تبليغاتX
خبرنامه تشکل دانشجویان اصلاح طلب

 

 

 

 

 


آرشیو ماهانه
 

مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386

 

 


 
   هفت دانشجوی شیراز در بند؛ آخرین گزارش از وضعیت دانشجویان دانشگاه شیراز

 

 
   

با بازداشت آلما رنجبر، یکی از دانشجویان دختر دانشگاه شیراز در روز چهارشنبه ۲۵ دی ماه تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه شیراز جمعا به ۱۲ نفر رسید کهalt هم اکنون ۷ نفر از آن ها در بازداشت به سر می برند.تمامی این دانشجویان با احضاریه هایی با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات شیراز احضار شده اند و اتهام آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولان نظام عنوان شده است که پس از مراجعه به اداره اطلاعات بازداشت شده اند.این دانشجویان هم اکنون در بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز به سر می برند و از وضعیت آنها و سلامتی آن ها اطلاع دقیقی در دست نیست.

اولین دانشجویان بازداشت شده کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی، لقمان قدیری و محسن زرین کمر بودند که در تاریخ ۱۴ دی ماه بازداشت شدند که کاظم رضایی و محسن زرین کمر پس از ۸ روز بازداشت و عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری پس از ۹ روز بازداشت با قرار وثیقه آزاد شدند.پس از آن ها نیز ۴ دانشجوی دیگر به نام های سعید خلعتبری، احمد کهنسال، عباس رحمتی و عنایت تقوی در ۲۱ دی ماه بازداشت شدند که در روز ۲۳ دی ماه برای این ۴ دانشجو قرار وثیقه صادر شد و یکی از این دانشجویان به نام عباس رحمتی در همان روز با تامین وثیقه آزاد شد اما به دلیل عدم تامین وثیقه آزادی ۳ دانشجوی دیگر به روز ۲۴ دیماه موکول شد اما در روز ۲۴ دیماه بنا به دلایل نامعلومی قرار وثیقه ای که برای این دانشجویان پیش از این صادر شده بود از سوی قاضی این پرونده، قاضی کریمی، به قرار بازداشت تبدیل شد، این ۳ دانشجو با گذشت ۷ روز از بازداشتشان همچنان در بند به سر می برند.

همچنین هادی الم لی و آرش روستایی ۲ دانشجوی بازداشت شده دیگر هستند که از روز ۲۳ دی ماه در بازداشت به سر می برند و برای آنان نیز قرار وثیقه صادر شده است.حمدالله نامجو نیز از روز ۲۴ دی ماه در بازداشت به سر می برد و برای او نیز قرار بازداشت صادر گشته است.دیگر دانشجوی بازداشت شده دانشگاه شیراز آلما رنجبر است که از روز ۲۵ دیماه در بازداشت به سر می برد و گویا برای او از سوی قاضی پرونده قرار وثیقه صادر شده است.تا کنون تلاش های دانشجویان دانشگاه شیراز و دوستان این دانشجویان بازداشت شده جهت ملاقات با آن ها بی ثمر مانده است که این مساله موجب نگرانی فعالین دانشگاه شیراز شده است و احتمال می رود که دانشجویان بازداشت شده تحت شکنجه قرار داشته باشند.

همچنین یونس میر حسینی و اسماعیل جلیلوند دو دانشجوی احضار شده دیگر هستند که در اعتراض به غیر قانونی بودن عملکرد و نوع احضار، که دانشجویان با سربرگ قوه قضائیه به اداره اطلاعات احضار شده اند، به اداره اطلاعات مراجعه نکرده اند.

لازم به ذکر است که در روزهای گذشته از سوی کمیته انضباطی دانشگاه شیراز برای ۸ نفر از دانشجویان احکام قطعی صادر شده است و همچنین تعدادی از دانشجویان مجددا به کمیته انضباطی احضار شده اند.احکام قطعی صادر شده به شرح زیر است:

حمدالله نامجو (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم)

نوید غفاری (یک ترم محرومیت از تحصیل)

افشین هوشنگ (دو ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق)

آرش روستایی (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم )

هادی الم لی (یک ترم محرومیت از تحصیل و ارجاع پرونده به کمیته انضباطی مرکزی وزارت علوم)

آلما رنجبر (دو ترم محرومیت از تحصیل)

امین کریمی (یک ترم محرومیت از تحصیل)

امین درستی (توبیخ کتبی و درج در پرونده)

 


 

لینک مطلب | شنبه 28 دی1387 ساعت 15:23 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   امین قضایی:"آلن روب گریه" برای یک زندانی

 

 
   

یک صحنه ی یخ زده با زمانی بی نهایت برای توصیفات بی نهایت جزئی: آیا اوین همان  هزارتوی" آلن روب گریه" نیست؟

شما تنها دو راه دارید : یا نگهبان باشید یا زندانی. مردی را تصور کنید که از شکنجه گاه باز می گردد و در سلول خود یکی از روشنفکرانه ترین رمان های نوی تاریخ قرن بیستم را می خواند.هیچ کس در این زندان کتابی نمی خواهند مگر آنکه دوباره آنرا بنویسد. و ما نوشتیم :  اوین  خود شما هستید وفرهاد سربازی است در بازگشت از جنگی که هیچ خاطره ای از آن ندارد به سوی شهری که هیچ کس به استقبال او نمی آید و در زندانی آشیانه می کند که مرگ از پنجره هایش سرک می کشد.

اوین وحشتناک نیست ، اوین عادی است ، این عادی بودن است که وحشتناک است. عجوزه ای که خود را می آراید اما وحشتناک تر می شود. ما همگی بخشی از توصیفات یک صحنه هستیم اما تمامی این توصیفات جزئی و دقیق با تکرارهای عادی ، یک هزارتوی وحشتناک را می سازد. زندگی روایت است؟ در هزارتوی توصیفات مکرر ، روایت می میرد. در هزارتوی اوین ، گذشته و آینده می میرند.

 232 ، 43 و 72 را به سلولهایش می برد ، 70 میلیون خمیازه می کشد و 245 چیزی را در دفترش یادداشت می کند. عدد دقیق است و به خاطر دقتش یخ می زند. وقتی در زندان بودم فهمیدم که آزادی عدد پی است . یک عدد گنگ که دایره را می سازد ، اما خودش نامعلوم است. آزادی نامعینی عدد پی است. من تنها وقتی می میرم که شماره ی سلول خودم باشم ، آزادی یعنی اینکه وقتی تو را محاسبه می کنند مانند عدد پی بخشی از وجود تو هرچند کوچک باقی مانده  و در محاسبات منظور نشده باشد.

رفیق! هیچ کس تو را بازنخواهد شناخت. تو و من را. من آنها را می شناسم : هزارتو ، هزار "تو" است . خواندن آنها ، تشییع جنازه ی اندیشه  است.

 


 

لینک مطلب | شنبه 28 دی1387 ساعت 15:19 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   نامه ی تازه ی فرزاد کمانگر

 

 
   

من یک معلم می مانم و تو یک زندانبان¹

زئوس، خدای خدایان فرمان داد تا پرومته نافرمان را به بند کشند و اینگونه بود حکایت من و تو اینجا آغاز شد.
تو میراث خوار زندانبانان زئوس گشتی تا هر روز نگهبان فرزندی از سلاله آفتاب و روشنی گردی و برای من و تو زندان دو معنای جداگانه پیدا کرد، دو نفر در دو سوی دیوار با دری آهنی و دریچه ای کوچک میان آن، تو بیرون سلول، من درون سلول.
حال بهتر است همدیگر را بهتر بشناسیم.

من معلمم...نه نه...
من دانش آموز صمد بهرنگی ام، همان که الدوز و کلاغها و ماهی سیاه کوچولو را نوشت که حرکت کردن را به همه بیاموزد. او را میشناسی؟ میدانم که نمی شناسی.

من محصل خانعلی ام، همان معلمی که یاد داد چگونه خورشیدی بر تخته سیاه کلاسمان بکشیم که نورش خفاشها را فراری دهد.
میدانی او که بود؟

من همکار بهمن عزتی ام، مردی که همیشه بوی باران میداد و انسانی که هنوز مردم کرمانشاه و روستاهایش با اولین باران پائیزی به یاد او می افتند، اصلا میدانی او که بود؟ میدانم که نمیدانی.²
من معلمم، از دانش آموزانم لبخند و پرسیدن را به ارث برده ام.

حال که من را شناختی، تو از خودت بگو، همکارانت که بوده اند، خشم و نفرت وجودت را از چه کسی به ارث برده ای، دستبند و پابندهایت از چه کسی به جا مانده؟ از سیاهچالهای ضحاک؟
از خودت بگو، تو کیستی؟ فقط مرا از دستبند و زنجیر و شلاق، از دیوارهای محکم ۲۰۹، از چشمهای الکترونیکی زندان، از درهای محکم آن مترسان، دیگر هیچ هراسی در من ایجاد نمی کنند. عصبانی مشو، فریاد مکش، با مشت بر قلبم مکوب که چرا سرم را بالا میگیرم، داستان مشت تو و سر زن زندانی را به یاد دارم.

مرا مزن که چرا آواز میخوانم، من کردم، اجداد من عشقشان را، دردهایشان را، مبارزاتشان را و بودنشان را در آوازها و سرودهایشان برای من به یادگار گذاشته اند. من باید بخوانم و تو باید بشنوی. و تو باید به آوازم گوش دهی، میدانم که رنجت میدهد.

مرا به باد کتک مگیر که هنگام راه رفتن صدای پایم می آید، آخر مادرم به من آموخته، با گامهایم با زمین سخن بگویم، بین من و زمین، پیمانی است و پیوندی که زمین را پر از زیبائی و پر از لبخند کنم. پس بگذار قدم بزنم، بگذار صدای پایم را بشنود، بگذار زمین بداند من هنوز زنده ام و امیدوار.

قلم و کاغذ را از من دریغ مکن، میخواهم برای کودکان سرزمینم لالائی بسرایم، سرشار از امید، پر از داستان صمد و زندگیش، خانعلی و آرزوهایش، از عزتی و دانش آموزانش، میخواهم بنویسم، میخواهم با مردمم سخن بگویم، از درون سلولم، از همینجا، میفهمی چه میگویم؟ میدانم به تو آموخته اند از نور، از زیبائی ها، از اندیشه و اندیشیدن متنفر باشی.

اما نترس به درون سلولم بیا، مهمان سفره کوچک و پاره من باش، ببین من چگونه هر شب همه دانش آموزانم را مهمان میکنم، برایشان چگونه قصه میگویم، اما تو که اجازه نداری ببینی، تو که اجازه نداری بشنوی، تو باید عاشق شوی، باید انسان شوی، باید اینسوی درب باشی تا بفهمی من چه میگویم.

به من نگاه کن تا بدانی فرق من و تو در چیست، من هر روز بر دیوار سلولم دستان دلدارم را و چشمان زیبایش را میکشم، و انگشتانش را در دست میگیرم و گرمی زندگی را در دستانش و انتظار و اشتیاق را در چشمانش میخوانم، اما تو هر روز با باتوم دستت انگشتان نقش بسته بر دیوار را میشکنی و چشمان منتظرش را در می آوری، و دیوار را سیاه میکنی.

دنیای تو همیشه تاریکی و زندان خواهد بود و "شعور نور" آزارت خواهد داد، من ماهها است چشم انتظار دیدن یک آسمان پرستاره ام.

با ستاره های یاغی که در تاریکی از این سوی آسمان به آن سوی آسمان پر بکشند و سینه سیاهی را با نور بشکافند. اما تو سالهاست در تاریکی زندگی میکنی، شب تو بی ستاره است، میدانی آسمان بی ستاره یعنی چی؟ آسمان همیشه شب یعنی چی؟

اینبار که به ۲۰۹ برگشتم به درون سلولم بیا من برایت آرزوها دارم، نه از رنگ دعاهای تو که سراسر آتش است و ترس از جهنم، آرزوهای من پر از امید و لبخند و عشق است. به درون سلولم بیا تا راز آخرین لبخند عزتی را پای چوبه دار برایت بگویم، میدانم که باز بندی بند ۲۰۹ خواهم شد، در حالی که تو با همه وجود پر از کینه ات بر سر من فریاد میکشی و من باز دلم برای تو و دنیای حقیری که دورت ساخته اند میسوزد. من بر میگردم در حالی که یک معلمم و لبخند کودکان سرزمینم را هنوز بر لب دارم.
 

معلم محکوم به اعدام، فرزاد کمانگر
بند بیماران عفونی زندان رجایی شهر کرج
۲۷/۱۰/٨۷
 

۱- چند نفر از نگهبانان ۲۰۹ (برخلاف بازجوها که اینبار اذیتم نکردند) به خاطر اینکه در مطلب، بندی، بند ۲۰۹، آنها را شبیه شبح خوانده بودم وحشیانه به باد، کتک و فحش و ناسزا گرفتنم.
۲- بهمن عزتی معلمی بود که اوایل انقلاب اعدام شد، هنوز مردم روستاهای کرمانشاه و کامیاران از او خاطرات بسیار دارند، میگویند هنگام اعدام در جواب ماموران که از او پرسیدند از مرگ نمی هراسی؟ لبخند زنان گفت: مرگ اگر مرد است گو نزد من آید تا در آغوشش کشم، تنگ تنگ

 


 

لینک مطلب | شنبه 28 دی1387 ساعت 1:1 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   کمک به انسانیت...

