی دانشگاه آغاز خواهد شد و با تجمعات و راه پیمایی ها در روزهای آتی ادامه خواهد یافت.

 

دست به دست هم دهیم به مهر … میهن خویش را کنیم آباد

 

انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی بابل

 


 

لینک مطلب | جمعه 21 فروردین1388 ساعت 18:25 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   بازداشت علیرضا فیروزی از متهمان پرونده دانشگاه زنجان

 

 
   

صبح روز جاری، علیرضا فیروزی ، فعال دانشجویی و مدافع حقوق بشر توسط دادستانی زنجان بازداشت شد.

این فعال دانشجویی در پی احضار به دادستانی شهر زنجان پیرو پرونده موسوم به دانشگاه زنجان که در پی افشاگری در خصوص انحراف اخلاقی یکی از مسئولان دانشگاه ایجاد شده بود بازداشت شد.

این پرونده که دارای هفت متهم می باشد از چندی پیش مورد رسیدگی دادگاه این شهر قرار گرفته بود اما دلیل بازداشت آقای فیروزی مشخص نمی باشد، گفته میشود که دادستانی شهر مذکور برای آزادی نامبرده قرار وثیه 50 میلیون تومانی صادر نموده است.

این عضو انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و از همکاران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران به صورت مستمر با تعدادی از نشریات کشوری نیز همکاری می نمود.

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 17 فروردین1388 ساعت 19:31 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   نصب دوربینهای مدار بسته وگیت های امنیتی در دانشکده علوم اجتماعی تهران

 

 
   

دانشجويان پرديس علوم اجتماعي دانشگاه تهران سال جديد را در حالي شروع كردند كه در نخستين روز تحصيلي پس از تعطيلات با منظره دوربينهاي مداربسته در سطح دانشكده و مكانهايي در دست احداث جهت تعبيه گيتهاي امنيتي در آستانه در ورود به صحن دانشكده مواجه شدند.

دوربينها در اماكني نظير سايت و كتابخانه قرار داده شده اند.

هرچند نصب دوربينهاي مداربسته و تاسيسات گيتهاي اميتي پيش از اين در پرديسهاي ديگر دانشگاه تهران سابقه داشته اما اين مانع حيرت دانشجويان علوم اجتماعي از مواجهه با اين اقدام نشد.

دانشكده علوم اجتماعي همواره به داشتن فضايي كمابيش آزادتر براي تشكلها و فعاليتهاي دانشجويي شناخته مي شد.

گفته مي شد كه اين تاخير در راه اندازي تاسيسات دوربينهاي مداربسته و گيتهاي بازرسي در اين دانشكده با احتمال شدت واكنش دانشجويان به اين اقدام در ارتباط بوده است.

به گزارش بامداد خبر؛ چندي پيش رايانه هاي كتابخانه الكترونيك اين دانشكده، شبانه و به طرزي مشكوك به سرقت رفت و چندي بعد به نحوي مشكوك تر ،كليه رايانه هاي مسروقه يافته شده و به جاي اول خود بازگشتند. همزمانه با اين رويداد، برخي از فعالين دانشجويي اين دانشكده از زمينه ساز شدن اين رويداد براي اقدامات كنترلي و امنيتي بيشتر در سطح دانشكده ابراز نگراني مي كردند

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 17 فروردین1388 ساعت 19:28 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   احضار پنج عضو کمپین یک میلیون امضا به دادگاه

 

 
   

پنج عضو کمپین یک میلیون امضا به دادگاه احضار شده اند. نفیسه آزاد، پرستو اللهیاری، ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و محبوبه حسین زاده بنا بر احضاریه های کتبی که دریافت کرده اند در فروردین ماه جاری باید به دادگاه انقلاب مراجعه کنند.

در احضاریه ای که روز ۲۸ اسفندماه برای نفیسه آزاد ارسال شده است، ذکر شده که وی باید ۲۵ فروردین ماه به مجتمع قضایی عدالت تجریش مراجعه کند. در این احضاریه علت حضور” گزارش نیروی انتظامی” عنوان شده است.

همچنین در تماسی که با منزل نفیسه آزاد گرفته شده است، از او خواسته شده تا در اولین روز اداری بعد از تعطیلات نوروز به دادیاری دوم امنیت دادگاه انقلاب مراجعه کند. علت این احضار رسیدگی به پرونده ی بازداشت نفیسه آزاد در تاریخ ۱۰ بهمن گذشته عنوان شده است.

نفیسه آزاد روز دهم بهمن ماه گذشته به همراه بیگرد ابراهیمی و یکی از داوطلبان کمپین در کوهستان توچال تهران در هنگام جمع آوری امضا بازداشت شده و پس از گذراندن ۶ روز بازداشت با قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی آزاد شد. اتهام این عضو کمپین اقدام علیه امنیت ملی اعلام شده است.

پرستو الهیاری دیگر عضو کمپین یک میلیون امضا نیز بار دیگر به دادگاه احضار شده است. بنا به احضاریه کتبی که از طرف دادیاری شعبه یکم امنیت دادسرای انقلاب برای این عضو کمپین ارسال شده، او باید ۲۴ فروردین ماه به دادگاه انقلاب مراجعه کند. این عضو کمپین یک میلیون امضا اولین احضاریه ی کتبی خود را در تاریخ ۲۷ مهرماه سال گذشته و همزمان با تفتیش منزل خود دریافت کرد که زمان آن حضور به محض رویت ذکر شده بود.

در این روز ماموران امنیتی با تفتیش منزل این عضو کمپین برخی از لوازم وی از جمله کامپیوتر لپ تاپ و آلبوم های شخصی، دستنوشته های او و چندین جلد کتاب که مجوز فمینیستی که با مجوز وزارت ارشاد انتشار یافته اند را ضبط کرده و برخی از این وسایل را هنوز به او مسترد نکرده اند.

ناهید کشاورز، سارا ایمانیان و محبوبه حسین زاده نیز با دریافت احضاریه های کتبی به شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب فراخوانده شده اند. این سه عضو کمپین نیز باید در تاریخ ۲۶ فروردین ماه جاری به دادگاه انقلاب مراجعه کنند.

تغییر برای برابری

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 16 فروردین1388 ساعت 18:33 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   ممانعت از پخش بولتن سنگر حصارک در دانشگاه تربیت معلم کرج

 

 
   

رنامه امیرکبیر: از پخش بولتن سنگر حصارک، نشریه خبری و تحلیلی دانشگاه تربیت معلم تهران ممانعت به عمل آمد.

 

شنبه ۱۵ فروردین، در اولین روز تحصیلی سال جدید جمعی از دانشجویان فعال دانشگاه تربیت معلم در شرایطی بولتن سنگر حصارک را پخش کردند که حراست دانشگاه سعی در جلوگیری از پخش بولتن به واسطه ی ایجاد درگیری با دانشجویان را داشت.

 

حراست دانشگاه برای جلوگیری از ادامه پخش بولتن سعی در ضبط بولتن ها از دست دانشجویانی که آن را دریافت و در حال خواندن بودند؛ داشت.

 

دانشجویان با تشکیل حلقه مقاومت در مقابل تلاش حراست دانشگاه در جلوگیری از اطلاع رسانی ایستادند.

 

در نهایت با حمایت سایر دانشجویان از این حرکت، پخش بولتن سنگر حصارک تا ساعت ۲۰ شب در محوطه دانشگاه ادامه یافت.

 

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 16 فروردین1388 ساعت 18:25 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   گزارشی از فوت زندانیان در زندان و در خواست فوری مرخصی استعلاجی برای کبودوند، خرسندی و اسانلو

 

 
   

ماده ۳ اعلاميه جهاني حقوق بشر اعلام داشته: <هر فرد از حق زندگي، آزادي و امنيت شخصي برخوردار است> درگذشت دو زندانی سیاسی به فاصله کمتر از دو هفته در زندان های ایران، نشان از آن دارد که دستگاه قضایی و مدیریت زندان، هرگز تمهیدات لازم را برای حفظ جان زندانی در زندان نیاندیشیده اند.

 

امیرحسین حشمت ساران، و امیدرضا میرصیافی، دو زندانی سیاسی که در زندان های رجایی شهر و اوین، جان باختند، هر دو به دلیل دارا بودن بیماریهایی، می بایست در خارج از زندان تحت درمان قرار می گرفتند. با این وجود،اصرار وزارت اطلاعات ودادگاه انقلاب، به عدم خروج زندانیان سیاسی از زندان، موجب آن شد که امکانات محدود پزشکی در زندان و عدم تعهد پزشکان زندان نسبت به جان زندانیان، موجبات مرگ آنان را فراهم آورد.

