تبليغاتX
خبرنامه تشکل دانشجویان اصلاح طلب

 

 

 

 

 

 

 


Archive
 

هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته اوّل تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته چهارم بهمن 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386
هفته چهارم دی 1386
هفته سوم دی 1386
هفته دوم دی 1386
هفته اوّل دی 1386
هفته چهارم آذر 1386
هفته سوم آذر 1386
هفته دوم آذر 1386
هفته اوّل آذر 1386

 

 

Images and names of a number of political prisoners in Iran
 

To view the names please place your mouse on the picture

 

 

 

 

 

Personals Link

 

 

Friends Link

 

 


 
   اتنخابات مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران پس از چهار سال

 

 
 

 

انتخابات مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران مورخ 18/4/87 برگزار گردید.لازم به ذکر است که در انتخابات مذکور از روشی ابتکاری برای اخذ آرا استفاده شد.مجمع عمومی کانون نویسندگان ایران چهار سال متمادی اجازه تشکیل نداشت و سرانجام با آرای پستی انتخابات را برگزار کرد. نتایج حاصله به شرح زیر است: 

اعضای منتخب هیات دبیران

ناصر زرافشان

علی اشرف درویشیان

فریبرز رئیس دانا

جاهد جهانشاهی

اکبر معصوم بیگی

اعضای علی البدل

محسن حکیمی

حسینعلی نوذری

رضا خندان

فرخنده حاجی زاده

یوسف عزیزی بنی طرف

بازرسان

حسن اصغری

محمد شریف

بازرس علی البدل

یزدان پناه

منشی

منیژه نجم عراقی

صندوق دار

علی رضا ثقفی

کانون نویسندگان ایران 18/4/87

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

+ | نوشته شده در شنبه 22 تیر1387 ساعت 12:11 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   گزارش روزنامه سرمایه از مشخصات کشته شدگان حادثه ساختمان سعادت آباد

 

 
   

خبرنگاران اعزامی به کوهدشت، مهرزاد غنی پور، نرگس جودکی: ۱۷ کارگر کوهدشتی که روز دوشنبه پانزدهم تیرماه در سعادت آباد تهران جان دادند چه کسانی بودند؟ روزهای پس از حادثه خبرهایی از دانشجو و دانش آموز بودن برخی از کارگران کشته شده منتشر شد، اما چیز زیادی از جزئیات زندگی جان باختگان و خانواده هایشان شنیده نشد.

 این ۱۷ قربانی هر یک عضو خانواده هایی بودند که زنجیروار با یکدیگر نسبت دور و نزدیک فامیلی داشتند. سه طایفه آزاد بخت، نورعلی و قرعلیوند اکنون داغدارند. بر سردر خانه های خیابان بوعلی پارچه سیاه زده اند. این خانواده ها اغلب از خانواده های تنگدست کوهدشت اند که غم نان آنها را به غربت کشاند واز سر ناچاری زندگی در میان آهن و آجر را انتخاب کردند.ساعت هشت و ۴۴ دقیقه روز دوشنبه این ۱۷ تن به لحظه ای میان خاک و سنگ مدفون شدند و خانواده های عزادار آنان هنوز هر پنجشنبه بر سر مزارشان روی می خراشند و مویه می کنند.

 در دیدار با آنان تصویر روشن تری از فقر و دوری از امکانات پیش چشم مان جان گرفت.

 حسین نورعلی، دانشجوی علوم دینی و مجرد

 پله های تاریک خانه را که پایین بروی به اتاقی با دیوارهای سیمانی می رسی. مادر مدارک پسر جوانش را به دستمان می دهد: «حسین در کنکور دانشگاه علمی شرکت کرده و منتظر نتیجه بود. پدرش بیمار دیابتی از کارافتاده ای است و برادر ۱۷ ساله اش در تهران کارگری می کند. مستاجرند. حسین و برادرش باید خرج خانواده ۱۰ نفری را تامین می کردند.» مادر فیش حقوقی طلبگی حسین را نشان مان می دهد تا بدانیم که حسین دانشجوی علوم دینی در حوزه علمیه بوده است.

 عزیزعلی امیرنژاد تازه از سر مزار به خانه آمده اند عزیزعلی کمتر از ۵۰ سال داشته و پدر پنج پسر و دو دختر بوده است. یک پسر دانشجو، یک سرباز و یک دانش آموز و چند فرزند دیگر که همه هزینه هایشان را پدر به عهده داشت. عزیزعلی تنها نان آور خانه به پسرانش اجازه نداد که برای کار در ساختمان با او بروند. یکی از پسرها سر به زیر انداخته و می گوید: «پدرم گفت هنوز ساختمان را کاملا خراب نکرده ایم و خطرناک است وقتی خواستیم که شروع به ساختن دوباره آن کنیم به شما می گویم که بیایید.»

 زن عزیزعلی حرف پسر را ادامه می دهد: «او قبلاً مغازه داشت اما با این گرانی نتوانست کرایه آن را بدهد و مجبور به کارگری شد و گاهی به بندر می رفت و جنس می آورد.»

 او خواسته اش را با چشمان خیس بیان می کند: «پسرم سرباز است او به خاطر نداری حتی از پادگان بیرون نمی رود. اگر او را از تهران به کوهدشت منتقل کنند کمکی برای خانواده خواهد بود. اما مهم تر از همه چیز این است که مقصر مرگ شوهرم را معرفی کنند. کسی که باعث خانه خرابی این همه خانواده شده و از درد ما بی خبر است.»

 علی حسین و سعید یوسفیان پدر و پسر

 سعید دانش آموز بود و تازه امسال وارد پیش دانشگاهی می شد. پدر همیشه برای کارگری به تهران می رفت و این اولین بار بود که سعید با او همراه شد تا در اوقات فراغت تابستان به پدر کمک کند، برادرش که دانشجوی حسابداری است، می گوید: «فقط به ما بگویند مقصر کیست؟ مهندس ناظر، شهرداری، پیمانکار یا صاحب ملک؟» این خواسته اغلب بازمانده های قربانیان حادثه سعادت آباد است.

 حسین پیری هاشم آبادی ۱۸ ساله مجرد

 حسین هر سال تابستان راهی تهران می شد اما از یک سال پیش درس خواندن را هم کنار گذاشت تا بتواند در طول سال به زحمت پولی برای خانواده به دست آورد. برادرش دانشجوی مدیریت دانشگاه آزاد تهران است. پدرش سه سال پیش به خاطر سه میلیون بدهی زندانی شده و حسین خرج خانواده شش نفری شان را درمی آورد.

 مادرش به سینه می کوبد: «من فرزندم را می خواهم ۲۰ میلیون تومان پول که جای حسین را نمی گیرد.» - مراد یاری ۱۸ساله بازمانده از تحصیل چندسالی می شد که با برادرها در تابستان کار می کرد. پدرش چهارماه پیش درگذشته است. مراد باید به همراه دوبرادر دیگر در تهران کار می کرد چرا که برادر دیگرش بیمار کلیوی است و هزینه درمانش بیشتر از توان این خانواده ۹نفری است.