 

 
   

روز تاسوعا٬ کانون اصلاح و تربیت٬ سالن آمفی تئاتر کانون٬ فرزندی از سرزمین ایران ٬ سر به زیر دارد از خطایی که کرده٬ خطایی که شاید بخشی از تقصیر آن بر "خسرو" وارد باشد٬ بخش اعظم این گناه متوجه جامعه غافلی است که خسرو را فراموش کرده ٬ خسرو باید برای تامین خانواده بی سر و سامانش از جنوب ایران به تهران بی رحم بیاید٬ هنوز دو روز از سفر خسرو به تهران نگذشته که این شهر بی رحمی خود را به بدترین شکل به این پسر ۱۵ ساله می نمایاند٬ خسرو برای فرار از دست عده ای معتاد که قصد گرفتن دست رنج دو روز کار او در یک شهر غریب را داشتند سهوا" باعث قتل یکی از آنان می شود٬ شهر تهران٬ ساکنین شهر تهران٬ نمی دانند که خسرو ۳ سال است که در کانون اصلاح و تربیت در انتظار است تا به سن قانونی برسد و حکم در موردش اجرا شود...

واینک٬ خسرو ۲ ماه دیگر اعدام می شود٬ غفلت ما نیز کماکان ادامه دارد٬ کماکان شهروندان تهرانی از حضور خسرو واز اعدام خسرو و از میهمان نوازی خود در این شهر بی سر و ته خبر ندارند٬ هنوز تهرانیها خبر ندارند که خسرو که تنها ۲ روز میهمان این شهر بوده ۲ ماه دیگر اعدام می شود و به قول استاد بزرگوار ما "خسرو به جای همه ما دار خواهد خورد"

دوستان عزیزی که این مطلب را خواندید٬ رسالتی بر دوش ماست به عنوان یک انسان که اگر توجه نکنیم ٬ توان جوابگویی نخواهیم داشت٬  اگر غفلتمان ادامه پیدا کند در مقابل انسانیت خود برای همیشه خجل خواهیم بود.

دیه ای که برای خسرو تعیین شده ۴۰ میلیون تومان است که اگر تا ۲ ماه دیگر تامین نشود٬ سفر خسرو در تهران به پایان می رسد و ما که نام خسرو را شنیدیم و نشستیم شرمنده دلمان می شویم٬ شرمنده انسانیت ٬ شرمنده خسرو٬ شرمنده تمام کودکانی که در کانون اصلاح و تربیت به رهایی خسرو فکر می کنند٬ شرمنده تمام بشریت

اگر فکر می کنید کسی حتی به احتمال یک درصد ممکن است بتواند بخشی از بهای رهایی خسرو را بپردازد ٬ داستان زندگی خسرو را برایش بگویید٬ باشد که روحهای بیداری باشند که خسرو را نجات دهند از بی رحمی این شهر سیاه٬ این رسالت بر دوش تک تک ماست به عنوان یک انسان.

 

 شماره حساب طرح طفلان : ۲۹۹۰۲۱۸۹۰ -بانک تجارت-شعبه فلسطین-به نام جمعیت امام علی(ع)

 

 تلفن رابط طرح آقای کریمی : ۰۹۱۲۳۱۶۵۰۴۵

وبلاگ طرح طفلان مسلم

سایت طرح طفلان مسلم

 

 

پ.ن:علاوه بر خسرو مدد جویان دیگری هم هستند که در کانون منتظر ما هستند٬ در صورت تامین مبلغ مورد نیاز برای آزادی خسرو٬ باقی مبلغ جمع آوری شده برای آزادی مدد جویان دیگر استفاده خواهد شد

 


 

لینک مطلب | جمعه 27 دی1387 ساعت 0:55 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   جنگ در غزه روز بروز به ابعاد فاجعه انسانی می افزاید

 

 
   

 

از زیر ویرانه‌هائی که روز به روز گسترده تر می شوند، ظرف نوزده روز گذشته بیش از 1018جسد کشف شده است. تعداد مجروحان تاپایان روز چهارشنبه ۴811 نفر اعلام شد

استفاده مکرر نظامیان اسرائیلی از سلاح های غیر متعارف ناشی از عجز ارتش اسرائیل در مقابل مردم غزه ست . با این حال دولت اسرائیل قادر به درک ابعاد فاجعه ناشی از استفاده از سلاح های غیر متعارف نیست . زیرا این دولت در سر دگمی کامل قرار دارد ودر واقع دچار نوعی جنون شده اند . غافل از اینکه در آینده ای نه چندان دور مقامات سیاسی ونظامی اسرائیل در دادگا ه  های بین المللی محاکمه خواهند شد .

گفته می شود حال کثیری از مجروحان که در اثر استفاده از بمب های فسفری مجروح شده اند وخیم است .

یک منبع اسرائیلی که خواست نامش فاش نشود گفت . دولت اسرائیل حاضر نیست تعداد کشته شدگان ومجروحان نظامی خودی را اعلام کند . چون از فرار مردم اسرائیل ونیز مهاجرت یهودیان به دیگر کشورهای وحشت دارد .

تنگنا در گورستان‌ها

آسوشیتدپرس خبر داد که جای خالی در گورستان‌های  باریکه غزه وجود ندارد و مسئولان ناچار شده‌اند برای دفن اجساد تازه، قبرهای کهنه را زیر و رو کنند.

 در نوزدهمین روز درگیری‌ها، یک بمب اسرائیلی به گورستان "شیخ رادوان" نوار غزه اصابت و قطعات اجساد مردگان را بر بام ساختمان‌های هم‌جوار پرتاب کرد.

آسوشیتدپرس نوشت: «مردمی که برای مقابله با بوی تند اجساد، دستمال بر جلوی دهان بسته‌اند، تکه‌های اجساد را جمع می‌کنند و برای دفن مجدد به گورستان ویران‌شده باز می‌گردانند. ده‌ها سنگ قبر متلاشی شده است». یک خاخام اسرائیلی که خواست نامش نشود گفت در آوردن مردگان مسلمانان ومسیحیان بخشی از وظایف یهودیان در کتاب اسرار آمیز صهیونیسم است که گذشتگان ما آنرا به عهده  ی ما گذاشته اند . وی افزود در آوردن مردگان غیر یهود از قبر موجب شکستن طلسم نفرت دیگر ملل نسبت به یهودیان می گردد .

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 26 دی1387 ساعت 14:18 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   بازداشت برهان سعیدی یکی از اعضای شورای زنان

 

 
   

روز سه شنبه 24دی ماه حدودا ساعت هشت و سی دقیقه صبح چند نفر لباس شخصی از طرف حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی به منزل برهان سعیدی از اعضاء شورای زنان رفته و ضمن بازدید کامل منزل وی ماهواره او را با خود بردند. اما خود او که به دنبال کار شخصی صبح زود از منزل خارج و به مسافرت شهرستان رفته بود موفق به دستگیریش نشدند. اما طی چند مورد تماس مداوم که از منزل خود وی با او گرفته شد او را تهدید کردند در صورتی به ستاد نیروی انتظامی واقع در سه راه شالمان مراجعه نکند اقدام به دستگیری او خواهند نمود. او که در شهرستان به دنبال امورات شخصی خود بود مجبور به بازگشت به سنندج شد. در ساعت چهار همان روز ضمن مراجعه به ستاد مذکور گفتند که بازجو حضور ندارد و باید ساعت هشت صبح چهارشنبه مراجعه کند. که امروز ضمن مراجعه یه مکان مذکور و پیگیری مداوم دوستان و خانواده او جوابی دریافت نکردند. که پس ازچندین بار رفت و آمد خانواده اش طبق آخرین خبرها قرار است ساعت هفت بعد ازظهر امروز جهت بازجوئی اولیه او را به دادگاه برده شود که تا به حال خبر جدیدی در دست نیست

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 26 دی1387 ساعت 1:53 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   افزایش فشارها بر دانشجویان دانشگاه شیراز؛

 

 
   

حمداله نامجو یازدهمین بازداشت شده دانشگاه شیراز

حمداله نامجو یکی دیگر از دانشجویان دانشگاه شیراز بازداشت شد. با بازداشت نامجو شمار بازداشت شدگان شیراز در دو هفته گذشته به ۱۱ نفر رسید. پس از بازداشت آرش روستایی و هادی الم لی در روز دوشنبه و بی خبری از وضعیت این دو دانشجو بازداشت نامجو نگرانی ها از ادامه بازداشت دانشجویان را افزایش داده است.

با آزادی لقمان قدیری گل تپه، عبد الجلیل رضایی، کاظم رضایی و محسن زرین کمر که شنبه ۱۴ دی بازداشت شده بودند و همچنین عباس رحمتی که ۲۱ دی ماه بازداشت شده بود، روند آزادی ها نیز متوقف شده است. به گفته نزدیکان این دانشجویان آقای کریمی قاضی رسیدگی کننده به این پرونده با توجه به مسائلی (که گفته می شود تماس های انجام گرفته نهادهای امنیتی می باشد) بیان کرده اند که فعلا قرار بازداشت نامجو و روستایی و الم لی با قرار وثیقه جابجا نمی شود. همچنین قاضی از قبول قرار وثیقه ۳ دانشجوی دیگر بازداشت شده - سعید خلعتبری، عنایت تقوی و احمد کهنسال - که به همراه عباس رحمتی قرار آن ها به قرار وثیقه تبدیل شده بود، خودداری می نماید.

همچنین تهدیدات و فشارها علیه اسماعیل جلیلوند، آلما رنجبر و یونس میرحسینی ۳ دانشجوی احضار شده دیگر افزایش یافته است. این ۳ دانشجو در اعتراض به احضار قضایی به نهاد غیر قضایی حاضر به حضور در دفتر وزارت اطلاعات نشده بودند.

با توجه به آغاز امتحانات موج احکام اجرایی دانشگاه علیه دانشجویان نیز شدت یافته است. علاوه بر ۷ حکم قطعی که دوشنبه علیه دانشجویان صادر شده بود امروز نیز احکام دیگر محرومیت از تحصیل دانشجویان صادر شده است.برخورد با دانشجویان دانشگاه شیراز با نزدیک شدن به انتهای ترم با احضار ۳۷ دانشجو به کمیته انضباطی شروع شد. احضارهایی که در أغاز به صدور حکم ۲۸ ترم تعلیق برای ۱۸ دانشجوی دانشگاه شیراز شده بود که به تدریج این احکام از سوی دانشگاه قطعی و اجرایی شده است. همچنین در کنار برخوردهای انضباظی، ۱۵ دانشجو در ظرف ۲ هفته به اداره اطلاعات شیراز احضار شدند که متعاقب آن ۱۱ نفر بازداشت شده و یک دانشجو نیز پس از ارائه توضیحات آزاد شده بود. با آزادی ۵ دانشجو در ابتدای این هفته همچنان ۶ دانشجو - آرش روستایی، حمداله نامجو، هادی الم لی، سعید خلعتبری، عنایت تقوی و احمد کهنسال - در بازداشت به سر می برند.

 


 

لینک مطلب | پنجشنبه 26 دی1387 ساعت 1:49 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   احضار 16 نفر از دانشجویان دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی

 

 
   

 

خبرنامه تشکل اصلاح طلب: مازیار یزدانی نیا، هومن احمدی، رضا عرب، میلاد حسینی، سیاوش صفوی، سمانه توحیدیان و ۱۰ نفر دیگر از دانشجویان دانشگاه مازندران به کمیته انضباطی احضار شده اند.ظاهرا این احضارها به خاطر شرکت در مراسم روز دانشجو در روز ۱۷ آذر بوده است.

هنوز لیست دقیقی از احضارشدگان به کمیته انضباطی در دست نیست

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 25 دی1387 ساعت 13:30 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   گزارشی از آخرین اتفاقات دانشگاه شیراز؛

 

 
   

آرش روستایی و هادی الم لی بازداشت شدند،میرحسینی

 به اداره اطلاعات احضار شد و ۷ دانشجو حکم قطعی گرفتند

آرش روستایی و هادی الم لی امروز با مراجعه به اداره اطلاعات شیراز بازداشت شدند. بنابراین شمار دانشجویانی که در ۲ هفته گذشته در شیراز بازداشت شده اند به ۱۰ نفر رسید. روز شنبه پس از مراجعه سعید خلعتبری، عباس رحمتی، عنایت تقوی، احمد کهنسال و محبوبه خادمی به اداره اطلاعات ۴ تن از آنان (به جز خانم خادمی) بازداشت شدند و امروز نیز با ارسال پرونده این دانشجویان به دادگاه انقلاب شیراز قرار بازداشت آنان به قرار وثیقه ۵۰ میلیون تومانی تبدیل شد که عباس رحمتی با تامین قرار آزاد شد و ۳ دانشجوی دیگر همچنان در بازداشت به سر می برند.