 

صرف نظر از اینکه، در موارد فوق، سلسه اصولی از حقوق زندانیان نقض شده است. این سوال پیش می آید، که چه کسی مسئول جان زندانیان در زندان است؟

 

بر طبق اسناد بین المللی “هنگامی که یک دولت افراد را از آزادیشان محروم می کند، مسئولیت مراقبت از سلامتی آنان را چه در خصوص شرایط نگهداری و چه درمان فردی آن ها که ممکن است در نتیجه شرایط نگه داری شان لازم باشد، عهده دار می شود.”

 

این بدان معنی است، که ” مسئولیت جان زندانی، مادامی که در زندان است، بر عهده سیستم قضایی است.”

 

ماده ۱۰۲ آيين نامه اجرايي سازمان زندان ها و اقدامات تأميني و تربيتي كشور مصوب ۲۰/۹/۱۳۸۴ مقرر داشته كه بهداري زندان مكلف است حداقل ماهي يك بار به انجام تست پزشكي تمامي محكومان مبادرت نمايد.

 

با این حال در ماده ۱۰۳ آيين نامه اجرايي فوق آمده: <تا جايي كه امكان پذير است بايد ترتيبي اتخاذ شود كه احتياج هاي درماني و بهداشتي محكومان بيمار در داخل موسسه يا زندان تامين شود تا به انتقال محكوم به خارج از موسسه يا زندان نيازي نباشد. با اين همه در موارد ضروري خروج محكوم از زندان براي معالجه بايد با تاييد بهداري زندان و اجازه رئيس موسسه يا زندان و موافقت قاضي ناظر باشد. در موارد فوري محكوم بيمار به دستور پزشك يا بهداري زندان و اجازه رئيس موسسه يا زندان يا جانشين او به بيمارستان اعزام مي شود و مراتب بايد در اسرع وقت به صورت كتبي به قاضي ناظر گزارش شود…>

 

دراین اصل، درمان زندانی و انتقال او به خارج از زندان تنها با اجازه رئیس زندان مجاز دانسته شده است. این در شرایطی است که نظر ریاست زندان، می تواند نظریه پزشکی دال بر ضرورت انتقال بیمار به خارج از زندان را منتفی نماید.

 

در دو سال گذشته حداقل ۵ زندانی سیاسی به همین دلیل در زندان های ایران در گذشته اند.

 

اکبر محمدی اولین نمونه ای بود که با وجود تشخیص پزشکی قانونی مبنی بر” عدم توانایی تحمل کیفر” و در حالی که در مرخصی استعلاجی به سر می برد، مجددا از سوی مأموران وزارت اطلاعات در منزلش بازداشت و به زندان انتقال یافت. وی حدود یکسال پیش از آن با دریافت مرخصی استعلاجی، قصد داشت تا در خارج از زندان به درمان بیماریهای خود بپردازد. با این وجود، پس از انتقال مجددش به زندان اوین، او در اعتراض به عملکردغیرقانونی وزارت اطلاعات، دست به اعتصاب غذا زد. مسئولان زندان بدون توجه به شرایط حاد جسمانی او، از توجه به خواسته هایش خودداری کردند و محمدی پس از ده روز در زندان اوین جان باخت.

 

دستگاه قضایی، هرگز پاسخ نداد، بر اساس چه مجوز و دلیلی، اکبر محمدی با وجود دستور اکید پزشکی قانونی در مورد لزوم درمان وی در خارج از زندان، مجددا به زندان بازگردانده شد.

 

پس از آن و به فاصله کوتاهی، ولی الله فیض مهدوی، در شرایطی مشابه در زندان رجایی شهر جان باخت. مسئولان قضایی علت مرگ وی را خودکشی دانستند. فیض مهدوی نیز در اعتراض به عدم صدور مجوز مرخصی، دست به اعتصاب غذا زده بود.

 

عبدالرضا رجبی، دیگر زندانی سیاسی است، که پس از انتقالش به زندان رجایی شهر، به صورت نامعلومی درگذشت. زندانیان سیاسی در زندان اوین می گویند: ” شرایط جسمانی وی بسیار وخیم بوده است، و او نیاز داشت تا در خارج از زندان مورد مداوا قرار گیرد.” با این حال نه تنها به این امر توجه نشد، بلکه او در شرایط بیماری، از زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شد و سپس خبر درگذشت او اعلام شد.

 

امیرحسین حشمت ساران نیز، یکی از آخرین کسانی است که به دلیل بی توجهی مسئولان بهداری زندان نسبت به شرایطش، در بیمارستانی خارج از زندان جان باخت. مسئولان زندان، تنها زمانی او را به بیمارستان انتقال دادند که او جانش را از دست داده بود و پزشکان بیمارستان نتوانستند او را نجات دهند. امیرساران، در سال ۸۳ به اتهام تشکیل گروه غیرقانونی محکومیت سنگین ۱۶ سال حبس دریافت کرد و دراین مدت با وجود اینکه، چندین بار دچار حمله قلبی شده بود، اجازه استفاده از مرخصی را نیافت. و امیدرضا میرصیافی، آخرین موردی است که عدم توجه کافی مسئولان بهداری زندان، موجبات مرگش را فراهم کرد. به گفته سایر زندانیان سیاسی، وی به راحتی می توانست زنده بماند، اگر و تنها اگر پزشکان زندان، او را به بیمارستانی در خارج از زندان انتقال می دادند.

 

به نظر می رسد، عدم رسیدگی مناسب پزشکی به زندانیان،درآینده قربانیان بیشتری خواهد داشت و این در شرایطی است، که اخبار منتشر شده، تنها زندانیان سیاسی را دربر میگیرد و بسیاری از زندانیان عادی نیز، در شرایطی مشابه در زندان جانشان را از دست می دهند.

 

سکوت دستگاه قضایی و عدم صدور مجوز برای وکلای افراد یاد شده، جهت پیگیری دلایل مرگ موکلانشان، ابهامات در مورد علل درگذشت زندانیان را افزایش داده است.

 

از این رو، هم اکنون بیش از هر زمان دیگری نسبت به سلامتی زندانیان سیاسی در زندان های ایران، نگرانی وجود دارد. در زیر وضعیت سه زندانی سیاسی که نیاز فوری به درمانهای پزشکی خارج از زندان دارند به طور خلاصه اشاره شده است. بدیهی است، مخالفت با مرخصی استعلاجی این زندانیان، به منزله عدم توجه قوه قضائیه و دادگاه انقلاب به سلامت زندانیان تلقی می شود.

 

محمد صدیق کبودوند


رئیس سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، که به اتهام ” تشکیل گروه غیرقانونی” با محکومیت سنگین از سوی دادگاه انقلاب مواجه شده است، علی رغم شرایط نامناسب جسمانی تاکنون امکان استفاده از مرخصی را نیافته است.

 

مأموران امنیتی کبودوند را در تاریخ دهم تیرماه سال ۱۳۸۶ بازداشت و سپس او را به زندان اوین بند ۲۰۹ منتقل کردند که تحت مدیریت وزارت اطلاعات است. کبودوند به مدت ۵ ماه در سلول انفرادی این بند نگهداری شد.

 

وی در طی یکسال گذشته، چندین بار در زندان، دچار حمله قلبی شد و با اینکه پزشکان زندان برای وی ” انتقال به بیمارستان خارج از زندان ” را توصیه نمودند، سخنگوی قوه قضائیه شرایط وی را عادی دانست .

 

براساس گزارش سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان، کبودوند طی دو ماه گذشته، دوبار به بیمارستان خارج از زندان انتقال یافته است. با این حال، مسئولان زندان، اجازه تداوم معالجات پزشکی وی در خارج از زندان را صادر نکرده اند. هم اکنون نسبت به وضعیت سلامتی کبودوند، نگرانیهای جدی وجود دارد.

 

عباس خرسندی


دبیر کل “حزب دموکرات ایران” نیز به اتهام تشکیل گروه غیرقانونی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب، به تحمل ۸ سال زندان محکوم شد.

 

این زندانی سیاسی علیرغم ابتلا به بیماری قلبی ، بیماری اعصاب و رنج و دردهای متداومی چون سردردهای مزمن و مشکلات دستگاه گوارشی کماکان از رسیدگی پزشکی مورد نیاز محروم است.

 

وی که پیش از بازداشت تحت درمان بوده است، پس از بازداشت و تاکنون جز رسیدگی‌های سطحی بهداری زندان خدمات پزشکی مورد نیاز خود را دریافت نکرده است. همچنین درخواست مرخصی استعلاجی او نیز مورد مخالفت مسئولین مربوطه قرار گرفته است.

 

عباس خرسندی، از جمله زندانیانی است، که خانواده اش بارها نسبت به شرایط نامناسب جسمانی اش، به خصوص بیماری قلبی او، ابراز نگرانی کرده و هشدار داده اند.