 بهرام و مهران پیرزاده نور

 زن عزادار مرگ شوهر و پسر ۱۹ ساله اش است. زن ها دور تا دور اتاق نشسته و می گریند. عکس های بهرام و مهران در تاقچه پیش رویشان است. مادر می گوید: «درس مهران خوب بود ولی از دو سال پیش به خاطر خانواده مجبور به ترک تحصیل شد. آنها در مناطق مختلف تهران کارکرده بودند و این بار یک آشنا آنها را به ساختمان سعادت آباد برده بود. دختر نوجوان خانواده هم ترک تحصیل کرده و در خانه مانده است. روزی ۱۵ هزار تومان حقوق می گرفت. این بار ۱۷ روز پس از شروع کار جدید ساختمان بر سرشان آوار شد و هیچ گاه دستمزد خود را به خانه نبردند.

 هوشمند منصوری ، دانشجوی الهیات، تازه داماد

 صدای ناله از خانه می آید. مادر هوشمند، پدر و همسرش در حلقه بستگان به زاری نشسته اند. دانشجوی دانشکده الهیات دانشگاه الشتر بود. یک سال پیش به خاطر نداشتن هزینه ۱۵۰هزار تومانی دانشگاه را رها کرد. از دوران دبیرستان کارگری می کرد و بعد از گرفتن دیپلم این سومین بار بود که برای کار به تهران می آمد. خرج خانواده با او بود. پدرش سه سال بیکار شد و در کنار مادر مریض اش با پاک کردن و دسته بندی سبزی پولی به دست می آورد. عروس ۱۷ ساله خیره به گل قالی سکوت کرده است. مادر می گوید: «۲۱ روز پیش آخرین بار بود که هوشمند را دیدیم. شش فروردین ۸۷ ازدواج کردند و فقط سه ماه زندگی مشترک را تجربه کرد.» پنج فرزند دیگر خانواده دانش آموز و دانشجو هستند. پدر هوشمند می گوید: «ما به خاطر فقر و بدبختی فرزندمان را از دست دادیم باید پیش از این حادثه به دادمان می رسیدند. حالا دیگر پرداخت خسارت هم جبران زخم و درد ما را نمی کند.»

 افشار و عابدین سعادتی ۲۴ و ۲۹ ساله و مجرد

 این دو برادر در پایه سوم راهنمایی به خاطر فقر شدید خانواده مجبور به بستن دفتر و کتاب مدرسه شدند. خواهرشان در قبرستان روستای آزاد بخت روی زمین نشسته و گریه می کند: «فقط تقاضای معرفی مقصر این حادثه را دارم.» صورتش را خراشیده و عکس برادرانش را در آغوش گرفته و می بوسد. از خرابی ساختمان سعادت آباد بی اطلاع بوده اند: «اگر می دانستیم اجازه نمی دادیم که آنجا کار کنند.» افشار و عابدین سال ها قبل در کوره های آجرپزی کوهدشت کار می کردند اما بعد از تعطیلی کوره ها به پایتخت رفتند.

 احسان و موسی آزادبخت

 هر دو ۲۰ ساله پسرعمو بودند. موسی تازه دبیرستان را تمام کرده بود. احسان تا سال دوم دبیرستان تحصیل کرد اما پدر نمی توانست از پس مخارج زندگی برآید به ناچار احسان هم دست به آجر و سیمان برد. خواهرش می گوید: «قبلاً اینجا زمین کشاورزی داشتیم و از این راه گذران می کردیم اما با این خشکسالی دیگر گندم دیم هم نمی توانستیم بکاریم.»

 احسان لحظه ای قبل از ریزش ساختمان، خود را از طبقه سوم به پایین انداخت به همین خاطر جسدش سالم تر از دیگران بود ولی او هم در اثر خونریزی مغزی جان داد.

 یحیی و فریبرز سعادتی آزادبخت

 یحیی ۲۶ سال داشت و فریبرز ۲۴. هر دو مجرد بودند مادر توان حرف زدن ندارد. زنان سیاهوش او را دوره کرده اند. آب به حلقش می ریزند و شانه هایش را تکان می دهند. مادر دست را در هوا می چرخاند و به عکس های جوانانش اشاره می کند. این دو پسر در یک روز از دستش رفتند. رحمان آزادبخت دانشجوی فوق لیسانس و پسرخاله این دو برادر می گوید: «شب قبل از حادثه با آنها صحبت می کردم می گفتند که نسبت به کمی حقوق شان اعتراض کرده اند، چرا که طبقه های ساختمان زیاد و کار خطرناک بوده است اما کارفرما با پیشنهاد حقوق بیشتر آنها را راضی به ماندن کرد.»

 میثم قاسمی و علی ابدالی

 نامزد میثم هنوز باور نمی کند که شریک زندگی آینده اش برای همیشه رفته است. ۱۹ سال داشت و تازه دیپلم گرفته بود. علی ابدالی هم پدر پنج فرزند است که اکنون بدون سرپرست مانده اند. در همه خانه ها تا روز چهلم در گذشتگان باز است. زن ها می آیند و می روند. زاری می کنند، فاتحه می خوانند و هر پنجشنبه بر سر مزار حاضر می شوند. این مادران به این زودی سیاه از تن درنمی آورند. تا مدت ها غذای مفصلی نخواهند خورد به مهمانی نمی روند و در هیچ مراسم شادی شرکت نمی کنند. مردگان ۱۷ نفر بودند اما چندین طایفه از پس این اتفاق عزادار شدند.

 سرمایه

 


 

+ | نوشته شده در شنبه 22 تیر1387 ساعت 12:8 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   هکرها:جنگ جهانی سوم در پی حمله به ایران

 

 
   

هکرها با اعلام شروع جنگ جهانی سوم در پی آغاز حمله امریکا به ایران، کاربران اینترنت را مشوش ساخته‌اند.

به گزارش سرویس اخبار خارجی ایتنا متخصصین امنیتی امروز هشدار دادند ایمیل‌هایی که در بخش موضوع نامه عباراتی همچون «جنگ جهانی سوم شروع شد»، «20 هزار سرباز امریکائی در ایران» و «عبور نیروهای ارتش امریکا از مرزهای ایران» قید گردیده اسپم بوده و نرم‌افزارهای ضداسپم در چند روز گذشته مانع از ارسال تعداد زیادی از این گونه نامه‌ها شده‌اند.

در گزارشها آمده است که لینک موجود در متن این نامه‌ها وب‌سایت آ‌لوده‌ای را باز می‌کند که تصویری ویدیوئی از یک انفجار و تشکیل قارچ اتمی در آن نشان داده می‌شود.

هچنین متونی بر روی صفحه این سایت‌ها وجود دارند که عباراتی همچون: «هم اینک نیروهای دلتا از ارتش امریکا به همراه نیروی هوائی امریکا وارد ایران شدند.»، «20 هزار نیروی ارتش امریکا وارد خاک ایران شدند و مقاومت ارتش ایران را درهم شکستند.» و «این فایل ویدیوئی توسط نیروهای ارتش امریکا و امروز صبح تهیه شده است. بر روی لینک پائین کلیک کنید تا اولین دقایق از شروع جنگ جهانی سوم را ببینید. خداوند همۀ ما را حفظ کند.» را شامل می‌شوند.