همچنین لقمان قدیری گل تپه، عبد الجلیل رضایی نیز امروز آزاد شدند تا پس از کاظم رضایی و محسن زرین کمر که دیروز آزاد شده بودند، هر ۴ دانشجویی بازداشت شده در روز ۱4 دی آزاد شده باشند. گفتنی است دانشجویان آزاد شده با استفبال گرم دانشجویان به دانشگاه برگشتند.

همچنین آقای یونس میر حسینی دانشجویی دانشگاه شیراز که ۱۶ آذر سال قبل به مدت ۱۴ روز در بازداشت به سر برده بود مجداً به اداره اطلاعات احضار شدند. اتهام وی نیز همانند دانشجویان احضاری دیگر اقدام علیه امنیت ذکر شده است . با احضار این دانشجو تعداد دانشجویان احضاری این دانشگاه به ۱۵ تن رسید.

همچنین امروزدر حالی که دانشجویان خود را برای استقبال از دانشجویان آزاد شده آماده می نمودند. کمیته انضباطی تجدید نظر دانشگاه احکام قطعی خود را مبنی بر محرومیت از تحصیل ۷ تن از دانشجویان از صادر نمود.

حمدالله نامجو (یک ترم تعلیق از تحصیل و ارجاع به کمیته انضباطی مرکزی )

نوید غفاری (یک ترم تعلیق از تحصیل و ارجاع به کمیته انضباطی مرکزی)

افشین هوشنگ (دو ترم محرومیت از تحصیل به صورت معلق)

آرش روستایی (یک ترم تعلیق از تحصیل و ارجاع به کمیته انضباطی مرکزی )

هادی الم لی (یک ترم تعلیق از تحصیل و ارجاع به کمیته انضباطی مرکزی )

آلما رنجبر (دو ترم تعلیق از تحصیل)

امین کریمی (یک ترم تعلیق از تحصیل)

امین درستی (توبیخ کتبی و درج در پرونده)

 گفتنی است پس از برگزاری تریبون آزاد دانشحویی «آزادی دانشگاه ، آزادی جامعه» ۴ تن از دانشجویان این دانشگاه به وزارت اطلاعات احضار شدند. که متعاقب آن دانشجویان نسبت به این روند اعتراض و اقدام به برگزاری ۲ تجمع در روزهای یکشنبه و دوشنبه نمودند .که در روز دوشنبه ۱۰ تن دیگر از دانشجویان به نام های آرش روستایی، حمداله نامجو، اسماعیل جلیلوند، سعید خلعتبری، هادی الم لی، آلما رنجبر، عباس رحمتی، عنایت تقوی، احمد کهنسال و محبوبه خادمی نیزبه وزارت اطلاعات احضار شدند. گفتنی است تهدیدات علیه نامجو، رنجبر، جلیل وند که خود را به دفتر وزارت اطلاعات معرفی نکرده اند بیشتر شده است.

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 24 دی1387 ساعت 1:14 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   اقدام عليه امنيت ملي يعني چه؟

 

 
  گفتگوي سايت تهيه با همسر منصور اسانلو


اخیرا فشار های امنیتی و قضایی بر فعالان کارگری تشدید یافته و دور جدیدی از بازداشت ها شروع شده است. طی روز های اخیر، محسن حکیمی و بیژن امیری، از فعالان کارگری در تهران، بازداشت شدند. چند هفته پیش نیز دادگاه پنج عضو هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه تشکیل واتهام همه آنها تبلیغ علیه نظام اعلام شد. این فعالان کارگری اکنون در انتظار احکام خود هستند.

روز شنبه هفتم دی ماه نیز ابراهیم مددی، نایب رئیس هیئت سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه، بازداشت شد. این درحالی است که منصور اسالو، رئیس هیئت مدیره این سندیکا، بیش از یکسال است که به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در زندان به سر می برد.

اتحادیه ها و سندیکاهای کارگری و نهادهای حقوق بشری، چه در داخل ایران و چه در سطح بین المللی، بارها طی بیانیه هایی به این بازداشت ها و سرکوب ها اعتراض کرده و خواستار آزادی فعالان کارگری شده اند. اما به رغم انتقادها و اعتراض ها، مسئولان جمهوری اسلامی ایران فشار خودرا بر فعالان کارگری و مدافع طبقه زحمتکش کارگر افزایش داده اند.

افزون بر تمام مشکلاتی که گریبانگیر خود فعالان در زندان است، از جمله حبس های طولانی در شرایط بد و دشوار زندان های ایران، نبود امکانات بهداشتی و دارویی و یا تغذیه نامناسب و فشارهای روحی و روانی مثل بی خبری ازوضعیت پرونده و ملاقات های کم و کوتاه با خانواده، باید از مشکلات و فشارهایی که بر خانواده های آنها وارد می شود نیز یاد کرد. راستی، این خانواده ها چگونه روزگار خود را می گذرانند؟ همسران آنها چطور خانواده را سرپا نگه می دارند؟ آیا کسی و یا فریاد رسی دارند؟

این سئوال ها در ذهنم بود که به پروانه اسالو، همسر منصور اسالو، تلفن زدم. می دانستم که او در بیمارستان کار می کند. ساعت دوازده ونیم بود و من فکر کردم شاید ساعت مناسبی باشد. گوشی را که بر داشت، سلام کردم وخودم را معرفی کردم . گفتم می خواهم به درددل های شما گوش کنم؛ می خواهم بدانم به شما چه می گذرد. صدایش خسته بود. علت را پرسیدم. گفت برای آنکه زندگی را بچرخاند، دو شیفت کار می کند و حال بعد از پایان شیفت اول خوابیده بوده است. معذرت خواستم و گفتم بعدا زنگ می زنم، ولی با محبت به صحبت با من ادامه داد.

ابتدا به او گفتم: خانم اسانلو حالتون چطوره، روزگار چگونه می گذرد؟

واقعا چه بگویم؟ زندگی ما یک زندگی عادی نیست. به رغم این که همسر من بی گناه است و با وجود فشارهای بسیاری که به ما وارد می شود، حتی حق نداریم از خودمان دفاع کنیم. باید بگویم که هیچ کس نیست که جواب ما را بدهد. الان سه سال است که همسرم زندانی است و من به طور دائم راه دادگاه، زندان و دادسرا را طی می کنم، ولی متاسفانه هیچ کس نیست که جواب آدم را بدهد.

اصلا من می گویم که آقای اسانلو یک متهم است، مگر با یک متهم نباید در چهارچوب قانون و مقررات رفتار کرد؟ مگر نباید حق و حقوق او و خانواده اش رعایت شود؟ الان همسر من در بدترین زندان ایران است، یعنی در شرایط خیلی بد به رغم عمل جراحی قلب و بیماری چشمی که دارد. من همیشه نگرانم و دایم به یاد او هستیم، حتی موقع غذا خوردن. یعنی هیچ کاری ما نمی توانیم انجام دهیم. خودم و بچه هایم شرایط روحی بسیار بدی داریم و همیشه در این نگرانی هستیم که او چه می خورد، چکار می کند و در چه وضعیتی به سر می برد.

آخرین باری که شما وفرزندانتان با اقای اسانلو ملاقات کردید کی بود؟

الان پنج ماه است که ما فقط توانسته ایم دو بار او را ملاقات کنیم، دو تا ۲۰ دقیقه. منزل ما تهران است، ولی او در کرج زندانی است. واقعا دسترسی به او خیلی سخت است. با این که من بارها به دفتر حقوق شهروندی و دادسرا نامه نوشته ام که محل زندگی آقای اسانلو در تهران است، چرا باید زندان او را دور کنید از ما؟ خدا شاهد است وقتی بخواهیم برویم ملاقات در عذاب می افتیم و یک روز کامل از زندگی می افتیم و در فشار و ناراحتی هستیم تا او را ببینیم.

حالا از همه این حرف ها گذشته، من برای او احساس امنیت نمی کنم و نگران وضعیت همسرم هستم. کمر درد شدید دارد ولی او را دکتر نمی آورند. چون عمل قلب روی او انجام شده است، باید ویتامین و غذاهای مناسب به او بدهند که اصلا امکان آن فراهم نیست.

خانم اسانلو با توجه به این بیماری هایی که همسرتان دارد آیا شما خودتان می توانید برای او مواد غذایی مناسب ببرید زندان به او بدهید؟

ما زندان که می رویم به زور سبزی و مواد خوراکی می بریم، یکی دوبار این اتفاق افتاد که مادرش سبزی برد که به او بدهند، ولی مسئولان زندان قبول نکردند. خیلی سخت است دیگر چه بگویم؟ آن قدر شرایط ما سخت است که قابل تصور نیست، با همه این احوال، زندگی را می گذرانیم.

فرزندانتان، پسران شما با این مشکلات چه برخوردی دارند؟

پسر بزرگم دو سه سال است که نامزد دارد و می خواهد ازدواج کند، ولی به خاطر نبودن پدرش، ازدواج او به تاخیر افتاده است. او دایم ناراحت و نگران است و می گوید باید حتما موقع ازدواج من پدرم هم باشد.

خانم اسانلو اینطور که متوجه شدم شما از فعالیت های سندیکایی همسرتون پشتیبانی می کنید.

بله، قطعا همین طور است. او کاری نکرده است، اگر مجرم بود، گناهکار بود، دلیلی نداشت که من از او حمایت کنم. فعالیت او کاملا صنفی بوده و از حقوق خود و همکارانش دفاع کرده است و من این مسئله را متوجه هستم. این حق هر کسی است و دلیلی ندارد کسی به خاطر این قضیه چنین تاوان سنگینی بپردازد.

شما الان چگون این زندگی را سرپا نگه میدارید چه مسئولیت هایی دارید با مشکل مالی چه میکنید؟

پسر بزرگ ما سرباز است و به همین نظام و همین مملکت خدمت می کند. پسر دوم ما دانشجو است و باید هزینه های تحصیل او را فراهم کنیم. مادر پیری دارم که از همان ابتدای ازدواج من و آقای اسانلو با ما زندگی می کرد و الان پیر شده، مسئولیت دارد، درمان دارد و همه اینها به عهده من است. تازه مادر شوهرم هم دایم مریض است و من چون کارم در بیمارستان است بیشتر او را به دکتر می برم و می آورم. من خودم به صورت دو شیفت در بیمارستان کار می کنم و با همه اینها کارهای آقای اسانلو را هم باید پیگیری کنم. به دادسرا، دادگاه و دفتر حقوق شهروندی مراجعه می کنم، ولی اینها مثل دایره ای است که من دور آن می گردم و به هیچ نتیجه ای نمی رسم. من این سه سال را دقیقا مثل دایره حرکت کرده ام و فقط دور خودم و دور این دایره گشته ام. مادر شوهرم خیلی نگران و ناراحت است و دایما مریض است. به او هم سر می زنم و گاهی او را دکتر می برم.

همانطور که اطلاع دارید آقای ابراهیم مددی را هم بازداشت کردند. خانواده او الان در چه وضعیتی است؟

یک هفته است که آقای ابراهیم مددی را هم بازداشت کرده اند. باور کنید ما شب و روز نداریم از بس برای او هم غصه می خوریم، چون همسرش تنها زندگی می کند و فقط یک پسر دارند که شهرستان زندگی می کند. طفلک همسر آقای مددی هم دو شیفت کار می کند، چون آقای مددی هم سه سال است که اخراج شده و بیکار است. ما برای او هم غصه می خوریم. او هم طفلک مجبور است توی خانه خودش نماند برای این که تنهاست. بنده خدا در این یک هفته، یک شب خانه این فامیل و یک شب خانه آن فامیل بوده است. شوهرش در کنار او بود ولی به راحتی و بدون دلیل، شوهرش را از او جدا کرده اند.

خانم اسانلو مجامع مختلف کارگری وحقوق بشری در داخل و خارج از ایران بارها در بیانیه هایی خواستار آزادی اقای اسانلو ودیگر فعالان کارگری شدند .شما با توجه به این که مرتب پیگیر کار همسرتان هستید واکنش مسئولان به این اعتراض ها و پاسخ آنها به شما درمورد وضعیت پرونده شوهرتان چیست؟

نهادهای بین المللی فعالیت های خود را انجام می دهند و حمایت می کنند، خوب دستشان درد نکند، آنها وظیفه بین المللی خود را انجام می دهند. اما قبل از هر چیز، من از مسئولان قوه قضاییه و مسئولان کشور خودم توقع دارم که اینها حداقل حقوق شهروندی یک زندانی و خانواده اش را در نظر بگیرند. الان همسر من مدت یک سال و نیم است که به مرخصی نیامده است و نیازهای عاطفی خانواده ما نادیده گرفته می شود. ولی چرا کسانی که دزد، قاتل یا خلافکار هستند به راحتی از مرخصی استفاده می کنند؟

پنج سال برای او زندانی بریده اند و دو سال و نیم است که از ما دور است. من انتظار دارم مسئولان مملکت خودم، یک بار هم که شده از من بپرسند که خانم درد شما چیست و چرا شوهر شما زندانی است. چرا رک نمی گویند که ما آقای اسانلو را به خاطر سندیکا انداخته ایم زندان؟ من هر بار که می روم مسئولان می گویند جرم او اقدام علیه امنیت ملی است.