 

منصور اسانلو


رئیس هیئت مدیره سندکای شرکت واحد اتوبوسرانی که از سوی دادگاه به ۵ سال حبس محکوم شد. در شرایطی راهی زندان شد که از بیماری حاد چشم رنج می برد و می بایست عمل جراحی ای را بر روی چشمش انجام می داد. با این حال منصور اسانلو، تا چندین ماه پس از بازداشت، اجازه اعزام به بیمارستان را نیافت و پس از آن تحت مراقبت های شدید امنیتی به بیمارستان منتقل و تحت عمل جراحی قرار گرفت. اما مسئولان زندان به وی اجازه ندادند تا دوران نقاهت خود را در بیمارستان سپری کند. آنان بلافاصله اسانلو را به زندان انتقال دادند.

 

همچنین ابراهیم مددی دیگر عضو هیئت مدیره سندیکای شرکت واحد نیز که از بیماریهایی چون دیابت و پروستات رنج می‌برد، بدون رسیدگی پزشکی مناسب در زندان رجایی شهر نگهداری می شود.

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 16 فروردین1388 ساعت 18:23 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   احضار سلمان یزدان پناه، دانشجوی دانشگاه تهران به دادگاه انقلاب

 

 
   

سلمان یزدان پناه دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران و از فعالین حقوق بشر از سوی شعبه سوم بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب احضار شده است.

 

در این احضاریه قید شده است که عدم مراجعه تا سه روز بعد از ابلاغ موجب صدور حکم جلب برای متهم شده و نیز متعاقبا حکم غیابی صادر می شود. از علت احضار یزدان پناه اطلاع خاصی در دست نیست.

 

گفتنی است این دانشجو در سالهای گذشته به دلیل شکایت رئیس دانشگاه امیرکبیر به دو ترم محرومیت از تحصیل و به دلیل اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود و در سال گذشته نیز به دستور رئیس کمیته انضباطی دانشگاه تهران از کوی دانشگاه اخراج شده است.

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 16 فروردین1388 ساعت 18:21 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   احضار سلمان یزدان پناه، دانشجوی دانشگاه تهران به دادگاه انقلاب

 

 
   

لمان یزدان پناه دانشجوی ارشد روابط بین الملل دانشگاه تهران و از فعالین حقوق بشر از سوی شعبه سوم بازپرسی امنیت دادگاه انقلاب احضار شده است.

 

در این احضاریه قید شده است که عدم مراجعه تا سه روز بعد از ابلاغ موجب صدور حکم جلب برای متهم شده و نیز متعاقبا حکم غیابی صادر می شود. از علت احضار یزدان پناه اطلاع خاصی در دست نیست.

 

گفتنی است این دانشجو در سالهای گذشته به دلیل شکایت رئیس دانشگاه امیرکبیر به دو ترم محرومیت از تحصیل و به دلیل اعتراض به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده بود و در سال گذشته نیز به دستور رئیس کمیته انضباطی دانشگاه تهران از کوی دانشگاه اخراج شده است.

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 16 فروردین1388 ساعت 18:21 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   شکایت نامه خدیجه مقدم علیه پلیس امنیت

 

 
   

 ۱۱ فروردین ماه، خدیجه مقدم در تماس با همسرش از حضور آقای دری نجف آبادی در زندان اوین خبرداد. وی گفت: طی نامه ای به آقای نجف آبادی شکایت نامه ای را علیه پلیس امنیت نوشتیم و در آن از رفتار غیر قانونی و غیر انسانی و غیر اسلامی پلیس امنیت شکایت کردیم. در این نامه متذکر شدیم که ماموران پلیس امنیت با دستگیر شدگان رفتار توهین آمیزی دارند. همچنین به ادامه بازداشت مان و برخورد سلیقه ای آقای حیدری فرد اعتراض کردیم.

 

همزمان با ادامه بازداشت بدون موجه خدیجه مقدم ومحبوبه کرمی، ۱۰ فروردین ماه، مادر محبوبه کرمی نیز به دلیل شدت گرفتن بیماری اش در بیمارستان ایرانمهر بستری شد و دوستان و یاران محبوبه برای آنکه مادر دوست شان را تنها نگذارند به نوبت به بیمارستان رفتند.

 

تغییر برای برابری

 


 

لینک مطلب | جمعه 14 فروردین1388 ساعت 12:25 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   جایزه روزنامه نگار بین‌المللی سال بریتانیا برای محمدصدیق کبودوند

 

 
   

بنیاد جوایز مطبوعاتی بریتانیا (بریتیش پرس اوارد) محمد صدیق کبودوند روزنامه نگار ایرانی و ریس سازمان حقوق بشر کردستان را به عنوان روزنامه نگار بین المللی سال ۲۰۰۹برگزید، جایزه این بنیاد روز سه شنبه (٣۱مارس) در مراسم باشکوهی که در لندن برگزار شد به وی اعطا گردید.

 

محمدصدیق کبودوند هم اکنون با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در زندان اوین در حال طی کردن ۱۰.۵ سال حبس میباشد.

 

هیات داوران جوایز مطبوعات بریتانیا شامل یکصد روزنامه نگار مستقل است.

 

متن نامه کبودوند که در این مراسم خوانده شد.

 

با تقدیم گرم ترین درودها

 

در ابتدا تشکر و قدردانی خود را از نهاد برتیش پرس آوارد و مجموعه دست اندرکاران برنامه های تقدیر و حمایت از روزنامه نگاران و نویسندگان رنج دیده در جهان،اعلام مینمایم .همین طور از اینکه بریتش پرس آوارد مرا به عنوان روزنامه نگار محبوس و تحت آزار سال ۲۰۰۹ معرفی کرده است ، نهایت سپاس و قدردانی ویژه ی خود رادر این جا ابراز می دارم .امید است اقدامات قابل تقدیر نهاد برتیش پرس آوارد توجه جدی دیگر وجدان های بیدار جهان را به سوی وضعیت و شرایط رنج آور روزنامه نگاران و نویسندگان در جوامع بسته وسرزمین استبداد زده خاور میانه جلب نماید .در این گوشه از جهان روزنامه نگارانی به دلیل تعهد به رسالت حرفه ایشان و به خاطر افشا و بیان واقعیت ها و روشنگری هایشان و یا ابراز و بیان عقاید و نظراتشان و یا دعوت از حکومت ها برای احترام به کرامت و حقوق انسانی انسان ها تحت تعقیب و آزار و اذیت قرار می گیرند و یا در بازداشت و حبس به سر می برند.

 

همانگونه که در متون و اسناد حقوق بشری نیز مورد تاکید است افرادبشری بایددر فکر کردن،اندیشیدن،سخن گفتن و نوشتن و در ابراز و اظهار عقیده ی خود آزاد باشند هر انسانی باید این حق را داشته باشد که در باره ی اخلاق، مذهب، فلسفه سیاست، حقوق و یا هر موضوع دیگری بیاندیشید، سخن بگوید و بنویسد .نباید کسی را به علت نظر و اندیشه و باورهایش مواخذه کرد و یا زندگی فردی و اجتماعی او را به مخاطره انداخت اعلامیه جهانی حقوق بشر می گوید هر کسی حق دارد از آزادی وجدان و عقیده و آزادی بیان بهرمند شود هیچ فردی نباید از داشتن عقاید و افکار خود بیمناک باشد و هر فردی حق دارد که در کسب و دریافت و انتشار اطلاعات و افکار با تمام وسایل ممکن بیان، بدون ملاحظات مرزی آزاد باشد .

 

این آزادی ها و دیگر حقوق و آزادی های اساسی بشر تحت هیچ شرایطی حتی دردوره های وضعیت اضطراری نباید محدود شود و یا به حالت تعلیق در آید هیچ دولتی نباید اتباع خود را به ترک باور و اعتقاد خود و قبول و پذیرش عقیده و مذهب و سیاست رسمی وادار سازد و یا از داشتن اندیشه ها و عقاید متفاوت منع کند.

 

اما در سرزمیینی که ما درآن زندگی می کنیم کسی نمی تواند از این حقوق و یا هیچ یک از حقوق و آزادی های تصریع شده در اسناد حقوق بشری به طور آزادانه برخوردار شود،در این سرزمین هیچ کس درابراز و بیان افکار و عقاید واقعیش آزاد نیست مردم مجبور اند آن طور بیاندیشند و بگویند که حکومت دوست دارد، اظهار نظر افراد تنها در صورتی مجاز است که به نفع حکومت مذهبی حاکم بیان شود، مردم ناگریز هستند آن چه را بخواهند که حکومت می خواهد، هر گاه کسی بر خلاف آنچه که حاکمیت میخواهد بیاندیشد و یا عقیده ای را بیان کند به جرم داشتن نظر و عقید ای متفاوت مورد تعرض قرار می گیرد، دستگیر و بازداشت می شود و به حبس و زندان محکوم می گردد وحتی ممکن است «مرتد» شناخته شود که مجازات آن اعدام است .