شرکت امنیتی Sophos به کاربران هشدار داد که ورود به سایت‌هایی با چنین مضامینی و کلیک نمودن بر روی لینک‌های موجود در صفحات آنها خطر آلوده شدن دستگاه به تروجان Troj/Tibs-UO و همچنین یک اسکریپت پنهان جاوا که Mal/ObfJS-AY نام دارد را به همراه خواهد داشت.

Graham Cluley مشاور فناوری شرکت Sophos می‌گوید: «هکرها از این حقیقت که امروزه بسیاری از کاربران اخبار روزانه خود را از طریق اینترنت دریافت می‌دارند سوءاسفاده می‌کنند.»

«کاربران همواره باید از بروز بودن آنتی ویروس خود اطمینان داشته باشند و هیچگاه بر روی لینک‌هایی که از طریق نامه‌های مشکوک و ناآشنا به دست آنان می‌رسد کلیک نکنند.»

 


 

+ | نوشته شده در شنبه 22 تیر1387 ساعت 12:4 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم دربند، تایید شد

 

 
   

حکم اعدام فرزاد کمانگر، معلم دربند، تایید شد. به گزارش فعالان حقوق بشر در ایران، روز گذشته دیوان عالی کشور، حکم اعدام فرزاد کمانگر را به همراه علی حیدریان و فرهاد وکیلی از فعالان سیاسی کرد تایید کرد.

 فرزاد کمانگر، علی حیدریان و فرهاد وکیلی در اردیبهشت ماه سال ۸۵ بازداشت و در اسفندماه سال ۱۳۸۶ و در دادگاه اولیه به اعدام محکوم گردیده بودند که روز گذشته تائید احکام اولیه در دیوان عالی کشور توسط اجرای احکام به آنان ابلاغ گردید.

 پیش از این نهادهای مختلف حقوق بشری و صنفی از جمله سازمان عفو بین الملل، فدراسیون جهانی اتحادیه های معلمان، کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران، کانون صنفی معلمان ایران، انجمن صنفی معلمان استان کردستان نسبت به حکم اعدام فرزاد کمانگر اعتراض کرده اند. همچنین بسیاری از دانشجویان و زندانیان سیاسی و ۱۱۰۰ تن از مردم کامیاران خواستار آزادی وی شده اند.

 فرزاد کمانگر چندی پیش نامه ای از بند ۲۰۹ زندان اوین ارسال کرد که متن آن در ذیل می آید:

 بندی بند ۲۰۹

 “نخست برای گرفتن کمونیستها آمدند

من هیچ نگفتم

زیرا کمونیست نبودم

بعد برای گرفتن کارگران و اعضای سندیکا آمدند

من هیچ نگفتم

زیرا من عضو سندیکا نبودم

سپس برای گرفتن کاتولیکها آمدند

من باز هیچ نگفتم

زیرا من پروتستان بودم

و سرانجام برای گرفتن من آمدند

دیگر کسی برای حرف زدن باقی نمانده بود “¹

 

هنگامی که از گوشه چشم تابلو بازداشتگاه اوین را خواندم آنچه را از این زندان از گذشته دور تا امروز در ذهن داشتم و یا خوانده بودم مرور کردم ، ناخودآگاه “خون ارغوانها”²در ذهنم تجلی دوباره یافت . خیلی دوست داشتم کاش آن سرود را حفظ کرده بودم ، لحظه ورود به راهروهای ۲۰۹ و انفرادی های آن بویی غریب و ناآشنا را حس میکردم با خودم گفتم شاید این بوی زندان ، بوی خفقان و بیداد باشد .

 چشم بند تا خروج از ۲۰۹ جزئی جدا نشدنی از زندانی است که مرا به یاد کسانی انداخت که سلاطین در سیاهچالها چشمانشان را در می آورند تا بینایی، حسی که انسان بیشترین ارتباط را با دنیای اطراف میگیرد را از او بگیرند و حال چشمانت را می بستند، غافل از اینکه گاهی دیوارها مانع بینش و دیدن نمیشوند.

 ۲۰۹ یعنی انفرادی، انفرادی که قریب ترین و گمنام ترین واژه کتابهای قانون ماست یعنی توهین، تحقیر، بازجویی های چندین و چند ساعته، بی خبری مطلق، ایزوله کردن و در خلاء نگهداشتن، خرد کردن به هر قیمت و هر وسیله ای. انفرادی یعنی شکنجه سفید یعنی شبهای بی پایان و اضطراب، بعد از شکنجه سفید شب و روز فرقی با هم ندارد فقط نباید هیچ اخبار یا اطلاعات تازه ای به تو برسد. اطلاعات و اخبار تو تنها القائاتی است که روزی چند بار در اتاقهای سبز رنگ بازجویی طبقه اول در گوشهایت تکرار میشود تا تو را ضربه پذیر سازد و تو در سلولت وعده های بازجویت را در ذهن بررسی میکنی و فردا و فرداها دوباره همان برنامه در اتاقهای سبز بازجویی شبیه اتاق جراحی تکرار میشود و آنقدر این عمل تکرار میشود تا گفته های بازجو ملکه ذهن تو میگردد و تو باور میکنی که چه موجود بدی بوده ای!

 و هر روز که از اتاق بازجویی به سلولت برمیگردی هر آنچه در سلولت هست زیر و رو شده است یا بهتر بگویم شخم زده شده است، خمیر دندان، صابون، شامپو، پتوهای سیاه بد بویت، موکت رنگ و رفته و حتی لیوان چندبار مصرفت را بدنبال چیزی جابجا کرده اند. شاید به دنبال ردی از لبخند، امید، شادی، آرزو و خاطره میگردند تا مبادا پنهان کرده باشی، و هر شب که تو در رویای دیدن دوباره مهتاب به دیوار سلولت چشم میدوزی چیزی مانند شبح از دریچه کوچک سلولت سرک میکشد و تو را زیر نظر میگیرد، مبادا به “خواب شیرین” رفته باشی و یا در رویای شبانه ات مادر بر بالین فرزند آمده باشد و در آن تاریکستان لالایی را مرهم زخمهای فرزند نموده باشد.

 به دیوارها که چشم میدوزی به یادگاریهایی که میهمانان قبلی سلولت از خود به جا گذاشته اند از عرب و ترک و کرد و بلوچ و معلم و کارگر و دانشجو گرفته تا فعال حقوق بشر و روزنامه نگار ، همه به اینجا سری زدند . گویی درون ۲۰۹ عدالت در حق همه به طور مساوی اعمال شده است چون اینجا فارغ از قومیت، فازغ از جنسیت، فارغ از مذهب و فارغ از هرگونه طبقه ای همه به گونه ای مساوی به زندان می آیند.