آخر اقدام علیه امنیت ملی یعنی چه؟ من ناراحتم، ما عمری را با شرافت و زحمت و کارمندی و با راه درست زندگی کرده ایم تا لااقل بتوانیم یک زندگی خوب و مناسب داشته باشیم.

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 22 دی1387 ساعت 14:33 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   سه دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز بازداشت شدند

 

 
 

عید خلعتبری، عنایت تقوی و عباس رحمتی سه دانشجوی دانشگاه شیراز که روز دوشنبه ۱۶ دی ماه و پس از برگزاری تجمع در دانشگاه شیراز و کشیده شدن تجمع به خیابان به اداره اطلاعات شیراز احضار شده بودند، صبح امروز، شنبه، پس از مراجعه به اداره اطلاعات شیراز بازداشت شدند و تا کنون از وضعیت آن ها اطلاعی در دست نیست.نکته جالب توجه در مورد احضاریه های این دانشجویان این است که این ۳ دانشجو نیز مانند ۴ دانشجویی که پیش از این بازداشت شده اند با سربرگ قوه قضائیه به دفتر اداره اطلاعات احضار شده اند و همچنین تاریخی که در احضاریه های آن ها درج شده ۱۲ دی ماه می باشد.

اتهام این دانشجویان در احضاریه های آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به مسئولان نظام عنوان شده است، با بازداشت این دانشجویان تعداد دانشجویان بازداشت شده دانشگاه شیراز به ۷  نفر رسید.علاوه بر این ۳ دانشجوی بازداشت شده، ۷ دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز نیز با احضاریه هایی مشابه با احضاریه های این ۳ دانشجو به اداره اطلاعات شیراز احضار شده اند. لازم به ذکر است که پیش از این ۳ دانشجو نیز، ۴ دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز در روز ۱۲ دی ماه پس از مراجعه به اداره اطلاعات شیراز بازداشت شده اند و تا کنون در بازداشت به سر می برند، اما امروز از سوی قاضی دادگاه برای این ۴ دانشجو احکام آزادی با قید وثیقه صادر شده است و این ۴ دانشجو با ارائه وثیقه آزاد خواهند شد.

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 22 دی1387 ساعت 14:20 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   تجمع اعتراضی دانشجویان دانشگاه شیراز به خیابان کشیده شد

 

 
  .


در اعتراض به ادامه بازداشت 4 دانشجوی دانشگاه شيراز، روز دوشنبه دانشجویان دانشگاه شیراز تجمع اعتراضی بر پا کردند. محسن زرین کمر، کاظم رضایی، عبدالجلیل رضایی و لقمان قدیری، 4 دانشجوی دانشگاه شیراز هستند که از روز شنبه، پس از احضار و مراجعه به اداره اطلاعات شیراز در بازداشت به سر می برند و اتهام آن ها اقدام علیه امنیت ملی و توهین به سران نظام عنوان شده است. دیروز یکشنبه نیز در اعتراض به بازداشت این دانشجویان، تجمعی اعتراضی در دانشگاه شیراز برگزار شده بود که با اعلام آزادی دانشجویان با قرار وثیقه، این تجمع به صورت مشروط پایان یافته بود. اما امروز علی رغم پیگیری های مصرانه دانشجویان دانشگاه شیراز و خانواده دانشجویان بازداشتی و علی رغم صدور حکم دادگاه مبنی بر آزادی دانشجویان به قید وثیقه، اداره اطلاعات شیراز در اقدامی غیر قانونی با ممانعت از تحویل پرونده دانشجویان به دادگاه، مانع از آزادی این 4 دانشجو شد که این اقدام اداره اطلاعات منجر به برگزاری تجمع اعتراضی در دانشگاه شد. در ابتدای این حرکت که از ساعت 13 آغاز شد دانشجویان با تجمع در میدان مرکزی دانشگاه، به اداره اطلاعات شیراز 30 دقیقه فرصت دادند تا دانشجویان بازداشت شده را آزاد کنند، با گذشت این 30 دقیقه و عدم آزادی 4 دانشجوی بازداشت شده، دانشجویان با سر دادن شعار " دانشجوی زندانی آزاد باید گردد" و "زندانی سیاسی آزاد باید گردد" رسما تجمع خود را آغاز کردند. دانشجویان شرکت کننده که تصاویر 4 دانشجوی بازداشت شده را در دست داشتند شعارهایی همچون "دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد" ، "مرگ بر دیکتاتور" و " دیکتاتور دیکتاتور خجالت خجالت" سر می دادند.

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 17 دی1387 ساعت 13:37 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   تجمع دانشجویان دانشگاه شیراز در اعتراض به بازداشت ۴ دانشجوی این دانشگاه

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: در پی بازداشت لقمان قدیری، عبدالجلیل رضایی، کاظم رضایی و محسن زرین کمر، ۴ تن از فعالان سیاسی دانشگاه شیراز، گردهمایی اعتراضی از ساعت ۱۱ امروز یکشنبه ۱۵ دی ماه در این دانشگاه  بر پا شده است.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در آغاز این گردهمایی دانشجویان شرکت کننده که تصاویری از دانشجویان بازداشت شده را در دست داشتند با سردادن شعارهایی همچون: “دانشجوی زندانی آزاد باید گردد” ، “گر تیر و فتنه بارد جنبش ادامه دارد” ، “مرگ بر دیکتاتور” ، “پینوشه پینوشه ایران شیلی نمیشه” از  دانشجویان بازداشت شده حمایت نمودند و خواهان آزادی این دانشجویان شدند.

 

در ادامه یکی از دانشجویان در میان جمع حاضر شد و پیرامون علت دستگیری و بازداشت این دانشجویان توضیحاتی داد و خواستار آزادی بی قید و شرط دانشجویان و همچنین برداشته شدن احکام انضباطی صادر شده برای ۲۷ نفر از دانشجویان دانشگاه شیراز شد. دانشجویان معترض سپس با سردادن شعار مرگ بر دیکتاتور از دانشگاه خارج شدند و پس از قریب به نیم ساعت به داخل دانشگاه بازگشتند.لازم به ذکر است که از صبح امروز حضور افراد لباس شخصی و عوامل امنیتی در سطح دانشگاه مشهود است و حتی این مساله منجر به درگیری دانشجویان با برخی از این افراد شده است.همچنین ارتباط اینترنتی در سطح دانشگاه قطع شده است.

 

دانشجویان معترض اعلام کرده اند که در صورت عدم آزادی دانشجویان بازداشت شده به سمت ساختمان مدیریت دانشگاه حرکت خواهند کرد و آن را به تصرف خود در خواهند آورد.

 

 shiraz۱.jpg

 

 shiraz۲.jpg

 

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 15 دی1387 ساعت 21:12 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   نامه انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به شهیدان گمنام

 

 
   

انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران به شهیدان گمنام نامه ای نوشته است. در این نامه آمده است:

 

برادر شهید گمناممان؛

 

سلام؛

 

امروز تو پس از سالها دوری به اینجا باز گشته ایی. آن روزی که تو به جبهه رفتی، دشمن به کشورمان هجوم آورده بود. آن روز هموطنان ما زیر یورش بیگانگان به خاک و خون کشیده می شدند. آن روز دشمن از اروند گذشته بود. آن روز دشمن نخل های همیشه استوار و هماره سربلند را سر می برید. آن روز دشمن قصد کارون داشت. نمی دانست که کارون چه مغرور است و پر شکوه و از پس سالیان و از پس قرن ها همچنان آرام اما با صلابت به پیش می رود و خواهد رفت. پس تو رفتی تا بار دیگر ثابت کنی که فرزندان این سرزمین نه آنند که این قیمتی دُر  را به این سادگی به پای خوکان بریزند. آن روز گذشت و تو برای آزادی مردمت ، برای استقلال میهن، و برای عزتمندی کشورت جانت را فدا کردی. آن روز گذشت و دیگر روز فرا رسید.

 

برادر امروز از ما بشنو می دانیم تو هم مثل ما بودی

 

آن روز که میخواستی به جبهه بروی و  در جواب سوال ما که پرسیده بودیم «تو چرا میجنگی» بند پوتین ات را محکم بستی و  گفتی « تا چراغ از تو نگیرد دشمن».

 

آن دوران که به شرافتت و به عزت و صلابتت هجوم آورده بودند اما تو  می خواستی با عزت و با شرافت بمانی و میراث عزیزی را که تو و هم رزمانت به دادن جان ها حفظ کرده بودید به نسل بعد تحویل دهی.

 

برادر شهید گمناممان؛

 

وقتی شنیدیم می خواهند شهیدانی را در فضای دانشگاه به خاک بسپارند خواستیم تا حرفی زده باشیم و مخالفتی کرده باشیم که دانشگاه قبرستان نیست که جای دفن کسی یا چیزی باشد. ساحت دانشگاه ساحت دیگری است. خواستیم تا گفته باشیم که مقام شهدا این نیست که دستمایه چاپلوسان و زبونان شود تا در دفن شهدا در محل مدیریت خود با همدیگر مسابقه گذارند تا صله بگیرند. اما دیدیم که در این گذرگاه حرامیان در کمینند و کیهانیان مشغول رصد کردن تا باز بر طبل رسوای خویش بکوبند و در شهر جار زنند که بهوش باشید ای مسلمانان که اینان دشمن شهیدان شما و اهانت کنندگان به مقدسان شمایانند. اینان خروج کنندگان بر دین شمایانند. اینان همانانند که فرزندان شما را از شما گرفتند و اکنون در همان مسیر دشمنی در حرکتند و از این قبیل جملات ردیف کنند تا بعدش در ادامه بنویسند که     « جای تعحب است که مردم همیشه در صحنه در مقابل یک مشت خود فروخته ی وابسته به غرب ساکت نشسته اند!؟» چنان که در این راه هم بسیار خبره اند و تجربه دارند و سرمایه ها اندوخته اند و ما که نه آنچنان بودیم که آنان میگویند و نه میخواستیم ساکت بماننیم چنان که همانان میخواهند ، ماندیم که چه کنیم. اگر بیانیه ای بنویسیم در مخالفت و بعد ذکر دلائل ،در همان اول خوانده و نخوانده در بوق میکنند و به ضدیت با همین شهدا که از خون مایند (و میدانیم و برایمان گفته اند که  شهدا بزرگوار تر از آن بودند که بر ما چنین گناهی را نبخشند) متهممان میسازند و کاشکی فقط همین بود. کاشکی فقط همین بود که به ضدیت با شهدا متهممان میساختند که تا چشم بر هم میزدیم میدیدیم که به ضدیت با دین و مقدسات و خدا متهممان میسازند. چنان که بسیار ساخته اند. و دیگر حسابمان با کرام الکاتبینی است که از قضا این روز ها بسیار پرکار شده است و ما ماندیم که چه کنیم. نمیدانستیم که چه کنیم. در این درماندگی تنها راه پناه بردن به شما شهیدان بود. درد تنهاییمان را و درد این بیداد را با روح بزرگ شمایان در میان گذاشتیم.

 

تو اگر بودی چه می کردی برادر؟

 

برادر شهیدمان ؛

 

عجب تقدیری است این بازی روزگار ؛ اکنون که این نامه را خطاب به تو می نویسیم با تمامیت خواهانی مواجهیم که تو را و خونت را جز در قفس کوته بینی خود نمی خواهند اما صد افسوس که با نیت شومشان قصد دارند با توسعه ی این قفس به دانشگاه این آخرین سنگر آزادی ملت ، آنرا جولانگاه نیروهای شبه نظامی و گروه های فشار کنند ولی چه خوب که این کوته بینی ایشان ما را بر آن داشت تا با توی بزرگوار درد دل کنیم تا یادمان نرود که تو برای آزادی ما رفتی و جانت را در دست گرفتی تا آزادی و سربلندی ما برقرار بماند و چه خوب از پس این کار برآمدی .

 

برادر عزیزمان ؛

 

سال هاست شیرینی صحبت با تو بر دلمان مانده، چرا که مدعیان خونت چنان سخت تورا در بند انحصار طلبی خود کشیده اند که مجالی برای این ارتباط باقی نگذاشته اند ولی چه شر ها که زاینده  خیرند . می دانیم تو هم به راستی دوست نداری با این بهره برداری های متعصبانه و کژ اندیش مقام و منزلت والایت به حضیض مطامع ایشان کشیده شود ولی چه می توان کرد که تو اکنون خفته ای و ما در بند تمامیت خواهی ایشان.

 

تو روزی به جرم با شرف بودن و عزت طلبی به رگبار گلوله های خصم دژخیمان بسته شدی و حق حیات، این طبیعی ترین حقت، گرفته شد. برادر،  ما  هم اکنون حق اعتراض و آزادانه زیستن نداریم و به کوچکترین اعتراضی، حق تحصیل نیز از ما سلب می شود.