 

در حالی که آزادی و وجدان انسانی با زمینه های اجتماعی و سیاسی زندگی افراد بشری در ارتباط است و در حالی که اندیشه و باور هر انسانی که در قلمرو پنهان وجود وذهن وی جای دارد، تنها با ظهور بیرونی و ابراز بیان آن موجودیت می یابد، اما حاکمان سرزمین ما ادعا می کنند مردم آزادند در داشتن عقیده ای خود، اما مشروط به آنکه آن را اظهار و ابراز نکنند. دولت حاکم سرزمین ما با توقیف و بستن روزنامه ها ونشریات و حتی مسدود کردن فضاهای مجازی که خود آمار پنج میلیون سایت اینترنتی مسدود شده را ارائه می دهند، مانع ازآزادی بیان و آزادی تفحص و تحصیل و اشاعه ی اطلاعات و افکار می شوند.

 

درسرزمینی که ما در آن زندگی میکنیم افراد نه تنها در بیان اندیشه و نظر و عقیده ی خود آزاد نیستند که در پوشیدن ،شنیدن و دیدن نیز آزاد نیستند،فهم و شعور و صلاحیت افراد انسانی حتی در تشخیص و تعیین سلایق و علایق شخصیشان زیر سوال است ،مردم سرزمین من نمیتوانند آن طور که خود می خواهند بپوشند ،بشنوند،بیبینند و بگویند.

 

خصوصی ترین ارتباطات و مناسبات فردی و شخصی افراد ساکن سرزمین ما زیر ذره بین قرار دارد و خلوتگاه های منازل و پستوی خانه ها نیز تحت نظر دولت و حکومت است ودر این جا هیچ جنبه ای از زندگی فردی نیز از تعرض و دست اندازی در امان نیست مردم حق هیچگونه انتقاد و اعتراضی را ندارند، هر انتقاد و اعتراضی با سرکوب مواجه است،منتقدان و معترضان با تعقیب و بازداشت و آزار و اذیت و مجازات روبرو می شوند .در این جا هر نوع تجمع و گردهمایی حتی تجمعات چند نفره به عنوان اقدام علیه امنیت نظام و حکومت تلقی شده و مستوجب مجازات و حبس و زندان است.

 

در سر زمین ما،مردم در اداره امور و تعیین سرنوشت خویش ،حق دخالت آزادانه ندارند.آنان ناگزیراند هر آنچه که حکومت برای آن ها تعیین میکند ،بپذیرند .حاکمان این سر زمین در حالی از حقوق مردم فلسطین و لبنان و کشورهای دور دست سخن میگویند که خود حقوق مردم داخل کشور را رعایت نمی کنند .بیش از نیمی از جمعیت این سرزمین به عنوان ملیت های حاشیه ای و اقلیت های ملی نه تنها از هیچ گونه حقوقی برای حفظ هویت و موجودیت ملی و فرهنگی و زبانی بر خوردار نیستند بلکه از حقوق برابر در اداره امور کشور و حتی در منطقه ی خود بهره ی ندارند و از تبعیض و نابرابری و بی حقوقی رنج می برند.

 

پانزده درصد جمعیت کرد این سر زمین در حالی هویت و موجودیتشان در آستانه نابودی قرار گرفته که بیان حقوق و مطالبات نادیده گرفته شده این مردم که یکی ازسه ملت بزرگ تشکیل دهنده ی جمعیت این سر زمین اند ،به عنوان جرم نابخودنی مستوجب مجازات های بسیار سنگین و سخت است.

 

سردمداران سرزمین ما در حالی از حقوق مسلمانان اقلیت های مذهبی در کشور های دیگر داد سخن سر میدهند که اقلیت های مذهبی،گروهای و فقه های مذهبی و پیروان طریقت های خاص و نیز پیروان اهل سنت به عنوان یکی از مذاهب اسلامی بیش از یک چهارم جمعیت کشور را تشکیل میدهند از حقوق و آزادی های مذهبی جهت حفظ آیین وآزادی پیروی از آن بی بهره اند و بلکه از انجام و بر پایی آیین ها و مراسم های خاص خود منع میشوند و یا با سرکوب مواجه اند.

 

حاکمان سرزمین ما از ایجاد محدودیت برای حجاب زنان مذهبی در برخی کشورها صدای اعتراضشان بلند است و حجم وسیعی از امکانات روزنامه ها و رسانه های عمومی و رادیو و تلویزیون را به این گونه موضوعات اختصاص می دهنددر حالیکه در داخل کشور سر هر خیابان و کوچه ماموران و نیروی انتظامی و امنیتی زنان ایرانی را به جرم پوشیدن لباس مورد علاقه شان مورد ضرب و شتم قرار می دهند و یا دستگیر و بازداشت می کنند، زنان ایرانی به عنوان نیمی از جمعیت این سرزمین با تبعیض های شدیدجنسی،عرفی،اجتماعی و فرهنگی مواجه اند و قوانین برگرفته از سنن مذهب حاکم تبعیض های حقوقی و قانونی مرد سالارانه علیه زنان تجویز و تحمیل کرده است.

 

در این سرزمین حاکمان در حالی از توسعه و پیشرفت با قدرت و شوکت حرف می زنند که بر اساس آمارهای دولتی بیش از نیمی از ساکنان این سرزمین زیر خط فقر دست و پا می زنند میلیون ها نفر از کارگر ان و مزد بگیران بر اساس آخرین آمار های موجود تنها یک پنجم مزد سطح زندگی در خط مرز فقر را دریافت می کنند و میلیون ها نفر از فقرزدگان در نقاط دور افتاده حواشی ایران در کلبه های زیست می کنند که فقر و فلاکت ار سرو روی آنها می بارد.

 

در حالی حکومت گران از نشاط و سر زندگی سخن می گویند که نیمی از جمعیت این سرزمین به ویژه جوانان آلوده و خمار انواع مواد مخدر خانمان سوز شده اند در حالی از عفاف و سلامت در جامعه سخن به میان می آید که هزاران زن با روسپی گری و فاحشه گری امرار معاش می کنند و حتی برخی خانواده های فقر زده برای کسب لقمه نانی و ادامه ی گذران فلاکت بار خود زنان جوان را برای تن فروشی راهی شیخ نشینی های عربی در جنوب می کنند و سرانجام اینکه در حالیکه حاکمیت شبانه روزی از عدالت می گوید که افراد اندکی به واسطه ی ارتباط و مناسبات پیچیده شان با کانون های قدرت و ثروت در مقابل به خاک سیاه نشاندن میلیون ها انسان به ثروت های افسانه ای دست می یابند و در حالی از سلامتی دستگاه های دولتی حکومتی سخن می گویند که فساد رشوه و ارتشا به بهای سیه روزی میلیون ها ایرانی عده ای را سرمست از قدرت و ثروت کرده اند.

 

امروز در سرزمین ما هیچ روزنامه نگاری، هیچ منتقدویافعال حقوق بشری نسبت به آنچه که به صورت کوتاه به استحضار رسید و در باره ی علل و عوامل شور بختی ها و نقض و لگد مالی حقوق بشر امکان هیچ گونه پی جوی و پیگیری ندارد. هرگاه در چنین شرایطی کسی از عدالت به معنای واقعی، از حقوق بشر،دموکراسی و آزادی های اساسی و حقوق و مطالبات مردم و شفافیت سخنی به میان آورد بی شک سرو کارشان با بازداشت و حبس و زندان خواهد بود. ممکن است گفته شود این موارد جزو وظایف و کارکردهای احزاب است اما در غیاب احزاب سازمانهای سیاسی مستقل چه باید کرد ؟
در پایان یکبار دیگر مراتب تشکرو سپاس خودر ا از اقدام قابل تقدیر و احترام برانگیز بریتیش پرس آورد به لحاظ حسن توجه به روزنامه نگاران و نیز از کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران به خاطر تلاش ها و هماهنگی های انجام شده با سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان در رابطه با وضعیت اینجانب ابراز می دارم.