 از سلولهای انفرادی تا سلولهای عمومی تنها بیست تا سی متر فاصله است که بعضی ها چند ساله و بعضی ها چند ماهه طی میکنند، سلول عمومی یعنی دیدن و حرف زدن با انسانهایی شبیه خودت یعنی شنیدن صدای انسانهایی که باید صدایشان شنیده شود، سلول عمومی یعنی نوشیدن یک لیوان چای داغ یعنی رفتن به حمام به دلخواه خودت، سلول عمومی یعنی اجازه اصلاح سر و صورت و برای بعضی ها یعنی اجازه دیدن چشمان نگران عزیزان ، پشت دیوارهای شیشه ای و برای من یعنی رفتن به هواخوری بعد از ماهها، بعد از ماهها برای اولین بار به هواخوری رفتم ، هقته ای سه بار و هر بار ۲۰ دقیقه ، هواخوری اتاق کوچکی بود با دیوارهای بلند و سقفی نرده کشی شده و مشبک، برای من که آسمان و خورشید را هر روز از دامن زاگرس عاشقانه نگریسته بودم اینجا گویی آسمان را پشت میله ها زندانی کرده بودند .خورشید دزدکی به گوشه ای از هواخوری سرک کشیده بود و انگار او هم میدانست که نباید به دیوارهای امنیت ملی نزدیک شد ، دوربینی هم بالای سرمان تند و تند میچرخید تا همه جا را زیر نظر داشته باشد، مبادا با خورشید خانم نگاهی رد و بدل کنیم و چشمکی بزنیم که به حساب “ارتباط با بیگانگان” گذاشته شود و یا به نسیم بگوییم “حال همه ما خوب است” و این خبر موجب “تشویش اذهان عمومی” گردد و دیوارهای هواخوری نیز آنقدر لکه های ناشیانه رنگ بر آنها دیده میشد که دیوارها را بد منظر کرده بود “هر چند که زیباترین دیوارها اگر دیوار یک زندان باشند باز شایسته تخریبند”.

 دیوارهای ۲۰۹ رسالت خطیر خود یعنی جدا کردن زندانیان از یکدیگر را به خوبی انجام نداده بودند . اینجا دیوارها قاصد دوستی و نامه رسان شده بودند، پس باید مجازات میشدند و هر هفته بر تن دیوار رنگ تیره تر میکشیدند تا در نهایت روزی با سنگ سیاه نقش پوشش کردند . دیوارهای هواخوری برای زندانیان تخته سیاه، روزنامه دیواری و حتی ترک دیوار نقش صندوق پست را ایفا میکرد و پیام زندانیان را به هم میرساند. دیوارها پر بود از خبرها و اسامی دانشجوها، آنها که از تیر ماه ۷۸ ، نه نه…!! ، دورتر… از ۱۶ آذر آمده بودند، آنها که سالهاست پای ثابت انفرادیها هستند و با جسارت تمام مینوشتند “دانشجو میمیرد ذلت نمی پذیرد” و اسم دانشگاه خود را زیرش مینوشتند . جوان دیگری آرم ان جی اویشان را با ظرافت تمام روی دیوار طراحی میکرد هر چند بار رنگ میزدند اما او دوباره و چند باره میکشید و کسانی هم طلب اخبار میکردند . من هم روزی بر دیوار هواخوری نوشتم سلام ، با خودم گفتم “سلامت را نخواهند پاسخ گفت” ولی خیلی زود نوشتند ، “سلام شما؟!” و دوستی هایمان آغاز شد ، از دانشجوها گرفته تا زندانی القاعده ای که بعدها در رجایی شهر معلم زبان انگلیسی ام شد ، کلی دوست “دیوارگی” پیدا کرده بود و روزی که انفرادیها پر شده بود و جا برای تازه واردها کم آمد به ناچار خیلی ها را در یک سلول جمع کردند و انگار سالها بود که همدیگر ار میشناختیم . پلی تکنیکی ها ، تحکیم وحدت ، مسیحی ها ، ترک ، بلوچ ، کرد و…، انگار سالها بود همدیگر را میشناختیم ، یکی آرایشگر میشد یکی آشپز ، تا صبح می نشستیم و از دردهای جامعه میگفتیم ، هر چند دردهایمان مشترک بود اما تا صبح صحبت میکردیم و صبح ما را صدای گریه سید ایوب زندانی بلوچ بغل دستی که سالها اینجا بود به خود می آورد ، آنقدر کسی فریادش را نشنیده بود که به خدا نامه مینوشت و در هواخوری میگذاشت و با صدای گریه او سکوتی سنگین بحث ما را خاتمه میداد و گاهی صدای پاشنه کفش زنی ما را به سکوت وادار میکرد ، از فرط خوشحالی و هیجان از سوراخ کوچک در ، یا از لای پره های رادیاتور سلول ۱۲۱ به بیرون نگاهی می انداختیم ، زنی بود که با چشمانی بسته به سوی اتاق بازجویی میبردنش ، چادری به سر داشت که دهها ترازو بر چادرش نقش بسته بود ، قامت او ترازوهای عدالت را کج و معوج و نابرابر نشان میداد. این صدای آشنای پا، اعلام حضوری موقرانه بود تا به ما بگوید اینجا هم زندگی و مبارزه بی صدای پاشنه های بلند معنایی ندارد ، کمی تامل و ساعتی فکر کردن میخواهد تا متوجه شوی همه یکی بودیم.

 اتاق بازجویی مان همان اتاقی بود که راننده های شرکت واحد و معلم ها بازجویی شده بودند ، میز بازجویی همان میزی بود که دانشجوها بر روی آن یادگاری نوشته بودند و تختی که من روی آن میخوابیدم ، همان تختی بود که “عمران” جوان بلوچ قبل از اعدام رویش نوشته بود دلم برای کویر تنگ شده ، چشم بندمان هم همان چشم بندی بود که اعضای کمپین یک میلیون “فریاد خاموش” به چشم داشتند ، پس نباید غریبگی کرد و نباید همدیگر را فراموش کرد ، اینها همه یک جورهایی آشنایند ، اینجا همه چون شمایند، راستی، فکر کن شاید فردا نوبت تو باشد…

 

معلم و فعال حقوق بشری محکوم به اعدام

بند بیماران عفونی (۵) زندان رجایی شهر کرج

فرزاد کمانگر - ۱۰/۳/۸۷

 

۱- برتولت برشت - در هنگامه نازیها

۲- “خون ارغوانها” سروده ای است از ارغوان همیشه سرخ بیژن جزنی

۳- شعر زیبای ” سلام ” سروده شاعر معاصر آقای سید علی صال

 


 

+ | نوشته شده در جمعه 21 تیر1387 ساعت 22:17 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   بیانیه دفتر تحکیم وحدت به مناسبت سالروز ۱۸ تیرماه

 

 
   

دفتر تحکیم وحدت در سالروز ۱۸ تیر ۱۳۷۸ بیانیه ای به شرح زیر صادر کرد:

 روزهای سوزان تیرماه، یادآور زخمی دیرین بر پیکر دانشگاه است. اکنون ۹ سال از یورش بی‌رحمانه و جفاکارانه به کوی دانشگاه می‌گذرد. ۱۸ تیرماه هرساله یادآور فریاد آزادی و بیداری دانشجوی ایرانی است. بغض فروخفته‌ای در گلوی جوانان ایران زمین که از مشروطه تا به امروز همچنان زنده است. ۱۸ تیرماه ۷۸ روزی بود که زورمداران تزویرگر، جاهلان زورمدار را به شبیخون دانشجویان آگاه و بیدار فرستادند. یورش غیر انسانی و در نهایت خشونت جاهلان بنده قدرت به حریم دانشگاه، خود آشکارترین سند حقانیت فریاد بیداری و آزادیخواهی دانشجویان بود. آنان که در میدان آرام گفتگو و منطق از رویارویی با حریان آزادیخوهی و بیداری عاجز بودند، چماق بدستان بی‌منطق را برای حذف و سرکوب پیشگامان بیداری و آزادی روانه کردند تا در میدان خشونت به جنگ شرافت برخیزند.