 

برادر شهیدمان؛

 

خودت هم نیک می دانی این جبر زمان است که هر شخصی در برهه ای خاص پا به عرصه ی هستی می گذارد ولی فصل مشترک همه ی انسان های آزادیخواه ایستادگی شان در برابر ظلم و ستم است؛ ما می دانیم اگر در دهه ی ۴۰ بدنیا آمده بودیم در انقلاب بودیم و اگر هم نسل تو بودیم دوشادوشت در جبهه های نبرد.

 

امروز هم روز سرکوب دگر اندیشان است، روز به خطر افتادن منافع ملی مان توسط روسیه و چین و امارات و … است. روز نادیده انگاشتن هویتمان با خلیج عربی و سهممان از خزر است. روز توهین به انسانیتمان با تجاوز به جسم و روحمان است و روز نزولِ ظلم آشکار با سرکوب و خفقان بر هم وطنانمان است.

 

برادر عزیزمان؛ تو اگر امروز بودی چه می کردی؟

 

برادر شهیدمان؛

 

در حال نگاشتن این نامه که هستیم دو یار دبستانیمان در دانشگاه مازندران بعلت خرابی تاسیسات خوابگاه جان دادند، خوابگاهِ دیگر یاران دبستانی مان در دانشگاه علم و صنعت در آتش شعله ور شد، پای دیگر یاردبستانی مان در دانشگاه امیرکبیر مجروح شد، یاران دبستانی مان در دانشگاه سیستان مورد هجمه ی وحشیانه قرار گرفتند، آنان که نام تو را به کام خویش مصادره کرده اند به شرافت خواهران دبستانی مان در جای جای کشور تعرض می کنند و یاران دبستانی مان را در دانشگاه شیراز با برچسب توهین به مقدسات دستگیر، محروم از ورود به خانه ی شان دانشگاه و از درس محروم کرده اند. برادر اکنون معلمی پای چوبه دار انتظار مرگش را می کشد و خواهرانمان را برای عدم رعایت پاسداشت خون تو با سیاهی چادرشان در بند می کشند. برادر اگر تو امروز بودی چه می کردی؟

 

برادر شهیدمان، تو گمنامی و ما نمی دانیم کردی، ترکی، لری، عربی، بلوچی، ترکمنی یا فارس، اما نیک می دانیم که در روزگار مقاومت تک تک هم وطنانمان فارغ از قومیتشان دوشادوش یکدیگر برای آزادی این ملت و منافع این مملکت مقابل متجاوزین تا پای جان ایستادگی کردند، اکنون کجایی که ببینی هم خونان همان هم رزمانت در بند کشیده شده اند برای خواسته هایی که تو هم اگر بودی بر آن ها پای فشاری می کردی.

 

برادر شهیدمان

 

مگر دانشگاه خانه ما نیست؟ آیا تو اگر بودی می گذاشتی عده ای انحصار طلب در خانه ی خودت بجای تو تصمیم بگیرند؟ برادر هم رزمان شجاع دیگرت را در دیگر دانشگاه ها به خاک سپرده اند و آنقدر آنها را بازیچه و دستمایه ی منفعت طلبی شخصی شان کرده اند که هیچ حرمتی برایشان باقی نمانده است. برادر امروز اساتیدمان بجرم بیان آنچه می اندیشند از زکات علم خویش باز می مانند. تو  را دشمن به اسارت گرفت و امروز تسخیرکنندگان نامت در داخل کشور ما را به اسارت می گیرند.

 

۱۶ آذر سابقا روز ما بود،از سالهای پیش بنام دانشگاه و دانشجو شده بود،اما اکنون مدتی است که در همین روز دانشگاه به تمامی محاصره میشود، به خانه هایمان می ریزند، بازداشتمان می کنند، چشم بندمان می زنند، دادگاهیمان می کنند. سپس ازاین خانه بیرونمان می کنند.چه، جای روز دانشجو بگویند روز نهاد های امنیتی، چه، جای روز دانشگاه بگویند پادگان.

 

آن روز شما جان بر کف ایستادید تا امروز شرمنده ی ما نباشید. ما چه داریم برای جوانان فردا اگر نایستیم در برابر ظلم و ستم،  اگر فقط نظاره گر باشیم و کاری نکنیم و باری را برنداریم. پس ما هم پیگیر راه توییم ، تا درختی را که تو به جانت آبیاری کردی و به ما دادی، به نسل بعد بسپاریم و طریق آزادگی و فداکاری را که از تو آموختیم به فرزندانمان نیز بیاموزیم، تا فردا جلوی جوانانمان بی جواب نباشیم و چون شما سربلند باشیم.

 

برادر عزیزمان

 

هرچند که به میل ما و خودت نیامدی ، اما حالا که آمدی خوش آمدی ، درد دل با تو آنقدر سبکمان کرد که بی دریغ این روند را پی می گیریم دوست عزیزمان منتظرمان باش

 

خاک روب قدومت، مژگان چشم

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 15 دی1387 ساعت 21:9 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   کارگزارن هم توقیف شد...

 

 
   

 روزنامه کارگزاران به بهانه چاپ بخشی از بیانیه دفتر تحکیم وحدت پیرامون ماجرای غزه از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف شده است. در تماس با بچه‌های کارگزاران هم خبر تایید شد.

خبری که بهانه توقیف شد:              

 

 

موضع دفتر تحكیم (علامه) در قبال حوادث غزه
دفتر تحکیم وحدت (طیف علامه) دیروز در محکومیت «فجایع خونبار غزه» اطلاعیه‌ای صادر كرد. در بخشی از این اطلاعیه آمده است: واگذاری «درک منطق صلح» به خود مردم منطقه انتظاری است که از برخی حاکمان فرصت‌طلب منطقه می‌رود و برآورده نمی‌شود! حاکمانی که لااقل بخشی از هویت و بقای خود را در تدوام جنگ در منطقه تعریف کرده‌اند و برای این مسئله از هیچ کوششی دریغ نمی‌ورزند. جنایات امروز اسرائیل در غزه به شدت محکوم است. اما به همان اندازه پناه گرفتن گروه‌های تروریستی در کودکستان‌ها و بیمارستان‌ها جهت حمله به طرف مقابل که موجبات بمباران و مرگ بیشتر کودکان و غیرنظامیان را فراهم آورده نیز محکوم و حرکتی ضدبشری است. این تشكل دانشجویی همچنین از عملكرد ضعیف نهادهای بین‌المللی انتقاد كرده است.

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 11 دی1387 ساعت 17:32 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   وكيل فرزادكمانگر حقايقي تازه از اين پرونده افشا كرد

 

 
   

 آقاي خليل بهرامي وكيل پرونده فرزاد كمانگر از حقايق تازه و افشاگري هاي در مورد پرونده موكل خود سخن مي گويد: ايشان در اين باره مي گويد:

    طی قراردادی غیر انسانی بین یکی از وکلای دادگستری استان کردستان و خانواده ی یکی از متهمان همین پرونده که حکم اعدامش صادر شده بود، مقرر شد که این وکیل درقبال آزادی متهم مذکورو جایگزین کردن  فرزاد کمانگر  500،000،000ریال برابر با 50میلیون تومان دریافت کند.اما متاسفانه حکم اعدام این فرد به اجرا در آمد،سپس خانواده ی متهم برای پس گرفتن پول خود  به وکیل مذکور مراجعه نمودند، این وکیل که گویا قبلا رئیس دادسرای  یکی از شهرستانهای استان کردستان بوده است،از برگرداندن مبلغ یاد شده خود داری کرده است،خانواده ی فرد اعدام شده احتمالا به رئیس قوه ی قضاییه وسپس وزیر اطلاعات مراجعه کرده و از این وکیل شکایت نموده و اصل ماجرا را افشا نموده اند،ودرخواست پیگیری نموده اند.

   آقای بهرامیان در ادامه افزود: من درپی کشف دقیق تر این راز هستم وتا کشف هویت این وکیل و سلب صلاحیت وکالتی  وی به کمک کانون وکلای دادگستری وتیم اطلاعاتی جدید رسیدگی به این پرونده وروشن شدن هرچه بیشتر حق و حقیقت در نتیجه لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر کارم را ادامه خواهم داد.

  آقای بهرامیان درپاسخ به علت انتقال فرزاد به زندان رجایی شهر گفت:  تیم اطلاعاتی جدید رسیدگی به این پرونده تاکنون بیشترین تلاش خود را برای جلوگیری از اعدام فرزاد کمانگر به کاربرده است. اما اینکه چرا او را به زندان رجایی شهر فرستاده اند،برای من هم جای شگفتی است،در حالیکه باید پس از افشای این راز وگزارش به رئیس قوه ی قضائیه فرزاد کمانگر به خاطر روشن شدن بی گناهی اش آزاد می شد.به هرحال من تا رسیدن به نتیجه نهایی همه ی توان خودم را به کار خواهم گرفت.

همچنين گفتنيست روز پنج شنبه  5 دیماه 1387  فرزاد کمانگر معلمی که با حکم اعدام روبرو شده است،از بند 209 زندان اوین به زندان رجایی شهر کرج منتقل شد

 


 

لینک مطلب | چهارشنبه 11 دی1387 ساعت 0:6 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   چانه زنی برای کسب قدرت، مصاحبه با روزبه کریمی

 

 
   

روزبه کریمی، عضو سرویس اندیشه روزنامه کارگزاران در گفت‌وگو با دویچه وله می‌گوید،  خیال است اگر فکر کنیم که آقای خاتمی از تجربه گذشته درس می‌گیرد؛ تنها درسی که ایشان گرفته‌اند حفظ تعادل و میانه‌روی برای رسیدن به قدرت است. 

دویچه‌وله: آقای محمد خاتمی در دیدار با "هسته‌ی مرکزی پویش دعوت از خاتمی" گفتند که دعوت مردم را جدی گرفتند، چه بیایند چه نیایند. به نظر شما این جدی گرفتن دعوت مردم تا چه حد جدی است؟

روزبه کریمی: از دو جنبه می‌شود به این مسئله‌ی جدیتی که درباره‌ی آقای خاتمی مطرح می‌شود، توجه کرد. یک جنبه این است که به نظر من ما درحال رسیدن به نقطه‌ی عطفی هستیم که آقای خاتمی اعلام حضور در انتخابات ریاست جمهوری می‌کند. دلیل این امر که من آن را نقطه‌ی عطف می‌نامم این است که تقریبا از یک سال، یک سال و نیم پیش به نظر من فعالیت‌های انتخاباتی ایشان شروع شده است و این کمی ساده‌لوحانه است که ما فکر کنیم که ایشان نمی‌خواستند در انتخابات شرکت کنند. خبرهایی هم که هست این است که ایشان خودشان علاقه‌ی فراوانی به شرکت در انتخابات ریاست جمهوری دارند؛ به هر دلیل. من فکر می‌کنم که این نشان از این است که آقای خاتمی ظرف چند روز آینده یا  حداکثر در یک ماه آینده اعلام حضور می‌کند و این به نظر من حتمی‌است. اما از یک جنبه‌ی دیگر، این که این جدیت برای مردم چقدر است، من فکر می‌کنم که در این یک سال یا یک سال و نیم صفر بوده است. من فکر می‌کنم ظرف این چهارسال کارنامه‌ی اصلاح‌طلبان با همه‌ی شعاری که برای تقویت جامعه مدنی یا به قول خودشان بازگشت به جامعه مدنی می‌دادند خیلی منفی‌ است. هم خودشان هیچ تاثیری در تقویت نهادهای مدنی نداشتند و هم این که در حمایت از نهادهایی که در جامعه مدنی قربانی شدند، گروه‌هایی که مورد (تبعیض) واقع شدند در این چهارسال کار خاصی نکردند. دوم این که برنامه‌ی خاصی ارائه نداده‌اند، جز همان شعارگرایی که همیشه مدار و منش‌شان بوده است.

اگر بخواهند این کاندیداتوری را بپذیرند، فکر می‌کنید که تجربه‌ی دو دوره‌ی گذشته‌ی ریاست جمهوری‌شان واقعا می‌تواند به ایشان کمک بکند که از آن استفاده بکنند و اشتباهات گذشته تکرار نشود؟

من فکر می‌کنم که یک خیال است که ما فکر کنیم از تجربه‌ی گذشته درس می‌گیرند. از تجربه‌ی گذشته تنها درسی که گرفته‌اند این است که تعادل و میانه‌روی را حفظ کنیم، برای این که باز به دولت برسیم. و بعد، این حفظ تعادل و میانه‌روی هم حتا به یک گفتمان عمومی اجتماعی نتوانستند بدلش کنند. چون این راه را بلد نیستند، چون محدودیت‌هایی دارند یا هر چیز دیگر. ولی حتا از میان محدودیت‌ها هم بلد نبودند بگذرند. بلکه تعادل و میانه‌روی را به‌عنوان یک گفتار چانه‌زنانه در سطح قدرت می‌خواهند. همان شعاری که اصولگرایان چهار پنج سال پیش دادند و با آن مجلس و شوراهای شهر و دولت را سرانجام فتح کردند.