 

تهران- زندان اوین ۲۵ مارس ۲۰۰۹ محمد صدیق کبودوند

 

سازمان دفاع از حقوق بشر کردستان

 


 

لینک مطلب | جمعه 14 فروردین1388 ساعت 12:25 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   روابط عمومی انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر: این عید را چون عید قبل به عزا نشستیم

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: روابط عمومی انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی امیرکبیر با انتشار بیانیه ای به ادامه بازداشت ۹ دانشجوی این دانشگاه اعتراض کرده و نسبت به وضعیت سلامت این دانشجویان ابراز نگرانی کرد. در این بیانیه با اشاره به عدم اجازه ملاقات خانواده ها با دانشجویان و بی خبری کامل از وضعیت برخی از دانشجویان آمده است: «بازداشت گسترده ی اعضای فعلی و سابق انجمن اسلامی پلی تکنیک که یکی از نادرترین بازداشت ها در طول تاریخ انجمن اسلامی است، می تواند حاکی از آغاز یک پروژه ی سرکوبگرانه  باشد.» در این بیانیه همچنین آمده است: «با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری به نظر می رسد که دانشجویان وجه المصالحه درگیری های انتخاباتی شده اند و خرد ستیزان سعی بر آن دارند که از این طریق دانشگاه ها را در آستانه انتخابات سرکوب کنند.»

 

متن این بیانیه به شرح زیر است:

 

در روزهای آغازین سال ۱۳۸۸ به سر می بریم در حالی که بیش از پنج هفته از بازداشت عباس حکیم زاده، احمد قصابان، مهدی مشایخی و نریمان مصطفوی از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه پلی تکنیک تهران می گذرد و مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمان پور، کوروش دانشیار بیش از ده هفته است که در بند امنیتی ۲۰۹ اوین، تحت شدید ترین شکنجه ها قرار دارند. در فضایی که ۸ تن از دانش آموختگان پلی تکنیک در زندان به سر می برند، ترکه ظلم و استبداد حتی اندک ناله های آزادی طلبانه ی دانشجویان پلی تکنیک را بر نتافت و یاسر ترکمن دیگر عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی که از پیگیران وضعیت این ۸ نفر بود را نیز به جمع آنان اضافه کرد. حال سال نویی جدید آغازیدن گرفته است و ۹ تن از دانشجویان بی گناه پلی تکنیک در راستای پرونده سازی های واهی تحت شدید ترین شکنجه ها قرار دارند و بی اطلاعی از وضعیت آنها، فعالین و خانواده های این دانشجویان را بیش از پیش نگران کرده است.

 

دانشجویان و دانشگاهیان عزیز؛

 

همانطور که مستحضرید در ۵ اسفند ماه ۱۳۸۷، پنج شهید گمنام جنگ هشت ساله در دانشگاه پلی تکنیک تهران به خاک سپرده شدند. اعضای انجمن اسلامی دانشجویان همرای با قاطبه ی دانشجویان پلی تکنیک این کار را نه تکریم، بلکه توهین به شهداء و اعتقاداتشان، تلاش برای سرکوب نهاد دانشگاه و زمینه سازش برای حضور نیروهای امنیتی و انصار حزب الله می دانستند. از همین رو بیش از ۳۰۰۰ دانشجو طی طوماری که البته با تهدیدات مکرر مسئولین دانشگاه و کارشکنی های آنان از صحن دانشگاه جمع آوری شد، مخالفت خود را با این اقدام ریاکارانه و سواستفاده از ارزشهای مورد احترام جامعه اعلام کردند. اما متاسفانه مدریت نالایق دانشگاه که مترسک نیروهای امنیتی است بدون توجه به خواسته ی اکثریت دانشجویان در راستای خوش خدمتی به افرادی که می خواستند تا بدین وسیله فضای خفقان را در دانشگاه حاکم کنند، بر نظر اربابان خود پا فشاری کرد و با ممنوع الورود کردن بسیاری از فعالین دانشجویی در روزهای پیش از تدفین تلاش مذبوحانه ای را برای خاموشی صدای اعتراض دانشگاه آغاز نمود.

 

یک روز مانده به تدفین شهداء، انجمن اسلامی دانشجویان طی بیانیه ای تمامی مواضع خود را اعلام داشت و به تحلیل فضا پرداخت. در نهایت انجمن اسلامی دانشجویان اعلام داشت که هرگز در روزی که در آن هم حرمت دانشجو و دانشگاه و هم حرمت شهادت شکسته خواهد شد، به دانشگاه نیامده و اعتراضی نخواهد کرد. در روز تدفین، اعتراضات خود جوشی در دانشگاه شکل گرفت که به مدیریت دانشگاه فهماند چون همیشه پروژه های سرکوب گرانه اش شکست خواهند خورد. لذا دستور حمله از سوی نهادهای امنیتی صادر گردید. با به عقب رانده شدن دانشجویان، فاز جدیدی از برخوردها آغاز شد و با همکاری پادوهای اقتدارگرایان در دانشگاه و نیروهای امنیتی، بیش از ۷۰ نفر از دانشجویان بازداشت شدند که بازداشت دانشجویان نیز با ضرب و شتم آنها همراه بود. هر چند که این دانشجویان با گرفتن تعهدهای غیرقانونی مبنی بر اینکه در هر زمان که نیروهای امنیتی اراده کردند باید برای ادای توضیحات لازم به مکان های مشخص مراجعه کنند، آزاد شدند. همچنین اتهام توهین به مقدسات از طریق بر هم زدن برنامه دفن شهداء به آنها ابلاغ گردیده است و تاکنون با گذاشتن قرار وثیقه، کفالت و تعهد همگی آزاد شده اند.

 

ولی طنز ماجرا آن هنگام هویدا گردید که در ساعات اولیه صبح روز سه شنبه ۶ اسفندماه ۸۷، یعنی درست کمتر از ۲۴ ساعت پس از ضرب و شتم وحشیانه دانشجویان به هنگام دفن شهید، نیروهای امنیتی به منزل آقایان عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، نریمان مصطفوی و احمد قصابان هجوم آورده و ضمن تخریب بخشی از وسایل شخصی این افراد، آنها را بازداشت نمودند. بازداشت این افراد در حالی صورت گرفت که پیش از این ۴ تن از اعضای انجمن نیز همزمان با مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان -اولین نخست وزیر جمهوری اسلامی ایران- بازداشت شده بودند و در ادمه ی روند بازداشت ها، روز دوشنبه ۱۹ اسفند ماه ۸۷، یاسر ترکمن یکی دیگر از اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی بازداشت شد (لازم به یادآوری است که هیچ یک از این دانشجویان در روز دوشنبه در دانشگاه حضور نداشته اند).

 

روند برخوردها در دانشگاه نیز با احضار بیش از ۵۰ نفر به کمیته ی انضباطی و صدور احکام فله ای برای ایشان همراه بود، به طوری که در این بین بیش از ۱۵ ترم محرومیت از تحصیل تا کنون به دانشجویان ابلاغ شده است.

 

بازداشت گسترده ی اعضای فعلی و سابق انجمن اسلامی پلی تکنیک که یکی از نادرترین بازداشت ها در طول تاریخ انجمن اسلامی است، می تواند حاکی از آغاز یک پروژه ی سرکوبگرانه باشد. این موضوع زمانی رنگ دیگری به خود می گیرد که بنا بر اطلاعات موثق -وکیل برخی از دانشجویان-، قرار بازداشت ۴ نفر اولیه ای که بازداشت شده بودند می بایست به وثیقه تبدیل می گشت. ولی هنگامی که آنها را به دادگاه برده شدند، پرونده ی جدیدی برای آنها تشکیل شد که ربط به موضوع دفن شهداء در دانشگاه پلی تکنیک دارد و گویا این پرونده با پرونده ی ۴ نفر دوم یکسان می باشد که مربوط به تدفین شهداء در دانشگاه پلی تکنیک است.

 

همچنین هیچ کدام از بازداشت شدگان تاکنون ملاقاتی با خانوادهایشان نداشته اند و بی خبری در مورد این افراد با توجه به نحوه بازداشتشان، نگرانی های عمیقی را ایجاد می کند. همچنین عدم برقراری تماس تلفنی عده ای از دانشجویان تاکنون، این نگرانی ها را تشدید می کند. از دیگر سو با توجه به نزدیکی انتخابات ریاست جمهوری به نظر می رسد که دانشجویان وجه المصالحه درگیری های انتخاباتی شده اند و خرد ستیزان سعی بر آن دارند که از این طریق دانشگاه ها را در آستانه انتخابات سرکوب کنند.

 

در آستانه ی سال نو باز هم با کارشکنی های انجام شده، در حالی که روز دوشنبه قبل از سال نو، وعده ی چهارشنبه ی آخر سال را برای دیدار خانواده ها با دانشجویان داده بودند، حتی به ملاقاتی کوتاه رضایت ندادند، تا نگرانی در مورد وضعیت فیزیکی دانشجویان افزایش یابد و بیم وقوع پروژه ای دیگر قوت گیرد.