 ۱۸تیرماه روزی است که دانشجوی آزادیخواه ایرانی ایستادگی و مقاومت آموخت و روی پای خود ایستاد. روزی که دانشجویان به چشم خود دیدند که برگزیدگان انتخابات محدود، که انتصاباتی استصوابی است، همواره مدیون تاییدکنندگان خود خواهند بود نه پاسدار امنیت و حرمت فرزندان ملت. پس از فروخفتن اعتراضات تیرماه ۷۸، نه تنها حمله کنندگان به کوی دانشگاه معرفی نشدند بلکه داعیه‌داران جامعه مدنی و توسعه سیاسی چنان کردند که امروز باید به عاملان سرکوبگر نیز جواب پس دهند و متهمان دیروز در جایگاه شاکی نشسته‌اند و آنانی که در پی جنازه آن قاتل زنجیره‌ای روان شدند امروز مدعی آبرو گشته‌اند. دانشجوی آزادیخواه ایرانی در ۱۸ تیرماه بدین مهم رسید که آزادی و مردم سالاری نه صرفا با تکیه بر انتخابات محدود گزینشی که با تعمیق گفتمان آزادیخواهی و دفاع از حق خود، تقویت نهادهای مدنی و ایستادگی بر حقوق بشر دست‌یافتنی است. از قدرت دوری گزید تا به آغوش جامعه بازگردد.

 و اما امروز؛ ۱۸ تیرماه در حالی فرا می‌رسد که هوا هر لحظه برای نفس کشیدن دانشجویان و آزادیخواهان سیاه‌تر می‌شود. همچنان دانشجویان فراوانی ستاره‌دار، از تحصیل محروم و در بند می‌شوند. طوری که قریب به ۲۰۰ دانشجو در سال گذشته در فضایی امنیتی بازداشت و تفتیش شده‌اند. منصوبان وزارت علوم دولت مهرورز از هر جهت متعرض کیان دانشگاه شده‌اند. نه تنها حقوق سیاسی و صنفی‌ دانشجویان را محترم نمی‌شمارند بلکه به حریم عصمت اخلاقی ایشان نیز تجاوز می‌کنند. هر اعتراضی بدین تجاوزها و تعرض‌های غیرقانونی و نامشروع با تهدید و سرکوب و محرومیتی سنگین مواجه می‌شود. و اخیرا نیز در آستنه ۱۸ تیرماه و به قصد ایجاد جو رعب و فضای امنیتی، تنی چند از دانشجویان بازداشت شده‌اند.

 امروز یکسال از بانگ بیدارباش شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت می‌گذرد. تحصن اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت در ۱۸ تیرماه ۸۶ که اعتراضی بود جدی و در عین حال کاملا آرام و مدنی، پاسخی جز روزها انفرادی و تفتیش دریافت نکرد اما پس از آن فشارها نه تنها فریاد و اعتراض تحکیمیان خاموش نشد که با عزمی راسخ‌تر و به صورت جدی‌تری ادامه یافت. امروز پس از گذشت یکسال از آن واقعه، با هرچه هویداتر شدن بحران‌های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و به خطر افتادن جدی امنیت ملی و تمامیت ارضی کشوردر نتیجه سیاست‌های غلط حاکمان، بانگ بیدارباش ۱۸ تیرماه ۸۶ رساتر به گوش می‌رسد. از دیگر سو، یکسال توام با فشارهای گونه‌گون نشان داد که سرکوب و حذف و حبس نمی‌تواند اعتراضات را خاموش کند و سرکوبگران را راهی جز کنار نهادن سیاست‌های سرکوبگرانه نیست.

 در پایان، دفتر تحکیم وحدت ضمن گرامیداشت ۱۸ تیرماه، اعتراض جدی خود را نسبت به تداوم سیاست‌های عمدتا غلط حاکمان در قبال مسائل کشور، تداوم سیاست‌های آمرانه و تجاوزگرانه در دانشگاه و نگاه امنیتی و سیاست‌های سرکوبگرانه در قبال دانشگاه اعلام می‌دارد و حاکمان را به بازنگری در رفتار خود با ملت فرا‌می‌خواند.اعضا این اتحادیه نیل به آزادی را از طریق ایستادگی مداوم در برابر استبداد و استقرار مردم سالاری را از راه تقویت نهادهای مدنی و اصلاحات جامعه‌محور قابل حصول می‌داند. دفتر تحکیم وحدت پس از گذشت سالی مملو از فشارها و بازداشت‌ها، همچنان بر پایبندی به آرمان‌های جنبش دانشجویی تاکید می‌کند و در راه نیل به آزادی و مردم‌سالاری عزمی راسخ دارد.

 دفتر تحکیم وحدت

۱۸ تیرماه ۱۳۸۷ خورشیدی

 


 

+ | نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 20:30 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   بازداشت دانشجویان ادامه دارد: یک دانشجوی دیگر در مشهد و ۳ دانشجو در زنجان بازداشت شدند

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: محمد احسانی دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه سیستان بلوچستان و عضو کمیته پیگیری وضعیت دانشجویان بازداشتی شب گذشته در مشهد و پیام شکیبا، آرش رایجی و حسن جنیدی سه فعال دانشجویی روز گذشته در زنجان بازداشت شدند.

 با بازداشت ۱۴ دانشجو در مشهد، ۳ دانشجو در تهران و ۳ دانشجو در زنجان تعداد دانشجویان بازداشت شده طی روزهای گذشته به ۲۰ نفر رسیده است. بازداشت های گسترده دانشجویان طی هفته جاری در شهرهای مختلف کشور در حالی ادامه دارد که از وضعیت و محل نگهداری این دانشجویان اطلاعی در دسترس نیست و خانواده های این دانشجویان در نگرانی به سر می برند.

 به گزارش خبرنامه امیرکبیر نیروهای امنیتی پس از بازداشت این دانشجویان، منازل آنها را تفتیش کرده و برخی از وسایل مربوط به این دانشجویان را ضبط کرده اند.

 در بعد از ظهر ۱۷ تیر و روز ۱۸ تیر، علی قلی زاده، علی صابری، رضا عرب، مهدی قدسی، اشکان ارشیان، امیر سرابی، مجتبی عمادپور، امیر علی بیات مختاری در مشهد بازداشت شدند. پیش از آن نیز در هفته گذشته توحید دولتشناس، محمد زراعتی، فرزاد حسن زاده، سجاد رجبی و محمد میزبان در مشهد بازداشت شده بودند.

 در تهران نیز طی روزهای گذشته مجید اسدی، دانشجوی دانشگاه علامه طباطبایی، مهدی خدایی و سلمان سیما، از فعالین دانشجویی دانشگاه آزاد، بازداشت شده اند. بنابر گزارش ها دانشجویان بازداشت شده در تهران به زندان اوین منتقل شده اند.