آقای کروبی رسما اعلام حضور کرده‌اند، عده‌ای از اصلاح‌طلبان از آقای عبداله نوری به‌عنوان کاندیدای خودشان اسم می‌برند. آیا به نظر شما امکان معرفی کاندیدای واحدی وجود دارد؟

به نظر من نیروهایی که دور آقای نوری هستند و به نوعی خود آقای نوری، بیشتر قصد رادیکال‌کردن نیروهای اصلاح‌طلب را دارند. بخشی از نیروهای دوروبر آقای نوری و حتا بخشی از نیروهای کارگزاران معتقدند که با حلقه‌زدن دور آقای نوری و صحبت از شعارهای نوری و مشی خاص نوری کردن می‌توانند پیکان اصلی اصلاح‌طلبان را که آقای خاتمی باشد تندترکنند و یا ترتیب بهتری به آن بدهند که جذابیت بیشتری در جامعه ایجاد کند و احیانا شکست بدی در انتخابات خردادماه آینده نخورد. ولی بخش دیگری از نیروها که دور آقای عبداله نوری جمع شده‌اند و طیف نیرومند ادوار تحکیم وحدت، بخشی از نیروهای تحکیم وحدت، بخشی از رادیکال‌های دانشجویی معتقدند که حول آقای عبداله نوری می‌شود برای شعار تحریم انتخابات متحد شد. شعار تحریم انتخابات به این شکل که آقای نوری به احتمال قریب به یقین رد صلاحیت می‌شود، اعتراض به رد صلاحیت ایشان دستاویز خوبی برای تحریم انتخابات به یک شکل فعال به دست می‌دهد، در حالی که تا به حال تحریم انتخابات غیرفعال و غیرمحسوس بود. و اصلا سیاست‌هایی که آقای کروبی پی گرفته است از همین آغاز هیچ آشتی ‌با اصلاح‌طلبان نزدیک به آقای خاتمی نداشته و ایشان برای کاندیداتوری دو سه سال قبل خیز برداشته بودند. این خیز برداشتن‌شان چون برنامه‌مند بوده، مطمئنا ایشان از صحنه‌ی انتخابات کنار نخواهند رفت و  اگر اصلاح‌طلبان آقای خاتمی را پیش بیاورند، احتمالا اصلاح طلبان دو کاندیدای عمده خواهند داشت: محمد خاتمی و کروبی.

 


 

لینک مطلب | سه شنبه 10 دی1387 ساعت 12:46 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   ادامه فشارها بر اقلیت های دینی؛ دو روحانی اهل سنت جوانرود بازداشت شدند

 

 
   

 ماموستا سيف الله حسيني امام جماعت مسجد خاتم انبياء جوانرود و ماموستا حسين حسيني امام جماعت مسجد سيد الشهداء حمزه جوانرود توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

اين دو روحاني فعال اهل سنت در حالي كه براي شركت در يك مهماني عازم يكي از روستاهاي اطراف بودند، مامورين اداره اطلاعات با اتو مبيل جلو ماشين اين دو روحاني را گرفته و با زور آنها را با خود بردند .

ماموستا سيف الله و ماموستا حسين سال گذشته به دليل اقامه نماز جمعه در حاشيه شهر جوانرود بازداشت شدند كه در پي اعتراضات وتحصن هاي مردمي ، بعد از مدتي با ضمانت وقرار وثيقه آزاد مي شوندكه متاسفانه دادگاه وي‍‍ژه روحانيت همدان در حكم ظالمانه اي ماموستا سيف الله را به دو سال وچهار ماه زندان وشش سال تبعيد به شهر سميرم اصفهان و ماموستا حسين حسيني را به ده ماه زندان و چهار سال تبعيد به شهر قيدران زنجان محكوم كرد.است .

جمعي از دوستان وخانواده افراد بازداشت شده بعد از دستگيري اين افراد جهت اعتراض به مدت چند ساعت جلو درب اداره اطلاعات جوانرود تجمع نمودند. هنوز به طور يقين مشخص نيست که دستگيري اين افراد به خاطر اجراي احکام صادره بوده است يا به علت ديگري.

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 9 دی1387 ساعت 17:55 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   تایید حکم حبس و شلاق نیکونسبتی به دلیل طرح سوال از احمدی نژاد

 

 
   

شعبه ۲۱ دادگاه تجدید نظر استان تهران با تایید حکم صادره توسط شعبه ۱۰۵۹ دادگاه عمومی تهران علی نیکونسبتی، عضو شورای مشورتی دفتر تحکیم وحدت، را به اتهام اخلال در نظم عمومی به چهار ماه حبس و ده ضربه شلاق محکوم نمود، که این حکم به علت نداشتن سوء سابقه به جزای نقدی تبدیل شد.

به گزارش خبرنامه امیرکبیر این حکم در حالی صادر می شود که بر اساس اسناد پرونده نیکونسبتی علت صدور حکم بازداشت برای وی، علی عزیزی، عضو سابق شورای مرکزی دفتر تحکیم و عضو شورای مشورتی این اتحادیه، آرمان صداقتی و پدرام رفعتی و چند تن دیگر از اعضا شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت نوشتن نامه به احمدی نژاد به هنگام حضور وی در دانشگاه تهران در مهرماه ۱۳۸۶، پس از بازگشت از دانشگاه کلمبیا، و طرح پرسش از وی بود.

 

گفتنی است پس از اعتراض گسترده دانشجویان به حضور احمدی نژاد در دانشگاه تهران بار دیگر وزارت اطلاعات درخواست حکم بازداشت برای همان دانشجویان به بهانه اعتراض به حکم صادره برای سه دانشجوی امیرکبیر را می نماید و بر این اساس نیکونسبتی، عزیزی،صداقتی، رفعتی و چند تن دیگر که در اعتراض به احمدی نژاد شرکت داشتند به تدریج بازداشت شدند. اما به علت واهی بودن علت دستگیری (سوال از  احمدی نژاد) و نداشتن مبنای حقوقی برای صدور حکم در هنگام محاکمه، این دانشجویان با اتهامات دیگری مانند اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی مواجه شدند.

 

علاوه بر علی نیکونسبتی، علی عزیزی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی در دادگاه بدوی به سه سال حبس تعزیری و آرمان صداقتی صداقتی به جرم اخلال در نظم عمومی به دو سال حبس تعلیقی محکوم شد. پرونده دیگر متهمان همچنان درحال رسیدگی است.

 

از سوی دیگر اسناد پرونده علی نیکونسبتی همچنین حکایت از انحراف بازجویان در هنگام بازداشت این دانشجو دارد و نشانه ای از اغراض سیاسی است که آن ها در جریان بازجویی دنبال می نمودند. به گونه ای که سوال در مورد ارتباط وی با روشنفکران و اصلاح طلبان  بخش عمده ای از بازجویی ها را تشکیل می داده است. جالب این که در حالی که قرار وثیقه وی از روز سوم بازداشت صادر شده بود با ممانعت ماموران اطلاعات وی به مدت ۳۱ روز در بازداشت ماند و حتی بازپرس پرونده نیز به این مساله اعتراض نموده است که به گفته وکیل این دانشجو اسناد آن در پرونده موجود است.

 

همچنین تاریخ حکم بازداشت نیکونسبتی در هنگام هجوم ماموران اطلاعات به منزل وی جهت دستگیری منقضی شده بود. با وجود تمام این ایرادات که مورد اعتراض وکلای پرونده، آقای دکتر عبدالفتاح سلطانی و خانم میرزایی، قرار گرفته بود در نهایت دادگاه تجدید نظر  به بهانه واهی اخلال در نظم عمومی از طریق سخنرانی در دانشگاه امیرکبیر وی را مجرم شناخت و رای فوق را تایید نمود.

 

حکم بازداشت نیکونسبتی به دلیل طرح سوال از احمدی نژاد در حالی به درخواست وزارت اطلاعات دولت نهم صادر شده بود که احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا ایران را  آزادترین کشور جهان خوانده بود و مدعی شده بود منتقدان در ایران آزاد هستند. غلامحسین الهام نیز هفته گذشته در دانشگاه امام صادق اعلام کرد تاکنون هیچ دانشجویی به علت اعتراض به احمدی نژاد بازداشت نشده است.

 

بهاره هدایت، مسئول روابط عمومی دفتر تحکیم وحدت، با اعتراض به حکم صادره برای علی نکونسبتی گفت: در کشوری که رئیس جمهورش ادعا می کند آزادترین کشور دنیاست برای یک دانشجو به علت طرح سوال از رئیس جمهور حکم بازداشت صادر می کنند. در مسیر پرونده دستورات مقامات قضایی را زیر پا می گذارند و برای اجرای منویات خود به صورت غیرقانونی آقای نیکونسبتی را ۳۱ روز در بازداشت نگه می دارند و در کمال بی شرمی برای او حکم حبس و شلاق صادر می کنند. برای آقای عزیزی هم دقیقا به همین دلایل حکم سنگین سه سال حبس تعزیزی صادر شده است. ما نسبت به این قضیه اعتراض داریم و خواستار اجرای شعارهایی هستیم که این دولت خودش منادی آن هاست.

منبع:خبرنامه امیرکبیر

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 9 دی1387 ساعت 17:54 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   در سوگ جنایات غزه...

 

 
 
 

«برای دختر غزه»

فاطمه شمس

 

                     

 

خونابه جای شعر به کامم نشسته است
از بغض نام غزه ردیفم شکسته است
این مرزهای بسته‌ی ناکام آب و نان،
این خاک بی‌نصیب خدایا چه خسته است!

مفهوم گیج عدل به دادت نمی‌رسد
حتی خدا به گرد نگاهت نمی‌رسد
از اشک‌های چشم تو فواره ساختند
خشم سپیدرود به پایت نمی‌رسد

تقویم سرخ هشتم دی‌ماه سهم تو
حق‌السکوت غصب زمین تو سهم ما
جغرافیای مبهم چشمان قهوه‌ایت
این مرزهای شسته به کین تو سهم ما

از سال‌های صلح سگی، جنگ مانده ‌است
از ما فقط حکایت یک ننگ مانده است
با من بگو جنازه‌ی خود را چه کرده‌ای؟
وقتی فقط برای تو یک سنگ مانده‌است

جشن مسیح و وعده‌ی موسی به خون نشست
سلاخ‌خانه‌های حقوق بشر کجاست؟
آتش گرفته پیرهن بادهای شرق
"طور" و پناهگاه شب دربه‌در کجاست؟

موسی! عصای چوبی و سحرت اثر نکرد
قوم یهود خواب تو را هم ندیده‌‌اند
از خاک و خون به نام تو کاشانه ساختند
بعد تو سال‌هاست به دریا رسیده‌اند!

 

 

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 9 دی1387 ساعت 0:45 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   ابراهیم مددی نایب رئیس سندیکای کارگران شرکت واحد دستگیر شد

 

 
   

ابراهيم مددي "نايب رئيس سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوسراني تهران و حومه" بعد ظهر روز 7 دي ماه در محل اداره کارش واقع در ميدان اقدسيه تهران بازداشت‌‏شد.


روابط عمومي سنديکاي کارگران شرکت واحد با اعلام اين خبر گفت: در ساعت 14 امروز، ابراهيم مددي زماني که براي شرکت در جلسه هيئت حل اختلاف به اداره کار شمال تهران مراجعه کرده بود توسط افراد ناشناس بازداشت‌‏شد.بر اين اساس خبر بازداشت اين فعال کارگري توسط فردي که وي را تا محل اداره کار همراهي کرده‌‏بود به دوستانش در سنديکا گفته‌‏شد.

مددي، از معدود کارگران اخراجي اين شرکت بود که ديوان عدالت اداري کشور با نقض حکم اخراج، به بازگشت به‌‏کار وي راي داده‌‏بود.وي که پيشتر از سوي هيئت تشخيص و حل اختلاف اداره کار به اخراج محکوم شده بود؛ قرار بود تا در رابطه با راي جديد ديوان در جلسه امروز هيئت حل اختلاف اداره کار شمال تهران شرکت‌‏کند.

در اين رابطه پرويز خورشيد، وکيل مدافع اين فعال کارگري گفت: هنوز دليل قطعي بازداشت موکلم مشخص‌‏نيست.
لازم به ذكر است كه ابراهيم مددي از سوي دادگاه به اتهام اقدام عليه امنيت ملي و تبليغ عيله نظام به تحمل سه سال و نيم حبس مجکوم شده‌‏است

 

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 9 دی1387 ساعت 0:39 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   کامنت یک عضو سابق انجمن علمی!