 

در شرایط فعلی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه صنعتی امیرکبیر از هیچ تلاش برای آزادی یاران دربندش دریغ نخواهد نمود و چون قبل بر فعالیت های نقادانه ی خود پا فشاری خواهد کرد. در این بین دست تمامی آزادگان و دانشجویان آزاد اندیش را به گرمی خواهیم فشرد و قدر دان تمامی زحمات آزادی طلبانه ی آنان خواهیم بود. همچنین به خودکامگانی که قصد بر هم زدن نظام نقادانه و اصلاح گرایانه ی دانشگاه را دارند هشدار می دهد که پاسخ چنین برخورد هایی را به زودی زود از دانشگاه خواهند شنید.

 

لازم به یادآوری است که تاکنون موضع گیری خاصی از جانب احزاب اصلاح طلب و مدعی آزادی در این مورد صورت نپذیرفته و انجمن اسلامی دانشجویان پلی تکنیک نظرات اشخاص نزدیک به احزاب را موضع احزاب متبوع نمی داند. در پایان یادآور می شویم که دانشگاه سالیان درازیست که راه خود را فارغ از احزاب و خطوط سیاسی خارج از دانشگاه یافته است و در آینده نیز این روند را ادامه خواهد داد.
دیری نخواهد گذشت که یاران خود را در آغوش خواهیم کشید و شعار زنده باد آزادی چون همیشه بر فضای دانشگاه طنین انداز خواهد شد و چون گذشته در کنار یارانمان شمشیر نقد را برای اعتلای ایران عزیزمان در دست خواهیم گرفت.

 

روابط عمومی انجمن اسلامی دانشجویان
دانشگاه صنعتی امیرکبیر (پلی تکنیک تهران)

فرودین ۱۳۸۸

 


 

لینک مطلب | جمعه 14 فروردین1388 ساعت 12:24 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   انتقال فعالان دانشجویی و زنان کمپین یک میلیون امضا به زندان اوین

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: روز گذشته جمعی از فعالان کمپین یک میلیون امضا قصد داشتند به مناسبت سال نو به دیدار خانواده های برخی از زندانیان از جمله نریمان مصطفوی، دانشجوی دربند پلی تکنیک، منصور اسانلو زهرا بنی یعقوب بروند که ماموران انتظامی و لباس شخصی ۱۲ نفر از آنان را بازداشت و به زندان اوین منتقل کردند.

 

در میان بازداشت شدگان علی عبدی و محمد شوراب از اعضای دفتر تحکیم وحدت و همچنین امیر رشیدی از اعضای سازمان ادوار تحکیم حضور دارند که از فعالان و حامیان کمپین یک میلیون امضا هستند. خدیجه مقدم، دلارام علی، لیلا نظری، محبوبه کرمی، فرخنده احتسابیان، بهارا بهروان، آرش نصیری اقبالی، شهلا فروزانفر و ثریا یوسفی از دیگر بازداشت شدگان می باشند.

 

کمپین بین المللی حقوق بشر با انتشار بیانیه ای ضمن اعتراض به این بازداشت ها خواستار آزادی فوری این فعالان حقوق زنان شد. متن این بیانیه را در این لینک می توانید بخوانید.

 
تغییر برای برابری: انتقال ۱۲ نفر از فعالان کمپین یک میلیون امضا و مادران صلح به زندان اوین

 

اطلاعات دریافتی از خانواده های ۱۲ نفر از اعضای کمپین و مادران صلح که امروز بازداشت شده اند حاکی از آن است که قاضی متین راسخ، با تفهیم اتهام اخلال در نظم عمومی و تشویش اذهان برای این افراد قرار کفالت ۵۰ میلیون تومانی صادر کرده و تمامی بازداشت شدگان پس از بازجویی در کلانتری نیلوفر به زندان اوین منتقل شده اند.

 

بازداشت شدگان که طی تماس تلفنی با خانواده های خود این موضوع را به اطلاع ایشان رسانده اند، گفته اند قرار کفالت تنها با فیش کارمندی پذیرفته خواهد شد، اما مدت کوتاهی پس از این تماس قاضی پرونده، شعبه یکم بازپرسی ویژه امنیت واقع در جنب زندان اوین را ترک کرده است.

 

خانواده های بازداشت شدگان که تا آخرین ساعات پنچ شنبه در مقابل کلانتری های گلوبندک، نیلوفر، بازداشتگاه وزرا و زندان اوین سرگردان بوده اند همچنین می گویند که فرصت چندانی برای پیدا کردن ضامن کارمند نداشته و با توجه به تعطیلی آخر هفته درعمل گونه پیگیری تا شنبه بی نتیجه خواهد بود.

 

خدیجه مقدم، دلارام علی، لیلا نظری، محبوبه کرمی، فرخنده احتسابیان، بهارا بهروان، علی عبدی، امیر رشیدی، محمد شوراب، آرش نصیری اقبالی از اعضای کمپین یک میلیون امضا و همچنین شهلا فروزانفر، ثریا یوسفی از مادران صلح ظهر روز پنچ شنبه ششم فروردین، پیش از آن که موفق به دیدار نوروزی باخانواده های برخی از زندانیان و خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب شوند بازداشت شده اند.

 

 


 

لینک مطلب | شنبه 8 فروردین1388 ساعت 19:38 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   حمله نیروهای امنیتی به هفت سین خانواده های دانشجویان در بند و دانشجویان در مقابل اوین

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: ظهر امروز خانواده های دانشجویان دربند امیرکبیر مقارن با سال تحویل جلوی زندان اوین رفتند تا آخرین دقایق سال ۸۷ را با فرزندانشان از پشت میله های زندان بگذرانند. نیروهای امنیتی و پلیس امنیت از اولین دقایق از جمع شدن خانواده ها جلوگیری کردند و اجازه پهن کردن سفره هفت سین را ندادند و با خشونت به شرکت کنندگان حمله کردند.

 

در نهایت، بهاره هدایت، مهدی عربشاهی، میلاد اسدی (اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت)، سعید فیض الله زاده، مجید دری، حامد عزیزی، پدر میلاد اسدی و مادر نریمان مصطفوی را بازداشت کردند. آنها به جمع خانواده های دانشجویان زندانی حمله کرده و میلاد اسدی و پدر وی را مورد ضرب و شتم قرار دادند.

 

پس از آن تعدادی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت جهت پیگیری وضعیت بازداشت شدگان به پلیس امنیت مراجعه کردند و نیروهای امنیتی امین نظری و فرید هاشمی، دو عضو دیگر شورای مرکزی تحکیم وحدت را نیز بازداشت کردند.

 

محمد ملکی نیز ابتدا بازداشت و پس از دو ساعت آزاد شد.

 

تا کنون بازداشت این افراد تأیید شده است. در عین حال نیروهای انتظامی پلاک های خودرو خانواده دانشجویان را کنده اند و گوشی آنها را ضبط کردند.

 

خبر تکمیلی: اسامی بازداشت شدگان در مقابل زندان اوین

 

طبق اخبار رسیده ظهر امروز نیروهای امنیتی مهدي عربشاهي دبير تشكيلات تحكيم وحدت، ميلاد اسدي عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، بهاره هدايت عضو شوراي مركزي تحكيم، پدر و مادر میلاد اسدی و همچنين خودروي ايشان، چند نفر ديگر كه اسامي‌شان هنوز مشخص نشده و نيز خانم بهبهاني و اردشير رضوان، (مادر و شوهر خاله نريمان مصطفوي دانشجوي پلي تكنيك كه چند هفته پيش دستگير شده بود) را بازداشت كردند.

 

پلاك خودروهاي كيوان صميمي، مجيد دري و صادق شجاعي كه در محل مانده بوده و خواهان آزادي بازداشت شدگان بودند نيز كنده شد و توسط نيروي انتظامي ضبط گرديد.

 

آخرین اخبار از بازداشت فريد هاشمي و امين نظري، اعضای شوراي مركزي تحكيم، مقابل ساختمان پليس امنيت حكايت دارد.

 


 

لینک مطلب | شنبه 1 فروردین1388 ساعت 19:17 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   افشاگری های دانش جعفری ازنحوه انتخاب وزرای کابینه دولت نهم

 

 
   

داوود دانش‌جعفري، وزير سابق امور اقتصادي و دارايي دولت نهم كه مردادماه گذشته از كابينه محمود احمدي نژاد كنار رفت، از وجود گروهي از اطرافيان رييس جمهوري سخن گفت كه با فعايلتهاي خود مانع حضور وي در دولت شدند. 

دانش جعفري در مصاحبه‌اي مفصل با ويژه نامه نوروزي روزنامه جام جم علت بركناري خود را افرادي دانست كه در ستاد انتخاباتي احمدي‌نژاد پست‌ها را ميان خود تقسيم كرده بودند، اما ورود او به گروه 4 نفره گزينش تيم اقتصادي كابينه بازي آنها را برهم زده و لذا سيل گزارش‌هاي غيرواقعي عليه دانش جعفري به رئيس‌جمهور از همان آغاز وزارت وي شروع شده و سرانجام نيز كار خود را كرده بود.