 در همین زمینه:

موج گسترده بازداشت دانشجویان در مشهد در سالگرد ۱۸ تیر: بازداشت آرشیان، صابری، قلی زاده، عرب و قدسی

افزایش تعداد دانشجویان بازداشت شده در مشهد: سرابی، عماد پور و بیات بازداشت شده اند

گزارش رادیو دویچه وله از بازداشت گسترده دانشجویان در مشهد

گزارش رادیو فردا از بازداشت های گسترده اخیر دانشجویان در مشهد و تهران

 


 

+ | نوشته شده در پنجشنبه 20 تیر1387 ساعت 20:26 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   بازداشت ها در مشهد همچنان ادامه دارد...

 

 
   

خبرنامه امیرکبیر: در ادامه بازداشت فعالان دانشجویی در مشهد، سجاد رجبی و محمد میزبان دو دانشجوی دانشگاه آزاد مشهد بازداشت شدند. پیش از این و در هفته گذشته توحید دولتشناس، محمد زراعتی و فرزاد حسن زاده سه فعال دانشجویی دانشگاه فردوسی مشهد در دو نوبت بازداشت شده بودند.

 در پی حمله شبانه جمعه گذشته بیش از ۱۵ تن از ماموران امنیتی و انتظامی به منزل سجاد رجبی وی توسط ماموران امنیتی بازداشت و وسایل شخصی وی از قبیل کتاب، CD و رایانه شخصی وی نیز توقیف شدند.

همچنین از روز پنجشنبه از محمد میزبان دیگر فعال دانشجویی دانشگاه آزاد مشهد نیز اطلاعی در دست نیست و به نظر میرسد وی نیز مانند محمد زراعتی ربوده شده است. همچنین روز جمعه در تماس تلفنی با خانواده زراعتی یک نفر که خود را کارمند اداره اطلاعات معرفی کرده از بازداشت محمد زراعتی توسط این ارگان خبر داده است. این درحالیست که از روز دوشنبه هفته گذشته خانواده زراعتی از وضعیت فرزند خویش هیچ اطلاعی نداشتند.

 با بازداشت این ۲ دانشجو در مشهد، تعداد دانشجویان بازدشت شده طی روزهای اخیر در مشهد به ۵ نفر رسید. در همین زمینه کمیته دانشجویی پیگیری بازداشت های خودسرانه در مشهد اطلاعیه ای صادر کرد:

 اطلاعیه شماره یک کمیته دانشجویی پیگیری بازداشت های خودسرانه

 در میان سکوت خبری رسانه های داخلی و خارجی بازداشت های غیر قانونی در مشهد همچنان ادامه دارد. پس از بازداشت سه دانشجوی دانشگاه فردوسی مشهد، این بار در حمله شبانه ماموران امنیتی دولت جمهوری اسلامی به منزل دانشجویان در حالی یکی از دانشجویان دانشگاه آزاد مشهد به نام سجاد رجبی بازداشت شد که از وضعیت محمد میزبان دیگر دانشجوی این دانشگاه هیچ اطلاعی در دست نیست.

 این بازداشت ها در حالی انجام شده است که پیش از آن هیچ احضاریه ای به آنان ابلاغ نشده و هیچ رفتار غیرقانونی از آنان سر نزده است.

 کمیته دانشجویی پیگیری بازداشت های خودسرانه در مشهد خواستار مشخص شدن هرچه سریع تر وضعیت دانشجویان بازداشت شده توسط نهاد های مسئول و آزادی این ۵ دانشجوی بازداشت شده و بیش از چهارصد تن از مردم عادی باز داشت شده شهر مشهد در هفته های گذشته می باشد.

 کمیته دانشجویی پیگیری بازداشت های خودسرانه در مشهد همه بازداشت های اخیر را از آنجا که در نقض آشکار با موازین حقوق بشری و حتی قوانین جاری ایران میباشد، غیرقانونی دانسته و تا آزادی همه بازداشت شدگان به فعالیت خود ادمه خواهد داد.

 همچینین مهدی خدایی فعال دانشجویی دانشگاه آزاد و دبیر سابق انجمن اسلامی دانشگاه آزاد شهر ری بازداشت شد. سایت ادوارنیوز با گزارش این خبر نوشت: نیروهای امنیتی روز پنجشنبه گذشته با ورود به منزل پدری مهدی خدایی ضمن تفتیش و ضبط کامپیوتر و وسایل شخصی، این دانشجوی دانشگاه ازاد را بازداشت کردند.

 گفتنی است مهدی خدایی سال گذشته به دلیل فعالیتهای دانشجویی در دانشگاه آزاد از سوی کمیته انضباطی به یک ترم تعلیق از تحصیل محکوم شده بود.

 


 

+ | نوشته شده در یکشنبه 16 تیر1387 ساعت 15:0 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   چند خبر از قزوین

 

 
   

احضار ساناز الله یاری به اداره اطلاعات قزوین

     

ساناز الله یاری دانشجوی دانشگاه غیرانتفاعی قزوین و یکی از اعضای دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب دیروز برای دومین بار به اداره ی اطلاعات شهرستان قزوین احضار شد و مورد بازجویی طولانی مدت قرار گرفت

بنا به اخباری که از سوی دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب قزوین به دست ما رسیده است، ساناز الله یاری (برادر مهدی الله یاری- دانشجوی ارشد شریف) مدتی است که توسط نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مورد تهدید و آزار روحی قرار گرفته است. وی در دو نوبت مورد بازجویی های طولانی مدت در اداره ی اطلاعات قزوین بوده است.

با افزایش دوباره ی برخوردهای اطلاعاتی با دانشجویان آزادی خواه و برابری طلب، بیم موج جدیدی از برخوردهای قضایی با این دانشجویان می رود. این در حالی است که یکی از اعضای این طیف دانشجویی هنوز در بند 209 زندان اوین به سر می برد و دیگران با وثیقه های چند ده میلیونی به طور موقت آزاد هستند.

 

آیدا سعادت آزاد شد.

 

آيدا سعادت، فعال قزويني حوزه زنان، پس از دو روز بازداشت، آزاد شد.
وي كه به همراه تعدادي از فعالان حوزه زنان در مراسم ۲۲ خرداد، روز همبستگي زنان ايران، شركت كرده بود، به همراه تعدادي از شركت كنندگان بازداشت شد.
مراسم روز همبستگي زنان كه قرار بود، روز ۲۲ خرداد در گالري ابريشم برگزار شود، به خاطرفشار به مدير گالري، لغو شد و تعدادي از شركت كنندگان بازداشت شدند.
شايان ذكر است؛ آيدا سعادت به قيد ضمانت آزاده شده است.
 

تجمع اعتراضي ۴۰۰ كارگر مه نخ و فرنخ

 

اعتراض و اعتصاب كارگران مجتمع توليدي فرنخ و مه نخ همچنان ادامه دارد.
به گزارش سايت دسترنج؛« بيش از ۴۰۰ كارگر شركت فرنخ و مه‌نخ قزوين پس از دو روز تجمع اعتراض آميز در محوطه كارخانه، بيش از ۶ روز است كه دست به اعتصاب زده‌اند.»
اين كارگران، خواهان دريافت حقوق و مزاياي شغلي خود هستند و به سايت دسترنج گفته‌اند؛ تا دريافت نهايي كليه مطالبات خود به اعتراض و اعتصاب ادامه خواهند داد و به شعارهاي غيرعملي مسوولان بسنده نخواهندكرد.