 

 
   

این مطلب روکه خوندم خاطره ای یادم اومد:سال گذشته باانتصاب فضلوی به سمت معاونت دانشجویی وفرهنگی ایشان درخواست دیداری با مسئولین انجمن های علمی داشت. دبیرکل وقت متاسفانه بدون اطلاع اعضای شورای مرکزی به خدمت حضرتش رفتندو عرض ارادت و قبول شرایط ایشان نمودند.وقتی که بنده واعضای فعال شورا از موضوع باخبر شدیم در ابتدا قدرت دبیرکل رامحدود نموده و سپس برای جمع کردن شاهکار ایشان بنده به نمایندگی به سراغ فضلوی رفتم.خلاصه اینکه ایشان در ابتدا فرمودند که:مابادبیرکل حرفامون رو زدیم و قرارامون رو گذاشتیم.در اینجا من گفتم ایشون به علت بی کفایتی خلع یدشدن و حضرت با پررویی تمام گفتن:من هم حدس می زدم بی عرضه باشه بخاطر همین میخواستم یکی از بچه های بسیج رو بجای اون بذارم بالا سرتون .که در اینجا بنده با ذکر بندها و مواد قانونی مصوب وزارت علوم درباره انجمن علمی گفتم :شماقادر به تعویض وانتصاب دبیرکل نیستیدو فقط شورای دبیران اجازه چنین کاری دارد. ایشان هم گفتند:پس مابایدکاری کنیم کل انجمنهای علمی دست بچه های (مومن و مخلص)بسیجی بیافته و اعضای اون توسط بسیجی ها اداره بشن. بنده هم گفتم:اعضای انجمن ها رو هم شما تعیین نمی کنید دانشجوهای هر رشته تعیین می کنند. به هر حال جدل ما به بهانه نماز ایشون به پایان رسید ولی از فردای اون روز سنگ اندازی ها شروع شد.در قدم اول سرداغی فردای همون روزبه گونه بیسابقه ای به دفتر انجمن اومد و بعد از استنتاق برخی افرادبا لحن زننده ای گفت شما اونجا(پشت پارتیشن) چی کار می کنید؟؟و تعیین کردکه باید در پارتیشن رو ببندید و اون پشت رو بلااستفاده بذارید.چند روز بعد چهارشنبه غروب که کسی دانشگاه نبود به خدماتی های دانشکده فنی گفته بود باید این دفتر تا چند روز دیگه تخلیه بشه که با حضور بنده و دو نفر دیگر از اعضای شورا و بحث و گفتگو از عمل غیر قانونی جلوگیری شد. از اون جلسه با فضلوی به بعد تقریبا هفته یکی دو بار ما رو به بهانه های واهی میخواستن بالا مثل : فلان عضو انجمن تو محوطه دانشگاه سیگار کشیده.فلان عضو رو تو خیام با فلان خانوم دیدن ( جواب ما:مگه خیام هم جزو انجمن علمیه؟)فقط اینو بدونید از اون جلسه فضلوی به بعداداره فرهنگی با هیچ یک ازدرخواست های من و یکی دیگه از اعضاموافقت نکرد.

 چون بیشتر از دو هزار حرف نمی ذاشت بنویسم نتونستم کامل بگم . اما بدونید بعد از از قضیه تئاتر درمانی چه بازی سر ما اوردن یا اینکه با درخواست هایی که غفوری فرد موافقت کرده بود هم مقابله میکردن و ... هزار بلای دیگه که اگه کسی طالب بود براش تعریف میکنم تا بدونید وضع ما پارسال همچنین بهتر از پیام نور نبود ولی به هر حال تنها راه اینه که جولو اینا بایستی. پیروز باشید.

 

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 9 دی1387 ساعت 0:36 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   پادگان پيام نور قزوين!

 

 
   

وقتی  علیخانی، نماینده قزوین در مجلس هفتم، در آخرین نطق پیش از دستور خود در خانه ملت از «فضای پادگان های آموزشی» در دانشگاه هاي  قزوین گفت، کم بودند کسانی که سخن وی را باور کردند.

دانشگاه ساکتی مثل پیام نور که از بسیاری جهات شبیه دانشگاههای کلاسیک نیست حتی یک تشکل صنفی هم ندارد که بخواهد انتقادی کند و فضا بر منتقد تنگ گرفته شود. نه تشکل سیاسی، و نه تشکل صنفی؛ تشکل های فعال در پیام نور قزوین فقط تعدادی انجمن علمی مستقل بودند و یک تشکل خاص که اگر یک روز نباشد کار مملکت لنگ می ماند.

 امروز بودجه اندک اجمن های علمی نیز در اختیار آن تشکل خاص قرار گرفته و انجمن های علمی بخاطر عملکرد درخشان علمی و پاره ای انتقادات صنفی خود در سال گذشته امسال به چوب بی مهری مسوولان دانشگاه مغضوب علیهم شده اند. با گذشت نزدیک به 3 ماه از سال تحصیلی هنوز دانشگاه پيام نورقزوين از برگزاری انتخابات مجمع عمومی انجمن های علمی جلوگیری می کند. همچنین اخیرا خبرهای عجیبی از اتاق شیشه ای حراست به گوش می رسد مبنی بر اینکه اکثریت قریب به اتفاق کاندیداهای انتخابات انجمن های علمی این دانشگاه از جمله اعضای پیشین انجمن به اتهاماتی نامعلوم -که حتی به خود دانشجویان هم اعلام نشده- رد صلاحیت شده اند.


بسیاری از فعالان انجمن های علمی بر آنند که حمایت سیاستمداران و نمایندگان استان در آن برهه نیز بخاطر منافع شخصی بود وگرنه چرا امروز نه عباسپور، نه ابوترابی، نه علیخانی، و نه طاهرخانی، که عضو کمیسیون آموزش عالی مجلس نیز هست، از حال و روز سربازان آموزشی این دانشگاه و دانشگاه هاي ديگر قزوين  خبري نمی گیرنند؟

 


 

لینک مطلب | جمعه 6 دی1387 ساعت 0:32 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   پس از دو روز، گردهمایی دانشجویان داروسازی شیراز با پیروزی پایان یافت

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: گردهمایی اعتراضی دانشجویان دانشکده داروسازی شیراز، امروز با پذیرش خواسته های دانشجویان از سوی مسئولین دانشگاه پایان یافت.

 

به گزارش خبرنامه امیرکبیر در پی ضرب و شتم چند تن از دانشجویان و رئیس دانشکده داروسازی شیراز از سوی مأمورین اداره راه استان فارس در روز یکشنبه، دانشجویان این دانشکده روز سه شنبه نیز با تعطیل کردن کلاس های درس خود در مکان ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی شیراز دست به گردهمایی و برپایی تریبون آزاد زدند.

 

مسئولین با اطلاع از خواست دانشجویان مبنی بر تجمع دوباره در ساختمان مرکزی دانشگاه به دانشجویان اعلام کرده بودند که در صورت تجمع در این مکان، ریاست دانشگاه با دانشجویان برخورد خواهد نمود و درب های ساختمان بسته شده و اجازه ورود به دانشجویان داده نخواهد شد. دانشجویان بدون توجه به این تهدیدها با حضور در ساختمان مرکزی دانشگاه علوم پزشکی به بیان دوباره خواسته های خود پرداخته و خواستار حضور ریاست و پاسخگویی وی شده و شروع به سردادن سر دادن شعار “دانشجو می میرد ذلت نمی پذیرد” نمودند. دانشجویان پلاکاردهایی با مضامین زیر در دست داشتند: “دانشجو بیدار است، از تحقیر بیزار است”، “حراست! موقع تجمع حاضری، موقع ضرب و شتم دانشجویان کجایی؟!”، “ما دانشجویان خواستار جابجایی دانشکده به درون شهر می باشیم”. دانشجویان پلاکاردی که روی آن نوشته شده بود “توهین به دانشجو تا کی؟!” را روی یکی از دوربین های مداربسته نصب کردند تا بدین طریق اعتراض خود را به راه اندازی این دوربین ها در دانشگاه نمایش دهند.

 

پس از گذشت نیم ساعت از آغاز گردهمایی، با حضور دکتر ایمانیه، ریاست دانشگاه، دکتر نیک نهاد، رئیس و چندتن از اساتید دانشکده داروسازی، جلسه پاسخگویی به دانشجویان در محل نمازخانه ساختمان مرکزی برگزار شد. در این جلسه دانشجویان به بیان خواسته های خود پرداختند. انتقال دانشکده داروسازی به مکانی در داخل شهر، عذرخواهی مسئولان اداره راه استان فارس به دلیل ضرب و شتم دانشجویان، برکناری مسئول حراست دانشکده و عذرخواهی مدیر روابط عمومی دانشگاه از مهمترین خواسته های دانشجویان بود. یکی از دانشجویان خطاب به رئیس دانشگاه عنوان کرد حراست دانشگاه فقط در تجمعات دانشجویی حاضر می شود ولی هنگامی که دانشجویان دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار می گیرند حضور ندارد. یکی دیگر از دانشجویان گفت درخواست انتقال دانشکده بیش از دو سال است که توسط دانشجویان پیگیری می شود و پس از واژگون شدن سرویس دانشکده بهداشت، که به دانشکده ما می آمدند، دانشجویان نامه دویست و پنجاه امضایی را خطاب به ریاست دانشگاه نوشتند. نه تنها هیچ پاسخی به این نامه داده نشد حتی به چندین درخواست وقت ملاقات برای پیگیری موضوع جواب منفی داده شد. پس از صحبت های دانشجویان ریاست دانشگاه به پاسخگویی به خواسته های دانشجویان پرداخت. وی مهمترین خواسته دانشجویان مبنی بر انتقال دانشکده به مکانی داخل شهر را پذیرفت و دانشجویان نیز اعلام نمودند از میان آنان کمیته ای مسئولیت پیگیری اجرایی شدن این روند را بر عهده خواهد گرفت. همچنین رئیس دانشگاه، خواست دانشجویان مبنی بر برکناری مسئول حراست دانشکده را پذیرفت و اعلام نمود وی از دانشگاه اخراج خواهد شد. همچنین قرار شد شکایتی از طرف دانشگاه از اداره راه به خاطر ضرب و شتم دانشجویان تنظیم و پیگیری شود. در پایان جلسه دکتر خباز شیرازی، مدیر روابط عمومی دانشگاه، به خاطر رفتار توهین آمیز روز گذشته خود در جمع دانشجویان از آنها عذرخواهی نمود. گفتنی است است پس از مخابره خبر ضرب و شتم دانشجویان داروسازی توسط مأمورین اداره راه استان برای خبرگزاری فارس، رئیس اداره راه و ترابری استان در مصاحبه با این خبرگزاری ضرب و شتم دانشجویان را توسط مأمورین خود تکذیب نمود! که کاملاً برخلاف فیلم و دیگر مستندات موجود می باشد.

 pdvd_۰۲۵.JPG

 

 


 

لینک مطلب | جمعه 6 دی1387 ساعت 0:20 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   اطلاعیه کانون مدافعان حقوق بشر درباره پلمپ دفتراین کانون (شماره ۱ و ۲)

 

 
   

روابط عمومی کانون مدافعان حقوق بشر: دفتر کانون مدافعان حقوق بشر مستقر در خیابان یوسف آباد تهران روز یکشنبه اول دی ماه ۱۳۸۷ توسط نیروهای انتظامی و امنیتی بدون ارائه حکم قضایی پلمپ شد.

 

این دفتر با قسمتی از جایزه صلح نوبل که در سال ۲۰۰۳ به شیرین عبادی تعلق گرفته بود، خریداری شده و در اختیار کانون قرار گرفته بود. در این دفتر علاوه بر کانون مدافعان حقوق بشر، نهاد مردمی دیگری به نام «کانون مشارکت برای پاکسازی مین» که آن نیز توسط شیرین عبادی و گروهی از همفکران وی تأسیس شده بود، اداره می شد. در حقیقت با پلمپ غیرقانونی دفتر کانون مدافعان حقوق بشر، محل کار دو نهاد مردمی تعطیل شد. ریاست این نهاد مردمی شیرین عبادی برنده جایزه صلح نوبل بر عهده دارد.

 

قرار بود روز یکشنبه به مناسبت شصتمین سالگرد تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر، در دفتر کانون مدافعان حقوق بشر مراسم جشنی برگزار شود. این برنامه به مسئول مربوط در نیروی انتظامی منطقه یوسف آباد تهران جهت حفظ امنیت مراسم و طبق معمول قبلا اطلاع داده شده بود.

 

کانون مدافعان حقوق بشر از سال ۱۳۷۹ شروع به کار کرد و درخواست خود را به کمیسیون ماده ده احزاب تقدیم کرده بود که حتی مسئولان وقت ( علی جنتی، معاون سیاسی وزارت کشور ) صحه بر قانونی بودن این نهاد مردمی گذاشته و اعلام عمومی در روزنامه ها شده بود.

 

کانون مدافعان حقوق بشر به ثبت جهانی نیز رسیده و عضو رسمی فدراسیون بین المللی جوامع حقوق بشر است که ۱۹۰ کشور جهان عضو آن هستند.

 

کانون مدافعان حقوق بشر طبق اساسنامه خود سه وظیفه اصلی بر عهده دارد، «دفاع رایگان از متهمان عقیدتی و سیاسی»، «حمایت از خانواده های زندانیان سیاسی و عقیدتی» و «گزارش دهی منظم و مستمر در موارد نقض حقوق بشر در ایران». از آنجایی که در دو سال اخیر به هیچ یک از گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد جهت ورود به ایران ویزا داده نشده بود، بسیاری از سازمان های بین المللی به گزارش های این کانون استناد می کردند، از جمله بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد در گزارشی که به مجمع عمومی سازمان ملل متحد در دسامبر ۲۰۰۸ ارائه کرد و منجر به صدور قطعنامه علیه دولت جمهوری اسلامی ایران شد نیز به گزارش کانون مدافعان حقوق بشر استناد شده بود.