وي در باره چگونگي انتخاب خود به وزارت امور اقتصادي و دارايي گفت:"من با آقاي احمدي‌نژاد سابقه دوستي داشتم اما با ستاد انتخاباتي او همكاري نمي كردم. بعد از انتخاب شدن آقاي احمدي‌نژاد به عنوان رييس جمهوري، ايشان با يك وقفه زماني از من دعوت كرد تا برنامه كاري خودم را براي پست وزارت جهاد كشاورزي ارائه دهم. من هم قبول كردم و برنامه را دادم."

دانش جعفري افزود:" پس از اينكه ارتباطم با آقاي احمدي نژاد نزديكتر شد، متوجه شدم مشكل ايشان، پيدا كردن مديران مناسب براي قبول پست‌هاي اقتصادي است. در نتيجه، بعد از مدتي به من گفت كه تصميم دارد از من در يكي از دو پست سازمان مديريت برنامه‌ريزي يا وزارت اقتصاد استفاده كند. من باز هم اعلام آمادگي كردم. منتهي اينكه ايشان آن موقع اين پيشنهاد را به من داد يك نكته‌اي در آن بود كه من بعداً آن را متوجه شدم."

وزير مستعفي اقتصاد در باره "نكته" يادشده گفت:"بلافاصله بعد از اينكه آقاي احمدي نژاد در انتخابات پيروز شد مجموعه‌اي از نزديكان را كه عموماً در ستاد انتخاباتي ايشان فعال بودند را در گروه‌هاي مختلف تقسيم‌بندي كرد تا براي هر وزارت‌خانه مجموعه‌اي از مديران قابل طرح را جستجو نموده و پيشنهاد كنند. در واقع كار آنها پيدا كردن وزير مناسب براي كابينه آقاي احمدي‌نژاد بود. من در آن مجموعه حضور نداشتم و اتفاقاً وقتي رسيدم كه گزارش پيشنهادي اين گروه‌ها به آقاي احمدي‌نژاد تقديم شده بود اما، نكته جالب در گزارش آنها اين بود كه در ليست پيشنهادشده براي وزارت‌خانه‌هاي مختلف عموماً از كساني نام برده بودند كه يا در ستاد انتخاباتي آقاي احمدي‌نژاد فعال بودند و يا عضو گروه جستجوي افراد شايسته براي كابينه بودند." 

دانش‌جعفري ادامه داد:"...شايد اگر من هم جاي آقاي احمدي‌نژاد بودم، همين احساس را مي‌داشتم و فكر مي‌كردم كه اين گروه‌ها به جاي آنكه بي‌طرفانه به رئيس‌جمهور مشاوره بدهند، در واقع براي خودشان قبايي درست كرده بودند! در چنين فضايي بود كه آقاي احمدي‌نژاد پست مرا مشخص كرد و سپس وارد كميته چهار نفره گزينش وزرا نمود."

وي گفت:"رييس جمهوري علاقمند بود پيشنهادات ما بي‌طرفانه باشد. او همين نكته را هم به دكتر رهبر گفته بود كه ايشان يا وزير اقتصاد خواهد شد يا رئيس سازمان مديريت و برنامه‌ريزي. غير از ما دو نفر، آقايان دكتر الهام و مهندس زريبافان نيز عضو كميته چهار نفره بودند. مسووليت بعدي آنها در كابينه نيز قبل از عضويت در كميته، مشخص شده بود. بعد از مدتي كه من در كميته چهار نفره كار كردم و با مجموعه ستاد آقاي احمدي‌نژاد بيشتر آشنا شدم به وجود بعضي از حساسيت‌ها نسبت به خودم پي بردم."

وزير مستعفي اقتصاد تصريح كرد:"در مجموع، دو گروه بودند كه علاقه زيادي به من نداشتند. عده‌اي كه فكر مي‌كردند با ورود من جا براي آنها تنگ شده است. گروه دوم هم كساني بودند كه مخالف تفكر اقتصادي من بودند. بعضي‌ها مي‌گفتند فلاني (من) گروه خونش به آقاي دكتر احمدي‌نژاد نمي‌خورد و چنين استدلال مي‌كردند اگر فرد ديگري از اصولگرايان غير از آقاي احمدي‌نژاد هم پيروز شده بود از من در كابينه خود استفاده مي‌كرد! "

دانش جعفري در ادامه خاطرات ناگفته خود از دوران وزارت اظهارداشت: "يكبار قبل از معرفي من به مجلس، آقاي دكتر احمدي‌نژاد به زبان آمد و گفت كه مجبور شده است براي بكارگيري من بهاي سنگيني را بپردازد! يكي از همين افراد به دكتر احمدي‌نژاد پيشنهاد داده بود كه اگر اصرار براي بكارگيري دانش جعفري وجود دارد، حداقل در پست سازمان مديريت نباشد. من در پاسخ به آقاي دكتر احمدي‌نژاد عرض كردم كه من هم براي همكاري با شما بهاي سنگيني را مي‌پردازم و لذا من هم از اين فضا رنج مي‌بردم تا اين‌كه بالاخره روزي به ايشان التماس نمودم كه مرا از همكاري معاف كند، ولي ايشان قبول نكرد. در نهايت خواهش كردم كه مرا در پست‌هاي ستادي مهم مثل اقتصاد و سازمان مديريت نگذارد و در جايي مثل جهاد كشاورزي كه استقلال نسبي دارد و در ضمن حساسيت كمتري هم دارد، مشغول بكار شوم. ايشان مجدداً قبول نكرد. احساسي كه داشتم اين بود كه آقاي دكتر احمدي‌نژاد در بكارگيري من كاملاً مصمم شده است. لذا در اين فضا بود كه تصميم گرفتم با همه مشكلاتي كه قابل پيش‌بيني بود همكاري كنم. تلقي من در آن زمان اين بود كه آقاي احمدي نژاد تفكر مرا پذيرفته است و روي راه‌حل‌هاي پيشنهادي من حساب باز كرده است." 


منبع:میزان

 


 

لینک مطلب | شنبه 1 فروردین1388 ساعت 19:16 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   پیام نوروزی كانون نويسندگان ايران

 

 
   

مردم آزاده
نوروزتان مبارك!

در سالي كه گذشت باز هم مردم در معرض انواع ناملايمات، قيد و بندها و حق‌كشي‌ها قرار داشتند. فشار بر نويسندگان و هنرمندان فزوني يافت و ادبيات و هنر بيش از گذشته در محاق سانسور فرو رفت. دانشجويان، معلمان، زنان و كارگران بيش از پيش سركوب شدند و آزادي بيان و تشكل و تجمع همچنان از آنان دريغ شد. حقوق اقليت‌هاي عقيدتي و قومي پايمال شد و شمار احضارها، بازداشت‌ها و احكام زندان افزايش يافت.  با اين همه ما اميدمان را به فرداي آزادي از دست نداده‌ايم و اينك مصمم‌تر و استوارتر از پيش براي تحقق خواسته‌هاي خويش به سال نو گام مي‌گذاريم.
در آستانه نوروز، عيد مهرباني‌هاي مردم ايران، تلخكامي‌ها را به نيروي مبارزه در راه آزادي بيان تبديل مي‌كنيم و سرشار از اين نيرو به پيشباز روزهاي تازه مي‌رويم.
در سالي كه گذشت، كانون نويسندگان ايران به دست‌آوردهاي در خور ‌توجهي دست يافت. مهم‌ترين اين دست‌آوردها آن بود كه كانون پس از تحمل پنج سال فشار و محدوديت و ممانعت سرانجام توانست به شيوه‌‌اي ابتكاري هيئت دبيران خود را برگزيند. افزون بر اين، چهلمين سالگرد تاسيس كانون نويسندگان ايران را نيز با برگزاري جلسه‌هاي متعدد شعر و داستان و تهيه‌ي پوستر و تي‌شرت گرامي داشتيم.
از ديگر دستاوردهاي كانون در سال گذشته، تعيين روز 13 آذر به عنوان «روز مبارزه با سانسور» و بسيج نيروهاي اجتماعي درگير در مسير اين كارزار بود.  اين دست‌آورد را ارج مي‌گذاريم و در راه  گسترش دامنه‌ي آن‌ پا مي‌فشاريم.
در آستانه سال نو براي همه مردم ايران و جهان كاميابي، سربلندي و پيروزي آرزو مي‌كنيم.