 

بازداشت ۲۷ دانشجو در قزوین

 

 ۲۷ نفر از دختران دانشجوي يك دانشگاه غيردولتي در قزوين به اتهام برداشتن حجاب و رقص و پايكوبي در داخل اتوبوس بازداشت شدند.

به گزارش حادثه آنلاين‏، ماموران پليس قزوين بعدازظهر هفتم خردادماه يك‌دستگاه اتوبوس حامل ۲۷ نفر از دختران دانشجوي يك دانشگاه غيردولتي را كه با برداشتن حجاب خود اقدام به رقص و پايكوبي در داخل اتوبوس كرده بودند در اتوبان قزوين - كرج متوقف و سرنشينان آن را به پليس امنيت اخلاقي استان منتقل كردند.

دانشجويان بازداشت شده در جريان تحقيقات اوليه پليس مدعي شده‌اند كه در اعتراض به جدا‌سازي سرويس دانشجويان دختر و پسر اقدام به اين حركت كرده‌اند.

گفتني است: دانشجويان مذكور براساس دستور مقامات قضايي به طور موقت آزاد تا پس از تعطيلات خردادماه به اتهام آنان رسيدگي شود.

 

خبرنامه دانشگاه آزاد قزوین


 

 


 

+ | نوشته شده در سه شنبه 11 تیر1387 ساعت 11:7 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   افزایش حکم یونس میرحسینی، دانشجوی دانشگاه شیراز، به سه سال حبس

 

 
   

حکم یونس میرحسینی دانشجوی سال سوم رشته حقوق دانشگاه شیراز که ظرف چند روز گذشته یک سال حبس تعلیقی اعلام شده بود، به طور ناگهانی و در اقدامی بی سابقه به سه سال افزایش یافت. این حکم قبلا به صورت تلفنی به وکیل وی ابلاغ شده بود. مشخص نیست در دو روز گذشته چه اتفاقی افتاده است که موجب شده است حکم مذکور بدین شکل تغییر کند. اقدام ذکر شده از سوی دادگاه انقلاب کاملا بی سابقه و غیرقانونی می باشد. گفتنی است اتهام میرحسینی “تبلیغ علیه نظام”، “عضویت در گروههای مخالف نظام” و “تبلیغ به نفع گروههای مخالف نظام” عنوان شده بود.

 یونس میرحسینی از دانشجویان بازداشتی در جریانات آذر ماه ۸۶ می باشد که در مدت ۱۴ روز بازداشت وی، دو تحصن بزرگ در اعتراض به دستگیری او در دانشگاه شیراز برگزار شده بود.

 اقدام اخیر دستگاه قضایی که حکم صادره ی سنگین و غیرقانونی اش را ظرف مدت دو روز سنگین تر می کند، به همراه ماجرای بازداشت دختر قربانی حادثه زنجان، شروع موج جدید سرکوب جنبش دانشجویی توسط قوه قضاییه قلمداد می شود. دستگاه قضایی هر گاه احساس کرده است فعالیت های جنبش دانشجویی می تواند کارا و تاثیرگذار باشد، رویه سرکوب را پیش گرفته است.

 خبرنامه شیراز

 


 

+ | نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387 ساعت 12:14 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   بازداشت دو دانشجو دانشگاه فردوسی در تجمع مردم مشهد

 

 
   

 

در پی برگزاری تجمعی در شهر مشهد دو تن از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد بازداشت شدند.

 در تجمع مردم مشهد که در روز جمعه و به دعوت برخی رسانه های خارجی برگزار شد، دو دانشجوی طیف چپ به نام های توحید دولتشناس و فرزاد حسن زاده بازداشت شدند. با وجود اینکه این دو دانشجو در تجمع فوق شرکت نداشته و بر روی یکی از صندلی های پارک ملت شهر مشهد نشسته بودند، توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند.

 روز گذشته تعدادی از دانشجویان دانشگاه فردوسی مشهد به ادامه بازداشت این دو دانشجو اعتراض کردند که در نتیجه حراست دانشگاه پس از مذاکره با دانشجویان قول داد که مساله بازداشت این دو دانشجو را پیگیری کند.

 


 

+ | نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387 ساعت 12:12 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   بازداشت یک کارمند دانشگاه در فیروزآباد به اتهام فساد اخلاقی

 

 
   

در پی بوجود آمدن مشکل مالی برای یک دانشجو و درخواست وام دانشجویی توسط وی، کارمند مذکور با فرصت‌طلبی از این دانشجو تقاضای برقراری ارتباط نامشروع می‌کند. یکی ازکارکنان یک دانشگاه غیردولتی در فیروزآباد به جرم فساد اخلاقی بازداشت شد.

 در پی بوجود آمدن مشکل مالی برای یک دانشجو و درخواست وام دانشجویی توسط وی، کارمند مذکور با فرصت‌طلبی از این دانشجو تقاضای برقراری ارتباط نامشروع می‌کند.

 این دختر دانشجو در بازجویی از نیاز شدید به این وام خبر داده و عنوان کرد: این کارمند قول داد در صورت همراهی با وی وام را در اختیارم بگذارد.

 با پیگیری‌های انجام شده مشخص گردید این کارمند با استفاده از چنین شیوه‌های تاکنون چند دانشجوی دختر دیگر را نیز اغفال و مجبور به برقراری رابطه نامشروع کرده است.

 وی در بازجویی‌ها از دست داشتن برخی دیگر از همکارانش با شیوه‌های متفاوت در سوءاستفاده از دختران دانشجو خبر داده است.

 او از ارایه تخفیف ثبت نام، دادن وام و وعده نمره به عنوان اهرم‌هایی برای برقراری این روابط غیراخلاقی نام برده است.

 البرز

 


 

+ | نوشته شده در دوشنبه 10 تیر1387 ساعت 12:10 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   تجمع کارگران مجتمع همامرغ در مقابل فرمانداری مهاباد

 

 
   

۵۷ تن از کارگران مجتمع هما مرغ وابسته به کشت و صنعت مهاباد، صبح روز گذشته در اعتراض به اخراج خود، در مقابل فرمانداری این شهر تجمع کردند. مطالبات تجمع کنندگان، بازگشت به کار کارگران اخراجی و افزایش دستمزدها با توجه به رشد روزافزون تورم عنوان شده است.

 این تجمع آرام که از ساعت ۹ صبح شروع شد، بدون گرفتن پاسخ مناسبی از طرف مسئولان خصوصا جعفر ذوالفقاری فرماندارمهاباد که به مشکلات و معضلات شهر مهاباد بی‌تفاوت بوده و تاکنون نسبت به اخراج کارکنان هما مرغ عکس العمل و واکنشی از خود نشان نداده است، در ساعت ۱بعدازظهر به پایان رسید.

 شایان ذکر است که این تعداد از کارگران شرکت هما مرغ مهاباد، در پی درخواست افزایش حقوق و مزایا، ازسوی مدیرعامل شرکت اخراج شده‌اند.