 

به نظر می رسد مجموعه فعالیت های حقوق بشری این نهاد مردمی باعث برخورد غیرقانونی روز یکشنبه اول دی ماه ۱۳۸۷ شده است.

 

برنامه جشن کانون مدافعان حقوق بشر قرار بود با سخنرانی تعدادی از فعالان سیاسی، اجتماعی و فرهنگی برگزار شود و راه اندازی سایت کانون و اعلام فعالیت آن و همچنین جایزه تلاشگر حقوق بشر به تقی رحمانی انجام شود که یک ساعت و نیم قبل از شروع برنامه نیروهای انتظامی و لباس شخصی ممانعت به عمل آوردند.

 

گفتنی است در حین اقدام نیروهای انتظامی در پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر که بدون ارائه حکم قضایی انجام می شد، تعدادی از افراد لباس شخصی با دوربین های عکاسی و فیلمبرداری از داخل ماشین های پارک شده در خیابان یوسف آباد و داخل ساختمان های مقابل و همچنین دفتر کانون مدافعان حقوق بشر تصویربرداری می کردند. این در حالی بود که نیروهای انتظامی و لباس شخصی ها از انجام وظیفه قانونی خبرنگاران که برای پوشش خبر و گزارش به محل دفتر این کانون اعزام شده بودند، ممانعت به عمل آورده به گونه ای که دوربین عکاسان خبرنگار حاضر در محل توسط نیروهای لباس بدون ارائه کارت شناسایی ضبط شد. هرچند در این محل نیروهای انتظامی نیز حضور داشتند.

 

عدم ارائه حکم قانونی و قضایی به مسئولان کانون مدافعان حقوق بشر با اعتراض آنان مواجه شد. این اعتراض با برخورد توهین آمیز برخی از نیروهای مسئول در محل همراه شد که برخورد فیزیکی هم وجود داشت

 

به دنبال پلمپ دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران روابط عمومی این کانون اطلاعیه شماره ۲ خود را صادر کرد. متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:

 

اطلاعیه شماره ۲ روابط عمومی کانون مدافعان حقوق بشر

 

با توجه به اینکه دفتر کانون مدافعان حقوق بشر در تهران بصورت غیر قانونی و بدون صورت برداری پلمپ شده است بنابراین قبلاٌ اعلام می داریم، چنانچه در آینده هر سندی یا مدرکی که عنوان شود از دفتر کانون مدافعان حقوق بشر بدست آمده است و آن را در راستای اعمال فشار بر اعضای کانون مدافعان حقوق بشر بخواهند مورد استفاده قرار دهند از درجه اعتبار ساقط بوده و نشانه ای دیگر از رفتارهای فراقانونی مأمورانی است که به دفتر کانون مدافعان حقوق بشر مراجعه کرده اند.

 

روابط عمومی کانون مدافعان حقوق بشر

 


 

لینک مطلب | دوشنبه 2 دی1387 ساعت 16:30 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   آیت‌الله صافی گلپايگاني: چرا از افراد موسیقیدان تجلیل می‌کنید؟

 

 
   

يكي از مراجع عظام تقليد قم از ترويج موسيقي در رسانه‌هاي مختلف كشور انتقاد كرد.

 

 آيت‌الله العظمي لطف‌الله صافي گلپايگاني ظهر امروز در ديدار جمعي از فرماندهان نيروي زميني سپاه در سخناني گفت: متاسفانه ما امروز شاهد هستيم كه در كشور ما موسيقي ترويج مي‌شود و از افراد موسيقي‌دان تجليل مي‌كنيم.

وي توجه مسئولان فرهنگي كشور به اين مسائل را ضروري دانست و گفت: امروز دشمنان اسلام در تلاش هستند كه با تهاجم فرهنگي دين را تضعيف كنند. ما بايد براي مقابله با تهاجم فرهنگي دشمنان برنامه‌ريزي لازم را داشته باشيم و از سرمايه‌هاي اسلام پاسداري كنيم.

گلپايگاني در ادامه قرآن و امام زمان  را سرمايه‌هاي عظيمي براي اسلام عنوان كرد و گفت: بايد همه در راه حفاظت و حراست از اين سرمايه‌هاي گرانقدر همت لازم را داشته باشند.

آيت‌الله العظمي صافي گلپايگاني در ادامه با اشاره به پيشرفت‌هاي اخير كشور در عرصه‌هاي نظامي گفت: خوشبختانه طي سال‌هاي اخير شاهد اين هستيم كه دستاوردهاي خوبي در زمينه تسليحات نظامي به دست آمده است و امروز دشمنان و دنيا بر روي قدرت ايران اسلامي حساب جداگانه‌اي بازكرده است و ما بايد تلاش كنيم كه همواره قدرت ما با دين توام و اجين باشد.

وي افزود:‌ قدرت نظامي همراه با اعتقاد ديني باعث مي‌شود كه در دل دشمنان اسلام رعب و وحشت ايجاد شود

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 1 دی1387 ساعت 20:56 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 

 
   نامه ای از سما بهمنی

 

 
 

 

 سلام آشنای دیرینم.
میدانم دیوارهایت راپنجره ای نیست برای گشودن تافصلهای خاکستری راتماشاکنی.من تمام روزنه های زمین را،رو به تو گشودم تااز یادنبری ما را که بی توکهنه میشویم درتکراربی خاصیت زمان.دلتنگیهایم را به واژه بخشیدم که بغضم پنهان بماند در فریاد ممنوع حنجره ام وکلام،چه رساتر بود از من در گریستن و فریاد زدن.
یادت هست،ازبهاربرایت نوشتم که گلهای پیراهن مادر،ازبس که اشک بارید،درشوره زار،یکی یکی خشکیدند،از تابستان که کودکان پریده رنگ،سیلی فقر وتازیانه ی ظلم رادرکوچه های ناهموار زندگی،چشیدند و در مزرعه سبز دیگران،خوشه های حسرت را درو کردند ومیوه های فلاکت را چیدند و از پاییز که انتظار مبهمی را تاب آوردم تا قاصدک،نوید آمدنت را بیاورد.چه شبها که دور از چشم نامحرمان،برگهای پاخورده را از رهگذار عابران جمع میکردم و به شاخه های عریان وصله میزدم که پاییز،دوام بیاورد تا تو اما...!اینک،درآستانه ی فصلی سپید،سیاهترین یلدای زمان را پیش رو دارم و تو هنوز،نیامده ای.
از اولین باری که برایت نوشتم،خیلی چیزها عوض شده.حالا دیگر واژه هایم؛آنقدر صیقل خورده اند که نگاه را پاره میکنند.من؛با قفسی بر دوش،آزادی دست و پاگیرم را بین هر دم و بازدم،معلق نفس میکشم در محدوده ای که نباید پایم را از آن فراتر نهم.میدانی سرزمین تو،بر من حرام شد؟به همین سادگی!وقتی قاضی،با نگاه سرزنش بار ولحن کوبنده اش بدرقه ام کرد،هیچ نگفتم.باران میبارید ومن،در سکوت خویش وهیاهوی آدمها،تمام شهر را،تنهایی قدم زدم.میخواستم پر شوم از خاطره به تلافی سالهای ممنوعه.ازبلندترین نقطه ی شهر،تصویر باران خورده ای ازسرزمینت را درقاب چشمانم حک کردم وبا مردمانت،حریصانه قدم زدم تا از یاد نبرم آنچه را که میخواهند از یادم برود.شب هنگام که کوله بارم را برای رفتن می بستم،اتاقم پر بود از چیزهایی که نمیبردم ومن،خالی عبور کردم از دالان سیاه زمان به سمت ممنوع ترین پستوی زمین که شناور شوم در پنج سال اسارت میان چهاردیواری ام.میدانی انسان به من نامحرم شد؟به همین سادگی!مدتهاست دیواری کشیده ام میان خانه با خشت قانون که مرا از همسرم،جدا میکند.این روزها،همه ی هراسم از وسوسه ی سیب است که چیدنش،دروازه های زندان را بر من میگشاید ودلواپسیم از عصیان روحی است که به بیهوده نفس کشیدن و گاه و بیگاه چریدن در چراگاه آدمکها تمکین نمیکند.
زمان کافی در اختیارم بود تا بنشینم ومرور کنم خویش را تا دریابم دلیل آنچه را که بر من تحمیل شده بود.من،یک انسانم.درست است که انسان،در روزگار غریب ما،بهایی ندارد اما انسان بودن وانسانی زیستن،تاوان سنگینی دارد.روزیکه رد پای خون آلود انسانیت رادنبال کردم،به حصاری رسیدم که تو را در بر گرفته بود وبه رد پایی که ادامه ای نداشت.نمیتوانستم ضجه هایت را،فریادهایت را و بودنت را نادیده بشمارم وبگذرم.عمق نگاه مادرت،مرا رهسپار راهی کرد ناهموار که طی کردنش از هر همواری برایم آسانتر مینمود چرا که به روشنی میرفت.دستهایم را بر زانوان خسته ی مادر تکیه زدم وبلند شدم.راه درازی در پیش بود از من تا رهایی تو.با کوله باری از عاطفه و احساس آغاز کردم واز تو گفتم،از تو نوشتم واز تو تصویر زدم چرا که حقانیت نگاه مادرت را وصداقت آشکار گفتارت راباور داشتم.در نیمه های راه،بین من و جاده،دیواری کشیدندبه بلندای نیمی از تابستان چرا که من،یک انسان بودم.سرپیچی از فرامین انسان ستیز تمام گناه نابخشودنی من بود که هرگز از آن توبه نخواهم کرد.من،به خاطر انسانیت،محکوم وگناهکارشدم واز تو،سپاسگزارم که لذت ارتکاب این معصیت بزرگ را به من ارزانی داشتی.
فرزاد نازنین؛من هنوز انسانم وسرشار از عاطفه واحساس برای مردمانم.ازتو آموختم صبوری را وایستادن را.اینک،درکارزار زندگی همچنان مسلح به عشق و پوشیده به استقامت خواهم ایستاد و مسیر روشن وناهموار حقیقت را بی تردید ادامه خواهم داد چرا که نمیخواهم از ترس زندانی شدن،زیر تازیانه ی وجدانم جان بسپارم تا مرگ.اگر شام بلند یلدا بر من طی شد،برمی خیزم،دوباره تمام بیداران عالم را فرامیخوانم و این بار،تمام خفتگان را هم بیدار میکنم تا فصل تازه ی تو را روایت کنم وبگویم:آی آدمها،بنگرید به این گوشه ی زمین که دیگر جاذبه ای ندارد،گرد هیچ مداری نمی چرخد و از فصلها پیروی نمیکند.بنگرید به ما که بخاطر عدالت جان میدهیم،بخاطر آزادی زندان میرویم وبخاطر ملیت ازشناسنامه هایمان تبعید میشویم.بنگرید به من که در سرزمین خویش حق تردد ندارم،در عصر ارتباطات حق دیدن وگفتن وشنیدن ندارم و برای زیستن در چاردیواری کوچک خود نیز دنبال پناهندگی هستم.بنگرید به فرزاد که با تمام بیگناهی اش هنوز زخم برمیدارد تن مجروحش،هنوز شکنجه میشود روح رنجورش وهنوز زیر نگاه مرگ است اندیشه ی تابناکش.آنگاه،بروید،برویدودرخلوت خویش،قضاوت کنید وچاره ای بیندیشید پیش از آنکه مرگ،آویخته برطناب دار،بر گلوی بیگناه دیگری بوسه زند.به حرمت اشکهای مادر،سوگند میخورم که ازپای نخواهم نشست و به حرمت اشکهای مادر ،سوگندتان میدهم که بی تفاوت از کنار این چوبه های مرگبار مگذرید و خاموش منشینید.

سما بهمنی
منطقه ی هنوز آزاد بندرعباس!

 


 

لینک مطلب | یکشنبه 1 دی1387 ساعت 18:39 | تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 

------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------

 




 

این خبرنامه زیر نظر مستقیم شورای مرکزی تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب دانشگاه بین المللی امام خمینی قزوین اداره شده و اخبار مندرج در آن به هیچ وجه نشان دهنده نظر مستقیم این تشکل نخواهد بود و مسئولیت آن بر عهده منبع خبر می باشد. تشکل اسلامی دانشجویان اصلاح طلب نظرات و سیاست ها و خط و مشی های خود را تنها در قالب بیانیه و به طور رسمی اعلام می نماید. لازم به ذکر است این "وبلاگ" تنها وبلاگ این تشکل است و هر یک از وبلاگ های دیگر که به اسم این تشکل فعالیت می کنند ارتباطی با تشکل ندارند ./

 

 

 

Home Page
E-Mail
Exit



 

 

لوگو
 


 

جستجو در خبرنامه
 


 

 

 

Images and names of a number of political prisoners in Iran
تصاویر و نام تعدادی از زندانیان سیاسی در ایران


To view the names please place your mouse on the picture
برای دیدن نام اشخاص، نشانگر ماوس را بر روی عکس آنها نگه دارید

------------------------------------------------------------------------

Copyright © All Right Reserved
http://ikiut.blogfa.com
2007-2009