كانون نويسندگان ايران

 


 

لینک مطلب | شنبه 1 فروردین1388 ساعت 19:16 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   مشاهدات دکتر حسام فیروزی از وضعیت پزشکی زنده یاد امید رضا میرصیافی

 

 
   

ساعت 11 صبح روز 28/12/87 یکی از دوستان سالن 5 اندرزگاه 7، (آقای عباس خرسندی) به من مراجعه کرد و خبر خودکشی آقای میرصیافی و اینکه ایشان هم اکنون در بهداری اندرزگاه 7 بستری است و حال مساعدی ندارد و مسئولین بهداری هیچ توجه ای به وی نمی کنند را به من داد.

سریعا خود را به بهداری اندرزگاه 7 رساندم و با جسم بی حال و رنگ پریده و سرد ایشان مواجه شدم، در لحظه حضور من هیچ کس بر بالین مریض نبود و هیچ مراقبت پزشکی از وی صورت نمی گرفت، نبض دست مریض قابل لمس نبود، نبض گردن وی حدود 40 ضربان در دقیقه داشت، فورا فشار مریض را چک کردم ولی متاسفانه دستگاه بعلت پائین بودن بیش از حد فشار، فشار را ثبت نکرد. 

یکی از مسئولن حاضر در بهداری مرا صدا کرد و وضعیت بحرانی ایشان را به وی متدکر شدم، ایشان ان جی یا لوله دماغی- معده ای را برای بیمار آورد و سعی کرد لوله را جهت شستشوی معده از بینی عبور داده که نتوانست ، من پیشنهاد دادم باید اول سریعا برای مریض رگ بگیریم و سرم تزریق نماییم و وضعیت بحرانی فشار وی را تثبیت نمائیم و هر چه سریعتر پس از ثبات وضعیت قلبی و عروقی به همراه پزشک، وی را به مرکز تخصصی مسمومیت ها ارجاع دهیم، در این حین "آقای صدقی" که خود را به عنوان پرسنل بهداری اندرزگاه 7 معرفی نمود من را از اتاق احیا بیرون راند و درب اتاق را به روی من بست، در این موقع من به پزشک آنکار بهداری مراجعه نمودم "آقای دکتر رضایی" و وضعیت وخیم این بیمار را به ایشان هشدار دادم و عنوان کردم که من از سابقه پزشکی ایشان مطلع می باشم اجازه بدهید در درمان آن شما را یاری نمایم. آقای دکتر رضایی پرونده آقای میرصیافی را که به روانپزشک زندان مراجعه نموده بود را به من نشان دادند و گفتند روانپزشک برای ایشان قرص کلوناسپام شروع کرده و من با تعجب پرسیدم چطور ممکن است برای شخصی که چندین بار در طول زندان قصد انجام خودکشی را داشته تنها به یک قرص کلوناسپام اکتفا شده ؟

 آقای دکتر رضایی در پاسخ به من عنوان کردند که این زندانی ها همه تمارض می کنند. من در پاسخ به ایشان گفتم فشار خون کمتر از 60 میلیمتر و نبض کمتر از 40 عدد در دقیقه به همراه سابقه تمایل به انجام خودکشی چطور ممکن است تمارض باشد؟ و با تاکید بر اینکه این بیمار باید هر چه سریعتر به مراکز درمانی تخصصی ارجاع گردد مجددا به اتاق احیا مراجعه نمودم از آقای صدقی خواستم برای ایشان سرم نمکی و آتروپین برای بالا آوردن فشار شروع کنند و هر چه سریعتر به همراه یک پزشک به مرکز مجهزی در خارج از زندان منتقل گردد که ایشان برای دومین بار مرا به بیرون از بهداری هدایت کرد و گفت به شما ربطی ندارد و بیمار حالش خوب است و نیازی به این کارها ندارد .

از لحظه حضور من تا ارجاع بیمار آن هم بدون برانکارد و پزشک مراقب به درمانگاه اصلی اوین بیش از یک و نیم ساعت گذشت حتی مسئولین بهداری اجازه ندادن که کسی از دوستان وی به عنوان همراه با او به بهداری برود تا چه برسد به من که پزشک بودم و از سابقه بیمار اطلاع کافی داشتم در اینجا سوالاتی برای من مطرح شده که خواهان پاسخگویی مسئولین مربوطه می باشم .

1-       چرا فردی که پس از گذران مراحل بازجویی دچار افسردگی شدید شده بدون مراقبت های لازم پزشکی در زندان نگهداری می شود ؟ 

2-       چرا روانپزشک زندان این بیمار را مورد مراقبت های ویژه قرار نداده است ؟ در حالی که سابقه افکار خودکشی در تاریخچه پزشکی زندانی موجود بوده و روان پزشک اطلاع کامل از آنها داشته و آگاهی لازم داشته که این یک وضعیت اورژانس روانپزشکی است .

3-       چرا شخصی که به دلیل افسردگی شدید ناشی از مراحل بازجویی قادر به ادامه گذران زندان خود نیست باید مراحل حبس خود را آن هم بدون مراقب های ویژه روانپزشکی و پزشکی بگذراند ؟ 

4-       چرا بیماری که ساعت 11 صبح توسط همراهان به عنوان خودکشی با قرص به بهداری مراجعه کرده باید ساعت 11:30 یعنی با 30 دقیقه تاخیر آن هم به دلیل فشارهای ناشی از یک شخص غیر مسئول یعنی اینجانب مورد معاینه قرار گیرد ؟

5-       چرا پزشک بهداری یک و نیم ساعت پس از مراجعه بیمار وی را بدون برانکارد و با مراقبت پزشکی لازم و عدم حضور پزشک همراه به بهداری مرکز ارجاع داده ؟

6-       چرا بیمار با چنین وضعیت بحرانی در حالی که بهداری اوین به هیچ وجه قادر به درمان وی نبوده را به مرکز تخصصی در زمان لازم ارجاع نداده است ؟

7-       چرا پزشکان و پرسنل بهداری زندان معمولا تمایل دارند اولین تشخیص برای بیماران مراجعه کننده با مشکلات جسمی-روانی را تمارض تلقی نمایند ؟

متاسفانه این وضعیت به هیچ وجه خطای پزشک یا پزشکی محسوب نمی گردد زیرا هیچ کادر بهداشتی-درمانی در هیچ نقطه ای از دنیا راضی به مرگ یا ایجاد ضایعه برای بیمار خود نمی باشد و متاسفانه عدم توجه به حداقل حقوق بیماران زندانی که به فرهنگی بدل گشته و عدم رعایت قوانین بهداشتی-درمانی در زندان است که باعث چنین فجایعه ای می گردد. 
این در حالی است که انسان و کرامت انسانی او رابطه ای با مجرم بودن یا نبودن وی ندارد و باید از حداقل حقوق بهداشتی درمانی خود بهره مند گردد من به عنوان یک پزشک قسم خورده باتوجه به سوگندی که یاد کردم شهادت می دهم که علت مرگ زنده یاد امید رضا میرصیافی واقعاً قصور بوده است حال چه کسی پاسخگوی رفتار غیر حرفه ای و غیر مسئولانه که منجر به از دست رفتن جان انسانی که می توانست نجات یابد می باشد و با توجه به این که در چند ماه اخیر این چندمین مرگ عزیزانی است که ضعف عملکردها در زندان های این مرض و بوم باعث داغدار شدن خانواده های آنها گشته چه کسی پاسخگوست و چه کسی باید متعهد گردد که از این پس شاهد چنین فجایعی نباشیم ؟

 

به امید آزادی ایران زمین

27/12/1387 خورشیدی

دکتر حسام فیروزی / زندان اوین سالن 6 اندرزگاه 7

 


 

لینک مطلب | شنبه 1 فروردین1388 ساعت 19:15 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 




 

این خبرنامه زیر نظر مستقیم شورای مرکزی تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین اداره شده و اخبار مندرج در آن به هیچ وجه نشان دهنده نظر مستقیم این تشکل نخواهد بود و مسئولیت آن بر عهده منبع خبر می باشد. تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب نظرات و سیاست ها و خط و مشی های خود را تنها در قالب بیانیه و به طور رسمی اعلام می نماید. لازم به ذکر است این "وبلاگ" تنها وبلاگ این تشکل است و هر یک از وبلاگ های دیگر که به اسم این تشکل فعالیت می کنند ارتباطی با تشکل ندارند ./

 

 

 

Home Page
E-Mail
Exit



 

 

لوگو
 


 

جستجو در خبرنامه
 


 

 

 

Images and names of a number of political prisoners in Iran
تصاویر و نام تعدادی از زندانیان سیاسی در ایران


To view the names please place your mouse on the picture
برای دیدن نام اشخاص، نشانگر ماوس را بر روی عکس آنها نگه دارید

------------------------------------------------------------------------

Copyright © All Right Reserved
http://ikiut.blogfa.com
2007-2009