 گفتنی است در زمان مدیریت اسماعیلی بر شرکت سرمایه‌گذاری غدیر شخصی بنام دلفانی مبادرت به خرید شرکت سرمایه گذاری سبز مهاباد نمود که کل شرکت که شامل سردخانه زمزم و مجتمع کشت و صنعت مهاباد و مجتمع مرغ هما و مجتمع دامداری و صنعتی مهاباد است با قیمت بسیار نازل خریداری شد.

دسترنج

 


 

+ | نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387 ساعت 12:31 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   صدور قرار کفالت برای خسروی دانشجوی فردوسی مشهد در پی شکایت اطلاعات سپاه

 

 
   

 

خبرنامه امیرکبیر: مهدی خسروی از فعالین سیاسی دانشگاه فردوسی مشهد به بهانه مطالب منتشر نموده در شماره دو نشریه محاوره و با شکایت اداره اطلاعات سپاه پاسداران منطقه خراسان رضوی متهم به زیر سئوال بردن اساس نظام و توهین به نظام شد.

 جلسه اول بازپرسی مهدی خسروی روز گذشته در شعبه ۳۲ دادگاه انقلاب مشهد برگزار شد و برای وی قرار کفالت صادر شد. لازم به ذکر است که جلسه دوم بازپرسی امین ریاحی که به همین اتهام احضار شده نیزقرار است ۹ تیر ماه در شعبه ۲۰۱ دادسرای انقلاب شهر مشهد برگزار شود.

 احضاریه حمیدرضا امیرخانی دیگر دانشجوی دانشگاه فردوسی که در جریان انتشار برخی مطالب انتقادی نسبت به دولت در نشریه دانشجویی محاوره به یک ترم محرومیت از تحصیل محکوم شده است، به وی ابلاغ نشده است. وی در حال حاضر دوران یک ترم محرومیت از تحصیل خود را می گذراند.

 


 

+ | نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387 ساعت 12:30 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |

 


 

 

 
   روش‌های جدید وزارت علوم برای محروم‌کردن دانشجویان از ادامه‌ی تحصیل

 

 
   

وضعیت دانشجویان محروم شده از تحصیل به دلیل فعالیتهای صنفی یا سیاسی، از جمله موضوع‌هایی بود که در جلسه اخیر شورای دفتر تحکیم وحدت بررسی شد. شیوه‌ی دولت نهم برای محروم‌کردن دانشجویان از حق تحصیل پوشیده‌تر از پیش شده است.

 وزارت علوم در شروع کار دولت نهم،  محرومیت دانشجویان سطوح کارشناسی ارشد را با دادن ستاره به آنها  ابلاغ می‌کرد اما این روش اینک پوشیده‌‌تر و غیرمستقیم شده است.

 براساس آیین‌نامه آموزشی دانشگاه‌های ایران، در دوره‌های لیسانس و کارشناسی ارشد، محدودیت سنوات وجود دارد. چنانچه دانشجو، تحصیل خود را ظرف مدت زمان و ترم‌های مشخصی به پایان نرساند، دوره تحصیل خودبخود تمام شده تلقی می‌شود. به این قرار دانشجویی که بیشتر از دو یا سه ترم محرومیت از کمیته انضباطی دریافت کند، خواه ناخواه اخراج شده محسوب می‌شود.

 مهدیه گلرو دانشجوی رشته اقتصاد صنعتی دانشگاه علامه، که خود چهارترم محرومیت از تحصیل دارد در گفتگو با دویچه‌وله می‌گوید: ” سال اول که وزارت علوم دولت نهم تصمیم به محرومیت دانشجویان فعال گرفت، این دانشجویان ستاره دار شدند و آقای احمدی‌نژاد پای پاسخگویی به خبرنگاران و معترضین نرفت و به مزاح گفت: اینها همه یا سروان هستند یا سرگرد! اما امسال موضوع بغرنج تر شده است. ثبت‌نام در کنکور کارشناسی ارشد، اینترنتی و مجازی شده. مدتی گذشت تا ما متوجه شدیم دلیل اصرار به این روش با وجود اینکه سیستمی ضعیف و طولانی است، چیست. هیچ مدرکی به دانشجویی که در کنکور کارشناسی ارشد شرکت کرده، داده نمی‌شود. این سنگ بزرگی است. هر کس هم شکایت کند، اولین چیزی که از او می‌خواهند، مدرک مکتوب است. “

 تعداد دانشجویانی که در کنکور سال گذشته و امسال شرکت کرده‌ و به دلیل ستاره‌داربودن کارنامه‌های خود را دریافت نکرده‌اند، ۱۷ نفر است. در دفتر تحکیم وحدت، کمیته‌ای با نام کمیته دفاع از حق تحصیل تشکیل شده که وظیفه‌اش پیگیری موارد و نمونه‌های محرومیت‌هاست. مهدیه گلرو، عضو این کمیته می‌گوید: ” پوشش خبری محرومیت‌ها در سال نخست خوب بود زیرا دانشجویان مستقیما برچسب ستاره‌داربودن را دریافت می‌کردند. وزارت علوم در دو سال گذشته، دیگر اشتباه سال اول را نکرده بلکه کارنامه‌های دانشجویان را نمی‌دهد. وزارت علوم اساسا کارنامه‌های دو گروه را نمی‌دهد. اول آنها که در جلسه کنکور کارشناسی ارشد تقلب کرده باشند و دوم، دانشجویان فعال.”

  مهدیه گلرو اضافه می‌کند که وزارت علوم  به آندسته از دانشجویان هم که فعالیت مستمر داشته‌اند اما احتمال قبول شدن‌شان در تحصیلات تکمیلی بسیار ضعیف است، کارنامه می‌دهد اما کسانی که به احتمال ۹۰درصد به بالا در دانشگاه‌های خوب و فعال قبول خواهند شد، کارنامه نمی‌گیرند!

 در سال گذشته حدود ۱۰۰ دانشجو بین یک تا چهار ترم، از تحصیل محروم شده‌اند. به نقل از مهدیه گلرو، دانشگاه علامه پرچمدار پیروزی دولت نهم و وزارت علوم در تعلیق دانشجویان است. بیشتر دانشجویان این دانشگاه سه یا چهار ترم محرومیت از تحصیل دارند و این با در نظر گرفتن آیین‌نامه “سنوات”، به معنای اخراج است.

 یکی از این دانشجویان، رشید اسماعیلی، دانشجوی کارشناسی حقوق بشر است که درمرحله نوشتن پایان‌نامه، دو ترم محرومیت دریافت کرده و به طور غیررسمی در معرض اخراج قرار دارد.

 مهدیه گلرو امیدوار است که کمیته دفاع از حق تحصیل دفتر تحکیم با توجه به شمار بالای دانشجویان محروم شده، کارنامه نگرفته و ستاره‌‌دار، پویا تر شود و شکایت آنها را در دیوانعالی عدالت اداری پیگیری کند.

 مهیندخت مصباح

رادیو دویچه وله

 


 

+ | نوشته شده در یکشنبه 9 تیر1387 ساعت 12:27 توسط تشکل دانشجویان اصلاح طلب |